منابع تحقیق با موضوع آیات و روایات، مذاهب اسلامی، قرآن و حدیث، صفات خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

شاخص ظاهرگرا یی احمد‌ بن حنبل(متوفای241ه) بود .احمد هم درباره آیات و احادیث صفات‌ کاملاً ظـاهرگرا بود و آنها را به‌ ظاهرشان‌ معنی‌ کرده و از تأویل آنها پرهیز می‌کرد. در مسئلهی رؤیت خداوند نیز وی از مدافعان جواز رؤیت‌ است‌ و«نَظَر» در آیهی:«إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَة» (قیامت/32)( به پروردگارش مى‏نگرد) را به‌ دیدن با چشم ظاهر معنا کرده است.(ابن حنبل،1411،ص24-14) بنابراین میتوان گفت که ظاهرگرایی‌ احمد‌ متأثر از اندیشه‌ پیشینیان او مثل مالک بن انس بود.
پس‌ از احمد بن‌ حنبل هم نیز اصحاب‌ حدیث‌ به شدت متأثر از انـدیشه‌های او بـودند و عقاید او‌ طی‌ قرن‌های بعدی‌ همواره منشوری برای اصحاب حدیث‌ به شمار رفته است؛ تا به امروز که محل‌ اعتنای جریانهای‌ وهابی‌ و سلفی است.
پس از آن در قـرن سـوّم‌ مذهب‌ ظاهریه‌ سربرآورد آنها دراصول و فـروع بـه‌ ظواهر آیـات و روایات‌ تمسک می‌کردند.(خادمی،1421،ص40) مؤسس‌ ایـن مکتب داوود بن علی اصفهانی‌ ظاهری(م‌ 072‌ ق) بود. وی در مباحث فقهی‌ و اصولی‌ به‌ عمل به ظواهر کتاب و سنت‌ و‌ طرد قیاس و رأی‌ قائل‌ شد.(همان،ص26) در قـرن‌ پنجم، ابن‌ حزم‌ ظاهری(م 654 ق) این مذهب‌ را‌ ادامه داد. وی در‌ بیان عقیده خـود‌ گـفته‌ است: «اصل مذهب ما آن‌ است که اخذ به ظاهر قرآن و حدیث صحیح حق است.»(بن عمر،2007،ص32)
اواخر قرن ششم ابنتیمیّه عَلَم ظاهرگرایی را به دست گرفت؛ ظاهرگرایی او و مخالفتش با تأویل در سراسر نوشتههایش قابل مشاهده است. در «شرح العقیدة الاصفهانیة» نیز معتقد است که آنچه سلف امت و امامانشان بر آن اتفاق دارند آن است که خداوند به آنچه خود را به آن توصیف کرده و پیامبرش او را به آن توصیف کرده، بدون تحریف و تعطیل و تکییف و تمثیل باید که توصیف شود.(ابن تیمیّه،1425،ص41)
بعد از او در قـرن دوازدهم هجری ‌‌محمّد‌ بن‌ عبد الوهاب (م1206ه.ق) منادی دعـوت به‌ پیروی از روش سلف شد. وی در بیان عقیده خود باورِ- بدون تحریف، تغییر و تعطیل- به اوصافی که خداوند آنها را در کتاب و سنت برای خود و پیامبرش توصیف نموده را از ارکان ایمان دانسته است.(آل ابوطامی،1419،ص64) همچنین با نقل‌ قول‌ مالک دربارهی آیه استواء روش او را به همه صفات خبری قابل تعمیم‌ می‌داند.(همان،ص55)
بر این اساس ظاهرگرایان،آیات قرآن را از یک بُعد و فقط در چارچوب تفسیر الفاظ و واژگان قرآن محصور میکنند. و این رویّه دقیقاً همان روشی است که سلفیان تکفیری امروزه در پیش گرفته اند. تکفیریهای ظاهرگرا در دو حوزهی آیات و روایات – آنجا که نباید- به ظواهر اکتفا کردهاند:
برای نمونه در حجیّت ظواهر (و نفی تأویل) آیهی72 از سورهی إسراء را که میفرماید:« وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمي فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمي وَأَضَلُّ سَبِيلاً» (اما کسي که در اين جهان نابينا بوده است، در آخرت نيز نابينا و گمراه‌تر است.) مفسران در تفسیر این آیه نابینایی را کوری بصیرت معنا کردهاند. (طباطبایی1417،ج13،ص232.بروجردی،1366،ج4،ص145 ) بدون تأویل و صرفاً بر اساس ظاهر آیه، چگونه میتوان معنا کرد؟ بر این اساس تکليف انسانهاي نابينا چيست؟ آيا آنان هم به جهنم مي‌روند؟ و اينکه با عدالت خداوند سازگار است؟
از نظر عقلی در چنين جملهای نبايد ظاهر آيه مراد باشد، بلكه بايد اين آيه را با توجّه به قرائن تأويل کرد و گفت: مراد خداوند، بينايي ظاهري نيست‌، بلکه بصيرت باطني و ديدن نشانه‌هاي الهي است که كفار با آنكه با چشم باز نگاه مي‌کنند‌، ولي چشم دل آنان همراه نيست و حق را نمي‌بينند.
مورد دیگر در تفسیر آیهی شريفه:« …قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ »(ص/75) (ای ابليس، چه چيز تو را از سجدهکردن در برابر آنچه من با دست خود آفريدهام منع کرد؟) که مفسران مراد از «ید» را توانایی و قدرت حق تعالی دانسته اند.(قرطبی،1405،ج16،ص228 .طنطاوی، بیتا،ج12، ص182) در مقابل، ابن تیمیّه میگوید آیه دلالت دارد بر اين كه براى خداوند دست است.
بنابراين هر كه در هنگام خواندن اين آيه دست خود را حركت دهد، دست او بايد قطع شود و یا اینکه هر کس هنگام خواندن این حدیث پیامبر (ص):«إنَّ قلوب بني آدم كلَّها بيْن إصبَعين من أَصابع الرَّحمن كقلْب واحد يُصَرِّفُهُ حيث يشاء» (ابن تیمیّه،1425،ج1،ص45-44.شهرستانی،1415،ج1،ص119) (قلبهای انسانها بين ‏دو انگشت از انگشتان خداوند رحمان قرار دارد که همه همچون قلبی واحدند و خداوند هر تحولی که بخواهد در آنها اعمال خواهد کرد.) لذا هرکس هنگام خواندن این حدیث انگشتان خود را حركت دهد واجب است انگشتان او قطع شود.»
ظاهرگرایی در آیات وروایات تا جایی پیش رفت که دین را از اصل خویش به کناری رانده و منحرف نمود؛ به طوریکه آنها از اصلی همچون توحید (و اقسام آن) تعریفی کاملاً ظاهری ارائه کردهاند:

2-2-1 ظاهرگرایی در آیات توحیدی:

توحید اصل اساسی در یکتاپرستی و دعوت انبیای الهی در طول دورهی رسالت بوده است. اصلی که میتوان ادعا نمود، تمامی مذاهب اسلامی در اعتقاد به آن با همان شرایط و ویژگیهای منقول در کتب آسمانی و روایی مشترکند. در این میان جریان تکفیریِ وهابیّت، در قرائت خویش از توحید، مبنایی دیگر و رویّهای کاملاً متفاوت با دیگران در پیش گرفته و بر این اساس تعریف دیگری از اصل توحید ارائه نمودهاند و در نهایت مخالفین خود را به شرک و بدعت متهم نموده اند.
از نظر آنان شهادتين در تحقق توحيدکافي نيست، بلکه بايد افزون برآن، غير خدا هم نفي شود و در صورت عدم تلازم ایندو باهم، فرد متهم به شرک میشود. در مذهب تکفیر- وهابیّت- با قرائتى نو از عقايد سلفيه، توحيد به سه قسم توحيد ربوبى، عبادى و توحيد اسماء و صفات خداوند تقسيم شده است. (ابنعبدالوهاب، بیتا،ص8) و با اهميّت دادن به توحيد عبادى و تفسير افراطى از آن، معتقدندكه پيامبران صرفاً براى دعوت به توحيد مبعوث شده‏اند.( ابنتیمیّه،1403، ج1،ص180)
وى با استدلال به اين‏كه مقصود از توحيد در اسلام توحيد عبادى است و خداوند با كلمه «لااله‏الاالله» توحيد عبادى را قصد كرده، اسلام را دارای دو اصل میداند یکی تسليم فقط در برابر خداوند و دیگری تسليم در برابر خداوند بايد خالى از هرگونه شركى باشد.(ابنتیمیّه، بی تا،ج2، ص100) بنابراين توحيد ربوبى به تنهايى مانع از كفر كسى نمى‏شود. (علیزاده موسوی،1394،ص183)
او ضمن تجسیم خداوند(ابنتیمیّه، 1995، ج3، ص140) ملاك مشخصی براى توحيد و شرك ارائه نمیدهد؛ سخت‏گيرى در باب توسل و تبرك به غير خداوند، و قرار دادن آنها به عنوان يكى از اقسام شرك، راه را براى افراطى‏گرى وهابيون و گروههاى تکفیری هموار كرد.
ابن‏عابدين (از علماى مشهور حنفى مذهب) معتقد است که فرقه وهابيت تمام اهل سنت را تکفیر نموده و اعتقاد راستین به توحید را فقط برای خود قائل هستند. هر كس با اعتقاداتشان مخالف باشد از ديدگاه آنان مشرك و كافر است و به همين علت كشتار اهل سنت و علماى آنها را مباح دانسته‏اند.(ابنعابدین،1415،ج4، ص449)
محمد بن عبدالوهاب درکتابی در باب عقاید که به صورت پرسش و پاسخ از او تدوین شده، در پاسخ به ماهیّت توحید میگوید: توحید دارای سه قسم است؛ توحید در ربوبیّت، توحید در اسماء و صفات و توحید در الوهیت.(که همان توحید عبادی و موضع نزاع است) (ابنجارالله، 1408،ص9) او در کتاب توحيد، در تفسير شهادتين به روايتی از «أنس» استناد مي‌کند که پيامبر (ص) فرمود: «کسيکه لااله‌الاالله بگويد و تکفير کساني را کند که غير خدا را مي‌پرستند، مال و جانش محترم است و حساب او با خداست.» و اين مهم‌ترين تفسير در معناي لااله‌الا‌الله است.
وي گفتن لفظ لااله‌الاالله را موجب حرمت جان و مال نمي‌داند، بلکه معتقد است که انسان باید جز خدا را نخواند و در کنار آن شرک را از او نفی کند. افزون بر اينها به کفر غيرخدايي که پرستيده مي‌شود نيز اقرار کند‌ و اگر شک کند يا اقرار نکند، مال و جان او در امان نيست. در واقع مقصود وي از استمداد ازغير‌خداوند، همان تبرک، توسل و شفاعت از اولياء و انبياست كه اين امور را مخالف توحيد مي‌داند وآن را شرك مي‌پندارد.(ابن عبد الوهاب،1391،ص16) علاوه بر این ذیل این عنوان(توحید) در چند مصداق دیگر به بررسی مبنای ظاهرگرایی در اصول دین که در نهایت به اباحهی جان و مال مسلمانان میانجامد خواهیم پرداخت؛
2-2-1-1 توحید ربوبی:
محمد بن عبدالوهاب در تعریف این نوع از توحید میگوید: خداوند در افعالی از قبیل آفرینش، روزیدادن، بارش باران، مدیریت امور و مقدّرات، إحیاء و إماتهی موجودات و …یکتا و مستقل است که اصطلاحاً به آن فعلالرّب گفته میشود. (ابن عبدالوهاب، بیتا، ص3)
وی همچنین در این تعریف به این آیات استناد میکند: «قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ » (یونس/31) بگو كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مى‏بخشد يا كيست كه حاكم بر گوشها و ديدگان است و كيست كه زنده را از مرده بيرون مى‏آورد و مرده را از زنده خارج مى‏سازد و كيست كه كارها را تدبير مى‏كند خواهند گفت ‏خدا پس بگو آيا پروا نمى‏كنيد.
مفسران ذیل این آیه آوردهاند که این حجّت-ها علیه مشرکین و بتپرستانی اقامه شده که برای آفرینش و تدبیر هر یک از ارکان عالم خلقت خداوندگاری تصور کرده و آن را میپرستیدند.لذا این آیه بیانگر اتمام حجت علیه آنان است.(ابن کثیر،1419،ج4،ص232.طنطاوی،بیتا،ج7،ص63.موسوی همدانی،بیتا،ج10،ص70)
و نیز آیهی: «قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ * قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ* سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ * قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ* سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ» (مؤمنون،89-84) (بگو: زمين و کساني که در آن هستند از آنِ کيست، اگر شما ميدانيد؟بزودي (در پاسخ تو) ميگويند: همه از آنِ خداست. بگو: آيا متذکر نميشويد؟ بگو: چه کسي پروردگار آسمآن هاي هفتگانه، و پروردگار عرش عظيم است؟ بزودي خواهند گفت: (همه اينها از آن خداست!) بگو: آيا تقوا پيشه نميکنيد (و از خدا نميترسيد و دست از شرک برنميداريد؟) بگو: اگر ميدانيد، چه کسي حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بيپناهان پناه ميدهد، و نياز به پناه دادن ندارد؟ خواهند گفت: (همه اينها) از آنِ خداست. بگو: با اين حال چگونه ميگوييد سحر شدهايد و اين سخنان سحر و افسون است.)
مفسران معتقدند روى سخن به وثنى مسلكان است كه در عين اینکه خدا را قبول دارند و او را پديد آورنده عالم مى‏دانند،آخرت را انکار میکنند. آنها آلهه را عبادت میکند زیراکه معتقدند تنها آلهه مجازند كه خدا را عبادت كنند، ولى ما بايد تنها آلهه را عبادت كنيم. لذا این بیان اتمام حجّتی است برای تنزیه و تزکیه خداود از شرکاء و انداد است.(قرطبی، 1405،ج13،ص145.طبری،1412،ج18،ص36.موسوی همدانی، بیتا، ج15،ص79)
وی به استناد آیات فوق برداشت خود را چنین بیان میکند که مشركان زمان پيامبر (ص) معتقد به توحيد ربوبى بودند. (ابن عبدالوهاب، بیتا، ص8 . ابن جارالله، 1408،ص9) ولى چون در توحيد عبادى منحرف شده بودند و از بت‏ها استمداد مى‏طلبيدند، پيامبر (ص) ارسال شد تا آنها را از شرك عبادى نجات دهد و با مشركان بجنگد، لذا اگر كسى در اين زمان نيز قائل به توحيد ربوبى باشد، ولى در توحيد عبادى دچار شرك شود كافر است.
بنابراین آنان برآنند تا همانگونه که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) با مشرکان مبارزه کرد، خود نیز در اقتدا به فعل ایشان، با مشرکان امروز (در جهت دعوت به توحید الوهی) بجنگند و خون، مال و ناموس آنان، به علت شرک در الوهیت، را مباح میدانند.
بر این

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع زمان پیامبر، محمد عبدالسلام فرج، حکومت اسلامی، مجمع البیان Next Entries منابع تحقیق با موضوع آیات و روایات، قرآن کریم