منابع تحقیق با موضوع اميد، گردانيده، ساير

دانلود پایان نامه ارشد

سطوع نور خوف الهي چندان در محرم حظيره آگاهي استيلاء يابد و سويداي دل را فراگيرد که چنان بيند و پندار که اگر سراسر حسنات فرمان برداران جهان را براي خود فراهم آرد خداوند عالميان هيچ يک را از او قبول نکند و نپذيرد. و با آن حال استکمال وثوق بر جاي اکرام و افضال بايد بحدي گرايد که در نظر اميدواري چنان آيد که اگر تمام سيئات گردنکشان روي زمين از اولين و آخرين بر سيئات او افزايد آمرزگار بردبار هيچگونه قبائح اعمال و فضائح افعال مواخذه ننمايد بلکه همه را بلطف عميم و فضل عظيم بخشايد.
فصل: چون حقيقت رجاء شادمان بودن است در انتظار حصول امري خوش آينده و مرغوب و حقيقت خوف سوگواري نمودن است از بيم وصول امري ناگوار و مرهوب، هيچ يک ازين دو خصلت را در صورت فقدان اسباب و علامات آن نتوان ستود. و بمجر کماني دور از کار و خيالي ناهنجار که مماثل و مشاکل اين يا آن باشد در نمود بر بستر استقامت و مهد استقرار نتوان آسود. ولهذا ائمه هدي خوف و رجاي کساني را که بمقتضاي دعوي عمل نکرده و به معصيت خدا تنيده‌اند بمراحل شتي از حدود خوف و رجاء دور داشته و نپسنديده‌اند و همانا اين گروه تير روان که بمجرد ادعاء دلهاي خود را شادمان گردانيده مورد مداهنه آرميده‌اند سوي آرزوي بيجا از خوف و رجا ندانسته‌اند و نفهميده اند. با ديده و دانسته چسم از حسن دواي اين دو گوهر گرانبها پوشيده گزيده و تجاهل ورزيده اند. قيل للصادق عليه السلام إِنَّ قَوْماً مِنْ مَوَالِيكَ يُلِمُّونَ بِالْمَعَاصِي وَ يَقُولُونَ نَرْجُو فَقَالَ كَذَبُوا لَيْسُوا لَنَا بِمَوَالٍ أُولَئِكَ قَوْمٌ تَرَجَّحَتْ بِهِمُ الْأَمَانِيُّ مَنْ رَجَا شَيْئاً عَمِلَ لَهُ وَ مَنْ خَافَ مِنْ شَيْ‏ءٍ هَرَبَ مِنْهُ260 و هم از آن حضرت منقول است که لَا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى يَكُونَ خَائِفاً رَاجِياً وَ لَا يَكُونُ خَائِفاً رَاجِياً حَتَّى يَكُونَ عَامِلًا لِمَا يَخَافُ وَ يَرْجُو261 خردمنشان صاحب ديد که از حدائق تدبر آيات تنزيل مجيد شقايق حدائق سداد و تسديد نتوانند چيد از مدلول إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ‌هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ262 نيز بهنگام تکاپوي نشيب و فراز موارد وعده وعيد باين مقام خجسته تاييد خواهند رسيد که اميد رحمت خداوند بي نديد بانعام آنان مقررست که باستواري ايمان بپاسداري مراسم آن تنيده باشند بر وجهي سديد. و همچنين نکوهش تباعتِ هوس و اطاعت هوي در اضاعت حقوق لازم الاداي رجاء از مخاوف تهديد فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى‏ وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا263 نمودار خواهد گرديد در انظار اعتبار راصدان مراصد و اميد مع هذا مناسب چنان است که راهنماي طرائق اداي وظائف خوف و رجاء در تشييد بينان اين سخنان عنان بيان بجانب ايراد مثالي گرداند که دلبستگان تسويلات تن آساني و فريفتگان تسهيلات شيطاني را تطبيق نسبت آن مثال تشبث بجبال کواذب آمال رهاند. اگر چه اسفار صباح صراح آيات و صحاح روايات جويندگان براح رباح را از پرتو مصباح ايضاح گوناگون دلالت بي نياز گردانيده راح ارتياح مي‌چشاند.
فصل: هرگاه دهقاني از نيک و بد کشت زار در موسمي از مواسم تخم کار بذري پاکيزه مغزدار در زميني شايسته خوش شيار افشاند و روزانه بروز قد باندازه که حاجت زراعت داند آب بان رساند و گياهي چند ناپسند را که در خلال آن رستن گيرد و مضرت رساند مکرر ازاله و دور گردان و بعد از آن توقع حصاد بر وفق مراد از کرم فالق و رازق عباد کند تواند که بنيروي حسن اعتقاد و سداد ارتياد خود را صادق الرجاء داند. بخلاف ناآزموده کاري در فنون اکّاري که بي هنگام تخم کاري در سنگ لاخي با شوره زاري دور از صلوح کارگزاري بزور غرور تن پروري و بيکاري بذر تهي از مغز سازگاري افشاند و دانسته گوناگون خللها باب ياري و پاسداري آن رساند يا طريق تکفل و توکل نشناسد و مناهل صلاح از مداخل فساد نداند و از تشبث ببعضي اسباب که مقدر کل وسيله انبات نبات و ادراک سنبل گردانيده دست کشد و روگرداند چه هرکس داند که چنين بوالهوس را نرسد و نشايد که از کرم اقدس خود را با چندين استفساد اميدوار حصاد و راصد مرصاد استحصاد نام نهد يا سالک سبيل رشاد داند هرچند در آرزوي وصول مراد عوامل تکاپو بهرسو راند و بالجمله در تطور اطوار و تنقل احوال زمين دل را بتجنب از ملکات شنعاء و تنکب از حرکات نکرا و مهياي فلاحت فلاح عقبي واناحت نجاح انفي ساخته بمقتضاي و أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‏ وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى‏ ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى‏264 بذر صوالح اعمال بايد کاشت. و بعد از فرسودن اقدام اهتمام بکرور شهوات و مرور ايام در تحصيل زاد تقوي بفراهم آوردن جوالب رستگاري دارالخلد و نشاة بقاء درازست شدت و انالت رخاء اعتصام بحبل متين خوف و استمساک بعروه وثقاي رجاء بايد داشت و در لزوم طريقه مثلي از براي وصول مقصد اقصي و حصول سعادت عظمي چشم از اتباع هوي و استمتاع بشهوات دنيا پوشيده شيوه سفهاء و حمقي را بقوت رسوخ تقوي يکسو بايد گذاشت. و در سرّاء و ضرّاء مدلول حديث الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَ عَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَاجِزُ مَنِ اتَّبَعَ نَفْسَهُ هَوَاهَا وَ تَمَنَّى عَلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَ‏265 را از رسول خدا صلي الله عليه و آله بطرق شتي بمشاعر معاش اولي النهي رسيده. بهنگام خطور دواعي مفاسد و مصالح منظور داشته نقوش دلپذير بشير و نذير آن را بر صفائح قرائح بايد نگاشت و شک نبايد داشت که بدون فراهم آمدن ذرائع و وسال رجاء سنبلي از خويد اميد نتوان چيد و بدون تحقق قرائن و دلائل خوف اصلي از کشت زار هم نتوان درويد.
فصل: و از جمله طاعات قلوب قدسي نژاد آن فرخنده اسلوبست در بدائع صنائع و دوائع طبائع که هر يک بر کمال حکمت و نفاذ مشيت صانع برهاني است قاطع و تفکر نمودن و بتذکر عجائب آسمان و غرائب زمين و تبصر ساير آيات عظمت جهان آفرين زنگ غفلت از آينه فطرت زدودن بشير التفکر حياة قَلْبِ الْبَصِيرِ266 که بر وفق نذير نَبِّهْ بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَكَ267 در تبصير و تذکير روان خردپروران روشن ضمير از حضرت اميرالمومنين عليه السلام ماثور است اشارت به اين گونه عبادت از عبادات ارباب تيقظ و حضور است. و همچنين بسيار از آيات باهرات تنزيل مجيد که در مقام گشايش خزائن تاييد و نمايش مواطن اميد ناشر رباح آگاهي و کاسر جناح غرور است إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ268 مهيج انتعاش ضمائر و مروج اهتزار صدور است. و چون خداوند بي مانند جل جلاله هيچ يک از دانشوران آگاه را در ساحت اباحت دريافت که حقيقت ذات مقدسه از آلايش ادراک راه نداده چنانکه زبان نصاحت سرآمد مقربان آن بارگاه را در بيان عروج معارج عرفان بفصاحت صراحت ما عرفناک گشاده. بلکه صفات زيبنده آراسته بزيور تقديس و تنزيه دور از بارگاه حريم جلالش گمراه گرديده شرمسار تعمير نمايش تعيرست و نعوت فرخنده پيراسته از شائبه تعطيل و تشبيه نارسيده بسراپرده جمالش باشيده سوگوار تحيير آرايش تحبيرست. بنابرين دور باش ان الله احتجب عن العقول کما احتجب عن الابصار269 بتازيانه و يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ270 قدم فرسودگان بوداي وصول ايادي عرفان را پابند خيبت و حرمان ساخته و نوميدي کل ما ميزتموه باوهامکم في ادق معانيه فهو مخلوق مصنوع مثلکم مردود اليکم271 تشنه لبان مناهل شناخت يزدان در توسل وسائل ايقان بتتبع دلائل زمين و آسمان انداخته مع ذالک پاي جستجوي گرفتاران انکال سلاسل و اغلال استدلال در انعقاد و انحلال حجج ذوات الاذيال از تکاپوي هنا و هناک خسته و دست انديشه کارگزاران مشاهد شناسايي و ادراک از فتراک استکشاف و استدراک کيفيت خلقت اراضي و افلاک و لميت صنعت هذا و ذاک بسته. با اين هوس خيال حريم جبروت نعوت جلال و جمال هوسي است بي مجال و خيال سياحت شناخت سرداقات عظموت صفات کمالي خيالي محال. چنانکه يکي از متسنمان ذروه اطلاع بر حقائق نهفته در تنبيه سالکان سبيل تقديس و تنزيه گفته: ان الامرارفع و اطهر من ان يتلوث بخواطر البشر و کل ما تصوره العالم الراسخ فهو عن حرم الکبريا بفراسخ و اقصي ما وصل اليه الفکر العميق فهو غاية مبلغه من التدقيق فسبحان من حارت لطائف الاوهام في بيداء کبريائه و عظمته و سبحان من لم يجعل للخلق سبيلا الي معرفته الا بالعجز عن معرفته272 ليکن خويد اميد بره وران سياحت مراحل تدبر بنويد عيش رغيد سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ273 کامياب سنابل حسن پرستاري است. و اباحت سباحت شناوران نصاحت تفکر بفرمان قهرمان: تفکروا في آلاء الله ولا تفکروا في الله فانکم لن تقدروا قدره274 سرآمد وسائل حصول راحت نزول ساحت کامکاري و استواري است.
فصل: از نظر سالکان مسالک حضور و وافقان مواقف شهود پوشيده و مستور نخواهد بود که تفکر را مظاهر متناوب الورود تواند بود بحسب تناوب و تناسب احوال ياد کنندگان معبود در نزول و صعود مدائح مطالب و معارج قضود کامرواي اداي وظائف تفکرگاه بر کوب براق ابلق اختلاف ليل و نهار بيم و اميد و ساير مراکب فراست و دريد گرداگرد طريف و تليد صنائع صانع بي نديده گرديده سبيل توحيد و تمجيد پيمايد. و غياهب داومس ليالي گفت و شنيد باشراق پرتو خورشيد تاييد از چهره بتاشير صباح معرفت سياه و سپيد بر وجهي که روشن گرديد زدايد. اگر چه استغوار حقائق دقائق حکم و استبصار لطائف طرائف نعم که بنوازش نگارنده نقش وجود بر الواح عدم در وراي سرادقات آسمان بفضل و ستور تخوم زمين کرم مستورست از طاقت اقتدار دانش و بينش طوائف پري و قبائل بني آدم دور است. ليکن تفکر ديده وران حکمت پذير در صنائع آفريننده بي نظير که صغير و کبير را بتبصر دلالت لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ275 از فقير و قطمير تحير و تحيير خبير گردانيده ناگريد ازالت اطالت ناسپاسي و ازاحت علل تقصيرو قصورست. وگاه باحتساب ارتقاب جوالب سود و سوالب زيان ابواب کرامت اطاعت فرمان بر رخسار حصول سعادت جاودان کشايد و بارتقارب ارتکاب موجبات نوازش و اجتناب منتجات هوان اسباب سلامت از وخامت نباعت طغيان بقبول عبادت شايکان نمايد. بفکر محرمان سراپرده خشوع و اجنات در قلت حسنات و کثرت سيئات بمقتضاي التَّفَكُّرَ يَدْعُو إِلَى الْبِرِّ وَ الْعَمَلِ بِهِ276 و ساير روايات آهسته آهسته از عدم مبالات نعمتهي بيکران نگارنده چشم و دارنده جان شرمسار و پژمان نمايد که رفته رفته موجبات نکال پايمال حسن حال گردد و فضائل قلوب و ابدان از شوائب خلل و نقصان پيراسته بنظر آيد و گاه خرامان خيابان تامل و سکوت گرديده سرعت زوال راحت و نکال زندانيان سپهر فرتوت را بنظر عبرت ارد و بيوت شدت و سبات پروردگان دامان اين کوزپشت مسبوت را در عدم ثبوت اوهن از بيت عنکبوت شمارد. ففي کتاب الزهد للشيخ الجليل الحسين بن سعيد بن حماد الاهوازي عن القاسم و الفضالة عن ابان عن الحسن الصيقل قال سالت اباعبدالله عليه السلام عن تفکر ساعة خير من قيام ليله قال: نعم و قال رسول الله صلي الله عليه و آله تفکر ساعة خير من قيام ليلة قلت: کيف يتفکر؟ قال: تمر بالخربة او بالدار فيتفکر فيقول: اين ساکنوک اين بانوک مالک لا تتکلمين277 و گاه از تکاپوي اين مراحل سه گانه بتحريک تازيانه لَوَدِدْتُ أَنَّ أَصْحَابِي ضُرِبَتْ رُءُوسُهُمْ بِالسِّيَاطِ حَتَّى يَتَفَقَّهُوا278 شوارع تفقه در شرائع اسلام پويد و بتتبع دلائل قواعد احکام وسائل بصيرت در مسائل حلال و حرام جويد.
فصل: و گاه از پناه چهار ديوار حصار اين گونه افکار بندگي گزار بحکم اضطرار ناچار خود را بکنار کشاند و زمام اهتمام بساحت سياحت شناخت وسائل

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع كَانَ، بمقتضاي، باشي Next Entries منابع تحقیق درباره سرمایه اجتماعی