منابع تحقیق با موضوع ادبیات شفاهی، ادبیات فولکلور، هزار و یک شب، روش تحقیق

دانلود پایان نامه ارشد

بررسی جانوران،‌ از جنبة یاری‌گر بودن یا ضد قهرمان بودن در این اثر صورت نگرفته است. نظر به این‌که نقش جانوران در فرهنگ افسانه‌های مردم ایران برای اولین بار صورت می‌گیرد، این تحقیق از این جنبه جدید به نظر می‌رسد و پیشینة دیگری ندارد.

1-6- روش تحقیق
روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و روش جمع آوری داده‌ها از طریق فیش برداری و کاوش‌های کتابخانه‌ای است.

1-7- جامعۀ آماری، نمونۀ آماری و روش نمونه‌گیری
جامعۀ آماری: دورۀ 19 جلدی فرهنگ افسانه‌های مردم ایران
نمونۀ آماری: 60 افسانه از این کتاب
روش نمونه‌گیری به صورت آگاهانه یعنی 60 افسانه که شخصیت‌های آن‌ها جانوران هستند انتخاب شدند.

فصل دوم

مبانی نظری تحقیق

2-1- نگاهی به تمثیل و ادبیات شفاهی
هدف از این پژوهش بررسی نقش جانوران در افسانه‌هاست. از آن‌جا که این افسانه‌ها تمثیلی و در حیطۀ ادبیات شفاهی هستند در این فصل ابتدا به تعریف تمثیل، رمز و نماد، ادبیات شفاهی و در پایان به افسانه‌ها و اهمیت جانوران در آن‌ها پرداخته می‌شود.

2-1-1- تمثیل
«تمثیل حاصل یک ارتباط دوگانه بین مشبه و مشبهٌ‌به (ممثّل) است. در تمثیل هم اصل بر این است که فقط مشبهٌ‌به (که جمله و کلام طولانی و مثلاً حکایتی است نه کلمه) ذکر شود و از آن متوجه مشبه شویم.» (شمیسا، 1386 :73)
«تمثیل بیان حکایت و روایتی است که هر چند معنای ظاهری دارد، اما مراد گوینده معنای کلی‌تر دیگری است.» (شمیسا، 1393 : 243)
«تمثیل به‌طور کلی حکایت یا داستان کوتاه یا بلندی است که فکر یا پیامی اخلاقی، عرفانی، دینی، اجتماعی و سیاسی را بیان می‌کند. اگر این فکر یا پیام به‌عنوان نتیجۀ منطقی حکایت یا داستان در کلام پیدا و آَشکار باشد و یا به صراحت ذکر شود، آن را مثل یا تمثیل می‌گوییم و اگر این فکر یا پیام در حکایت یا داستان به کلی پنهان باشد و کشف آن احتیاج به فعالیت اندیشه و تخیل و تفسیر داستان باشد؛ آن را تمثیل رمزی می‌نامیم. شخصیت‌ها در هر دو نوع تمثیل ممکن است حیوانات، اشیا، و انسان‌ها باشند.» (پورنا‌مداریان، 1383 :147)
«آن‌چنان که از تشبیه مرکب، استعارۀ مرکب، استدلال، ضرب‌المثل و اسلوب و معادله گرفته تا حکایت اخلاقی، قصه‌های حیوانات، قصه‌های رمزی و نیز معادل روایت داستانی (الیگوری) در ادبیات فرنگی را شامل می‌شود.» (فتوحی، 1383 : 142)
«در تمثیل روایت عیناً خود واقعیت نیست، بلکه نمونۀ‌ همسان با واقعیت است. پس واقعیت‌های تمثیلی اغلب عاریتی، مجازی، مشابه یا مدل‌واره‌هایی از واقعیت‌های عینی هستند. در مرحلۀ دوم، سخن بر سر مصداق‌های تمثیل در عالم خارج است، یعنی تعیین تک‌تک عناصر تمثیل از میان واقعیت‌های عینی. و از آن‌جا که بیش‌تر عناصر تمثیل بر چیزی، ورای صورت ظاهری خود، دلالت می‌کنند، نماد به این عرصه وارد می‌شود تا نقش خود را در تشخیص مصداق‌ها بر عهده بگیرد.» (شیری، 1389: 38)
«چنان‌که می‌دانیم چیزهای تجسم‌ناپذیر و غیرقابل مشاهده چون روح و نفس و قداست و جز آن، موضوع ماوراءالطبیعه و هنر و مذهب و سحر و جادوست که همه به زبان رمز افادۀ معنی می‌کنند. پس نماد تصویری است رسانندۀ معنایی سری و رمزی.» (دلاشو، 1386: 15)
«رمز چیزی است از جهان شناخته‌شده و قابل دریافت و تجربه از طریق حواس که به چیزی از جهان ناشناخته و غیرمحسوس، یا به مفهوم مستقیم و متعارف خود اشاره کند، به شرط آن‌که این اشاره مبتنی بر قرارداد نباشد و آن مفهوم نیز یگانه مفهوم قطعی و مسلم آن تلقی نگردد. بنابراین به اختصار بیش‌تر می‌توان رمز را نشانه‌ای پیدا از واقعیتی ناپیدا شمرد.» (پورنامداریان، 1383: 23)
«دو جزء نماد یعنی صورت و معنی یا دال و مدلول آن برخلاف نشانه و مثل، بی‌نهایت باز و گسترده است. صورت نماد که تنها پارۀ عینی و شناختۀ آن است، مفید معانی و صفات غالباً غیرقابل تجسمی است که گاه متضادند. مثلاً تصویر رمزی آتش به معانی مختلف: آتش پاک‌کننده، آتش جنسی، آتش اهریمنی و دوزخی آمده است.
همچنین معنای نماد (یعنی آن‌چه رمز مظهر آن است) که باز (و به طریق اولی) نامتناهی و تجسم‌ناپذیر است، ممکن است از سراسر عالم واقع: عالم جمادی، نباتی، حیوانی، فلکی و انسانی، جامه‌ای به عاریت گیرد تا قابل تجلی و تظاهر باشد.» (دلاشو، 1386 : 15)
«در واقع انسان برای تغییر جهان دو وسیله در اختیار دارد: علم عینی که دامنۀ تسخیرش بر طبیعت بیش از پیش گسترش می‌یابد و تخیل ذهنی که به وساطت شعر و اسطوره و مذاهب اسرار جهان را با آرمان نوع بشر که آرزوی خوش‌بختی است سازگار می‌کند.» (همان:22)

2-1-1-1- انواع تمثیل
«می‌توان تمثیل را از منظر صورت و محتوا و با در نظر داشتن آن در شعر و نثر، و با نگرشی جامع‌تر و دقیق‌تر چنین تقسیم‌بندی کرد: تمثیل‌های اندیشه‌ای – آموزشی یا اندیشه‌های تمثیلی؛ تمثیل‌های حیوانات یا داستان‌های تمثیلی حیوانات؛ تمثیل‌های اسطوره‌ای یا اسطوره‌های تمثیلی؛ تمثیل‌های فانتزی (رؤیایی-تخیلی) یا فانتزی تمثیلی؛ تمثیل‌های افسانه‌ای یا افسانه‌های تمثیلی؛ تمثیل‌های رمزی یا رمزهای تمثیلی؛ تمثیل‌های واقع‌نما یا واقعیت‌های تمثیلی؛ تمثیل‌های قصه‌وار یا قصه‌واره‌های تمثیلی؛ مثل‌گویی یا مثل‌آوری یا مثل‌زدن؛ و تمثیل‌های تصویری یا تصویرهای تمثیلی.» (شیری، 1389 : 52)

2-1-2- فولکلور و ادبیات شفاهی
«نخستین‌بار آمبرواز مورتن در 1885 میلادی آثار باستان و ادبیات توده را فولکلور نامید، یعنی دانش عوام.» (هدایت، 1379 : 233)
«به موجب تعریف سن ‌یتو فولکلور به مطالعۀ زندگی تودۀ عوام در کشورهای متمدن می‌پردازد، زیرا در مقابل ادبیات توده، فرهنگ رسمی و استادانه وجود دارد، به این معنی که موارد فولکلور در نزد مللی یافت می‌شود که دارای دو پرورش باشند: یکی مربوط به طبقۀ تحصیل‌کرده و دیگری مربوط به طبقۀ عوام، مثلاً در هند‌و‌چین فولکلور وجود دارد، امّا نزد قبایل وحشی استرالیا که نوشته و کتاب ندارند فولکلور یافت نمی‌شود؛ زیرا که همۀ امور زندگی این قبایل مربوط به علم نژادشناسی است.» (هدایت، 1379 : 233)
«ادبیات فولکلور از گذشته تاکنون به طور مستمر عجیب با تاریخ بشر همگام بوده است. ماکسیم گورکی با اشاره به اهمیت ادبیات گذشته می‌گوید: افسانه‌های قدیمی، اسطوره و داستان‌ها برای ما آشنا به نظر می‌رسند، اما درک عمق مفهوم اولیۀ آن‌ها بسیار ضروری است.» (سیپک، 1384 : 13)
«جایگاه ادبیات فولکلور به‌عنوان سند تاریخی و تقریر وجدان ملی جوامع بشری شایان توجه است.» (همان:14)
«بنابراین، نظریۀ گورکی مبنی بر این‌که باید ادبیات فولکلور را گردآوری کرد و آموخت درست است، چرا که ادبیات آیینۀ زندگی واقعی انسان‌هاست.» (همان: 15)
«موضوعاتی را که مورد بحث فولکلور‌شناسان قرار می‌گیرد می‌توان زیر دسته‌بندی‌های کلی قرار داد. از آن جمله مثلاً ادبیات شفاهی که گاهی هنر زبانی یا هنر شفاهی نیز گفته می‌شود. یکی از بخش‌های ادبیات شفاهی، داستان‌های عامیانه است که خود به انواع و اقسامی تقسیم می‌شود.» (بدره‌ای، 1371 : 6)
«داستان‌ها را نیز می‌توان گونه‌ای از ادبیات به‌حساب آورد که حد واسط حماسه و ادبیات سرگرم‌کننده هستند.
ادبیات سرگرم‌کننده غالباً به سبب اهداف تربیتی مورد توجه است. این‌گونه از ادبیات در دوره‌های مختلف هم مطلوب طبع طبقۀ حاکم و هم مطابق سلیقۀ مردم عادی بوده است و البته تفاوتی نیز ندارد که این نوع از ادبیات در قصه‌های حیوانات مانند کلیله و دمنه و یا طوطی‌نامه به دنبال اهداف تربیتی باشد و یا اینکه در داستان‌هایی نظیر «هزار و یک شب» به موضوع دیگری بپردازد. همۀ این نمونه‌ها حتی اگر به صورت مکتوب انتقال یافته باشند و حتی با وجود توسعه و تکامل برخی از موضوع‌های منحصر به فرد دیگر، به ادبیات فولکلور شباهت زیادی دارند. در بررسی ادبیات فولکلور، گونه‌های مختلف و بی‌شمار افسانه‌ها و حکایت‌ها اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند، چرا که جزو منبع اصلی ادبیات فولکلور به حساب می‌آیند.» (سیپک، 1384 : 10)
«بنابراین انکار نمی‌توان کرد که مجموعۀ اساطیر و قصه‌های عامیانه و افسانه‌ها و نیز بازماندۀ روایات شفاهی، به جهتی از جهات، ادبیات محسوب می‌شود و همان است و نه چیزی دیگر که تغییر و تبدیل یافته به صورت ادبیات در می‌آید. ما فقط به حکم تعادلی که ضرورتاً میان نیازمندی به بیان مفاهیم نور و رکود و رخوتِ زبان برقرار می‌شود، از اسطوره و قصۀ عامیانه و افسانه سخن می‌گوییم؛ ولی در واقع هیچ‌یک از این انواع، جز در قالب کلام و زبانی که خاص هر یک از آن‌هاست، وجود ندارد و این قالب کلامی نیز صورتی است. توجه داریم که گرایش ادبیات، گسترش‌یابی به موازات تحول اجتماعی پیکرۀ زبانی است. می‌توان بر این تصور یا انتظار بود که ادبیات بیشتر در قصۀ عامیانه ریشه دارد تا در اسطوره، تا آن‌جا که بتوان میان آن دو نوع، تمییز داد و فرق نهاد. کار ویژۀ قصۀ عامیانه، منحصراً سرگرمی و تفریح‌خاطر است و عموماً متضمن الزام باورداشت نیست و افق بس گسترده‌ای (گسترده‌تر از افق اسطوره) در برابر قوۀ تخیل نویسنده می‌گشاید و بدیهی است که قصۀ عامیانه، چنان که افسانه، در ادبیات حائز درجۀ اول اهمیت است.» (نورتروپ: 1374 : 111)
«اثر ادبی، به‌عنوان تمثیل تاریخی، داده‌های اجتماعی دورانش، یعنی حوادث تاریخی و اشتغالات ذهنی وسواس‌گون و تنش‌ها، کشمکش‌های ساختار اجتماعی همان زمانه را انعکاس می‌بخشد.» (همان: 122)
«کمتر به تاریخ و زمان و مکان درستی می‌توان برخورد، اما اصول سبک‌شناسی و قرینه‌های دیگر ما را در شناختن تاریخ تقریبی و تقدم و تأخر داستان‌ها نسبت به یکدیگر یاری می‌کند.» (همان: 144)
«البته پیش‌بینی ارزش نتایجی که از جمع‌آوری داستان‌ها و تحقیق در آن‌ها به دست خواهد آمد، فعلاً مقدور نیست. اما در قابل‌ملاحظه بودن این نتیجه‌ها شک نیست و بسیاری معلومات هست که جز در این منابع، در هیچ جای دیگر نمی‌توان از آن‌ها نام و نشانی گرفت.» (همان: 160)
«امروز طلاب ادب و دانشجویان رشتۀ ادبیات فارسی دربارۀ سبک عوام تقریباً هیچ اطلاعی ندارند؛ در حالی‌که شاید تا پیش ‌از اختراع و رونق‌یافتن وسایل جدید تفریح و وقت‌گذرانی، این‌گونه داستان‌های عامیانه کمتر از شاهکارهای ادبیات ایران خواننده نداشته است… برای کسی که استعداد داستان‌سرایی داشته و ذوق و قریحۀ خود را وقف این کار کرده باشد، مطالعۀ داستان‌های ایرانی بسیار مفید است و در بسیاری موارد، می‌تواند الهام‌بخش وی قرار گیرد و دریچه‌های ابتکار و حفظ خصایص «داستان ملی» را بر روی او بگشاید…یکی دیگر از نتیجه‌های مطالعه در داستان‌های عامیانه، به‌دست آوردن اطلاعاتی در زمینۀ جامعه‌شناسی تاریخی است.» (محجوب،1383: 139-138)
«در عین حال مطالعه در داستان‌های عامیانه موجب می‌شود که داستان اصیل و قصۀ تقلیدی باز‌شناخته شود و قدیم‌ترین منشأ هر حکایت تعیین گردد.» (همان : 131)

2-1-2-1- منشأ داستان‌های عامیانه
با آن‌که قسمت اعظم داستان‌های عامیانه جنبۀ حماسی و اصل ایرانی دارد، اما باز می‌توان آن‌ها را به قسمت‌های گوناگون ذیل منقسم ساخت:
1- قصه‌های ایرانی که زادۀ تخیل قصه‌گویان ایرانی است .
2- داستان‌هایی که اصل و ریشۀ هندی دارد و از سنسکریت ترجمه شده است.
3- قصه‌هایی که منشأ آن حماسۀ ملی و داستان‌های دینی ایرانی باستان است.
4- قصه‌های دینی و مذهبی.
5- قصه‌هایی که منظور از آن گرفتن نتیجۀ اخلاقی و تربیتی و دادن اندرز و پند است.
6- علاوه بر این، گاه‌گاهی شرق‌شناسان نیز به منظور تفنن- یا به علل دیگر- قصه‌هایی به سبک افسانه‌های مشرق‌زمین انتشار داده‌اند.داستان معروف «الف‌النهار» اثر پیتس دو لاکرا یکی از داستان‌هایی است که به تقلید هزار و یک شب تألیف شده و علت این کار، مشاهدۀ رونق و رواج و محبوبیت خارق‌العادۀ ترجمۀ هزار و یک شب به زبان‌های اروپایی بوده است.» (محجوب، 1383: 132)

‌‌‌‌‌‌2-1-2-2- جانوران‌ و افسانه‌ها
«اگر در تاریخ علم، شناسایی ‌‌جانوران‌ در ‌ردی

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع ادبیات شفاهی، اوقات فراغت، ادبیات عامه، مبانی نظری Next Entries منابع تحقیق با موضوع درخت آسوری، کلیله و دمنه، تاریخ اجتماعی، دانشگاه تهران