منابع تحقیق با موضوع بعضي، خداي، کسي

دانلود پایان نامه ارشد

آيد از حرکات و سکنات. و عمده آن پاسباني زبان است از گفتن ناشايسته سخنان. در خبر است که مردمان را سرنگون در آتش دوزخ نيندازد مگر سخني چند که زبانهاشان درود و پردازد و در روايتي ديگر چنان است که رستگاري اهل ايمان در پاسباني زبان است. و از امام جعفر صادق عليه السلام روايت کرده‌اند که روزي نگذرد مگر آنکه هر عضوي از اعضاي بدن از روي افتادگي و فروتني زبان را سوگند دهند که مبادا سخني مستهجن از آن سر زند که به شومي آن سخن يکان يکان مستحق عقوبت و مستوجب هوان. و از آن جمله اعتراف به قصور و تقصير داشتن در بندگي ايزد بيهال و خود را سبک و حقير انگاشتن در هر حالي از احوال. و از آن جمله همواره با طهارت و پاکيزگي بودن و آلايش حدث اصغر و اکبر هر گاه اتفاق افتد از خود زدودن و همچنين ازاله اخباث و اتفاث از جامه و بدن و اثاث. هر هفته سر تراشيدن و زياده ناخن و شارب چيدن و بايد دانست که ادامت طهارت کليد گشايش روزي است. و اقليد افزايش بهبودي و فيروزي است. آورده‌اند که مردي در خدمت حضرت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از تنگدستي شکايت نمود. آن حضرت “أَدِمِ الطَّهَارَةَ يَدُمْ عَلَيْكَ الرِّزْقُ”121 فرموده پس آن مرد به امتثال فرمان شتافت و از وسعت روزي صبره فراوان يافت. و از آن جمله موي زياد از سراسر بدن ستردن و بوي خوش به کار بردن. در خبر است که دو رکعت نماز که با خوشبو گذارند بهتر است از هفتاد رکعت که بدون آن بجا آرند122 و کسي را که ميسر نباشد بايد که هر آئنه هر روز يک بار ناچار شماري و کسي را که آن نيز مقدور نيست جهد آن را در روز آدينه وا نگذارد. در خبر است که “لَا يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يَدَعَ الطِّيبَ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَفِي كُلِّ جُمُعَةٍ وَ لَا يَدَعْ”123 و بالجمله چون ايراد سراسر مندوبات بيرون از گنجايش حوصله استيفاد استقصاست. همانا در اين گفتار اقتصار به همين مقدار انسب و اولي است و آنچه جامع مجامع آنها است همت بر اقامت يک يک از آداب شرعيه و سنن مرعيه گماشتن در هر نشست و خاست و خود را پي سير طريق قويم و صراط مستقيم سيد ابرار و ائمه اطهار داشتن در جميع فنون جنبش و سکون بدون افزون و کاست (ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ).124

گفتار سوم: اعمال ناپسند
و بيش از آن دانسته شد که بعضي از گناهان کبيره است و بعضي صغيره. کبيره آن است که ارتکابش از اسباب التهاب آتش جحيم است به مقتضاي تنزيل کريم. و اجتنابش از علامات استواري ايمان و صحت پيروي دين قويم است در نظر اصحاب‌هاديان صراط مستقيم. اين است آنچه قرارداد محققين است. و اين است آنچه مستفاد از اخبار ائمه دين است. ليکن بعضي از دانشمندان کبائر را از صغائر به ايجاب و عدم ايجاب حدي از حدود جدا ساخته‌اند و بعضي ديگر از ايشان جميع گناهان را بزرگ دانسته و کبير دانسته اند. و به گمان اين جماعت هيچ يک از گناهان صغيره نباشد مگر نسبت به گناهي ديگر از آن اکبر. مانند قبله حرام که صغيره است نسبت به زنا و کبيره است نظر به نظر.
اکنون بايد دانست که عمده معاصي کبار که مرتکب آن مستوجب دخول نار باشد کفر ورزيدن و معبودي جز خداي عزوجل پرسيدن. در قرآن مجيد وارد است که خداي تعالي بهشت را حرام کرده بر کسي که شرک آورد و پرستش معبود ديگر کند. و از آن جمله از رحمت فراوان خداي عزوجل نوميد گرديدن. و همچنين از نقمت بي امان اوجل شانه غافل بودن و آرميدن هر کس خود را از نوازش خداوند بردبار نااميد ببيند در شمار کفار است. و هر کس از خشم داور قهار ايمن نشيند بسيار زيان کار است. و از آن جمله پيرامون خون ناحق گرديدن و کسي را که مستوجب قتل نباشد به قتل رسانيدن عذاب عظيم جهنم از براي کشنده نفس محترم مهيا است و سوختن در آن آتش مضرم علاوه آنچه مستحق آن شده از غضب و لعنت خداي عزوعلا. در خبر است که هر کس دست عداون به کشتن کسي از اهل ايمان يازد ايزد تعالي گناهان مقتول را به ديوان اعمال او اندازد. و مقتول را از آلايش گناهي چند که داشته باشد پاکيزه سازد و از آن جمله پدر و مادر را از خود آزردن و با هر يک از ايشان طريق سرکشي و عصيان سپردن. در خبر است که از عقوق والدين حذر کنيد پس به تحقيق که بوي بهشت از هزار ساله را مي‌وزد و کسي که پدر و مادر را مي‌رنجاند از آن محروم مي‌ماند. و از آن جمله از لشکر دشمنان دين گريختن و به وسيله رذيله فرار غبار مذلت و صغار بر رخسار زندگاني بيختن که فرار از صولت مخالفين باعث فساد دنيا و خرابي دين است. و افروزنده آتش خشم و غضب خداوند جان آفرينست. در خبر است که گريزنده عمرش بگريز زياد نشود و ميان او و اجل مقرر هيچ چيز حائل نگردد.
و از آن جمله دانسته ربا خوردن که عذاب يک درهم از ربوا خوردن سخت تر باشد از عذاب سي نوبت زنا با محارم کردن مانند عمه و خاله و دختر و مادرزن. و در بعضي اخبار چنان است که يک درهم از آن سخت تر از هفتاد زنا با محارم زنان است. و همچنان که گرفتن ربا حرام است دادن آن نيز از جمله معاصي و آثام است. روايت شده که ايزد تعالي لعن کرده خوردنده و خوراننده آن را و همچنين نويسنده و گواهان را. و از آن جمله مال يتيمان را به ستم خوردن و به غير حق دست به سوي آن بردن. خورندگان اموال يتيمان نمي خورند مگر آتش سوزان و زود شود که بريان شوند در آتش تابان. چنانکه تنزيل کريم گويا است.125 در خبر است که سرور پيغمبران به هنگام عروج آسماني گروهي را ديد که آتش داخل اجوافشان مي‌گرديد و از ادبارشان بيرون مي‌آمد آنچه به اجواف مي‌رسيد. پس از جبرئيل پرسيد که اين گروه چه کسانند؟ جبرئيل گفت: آنانند که مال ايتام را به ستم مي‌خورند. و قطع نظر از مقاسات نيران و ساير عقوبات نشا? جاودان. بايد که اقدام کنندگان بر اين گونه تعدي و طغيان بترسند از مجازات و مکافات اين جهان که مبادا نسبت به ناتوانان ذريت ايشان صدور يابد از بعضي متغلبان. آنچه ايشان کنند با ايتام ديگران چنانکه تصريح به آن واقع شده در آيتي ديگر از آيات قرآن. و در خبر است که هر کس بر يتيمي از ايتام ستم کند و ستيزد خداي عزوجل ظالمي را که از او يا از اولاد و احفاد او انتقام تواند کشيد بر انگيزد. و آن ظالم را چندان را دست دهد و مسلط سازد که يا يک کدام به انتقام آن ستم پردازد.
فصل: و از آن جمله زبان به افک و بهتان محصنات زنان گشودن و دامان عصمت ايشان را به افتراي نسبت مقاربت زنا آلودن آنان که رمي محصنات و قذف غافلات موجبات بر زبان مي‌آرند در دنيا و آخرت مستوجب لعنت پروردگارند. و از آن جمله تعرب است بعد از مهاجرت و مراد از آن دوري جستن است از پيروي مراسم شريعت بعد از التزام انقياد و متابعت. و از آن قبيل است دست ارادت از دامان مشايعت و متابعت خانواده نبوت و امامت کشيدن. و در به وادي ضلالت و غوايت خود سرچريدن بعد از شناختن ايشان به فرض اطاعت و وجوب لزوم جماعت و بکنه حقيقت امامت و خلافت ايشان رسيدن و از اين جهت در بعضي اخبار تعرب بعد از هجرت را در مقام تعداد کبائر جداگانه نام نبرده‌اند بلکه آن را شعبه از شعبه‌هاي کفر و شرک شمرده اند. چه در گفتار امامت آشکار شد که انکار خلفاي پروردگار انکار پروردگار است. و منکر وجوب ايتمار هر يک از واليان کشور بشارت و انذار در عداد مشرکين و شمار کفار است. و از آن جمله مقاربت زنا است و زنا‌هاتک جلابيب حيا است. علت کوتاهي اعمار است و سبب تباهي ديار. و از موجبات خلود نار است و اسباب خشم پروردگار. هر تيره رواني که دامان عفت ايمان را بر اصرار بر آن آلايد کردگار جهان سيصد در از عقوبت و هوان بر قبر او گشايد که از آن درها عقارب و حيّات و ثعبان آتش سوزان سر برون آرند و تا روز قيامت او را در سرزنش و شکنجه دارند پس به هنگامي که مبعوث شود سر از قبر بيرون کند بويي در کمال تندي و بدي از او وزد که به همه مردمان آزار آن رسد. پس بدان بوي بد شناخته و رسوا گردد تا آنکه او را به فرمان داور قهار در آتش بي زنهار اندازند. و طوائف مردمان را از او و از بوي او آسوده سازند. در خبر است که شش خصلت لازم زنا است سه خصلت در دنيا و سه خصلت ذخيره عقبا است. اما آن سه خصلت که عقوبت دنيا است بردن آبروي و آوردن تنگدستي و تعجيل فنا است و اما آن سه خصلت ديگر دشواري حساب و خلود در آتش و غضب خدا است. و در روايتي ديگر وارد شده که روز قيامت از فروج زنا کنندگان بوي وزد که تندي آن باعث آشفتگي جميع اهل محشر گردد. پرسند که اين بو چه بوست که همه کس از تندي اين آشفته و آزرده اند؟ بديشان گفته شود که اين بو از فروج گروهي است که در دنيا زنا کرده و بي توبه مرده‌اند پس همه کس ايشان را سرزنش کند و نکوهش نمايد. و هيچ کس در محشر نماند مگر اينکه زبان به لعن زناکاران گشايد.
فصل: و از آن جمله آشاميدن خمر است. روايت شده که هر کس شرب خمر کند نمازش تا چهل روز به درجه قبول نرسد و مردود ماند پس اگر بميرد و در جوفش چيزي از آن باقي باشد حقي است بر خداي عزوجل که از طينت خبال به او چشاند و آن چرک جراحت‌هاي دوزخيان است و آنچه بيرون آيد از فروج زنا کنندگان در ديگهاي جهنم فراهم آورده دوزخيان به آشاميدن پردازند و شرب آن را در آنجا سبب گداختن احشاء و جلود فريفتگان تمرد و جحود سازند و خبر ديگر چنين به نظر رسيده که هر کس در دنيا خمر خورده توبه نکرده اجلش رسد روز قيامت شرابي از زهر کژدم و مار به او دهند که چون نزديک لب برد هنوز به دهان نرسيده و از آن نچشيده گوشت رخسارش از زهر آن حشار ريزد و آشاميدنش سراپاي اعضا را از يک ديگر جدا سازد و چندان عفونت از آن آيد که اهل عرصات را نفرت افزايد پس او را به دوزخ اندازند و در آنجا به عذابي که از آن سخت تر نباشد معذب سازند. و از آن جمله جادوگري است که هر کس رو به عمل جادو گذارد در نشأت آخرت از رحمت خداي عزوجل هيچ بهره ندارد و از آن جمله سوگند دروغ خوردن و از براي ياور داشتن کسان سخنان دروغ را نام خدايي بردن صاحب سوگند دروغ در شمار کفار است و صاحب سوگند راست گناه کار است مگر در حالت اضطرار. اما آن کس که به بيزاري از دين حق سوگند ياد کند آن چنان باشد که خود گفته و از آنچه بيزاري از آن جسته بيزار. و از آن جمله غلول است و مراد از غلول دزديدن چيزي است از غنائمي که مسلمانان به دست آرند در روز جهاد. هر کس در غنيمت خيانت کرده باشد روز قيامت با آنچه دزديده و پنهان داشته به محشر آيد و رسوا گردد علي رؤس الاشهاد. و از آن جمله شهادت زور دادن و در اداي گواهي زبان به دروغ گشادن و از آن جمله کتمان شهادت ورزيدن و حق کسي را پنهان داشتن و پوشيدن شاهد زور در همان مقام که شهادت دروغ دهد نشيمن خود را از آتش دوزخ مهيا سازد. پيش از آنکه گام از گام بردارد يا سخني ديگر گويد و به کاري ديگر بپردازد. همچنين آن کس که به کتمان شهادت گرايد. و به هنگامي که گواهي از او طلبند آنچه را داند اظهار ننمايد. و از آن جمله شکستن پيمان و عدم مبالات به وفاي مقتضاي آن. و از آن جمله قطيعه رحم و قطيعه رحم پيوند بريدن است از خويشان و آزردن و رنجانيدن ايشان و از آن جمله منع فريضه زکوة و بخل ورزيدن در اخراج قدر مقرر از نقدين و مواشي و غلّات و همچنين ترک نماز و ترک ساير فرائض و واجبات. و پيش از اين دانستي که هر يک از مانع زکوة و تارک الصلوة مستحق دخول نار است و مستوجب عقوبت پايدار بلکه از ايمان برکنار است و در شمار ساير اصناف کفار.
فصل: از جمله عظائم محرمات که در شمار معاصي کبار است به مقتضاي بعضي از اخبار و نظريات اعتبار از موجبات دخول نار است بنابر اشعار به آن شد به هنگام درآمد گفتار عمل قوم لوط است که مردان با مردان و امردان قضاي شهوت مي‌نمودند و از مضاجعت ازواج و موقعت زنان که خلقت ايشان براي همان است روگردان مي‌بودند و الحاح آن سرکشان عنيد در آن فاحشه پليد به جايي انجاميد که هيچ کس دست رغبت از آن نمي کشد نه به وعيد نقمت عتيد و نه به تهديد عقوبت جاويد. تا ميعاد حلول صيحه بي نديد و نزول عذاب شديد رسيد. و به يک اشاره جبرئيل چشم همگان نابينا گرديد پس مداين و مساکن ايشان را

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره آسیب پذیری، استان خوزستان، جهاد کشاورزی Next Entries منابع تحقیق درباره آسیب پذیری، هیدرولوژی، محدودیت ها