منابع تحقیق با موضوع تجزیه واریانس، پوشش گیاهی، عوامل ساختاری، استان کرمانشاه

دانلود پایان نامه ارشد

در جنگل بابا کوسه علیا در استان کرمانشاه را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تغییرات ارتفاع از سطح دریا بر ویژگیهای ساختاری جستگروهها (تعداد جست در هکتار، سطح تاج، ارتفاع حداکثر و سطح مقطع) تأثیرگذار است و با افزایش ارتفاع از سطح دریا تعداد جستها کاهش مییابد. متغیرهای تعداد جست در هکتار و سطح تاج جستگروه در طبقات مختلف شیب اختلاف معنیداری در سطح %1 دارند، ولی در مورد سایر عوامل در طبقات مختلف شیب، ارتباط معنیداری وجود ندارد. تجزیه واریانس تعداد جست و جهت جغرافیایی نیز نشان داد که اختلاف معنیداری در سطح %1 بین آنها موجود میباشد، ولی سایر عوامل ساختاری با تغییر در طبقات جهت، اختلاف معنیداری نداشتند.
عباسی و همکاران (1388) اعلام کردند که درصد تاجپوشش گونههای درختی و درختچهای در مناطق حفاظت شده منطقه اشترانکوه لرستان خیلی بیشتر از مقدار آن در مناطق کمتر حفاظت شده و حفاظت نشده است.
شاکری و همکاران (1388) در بررسي و مقايسه زادآوري دانهزاد و شاخهزاد در تودههاي دستنخورده و گلازني شده بلوط زاگرس شمالي دریافتند که تعداد زادآوري دانه زاد و شاخه زاد در قطعات نمونه 25 آري در طبقهی ارتفاعي زير 2 متر به طور معنيداري (سطح 5 درصد)، در تودههاي دستنخورده بيشتر از تودههاي گلازنيشده بوده و به ترتيب در رويشگاههاي 1 تا 3، برابر 3250 پايه در مقابل 375، 1600 پايه در مقابل 130 و 310 پايه در مقابل 81 پايه ميباشند. در طبقات ارتفاعي بلندتر از 2 متر نيز تودههاي دستنخورده موجود در رويشگاههاي 1 و 2 داراي 533 و 66 پايه در قطعه نمونه بوده و توده دستنخورده موجود در رويشگاه 3 به دليل وجود چرايدام همچون تودههاي گلازنيشده فاقد نهال مستقر شده در طبقه ارتفاعي بلندتر از 2 متر ميباشد. بر اساس نتايج بدست آمده عمدهترين عوامل موثر بر زادآوري گونههاي مختلف بلوط موجود در منطقه، چرايدام، آتشسوزي، جمعآوري بذر درختان بلوط براي تعليف دام، خشکي تابستان و وجود آفات و امراض بذرها و نهالها ميباشد.
حسيني (1388) اثرات تغيير ارتفاع از سطح دريا را بر ساختار تودههای بلوط در منطقه ایلام مورد مطالعه قرار داد و به نتايج زير رسيد که تراكم پايههاي دانهزاد نسبت به تعداد پايههاي شاخهزاد با افزايش ارتفاع از سطح دريا كاهش مييابد كه دلیل آن شرايط سخت فيزيوگرافي ارتفاعات بالاتر، بوده است. همچنين ایشان گزارش نمود كه با افزايش ارتفاع از سطح دريا ميزان خميدگي تنه درخت در گروه دانهزاد بيشتر از شاخهزاد ميباشد. بيشترين تراكم زادآوري در طبقات مياني 2000 متر از سطح دريا در بين سه محدوده ارتفاعي 1800، 2000 و 2200 متر بوده است.
طاهریآبکنار و همکاران (1390) در مطالعات خود اعلام کردند، چون عوامل تأثیرگذار در کیفیت و کمیت جنگل ایدهآل نیستند و عموما جنگلهای غرب ساختار ناهمسال و نامنظم و تنک دارند، تجدید حیات کم و تخریب زیاد است و عوامل مسبب بالا رفتن کیفیت و کمیت در این جنگلها بسیار اندک است، جنگلهای غرب بسیار ناهمگن و تودههای مورد برسی نیز بسیار ناهمگناند و دخالت و تخریب به یک نسبت در قسمتهای مختلف آن اعمال نشده و در جاهای نزدیک به جاده، رودخانه و روستاها بیشتر در معرض آسیب قرار گرفتهاند. درنتیجه ساختار مناطق مورد مطالعه از شرایط بسیار نامتعادلی برخوردار است.
دای و همکاران45 (2011)، تغییرات در ساختار و ترکیب جنگل در شمال شرقی چین را بررسی کردند. در این مطالعه تغییرات در یک دوره 29 ساله در دو جنگل مسن در کوههای چانگبای بررسی شد. نتایج نشان دادند که تراکم جنگلهای آمیختهی سوزنیبرگ و پهنبرگ در 740 متر ارتفاع از سطح دریا به آهستگی از 510 تا 515 درخت در هکتار و سطح مقطع کل به طور معنیداری از 19/36 تا 53/46 مترمربع در هکتار افزایش مییابد. جنگلهای کاج در ارتفاع 1680 متر از سطح دریا یک کاهش معنیدار در تراکم و سطح مقطع کل نشان دادند. در جنگلهای کاج پراکنش طبقههای اندازه یک منحنی J معکوس نشان داد. ترکیب گونههای درختی در دو جنگل تغییری نکرده است.
کاروالهو46 (2011)، ترکیب و ساختار تودههای طبیعی آمیخته بلوط در شمال و مرکز پرتغال را بررسی کرد. نتایج نشان داد که منطقه از لحاظ گونههای درختی دارای تنوع بالایی است. تودههای مسن و بالغ نسبت به تودههای جوان دامنه وسیعتری از قطر برابرسینه دارند. تودههای جوانتر درجههای کمتری از بینظمی دارند. گونههای درختی کوچکتر بیشتر در طبقات قطری کوچکتر و در لایههای پایینتر دیده میشوند. یک اختلاف واضح در شکلهای توزیع قطر در تودههای در مرحلهی اولیه و نهایی توالی وجود دارد. تودههای طبیعی مرحلهی نهایی توالی ساختار نامنظم، با یک الگوی نزولی و چند نمایی نشان میدهند.
صالحی و محمدی (1390) در مطالعات خود با عنوان تأثیر سرشاخه زنی درختان بر خصوصیات شیمیایی خاک در جنگلهای زاگرس در شهرستان پلدختر به این نتیجه رسیدند که متوسط قطر برابر سینه در منطقه کمتر تخریب یافته نسبت به منطقه تخریب شده به طور معنیداری بیشتر میباشد.
مهدیانی و همکاران (1391) با بررسی و مطالعه ساختار تودههای اوری در رویشگاههای استان گلستان (منطقهی درازنو، شیرینآباد و لوه) به این نتیجه رسیدند که از نظر ویژگیهای ساختاری از جمله: قطر برابر سینه، ارتفاع درختان، ترکیب، رویهزمینی، درصد حضور گونههای زادآوری و خشکهدارها و عوامل رویشگاهی از جمله خاک، بارندگی، دمای متوسط سالیانه، اقلیم، ارتفاع از سطح دریا، دامنه و شیب محل تودهها با هم تفاوت داشته و تفاوت ویژگیهای ساختاری مورد تایید میباشد. به نحوی که در رویشگاه درازنو حداکثر تاجپوشش تودههای جنگلی 61 درصد، سطح مقطع برابر سینه 12/42 مترمربع درهکتار، میانگین قطر برابرسینه توده 80 سانتیمتر و میانگین ارتفاع درختان توده 5/14 متر به دست آمده است. دامنهی پراکنش قطری، میانگین، ماکزیمم و تعداد درهکتار درختان توده در رویشگاه یک بیشتر از دیگر رویشگاهها بوده است. نمودارهای توزیع تعداد در طبقات قطری تودهها نشانگر تودههای ناهمسال منظم میباشد. تاجپوشش تودهی رویشگاه دو کمتر از سایر رویشگاهها میباشد و به نظر میرسد رویشگاه دو در معرض تخریب و وضعیت نامطلوب قرار دارد. توده واقع در رویشگاه یک از تنوع ارتفاعی و پراکنش تعداد در طبقههی ارتفاعی وسیعتر برخوردار است و رویشگاه دو دارای کمترین تنوع ارتفاعی میباشد. این مسئله تأییدی بر حاصلخیزی و مطلوبیت رویشگاه یک در مقابل رویشگاههای دو و سه است. همچنین ایشان در مطالعات خود وضعیت زادآوری در مناطق مورد بررسی به ویژه با توجه به انتخاب تودههای طبیعی و کمتر تخریبیافته را نگران کننده دانستند و به جزء یک رویشگاه که در گذشته عملیات شیار زدن، خراش سطحی، حفاظت و دیگر اقدامات حمایتی در آن انجام گرفته و وضعیت فعلی زادآوری در آن مناسب میباشد، دیگر رویشگاهها وضعیت زادآوری ضعیف و نگران کنندهای را دارا بودند.

2-2- مطالعات انجام شده در زمینهی خاک جنگل
مطالعه و بررسیهای صورت گرفته در مورد خاکهای جنگلهای زاگرس و سایر مناطق رویشی کشور بیشتر بهصورت مطالعه خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک در ارتباط با گونهها و جوامع گیاهی میباشد. اما در ارتباط با مقایسه خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک در مناطق با درجات تخریب متفاوت، مطالعات اندکی صورت گرفته است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود
در تحقيقي كه توسط ويتوزك و سانفورد47 (1986) با عنوان چرخهي مواد غذايي در جنگلهاي مرطوب گرمسيري انجام گرفت گزارش شد كه كمبود مواد آلي خاك در رويشگاههاي تخريبيافته ممكن است به دليل کاهش تولید لاشبرگ و سرعت بالاي تجزيهي آن باشد.
در مطالعه دیگری که توسط هدایتیراد (1375) بر روی خصوصیات فیزیکی- شیمیایی، پیدایش و دستهبندی خاکها در ارتباط با پراکنش گیاهی در جنگلهای حوزه تنگ تامرادی یاسوج که کمتر دچار تخریب گردیدهاند، صورت گرفت، بیان شد که بافت خاک در سه افق A1، B1، B2لومی رسی، درصد آهک به ترتیب 57%، 48%، 56% ، مواد آلی را به ترتیب 8، 9/7، 9/7 و نسبت C/N به ترتیب 85/5، 2/1، 09/1 میباشد.
در مطالعهای که (دالگرن و همکاران48، 1997) در اراضی جنگلی بلوط کالیفرنیا واقع در دامنه رشتهکوههای نوادا در شمال کالیفرنیا انجام دادند، تأثیرات درختان بلوط و چرایدام بر روی خصوصیات خاک و چرخه عناصر غذایی مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه چهار ترکیب پوشش گیاهی و مدیریت شامل: بلوط با چرایدام، بلوط بدون چرایدام، مراتعباز با چرایدام و مراتعباز بدون چرایدام مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در مقایسه با مراتع مجاور خاکهای زیر تاجپوشش درختان بلوط کوبیدگی کمتر، pH بالاتر و میزان کربنآلی، نیتروژن، فسفرکل و قابل دسترس، کلسیم، منیزیم و پتاسیم قابل تبادل بیشتری، خصوصاً در افقهای سطحی (35- 0 سانتیمتر)، دارا بودند.
دورمار49 و همکاران (1997) اثرات دو تیمار چرای تناوبی و قرق را بر روی خصوصیات خاک و پوشش گیاهی مورد مقایسه قرار داده و نتیجه گرفتند که منطقه چرا شده نسبت به منطقه قرق دارای فسفر قابل جذب بیشتری است.
گرین وود50 و همکاران (1998) تغییرات ویژگیهای فیزیکی خاک بعد از توقف چرا در آرمیدل استرالیا مورد بررسی قرار دادند نتایج مطالعات آنها نشان داد که توقف چرایدام سبب کاهش جرممخصوص ظاهری خاک گشته است. علت این اختلاف را اصلاح ویژگیهای فیزیکی خاک در اثر فعالیتهای بیولوژیکی و پدیده خشک و مرطوب شدن خاک در غیاب اثر تراکمی لگدکوبی دام ذکر نمودهاند.
برجدا51 (1998) با مطالعه در مورد گونهاي از بلوط دريافت که مقدار ماده آلي زير تاج گياه 2 تا 3 برابر بيشتر از خاک خارج محوطه تاج درختان بوده و اين تفاوت در عمقهاي سطحي محسوستر ميباشد. همچنين ايشان بيان نمود که مقدار پتاسيم قابل تبادل در زير سايه انداز بيشتر از خارج سايه انداز مي باشد.
ارانچالام52 (2002) با مطالعهی فاکتورهای خاكی و آبوهوايي جنگلهاي بهرهبرداري شدهي نيمه گرمسيري مرطوب، نتيجه گرفت كه در جنگلهای تخریب نیافته pH خاك به علت شستوشوي کمتر خاك و انباشتگي زیادتر لاشبرگها در مقایسه با جنگلهاي تخريبيافته کمتر است.
جانسون و اورسون53 (2001) در مناطق جنگلی حارهای در آمازون به این نتیجه رسیدند که میزان عناصر کلسیم، فسفر، ازت و کربن آلی موجود در خاک مناطق جنگلی بکر نسبت به جنگلهای تخریب شده که جنگلهای ثانویه را تشکیل دادهاند بیشتر میباشد.
گالاردو54 (2003) در مطالعه خود در رابطه با تاثير تاجپوشش درختان بلوط بر توزيع مواد غذايي در خاك در منطقه مديترانهاي دهسا، ميزان ماده آلي در زير تاجپوشش را به طور معنيداري بيشتر از خارج تاجپوشش به دست آورد.
ویسر و بوسا55 (2004) برای ارزیابی بهترین فنون احیاء در جنگلهای مورد چرا قرار گرفته و تنکشده به این نتیجه رسیدند که تیمار آمادهسازی خاک همراه با بذرکاری بهترین راهکار بوده است.
بارب هويا56 و همكاران (2004) فعالیت باکتریایی بیوماس خاک در تودههای تخریبشده و کمتر تخریبشده جنگلهای همیشه سبز مرطوب گرمسیری در هند را مورد بررسی قرار دادند و گزارش نمودند که ذخیره و نگهداری مواد غذایی توسط بیوماس خاکهای میکروبی در رویشگاه تخريبنيافته زیادتر بوده و به استقرار زادآوری به واسطهی حفاظت از جنگل کمک زیادی کرده است، از سوی دیگر ایشان ذکر کردند که با قطع درختان و در نتيجه كاهش ضخامت تاجپوشش در رويشگاه تخريبيافته عمق لاشبرگ كاهش مییابد و با دریافت نور بیشتر توسط کف جنگل دمای خاک افزایش خواهد داشت. ایشان در ادامهي تحقيقات خود دریافت که افزايش ظرفيت آبي مزرعهاي57 در جنگلهاي تخريبنيافته بستگی به ميزان بالاي رس و مواد آلي خاك دارد و مقدار فسفر در مقايسه با مقدار نيتروژن در هر دو رويشگاه پس از بارندگي از تغییرات کمتری برخوردار است.
کهندل و همکاران (1385) در بررسی تاثير شدتهاي چرايدام بر ترکيب پوشش گياهي، رطوبت، مقاومتمکانيکي و نفوذپذيري خاک سه منطقه بدون چرا، چرای متوسط و چرای شدید دریافتندکه مقاومتمکانيکي در عمق 30- 15 سانتيمتر نسبت به 15-0 سانتیمتر به طور معنيداري افزايش يافت. مقاومتمکانيکي در انتهاي دوره

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع پوشش گیاهی، استان گیلان، استان مرکزی، فیزیوگرافی Next Entries منابع تحقیق با موضوع تجدید حیات، استان ایلام، شهرستان پلدختر، عوامل محیطی