منابع تحقیق با موضوع برابری جنسیتی، سن ازدواج، انتخاب همسر، وضعیت اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

سرمایهای بیشتر از دیگری باشد (در بیشتر جوامع ساختار ارث و مالکیت طوری است که فرد دارای سرمایهی بیشتر، مرد و فرد دارای سرمایهی کمتر زن است) در این صورت، طبق نظر پیتر بلاو در بحث مبادله، “در مبادلهی نابرابر طرف فرودست ممکن است کار طرف پاداشدهنده را با نوعی تقویت عمومی جبران کند ]…[ به این معنی که فرد در مقابل دریافت امتیازی که نمیتواند به طور کامل آن را تلافی کند تمایل دارد که از بعضی خواستههای خود در مقابل طرف دیگر چشمپوشی کند” (اسکیدمور62 1372: 106-107) که زنان برای مبادلهی برابر با مرد در رابطهی زناشویی، در نبودِ سرمایهی مادی برابر با مردان، باید سرمایهی فرهنگی خود یعنی، سن خود را هزینه کنند. بنابراین، در شرایطی که در جوامع امروزین (و در جوامع گذشته بیشتر) سرمایهی مادی مردان در سطوح مختلف، بیشتر از زنان است، در این صورت زنان در هنگام ازدواج برای برقراری رابطهای متوازن، به عرضهی سرمایهی فرهنگی خود، نظیر سن، در مقابل سرمایهی مادی مردان اقدام خواهند کرد و به این صورت، فاصلهی سنی زنان(مخصوصاً زنان طبقات پایینتر) بیشتر میشود. پس، فاصلهی سنی زوجین میتواند از نابرابری در مالکیت سرمایهی مادی نشأت بگیرد.
از جهات دیگر نیز ازدواج میتواند نوعی مبادله بین زن و شوهر محسوب شود. در گذشته، زنان عهدهدار وظایف خانهداری و مراقبت از فرزندان بودند و مردان، اقتصاد خانواده را تامین میکردند. در این میان، وظایفی که زنان به عهده داشتند از لحاظ زمانی و مالی نیاز به سرمایهگذاری زیادی نداشت و به این ترتیب، آمادگی ازدواج در سنین پایین را داشتند. اما، وظایفی که مردان میبایست آنها را انجام میدادند نیازمند سرمایهگذاری زیادی در دوره پیش از ازدواج بود. پس، مجبور بودند در سنین بالاتری ازدواج کنند. در نتیجهی این فرایند، فاصلهی سنی زوجین همواره در حد بالایی حفظ میشده است. در مقابل، در زمان فعلی، فرایند مبادله بین زن و شوهر دچار تحولاتی شده است. به این صورت که به دلیل بهبود موقعیت زنان در اثر تحصیلات و اشتغال، و به دنبال آن، درخواست زنان در جهت مبادله پایاپای، نقشهایی که آنها در جامعه به آن میپردازند سرمایهگذاری بیشتری نسبت به گذشته میطلبد (میشل 1354: 183). بنابراین، در شرایطی که سرمایهگذاری مردان در دوره قبل از ازدواج نسبت به زنان تغییر کمتری داشته است، نتیجهای که حاصل میشود همان کاهش فاصلهی سنی زوجین است (محمودیان 1385: 139).
البته، دیکسون63(1971 و 1978) بحث مبادله را در ازدواج به سطح جامعه و ساختارهای اجتماعی میکشاند و بر اهمیت سه متغیر مابین ساختار اجتماعی و الگوی ازدواج تأکید میکند: 1) قابلیت دسترسی64 به شریک آیندهی زندگی که برحسب نسبت های سنی- جنسیِ افراد در سن ازدواج اندازهگیری میشود؛ 2) امکانپذیر بودن65 ازدواج برحسب شرایط اجتماعی و اقتصادی؛ 3) مطلوبیت66 ازدواج برحسب فشارهای اجتماعی و انگیزههای فردی.
مطالعات اسکلار67(1974)، سریواستاوا68(1986) در هند و مؤمنی69(1979) در ایران تحقیقاتی بر پایهی این نظریه بوده است.
تئوری برابری جنسیتی: روانشناسان اجتماعی معتقدند همسران بالقوه در هنگام برقراری رابطه به دنبال رابطهای برابر هستند. در جوامع پدرسالار، مردان (مخصوصاً مردان مسنتر) به احتمال زیاد دارای اقتدار در مورد کنترل منابع پولی هستند و از این طریق، توانایی نسبی در جلب زنان جوان، جذاب و نسبتاً کمثروت را به عنوان همسر دارند (اماج 2009: 38).بنابراین، هنگامی که موقعیت زنان نسبت به مردان در جامعه در سطح پایینی قرار داشته باشد این امر، ممکن است فاصلهی سنی زوجین را در حد بالایی نگه دارد.
اما، سوادآموزی دختران، ورود زنان به بازارکار، مدارس مختلط و رابطهی کاری با مردان، نویدبخش دگرگونیهای عظیم هستند و “از نیم قرن پیش، بر اثر مدرنسازی و در پرتو اصلاحات قضایی، پایگاه حقوقی زنان دگرگون شده و روابط اجتماعی زن و مرد، تحت تأثیر آموزش و گشایش جوامع آسیایی و آفریقایی به روی دنیا، آشکارا تعادل یافته است” كه از طريق تقسیم بهتر نقشها و مسئولیتها بین مردان و زنان، برابری بیشتر در روابط زناشویی را ميتواند به عنوان عناصر اساسی رابطهی پایدار به دنبال داشته باشد (بهنام 1384: 88-90).
بنابراین، در شرایطی که افزایش تحصیلات و اشتغال زنان باعث تلاش بیشتر آنان در جهت بهبود موقعیت خود میشود و”بهبود موقعیت زنان از طریق کسب آزادی بیشتر در انتخاب همسر، به همراه گرایش به برابری جنسیتی از طریق همسان همسری، وقوع ازدواجهایی که در آنها زنان و مردان از موقعیتهای مشابهی از نظر تحصیل، شغل و سن برخوردارند را افزایش داده است” (محمودیان 1385: 130).
بنابراین، افزایش آزادی، استقلال و ایجاد نگرشهای مساوات طلبانه در میان زنان از طریق افزایش تحصیلات، اشتغال و بهبود موقعیت آنان میتواند موجب افزایش قدرت انتخاب زنان و کاهش دخالت دیگران(خانواده) در همسرگزینی، و نزدیک شدن سن ازدواج زنان به مردان، و در نتیجه، کاهش فاصلهی سنی زوجین بشود.
کسترلاین و همکاران (1986: 368) با بیان اینکه، اگر برابر بودن موقعیت زنان و مردان از شاخصهای برابری جنسیتی در نظر گرفته شود، مطالعات در سطح بین المللی، همبستگی بین افزایش برابری جنسیتی و کاهش فاصلهی سنی زوجین را نشان میدهد. همچنین، اگر تحصیلات را شاخصی برای برابری جنسیتی در نظر بگیریم، یافتهها (محمودیان 1385: 136) نشان داده است که اگر تحصیلات زوجین در یک سطح نباشد فاصلهی سنی زوجین در حد بالایی حفظ میشود. البته، زمانی که میزان تحصیلات آنان نزدیک به هم باشد، در این صورت با افزایش تحصیلات زوجین، فاصلهی سنی آنان کاهش مییابد. همچنین، همبستگی بین تفاوت سنی پایین زوجین و برابری جنسیتی بالا در میان آنان توسط اتکینسون و گلاس (1985: 690) نیز نتیجهگیری شده است. به این صورت که افزایش نگرشهای مساوات طلبانه در مورد رابطهی دو جنس میتواند موجب از بین رفتن نگرشهای سنتی دربارهی وجود هنجار بالا بودن سن مردان از زنان در رابطهی ازدواجی شود (همان:690).

رابطهی موقعیت70 زنان و فاصلهی سنی زوجین میتواند در قالب نظریههای نوسازی، مبادله و برابری جنسیتی مطرح شود. بهبود موقعیت زنان از طریق کسب تحصیلات و مشارکت در بخشهای مختلف جامعه، نیازمند صرف زمان است که این امر باعث افزایش سن ازدواج زنان میشود. به این ترتیب، در وضعیتی که سن ازدواج مردان، تغییر چندانی نکرده است، اما سن ازدواج زنان افزایش یافته است، فاصلهی سنی زوجین کمتر می شود. همچنین، بهبود موقعیت زنان موجب کسب آزادی بیشتر در انتخاب همسر و گرایش بیشتر به برابری جنسیتی میشود و از این طریق، افزایش احتمال وقوع ازدواجهایی که زنان و مردان از لحاظ تحصیلات، شغل و سن در موقعیت مشابهی قرار دارند، دور از واقعیت نخواهد بود (محمودیان 1385: 130).
البته، اثر موقعیت اجتماعی- اقتصادی بر فاصلهی سنی در میان زوجین طبقات بالا و پایین متفاوت است. به طوری که طبق یافتههای برخی از محققان (ورا و همکاران 1985 ؛ اماج اودین 2009) فاصلهی سنی زوجینِ با موقعیت پایین، بیشتر از زوجین طبقات بالا و متوسط به بالا است. کسترلاین و همکاران (1986: 368) نیز در تحلیلهای بینالمللی تفاوتهای سنی زوجین بر همبستگی مثبت میان پایگاه پایین زنان و فاصلهی سنی زیاد زوجین تأکید کردهاند. محمودیان (1385: 134) نیز بر تفاوت سنی بیشتر در میان گروههای دارای وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایینتر تأکید کرده است. اماج اودین (2009: 34) وجود فاصلهی سنی بالا را در میان خانوادههای فقیر روستایی در بین هر دو فرهنگ مسلمان و سانتال بنگلادشی نشان داده است و بهبود موقعیت زوجین را عاملی برای کاهش فاصلهی سنی زوجین از 2/7 در سال 1988 به 8/6 در سال 1991 دانسته است. ورا و همکاران (1985: 566) نیز تفاوت سنی بالاتر زوجین را در خانوادههای کم درآمد در ایالات متحده نشان دادهاند. اتکینسون و گلاس (1985: 690) نیز استدلال میکنند که افزایش پایگاه زنان در جامعه در اثر گسترش نگرشهای مساوات طلبانهی زنان، به احتمال زیاد مانع حفظ نگرشهای سنتی در مورد تفاوت سنی زوجین(مسنتر بودن شوهر از همسر)میشود.
مطالعات بسیاری از محققان (اتکینسون و گلاس 1985 ؛ ورا71 و دیگران 1985 ؛ اِماج 2009 ؛ ویورس72 1984 ؛ پرسر73 1975 ؛ شیخ 1997 ؛ کسترلاین و دیگران 1986 ؛ کویسامبینگ و کالمن 2003 ؛ كيو 1998 ؛ میشل 1354 ؛ راشاد74 و عثمان75 2003) وجود رابطه بین موقعیت اقتصادی و اجتماعی و فاصلهی سنی زوجین را نشان داده است.
فاصلهي سنی زوجین میتواند متأثر از مضیقهی ازدواجی باشد (کسترلاین و همکاران 1986: 369 ؛ کالدول 1963: 30 ؛ درودی آهی 1381: 20). پدیدهی مضیقهی ازدواجی هنگامی به وجود میآید که بخش قابل ملاحظهای از زنان یا مردان در سنین اصلی ازدواج یک جامعه به هر علت در دسترس نباشد (همان: 2). در این حالت، از یک سو زمان ازدواج برای جنسی که تعداد آن بیشتر است، به تعویق میافتد، زیرا همسران مناسبی برای آنها در دسترس نیست و از سوی دیگر، احتمال ازدواج در سنین پایینتر برای جنسی که تعدادش کمتر است به علت زیاد بودن تعداد همسران باالقوه برای آنان افزایش مییابد و از این طریق، فاصلهی سنی زوجین از مضیقهی ازدواجی میتواند متأثر شود.
کسترلاین و همکاران (1986: 369) معتقدند محدودیتهای ساختار سنی در بازار ازدواج میتواند تفاوت سنی زوجین را تبیین کند و چنان که برخی از دانشمندان (کالدول و همکاران 1983: 361) نیز اعتقاد دارند مضیقهی ازدواجی موجب تغییر سن ازدواج و فاصلهی سنی زوجین میشود. به این صورت که اگر در انتخاب همسر، ترجیح سنی وجود داشته باشد- که وجود دارد (ساروخانی 1370: 52) – افراد آمادهی ازدواج باید در مقابل ساختار سنی برای انتخاب همسر با همدیگر رقابت کنند. همچنین، “در نبود ترجیح سنی متناسب، به طور ساده تفاوت سنی از طریق توزیع سنی زنان و مردان آمادهی ازدواج تعیین میشود” (کسترلاین و همکاران 1986: 369). بر فرض مثال، در جامعهای که مراحل گذار جمعیتی76 را به طور سریع طی میکند هنگامی که افراد متولد شده در مرحلهی سوم گذار به سن ازدواج میرسند، ترجیح سنی در ازدواج سبب خواهد شد که مردان با زنان جوانتر از خود، که قبل از شروع افزایش باروری، متولد شدهاند و تعدادشان کمتر از مردان متولد شده در زمان افزایش باروری است، ازدواج کنند و در نتیجه، مردان با کمبود دختر برای ازدواج کردن مواجه میشوند(مضیقهی ازدواجی) و برعکس، این مسأله زمانی که جامعهای با کاهش باروری روبهرو میشود، در مورد زنان میتواند رخ بدهد. در چنین شرایطی، اگر کاهش باروری، تداوم داشته باشد در این صورت یا فاصلهی سنی زوجین باید افزایش یابد و یا میزان تجرد مردان افزایش خواهد داشت. البته، اشاعهی ازدواج های همسن میتواند از بروز چنین پدیدههایی پیشگیری به عمل بیاورد که این به معنی کاهش تفاوت سنی زوجین است (کسترلاین و همکاران 1986: 369-370).
به این ترتیب، عدم توازن در نسبتهای جنسی افراد در سنین ازدواج میتواند موجب ازدواج دیرتر زنان شود و یا ممکن است “تعداد زیادی از زنان پر سن و سال تر با زنان جوانتر به رقابت برخیزند. زنان ممکن است مردان جوان را به شوهری برگزینند یا با مردانی به مراتب مسن تر و قبلاً ازدواج کرده وصلت کنند” (درودی آهی 1381: 8).
ضمن اینکه برخی از محققان (کسترلاین و همکاران 1986: 374) اعتقاد دارند که “محدودیتهای ساختار سنی در مورد ترکیب ازدواجهای ممکن، اهمیت کمتری در تبیین تفاوت بین جوامع نسبت به عوامل ساختاری-اجتماعی دارد”، درعین حال، یافتههای مطالعهی موهسام77(1974: 297) نشان داده که مضیقهی ازدواجی در استرالیای سال 1958 به تغییر فاصلهی سنی زیاد زوجین در هر دو جهت منجر شده است. همچنین، هنکوک و همکاران (2003: 24) معتقدند کمبود جمعیت یک گروه سنی می تواند ازدواج با دامنهی سنی بیشتری را برای جنس دیگر نتیجه بدهد. در ایران نیز بنا بر نظر برخی از محققان (درودی آهی 1381: 7) مضیقهی ازدواجی میتواند موجب پراکندگی بیشتر فاصلهی سنی زوجین در آینده شود. چنان که احمدی و همتی (1387: 61)

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع سن ازدواج، ازدواج مجدد، عوامل فرهنگی، برابری جنسیتی Next Entries منابع تحقیق با موضوع سن ازدواج، انتخاب همسر، برابری جنسیتی، آمریکای لاتین