منابع تحقیق با موضوع اکوسیستم جنگل، عوامل محیطی، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان غربی

دانلود پایان نامه ارشد

هوایی، چه از نظر درختان موجود جنگلی، چه از نظر شرایط خاک برای زادآوری طبیعی و احیاء جنگلها به صورت طبیعی و دانهزاد هنوز مساعد میباشد. اگر امکان این باشد که جنگل را حتی مدت نهچندان دراز قرق کرده و بتوان به حال خود باقی گذاشت به طوری که دخالتهای غیراصولی انسان از آن کنار باشد در آیندهی بسیار نزدیکی جنگلهای این منطقه، انبوهی لازم را به دست میآورد (طباطبایی و قصریانی، 1371). در عین حال میبایستی توجه داشت که در خاک جنگلهای زاگرس کمتر ممکن است نهالی بروید، زیرا بذر این درختان معمولاٌ زمین مساعدی برای روئیدن خود نمییابد (جزیره ای و ابراهیمی رستاقی، 1382) و از همین جاست که اهمیت مناطق قرق مشخص میگردد.
حفاظت بهعنوان عاملي مهم، نقشي تعيينكننده در مدیریت تنوعزيستي گياهي دارد (مومنیپور، 1381). رویشگاهی که تنوعزیستی بیشتري داشته باشد، پایداري اکولوژیکی و حاصلخیزي بیشتري را خواهد داشت و یک اکوسیستم پایدار و پویا خواهد بود (اسمیت، 1996).
استان کهگیلویه و بویراحمد با وسعت 1626000 هکتار در جنوب غربی ایران واقع شده است. نزدیک به 900000 هکتار از مساحت استان را جنگل تشکیل میدهد که معادل 55 درصد وسعت استان میباشد (فتاحی، 1373). تنوع درختان جنگلی در این استان به گونهای است که 80 درصد آن را گونهی غالب بلوط ایرانی در بر گرفته است. با توجه به وسعت و پراکنش این گونه در جنگلهای استان و عدم وجود اطلاعات کافی در زمینهی ساختار جنگل در رویشگاههای مختلف به ویژه در رویشگاههای کمتر تخریب یافته، انجام این پژوهش ضروری به نظر میرسد. هدف از این تحقیق مقایسه و بررسی ساختار جنگل و خاک در دو تودهی تخريب شده و كمتر تخريب شده بلوط ایرانی در جنگلهای زاگرس جنوبی واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد میباشد. نتایج این بررسی میتواند ما را در شناخت وضعیت ساختار جنگلشناسی و ارتباط آن با عوامل فیزیوگرافی و خاکی در این مناطق کمک نماید که این خود میتواند در روند برنامههای مدیریتی، اصلاحی و اقتصادی بسیار مؤثر باشد و همچنین در قالب این تحقیق میتوان به بررسی تأثیری که تخریب بر خصوصیات ساختار جنگلشناسی و خاک داشته است پرداخت. این تحقیق در جهت آگاهی از میزان تأثیر عوامل انسانی بر روی روند وضعیت جنگلها و دستیابی به روابطی قانونمند میان عوامل سازندهی اکوسیستم جنگلهای زاگرس جنوبی کشور و اعمال روشهای صحیح مدیریتی بهکار گرفته میشود. به طور کلي مي‌توان گفت که تحقيق حاضر اهداف زير را دنبال خواهد کرد:
اهداف:
تعیین ساختار افقی و عمودی توده های بلوط ایرانی در دو منطقه با شدت تخریب متفاوت، در جنگلهای زاگرس جنوبی.
مقایسهی شاخصهای تنوع، زادآوری و خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک در دو تودهی مورد مطالعه.
بررسی ارتباط عوامل محیطی در مناطق مورد مطالعه با مؤلفههای تشکیلدهندهی ساختار و تنوع گونهای.

فرضیهها:
از لحاظ مشخصههای ساختار افقی و عمودی جنگل، بین دو توده (توده با شدت تخریب بیشتر و توده کمتر تخریب شده) تفاوت معنیدار وجود دارد.
از لحاظ شاخصهای تنوع زیستی، زادآوری و خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک، منطقه با شدت تخریب کمتر (رویشگاه سرآبتاوه) از وضعیت بهتری برخوردار است.
در هر یک از مناطق مورد مطالعه مشخصه های ساختار جنگل و تنوع زیستی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارند.

1-2- کلیات
1-2-1- ساختار
ساختار در حقیقت ساختمان (عمودی- افقی) و ترکیب و تنوع تودههای جنگلی را مشخص میکند (مهاجر، 1385). تشریح ساختار جنگل خاص منجر به تعیین مجموعهای از پارامترها میشود که در هنگام استفاده از مدلهای توسعه جنگل به عنوان یک مرجع قابل استفاده هستند؛ ساختار جنگل یک منبع اطلاعاتی مناسب برای مدیر جنگل در رابطه با دینامیک جنگل، زیباشناختی و تولید چوب میباشد. دخالتها در جنگل تأثیر مستقیم بر روی ساختار جنگل دارد و با استفاده از تشریح ساختاری جنگل به کمک روشهای سریع و ساده میتوان به بررسی تأثیر دخالتهای انجام شده در جنگل و همچنین تکامل طبیعی آن بر روی ساختار مکانی و تنوع زیستی پرداخت (کینت و همکاران18، 2000). هرگاه فراوانی کمیتهایی مثل تعداد، ارتفاع، تاجپوشش و … در ازای طبقات قطری یا کلاسههایی از قطر، همراه با نوع و سهم هر عامل بررسی شود، ساختار مطالعه شده است (امینی، 1380).

1-2-2- ویژگیهای ساختاری
ویژگیهای ساختاری برای توصیف ساختار سهبعدی جنگلها استفاده میشوند (گلدنهیوز و همکاران19، 1998). انتخاب ویژگیهای ساختاری در مطالعات بررسی شده گوناگون است. بررسی مطالعات مختلف نشان میدهد که مجموعهی قطعی از ویژگیهای ساختاری برای مشخص کردن آن وجود ندارد (مک ال هینی20، 2005). ارتباط کمی بین مشخصههای ساختاری جنگلی، فرآیند اندازهگیری، درک و مدیریت ساختار جنگل را آسان میکنند (اسپایس21، 1998). ویژگیهای ساختاری استفاده شده در این مطالعه در ذیل ذکر شده است.
ساختار توده اغلب با استفاده از قطر درختان توصیف میشود (نیوتن22، 2007). میانگین حسابی قطر به طور گستردهای در آمار توده استفاده میشود (کورتیس و مارشال23، 2000). پراکنش تعداد در طبقههای قطری یکی از شیوههای مناسب برای نمایش ساختار تودهی جنگلی میباشد. در جنگلداری پراکنش قطری برای تعیین مرحلهی توسعه مفید است (سیپیلهتو24، 2011). همچنین پراکنش درختان در طبقههای قطری بستگی به وضعیت توده جنگلی دارد. نمودار پراکنش درختان در طبقات قطری در تودههای جنگلی همسال و ناهمسال متفاوت است. در یک توده جنگلی خالص و همسال، نمودار پراکنش درختان در طبقههای قطری شبیه منحنی نرمال است. یعنی تراکم درختان در قسمت میانی بیشترین مقدار بوده و از دو طرف کم میشود (زبیری، 1373). نمودار پراکنش درختان در یک تودهی جنگلی ناهمسال به صورت J معکوس (توزیع نمایی کم شونده) میباشد. ساختار این ویژگی را دارد که بیشتر افراد در طبقههای قطری پایین دیده میشوند (نیوتن، 2007). مدل عمومی پراکنش قطری تحت تأثیر فاکتورهای محیطی مختلف مانند عوامل زیستی مثل قطع درختان، رقابت برای دسترسی به منابع، آللوپاتی بین گونهها یا درختان مادری و نهالها، الگوهای زادآوری، اختلاف در توپوگرافی یا خاکها، رخدادهای اقلیمی نامنظم یا فصلی قرار میگیرد. در نتیجه پراکنش قطری عموماً، برای تعیین اثرات تخریب در جنگلها و تعیین الگوهای زادآوری استفاده میشود (هیتیمانا و همکاران، 2004).
سطح مقطع توده ویژگی است که مستقیماً به میانگین قطر برابر سینه وابسته است (مک ال هینی، 2005). سطح مقطع در هکتار در بسیاری موارد در جنگلداری برای بیان حجم درخت و زیتوده در یک منطقه استفاده میشود (تاناکز و همکاران25، 2007).
ارتفاع به عنوان یکی از مشخصههای درجهی مرغوبیت رویشگاه به شمار میآید (دانهکار و همکاران، 1388). ویژگیهای ساختاری مربوط به ارتفاع اغلب برای ویژگیهایی که مستقیماً به ارتفاع وابستهاند، مثلاً مولفههای عمودی ساختار استفاده میشوند (مک ال هینی، 2005). پراکنش تعداد در طبقات ارتفاعی در تودهی ناهمسال به صورت کم شونده بوده و در تودههای جنگلی همسال معمولاً شبیه توزیع نرمال یا زنگولهای است. ساختار عمودی تودههای طبیعی ناهمسال (به لحاظ تعداد درختان در طبقههای ارتفاعی مختلف) شاخص مناسبی برای مشخص نمودن وضعیت رویشگاه موردنظر میباشد (آقاخانی و متاجی، 1388).
منظور از تاجپوشش، سطح اشغال شده تودهی جنگلی توسط تاج درختان است (مهاجر، 1385) که معمولا به عنوان درصد پوشش تصویر عمودی تاج درختان تعریف میشود، میزان تاجپوشش در طی توسعهی توده تغییر میکند. برای مثال میزان پوشش تاج تودههای همسال عموماً از یک سطح کم آغاز میشود، کمی پس از بسته شدن تاج به حداکثر میرسد، سپس وقتی که عناصر اشکوب بالا تجزیه میشوند دوباره کاهش مییابد (مک ال هینی، 2005).
پراکنش تعداد در طبقههای قطر تاج در برخی منابع به عنوان شاخصی مناسب برای نمایش ساختار توده معرفی شده است. از آنجایی که افزایش ابعاد تاج به ویژه سطح آن موجب محدود شدن فضای رویش برای دیگر گونههاست، لذا پراکنش تعداد در طبقههای قطر تاج میتواند گویای نسبتاً خوبی از وضعیت ساختار تاجی توده باشد (حسینزاده و همکاران، 1383).
یکی از مهمترین فاکتورهای ساختار جنگل ارتباط بین قطر و ارتفاع است (گاداو و همکاران26، 2012). منحنی ارتفاع توده، نمایش رابطهی بین ارتفاع با قطر درختان در داخل توده است (حسینزاده و همکاران، 1383). منحنی ارتفاع برای درک ساختار عمودی گونههای درختی بهکار میرود (چتری27، 2004). برای رسم منحنی ارتفاع ابتدا باید ابر نقاط را تشکیل داده و سپس همبستگی بین دو مشخصهی انتخابی را تشخیص داد. برای تعیین بهترین مدل یا منحنی ارتفاع توده برای هر یک از گونهها به طور مجزا معادلات گوناگون ارزیابی میشود و با توجه به ضریب همبستگی بیشتر، معادله ارتفاع مشخص میشود (مهدیانی و همکاران، 1391).

1-2-3- ویژگیهای عمومی بلوط ایرانی
1-2-3-1- گسترشگاه گونه بلوط ایرانی
این گونه از وسیعترین گسترشگاه در بین گونههای جنس بلوط در حوزه رویشی زاگرس برخوردار است و در حال حاضر، از دره سیلوانا در آذربایجان غربی تا ارتفاعات جنوبی روستاهای دادجان و چنار سوخته شهرستان فیروزآباد فارس، دامنهی انتشار این گونه در ایران میباشد. به علاوه این گونه در جنگلهای کشورهای عراق، سوریه، لبنان و ترکیه نیز میروید (حسینی و همکاران، 1378). در عرضهای شمالی کشور در ارتفاعات کمتر از 1100 تا 1500 متر ارتتفاع از سطح دریا و در عرضهای جنوبی کشور تا 2200 متر ارتفاع از سطح دریا بالاتر میرود و معمولا در بین دو طبقه جوامع نباتی بنه و ارس واقع شده است (ثابتی، 1385).

1-2-3-2- ویژگیهای اکولوژیک بلوط ایرانی
اين گیاه غالباً در نواحی نیمهخشک میروید و گسترش اصلی آن در بخش کوهستانی زاگرس است، بیشتر در عرض جغرافیایی گسترش داشته و از غرب آذربایجان تا جنوب ایران و کوههای شمالی فارس ادامه دارد. تودههای بلوط ایرانی گاهی به صورت پیوسته و نسبتاً انبوه، و گاهی به صورت منقطع و کم و بیش دور از هم به نظر میرسند، اکثراً از حالت کلیماکس خارج گشته و به جنگلهای شاخهزاد، تبدیل شدهاند. آب و هوای این جامعه تقریباً نیمه مرطوب معتدل، (با بارندگی سالانهای بین 600 تا 800 میلیمتر) است و پراکنش بارندگی در پاییز، زمستان و بهار بوده و در تابستان تقریباً به مدت 4-5/4 ماه، دوره خشکی بدون بارندگی ملاحظه میشود، خاکهای این رویشگاه اکثراً از خاکهای آهکی و لیتوسولهای و ریگوسولهای آهکی در ناحیه خاکهای قهوهای و شاه بلوطی تشکیل یافته و در روی سنگهای مادری آهکی قرار دارد. pH خاک 5/6 تا 5/7 و میزان کربن به نیتروژن برابر 9 گزارش شده است، روشنایی پسندی، مقاومت به خشکی، باد و گرما از بارزترین ویژگیهای اکولوژیک بلوط ایرانی است، پایههای این گونه دارای جستهای فراواناند و در جنگلهای شاخهزاد این جامعه در پای هر درخت بیش از 15 جست دیده میشود، جامعه بلوط ایرانی به طور نامنظم، با انبوهی مختلف، به چشم میخورد و غالباً در ارتفاعات بالاتر از 1350 متر از سطح دریا ظاهر میشود، و بلوط ایرانی اغلب غالباً اشکوب اول را در جنگلهای زاگرس تشکیل میدهد، و به طور تخمین حدود 60 درصد از درختان زاگرس را شامل میشود(ثابتی، 1385).

1-2-3-3- ويژگیهای جنگلشناسی بلوط ایرانی
تجدید نسل این گونه به هر دو روش جنسی و غیر جنسی صورت میگیرد:
تجدید نسل جنسی
تجدید نسل دانه زاد گونه بلوط ایرانی اگرچه در صورت وجود شرایط مناسب به سهولت امکانپذیر است ولی به دلایل و محدودیتهای زیر متاسفانه باید اذعان نمود که نقشی را در آینده جنگلهای منطقه ایفا نمینماید.
– فقدان یا کمبود درختان مادری بذر ده
– فرسایش شدید بستر و فقدان شرایط مناسب خاک
– چرای مفرط دام در عرصههای جنگلی
– جمع آوری بذر بلوط برای مصارف مختلف
– مصرف وحوش از باقیمانده بذور در عرصه جنگل
از میان عوامل مذکور چرای دام و جمع آوری بذر بیشترین تأثیر منفی را در تجدید نسل دانهزاد این گونه اعمال مینماید. قابل ذکر است که جمع آوری بذر ضمن تهدید جدی حیات وحش وابسته به میوه بلوط اکوسیستم جنگلی زاگرس، تجدید

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع پوشش گیاهی، ساختار اجتماعی، مواد معدنی Next Entries منابع تحقیق با موضوع فقر فرهنگی، مواد معدنی، رضایت مندی، تجدید حیات