منابع تحقیق با موضوع افغانستان، علوم عقلی، فلسفه و منطق، آیات و روایات

دانلود پایان نامه ارشد

به ازدواج، ازدواج با زن شوهر‌دار، ازدواج با محارم، آنها را مخالف این امر خواهیم یافت. صدور چنین فتوایی، نخستین بار از طرف مفتی تونسی انجام شد که بسياري از مفتيهاي وهابي ديگر کشورهاي عربي به وي‍ژه عربستان سعودي، از چنين فتوايي حمايت کرده و خواستار افزايش «جهاد نکاح» زنان شدند.
گروههای تکفیری برای استدلال خویش در باب جهاد نکاح به روایاتی در معتبر‌ترین کتب اهل سنت استدلال می‌کنند ؛ از جمله روایتی که در چند جای صحیح بخاری آمده استکه: «عن عبد اللَّهِ رضی الله عنه قال کنا نَغْزُو مع النبی صلى الله علیه وسلم وَلَیْسَ مَعَنَا نِسَاءٌ فَقُلْنَا ألا نَخْتَصِی فَنَهَانَا عن ذلک فَرَخَّصَ لنا بَعْدَ ذلک أَنْ نَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ بِالثَّوْبِ. (..(بخاری،1407،ج6 ،ص53) (از عبد الله بن مسعود روایت شده است که گفت: با پیامبر(ص) به جهاد رفته بودیم و زنان همراه ما نبودند؛ از حضرت اجازه خواستیم که خود را اخته کنیم ؛‌ ولی پیامبر (ص) ما را از این‌ کار نهی فرمودند؛ سپس اجازه‌ دادند که ما مردان ازدواج کنیم (نتزوج) با یک زن (المرأة) و مهریه یک پارچه بدهیم.)
در بررسی منابع روایت مذکور باید گفت که در صحیح بخاری(منبع اصلی مورد استناد آنها) این روایت در باب «نَهْىِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَنْ نِكَاحِ الْمُتْعَةِ آخِرًا» ذکر شده (بخاری،1407،ج4 ،ص1687.ج5،ص1953) در صحیح مسلم در باب« باب نكاح المتعة وبيان أنه أبيح ثم نسخ ثم أبيح ثم نسخ واستقر تحريمه إلى يوم القيامة» نقل شده (مسلم،بیتا،ج2،ص1021. ج4،ص130) همچنین ابن أثیر در کتاب «جامع الاصول فی أحادیث الرسول» که روایات صحیحین و سنن چهار گانه را با حذف مکررات جمع آوری نموده آن را ذیل عنوان نکاح متعه قرار داده است. (ابن اثیر،1392،ج 11، ص444).
به علاوه اینکه طبق آنچه میان اجماع اهل سنت مقرر شده ازدواج متعه منسوخ و حرامِ تا قیامت است. این یعنی اگر بخواهیم طبق روایات خودشان در نکاح متعه، برای تطبیق این عمل شنیع استفاده کنیم باز هم خلاف آن خواهد بود زیراکه شرایط نکاح متعه عیناً همان اصول نکاح دائم بوده جز اینکه در متعه مدتی میان طرفین مقرر میشود.
اما در خصوص آیهی مذکور ذیل این روایت با نگاهی اصولی میتوان گفت که در واقع آیه از حرام کردن ازدواج حلال (دائم یا متعهای که در این روایت پیامبرآن را پیشنهاد داد که از زنان حاضر یا زنان قبایلِ در طول مسیر بهره ببرند.) با کارهای حرامِ این چنینی نهیکرده است. ضمن اینکه در این بدعت در یک روز چندین مرد با یک زن ازدواج میکنند.
اما از برداشت و تفسیر کفرآمیز آنان سؤالی مطرح میشود که اگر این شکل از نکاح توسط پیامبر پیشنهاد شده، کسی که از روی هوا و هوس صحبت نمیکند- چگونه است که به فکر فرزند متولد شده از این عمل نبوده و درمورد او و احکام مربوطه چیزی نگفته است؟ دیگر آنکه آیا از میان چندین مرد (جدای از منازعه احتمالی) چگونه میتوان پدر این طفل را شناسایی کرد؟ بنابراین این عملی که با اصول نکاحِ هیچ مذهبی تطابق ندارد مصداقی جز زنا نخواهد داشت.

2-6 تکفیر عقل و منطق: (عدم استقلالبخشی به عقل در فهم حقایق)

در قرآن کریم بارها از روش عقلی و استدلال استفاده شده است؛ از نقشهاي بسيار مهم عقل، شناخت خدا، اسماء و صفات اوست. اين عملکردِ عقل را حتي کساني که در عمل کردن به احکام شرعي، به نقش آن اعتنايي نميکنند، قبول دارند اما با دقت نظر در روش وهابیّت و جریانهای تکفیری، مخالفت شدید آنها با عقلگرایی، منطق و استدلال در برداشت از آیات قرآن بر همگان روشن میشود.
آنان به ویژه در مسائل اعتقادی عقل را محدود و مقصور دانسته و با بى‏اعتبار كردن قياس برهانى، براى عقل در گسترش علوم، مجالى باقى نمى‏گذارند در حالیکه علما از طریق علوم عقلی و با بهرهگیری از منابع نقلی، به دفاع و اثبات عقاید اسلامی و همچنین مبارزه با شبهات وارده از سوی دیگران برخاستهاند.
گرچه ضرورت وجود چنین علومی در عصر رسول خدا (ص) به دلیل حضور فیزیکی آن حضرت در بین مردم و نبود اندیشههای انحرافی، چندان احساس نمیشد؛ ولی در قرون بعد با ورود تئوریهای مکتب اسلام در سایر بلاد طیفی از اندیشههای بیگانه با ارزشهای اسلام برخورد داشتند، لذا وجود این علوم ضرورت یافت؛ چرا که دشمنان به وسیلهی شبهات به آموزههای دین یورش میآوردند.
نظریهپرداز بزرگ تکفیر، ابنتیمیّه در مبانی عقیدتی خود، به شدت با این علوم مخالفت داشته و آنها را کلیاتی میداند که هیچ ثمره و حقیقتی در پس آنها وجود ندارد. (ابن تیمیّه، بی تا،ص325) به نظر وی از زمانی که علوم عقلی(مانند فلسفه و منطق) در میان مسلمانان رواج یافت، موجب الحاد و زندقه بسیاری از ایشان شد. (ابن تیمیّه،1418،ج2،ص111)
لذا یکی از اولین و مهم‌ترین منتقدان عقلگرایی در جهان اسلام احمد بن تیمیّه است؛ به طوری که امروزه تمامی جریانهای تکفیری، آبشخور سلفیگرایی را در افکار او جستجو می‌کنند.
برخی همچون ابن تیمیّه و دکتر مفْرح بن سلیمان قوسی- عضو هیئت علمی دانشگاه محمد بن سعود در عربستان- بر این عقیدهاند که استقلال بخشی به عقل، ارسال رسل و انزال کتب را عملی لغو و بیفائده مینماید.(رضوانی،الف،1390، ص39)
در رد این نظر میتوان چنین استدلال کرد که این ارجحیّت برای عقل در همهی زمینهها نبوده بلکه تنها در مواردی است که عقل قدرت درک در آن موارد را داشته باشد و لذا در امور تعبّدی، عقل هیچگونه تقدّمی بر شرع ندارد.
علاوه بر این، اثبات ضرورت حضور عقل در این مسائل به معنای نفی نقل و شرع نیست بلکه این برتریبخشی صرفاً در مواردی است که با بکارگیری عقل به شناخت نقل و شرع میرسیم. أمین صادق الأمین-از نویسندگان سلفی- حضور عقل در ساحت دین را غیر مجاز دانسته و در استدلال به آن معتقد است که خداوند دین را توسط پیامبرش کامل کرده و هرگز پیامبر و امت بعد از او را به عقل یا نقل محتاج نکرده است چنان که در آیهی:«الیوم أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»(مائده/3) (امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.) این مسئله را مطرح نموده است؛ به علاوه او ذیل آیهی:«أَوَلَمْ یکْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ یتْلی عَلَیهِمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَرَحْمَةً وَذِکْری لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ» (عنکبوت/51)(آیا آنچه را که بر تو از قرآن فرستادیم و آن را بر تو تلاوت کردیم کفایت نکرد، هر آینه در آن رحمت و تذکّر است برای قومی که ایمان میآورند.) مینوسید که این آیه نکوهش خداوند بر کسی است که به وحی آشکار اکتفا نکرده و به شبهات عقلی و حرفهای بیپایه آن پناه بردهاند. (الأمین،1418،ج1،ص66)
با این اوصاف اعتقاد به این مسئله مسلتزم چشم پوشی و کفر به آیاتی است که انسان را به تعقّل و به کارگیری عقل در فهم مطالب دعوت نموده است؛ به علاوه برخی آیات کسانی را که از عقل خود استفاده نمیکنند، به عنوان بدترین چهارپایان تعبیر کرده است و میفرماید:«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یعْقِلُونَ»(انفال/ 22) (همانا بدترین چهارپایان نزد خداوند، اشخاص کر وگنگی هستند که تعقّل نمیکنند(.
آیهی دیگری میفرماید: «وَ یجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لا یعْقِلُونَ»(یونس/100) خداوند پلیدی را برای کسانی قرار میدهد که تعقل نمی کنند. بنابراین عقل است که با تفکیک خوب از بد می تواند به عنوان هدایتگر درونی انسان را به تعالی و زندگی سعادتمندانه برساند. نمونهی دیگر، استدلال ابن قیّم، شاگرد ابن تیمیّه است که عمرش را فنای‏ سخنان بیهوده او نمود. ابن قیّم در تکفیر عقل معتقد است؛ در آیهی:« فَلا وَرَبِّکَ لا یؤْمِنُونَ حَتَّی یحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لا یجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیتَ وَیسَلِّمُوا تَسْلِیماً»(نساء/65) (قسم به پروردگارت! آنان ایمان نمیآورند تا آنکه تو را حَکَم در مشاجرات بین خود قرار دهند آن گاه در نفس های خود از آنچه قضاوت کردی حرجی نیابند و تسلیم حکم تو گردند.)
خداوند قسم یاد نموده که ایمان را از کسانی که عقل را بر دستورات رسول مقدّم میدارند دور کند؛ زیرا برای کسی ایمان ثابت نمیشود تا آنکه در تمام امورش، رسول خدا حکم کند و در نفسش به جهت آن حکم حرجی نباشد و تسلیم کامل در برابر آن داشته باشد و با آن به توسط عقل و رأی خود به جنگ برنخیزد.(ابن قیم جوزیه،1422،ص116)
این در حالی است که آیهی مورد استناد ابنقیّم مربوط به حکم و قضاوت است که بعد از انعقاد آن از جانب رسول اکرم(ص) کسی حقّ مداخله در آن را نداشته و حقّ اظهارنظر و یا فسخ ندارد. (طبرسی،1372،ج3،ص105. طباطبایی، 1417، ج4،ص388) و این خلاف مسائل اعتقادی است که عقل میتواند درباره آنها اظهار نظر داشته باشد؛ خصوصاً اینکه عقل را میتوان زیربنای اصلی در مسائل اعتقادی دانست. اما آنگونه که به نظر میرسد، غالب وهابیان به ویژه معاصران یا همان جریانهای تکفیری، منکر دخالت عقل در تمام مسائل(اعتقادی و شرعی) هستند.
به طور نمونه جریان تروریستی- تکفیری «طالبان» که نام گروهی از شبه نظامیان روحانی مخالف دولت افغانستان است؛ و دارای عقاید دگم مذهبی و وابسته به عقاید ضالّهی وهابیّت است. چنان‏كه ملاعمر(رهبر این گروه) در پاسخ به نماينده يونسكو مبنى بر خوددارى از تخريب آثار باستانیكشور افغانستان و پيروى از تدبير عاقلانه گفت: «ما به عقل كارى نداريم و آنچه انجام مى‏دهيم خواست اسلام است» (دهقان،1379،ص16) براین اساس آنان همانند وهابيان، تعقل و خردورزى را در مسائل دينى و سياسى رد میکنند و به راحتی دست به خون مسلمانان و به ویژه شیعیان،آغشته میکردند.

2-7 ممنوعیت تقليد (از مراجع ذیصلاح دینی) و مشروعیّت اجتهاد (خودسرانه)

کشورهای مسلمان طی سالهای اخیر شاهد طیف وسیعی از فتاوای افراطی وخشونتآمیز از سوی سران تکفیر علیه مسلمانان بیگناه بودهاند. این فتاوا در قالب احکام اسلامی و با مرجعیّت افکار و نظریات ابن تیمیّه مورد اجرا قرار میگیرند به این شکل که وی در میان نظرات خود، رویکرد تقليدستيزى را سامان بخشيد. (ابن تیمیّه، بیتا،ج5،ص397)
وی دراستناد حکم خویش سخنی را از احمد بن حنبل نقل مى‏كند كه گفته است: «از من تقليد نكنيد، از مالك، شافعى، اوزاعى و ثورى تقليد نكنيد، پس ياد بگيريد همان طورى كه ما ياد گرفتيم.» (همو،1995،ج20،ص214-211) او برخلاف دیگران که برای ائمهی چهارگانهی اهل سنت، قائل به عصمت و اعلمیّت هستند، افراد را در هر مقامی از علم و دانش که باشند نیز به اجتهاد فردی (ازآیات و روایات) ملزم میکند.
اوحتى حكم به تكفير و قتل كسى مى‏دهد كه معتقد باشد، تقليد از يكى از ائمه اربعه به طور معيّن واجب است، همچنین اگر کسی به وجوب تقليد (بدون تعیین شخصی خاص) معتقد باشد، ابن‏تيميه او را مسلمان نمى‏داند. (همان،ج22،ص249)
محمد بن عبدالوهاب نيز اجتهاد را «رد الأمر إلى الله و رسوله» مى‏دانست.(علماء نجد الأعلام،1417،ج 4، ص 8) در واقع او نیز با يك گرايش افراطى‏ترى به تقليدستيزى پرداخت؛ به گونه‏اى كه تقليدكردن را شرك و پايهی اصلى دين مشركين معرفى میکند. (ابن سليمان،1422، ص119) وى معتقد بود پيروى از فتاواى علماى مذاهب مختلف، پيروى از آراء و هواهاى مختلفى است كه شيطان آن را وضع كرده است.13 ( ابن عبدالوهاب،بیتا، ج 1، ص 396)
به طور مثال او فقه مصطلح بين مذاهب اسلامى را شرك دانسته و در نامه خود به ابن‏عيسى-از امراي قبايل ايلاتي شام- فتوا به جواز قتل كسانى كه عقيده

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع قرآن کریم، پاداش رسالت، رسول خدا (ص)، آیات و روایات Next Entries منابع تحقیق با موضوع قرآن کریم، حکومت اسلامی، مکتب اخباری، مذاهب اسلامی