منابع تحقیق با موضوع آیات و روایات، رسول خدا (ص)، پیامبر (ص)، اعتبارسنجی

دانلود پایان نامه ارشد

اساس آنان بر این عقیدهاند که كسانى كه از قبور و اموات، تبرك، شفاعت و توسل جويند مشرك و كافرند، چرا كه در توحيد عبادى دچار شرك شده‏اند. بنابراین مرجع تضلیل سران تکفیر، مبانی خود را -که ریشهی تکفیرهای پردامنهای از مسلمانان جهان در حوزهی توحید – به همین صورت و همچون مقتدای خود، ابن تیمیّه معرفی کرده است.
وهابیّت نیز توحید عبادی را منحصر دانستن خداوند سبحان به عبادت دانسته (ابن جارالله، 1408،ص9) و عبادت را نهایت خضوع و خاکساری؛ و معتقدند که این کلمه تنها در مورد خضوع برای خداوند به کار می‌رود.(اسدزاده،1386،ص42) اما این تعریف نادرست و مصداق بارز ظاهرگرایی است؛ زیراکه در معنی لغوی توحید ربوبی است.
توحید ربوبی در اندیشهی وهابیّت، افزون بر توحید در رازقیّت و تدبیر، توحید در خالقیت را نیز در بر میگیرد(علیزاده،1394،ص139) در حالی که واژه «رب» در لغت، به معنی مالک، صاحب اختیار و مدبر شیء است، و به خالق و آفریننده اطلاق نمیشود. به گفتهی ابن منظور در «لسان العرب» مراد از «الرّب» خداوند عزوجلّ است… و واژهی الرّب، بدون این که به چیزی اضافه شود، واژهای است که فقط به خداوند متعال اختصاص دارد. البته در جاهلیّت واژهی «الرب» به همراه الف و لام استعمال میشد که به معنی پادشاه بود. … «ربّ کل شییء» یعنی مالک آن؛ و به معنی صاحب آن نیز گفته شده است… ربّ در لغت به معنی مالک، سید، مدبّر، مربّی، سرپرست و… اطلاق می شود… .» (ابن منظور،بیتا،ج1،ص399)
لکن آنان فقط به معنای لغوی و ظاهری عبادت (مطلق خضوع و خاکساری) بسنده کرده‌اند؛ که این کار دایرهی شرک را گسترده میکند و بسیاری از اعمال نظیرتعظیم و تجلیل مقامات اولیاء و انبیاء خدا را که در طول خضوع و خاکساری برای خداوند بوده و نیز شرک و عبادتِ غیرِ خدا محسوب میشد. لذا نزاع در مسأله توحيد، عموماً حول اعمالي از مسلمين صورت گرفته است که در ارتباط با اولياء خداوند انجام ميدهند.
2-2-1-2 توحید الوهی:
وهابیّت تکفیری درکنار توحید ربوبی، نوع دیگری از توحید را با نام «توحید الوهی» ذکر می کنند؛ درحالی که هرگز نمیتوان میان «توحید ربوبی» و «توحید الوهی» تفکیک قائل شد.(علیزاده،1394،ص140)
توحید الوهی، در اندیشهی ظاهرگرای وهابی به معنی توحید عملی و مترادف با توحید عبادی است. (ابن جارالله، 1408،ص9) برخلاف نظر آنان، به تعبیر قرآن در آیاتی نظیر « … فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»(بقره/22)(پس براى خدا همتايان قرار ندهيد در حالى كه خود مى‏دانيد) چون براى خدا شريك و همانند پنداشتن باعلم و انديشه صحيح ناسازگار است. همچنین آیهی: «مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» (یوسف،40) (شما به جاى او جز نامهايى (چند) را نمى‏پرستيد كه شما و پدرانتان آنها را نامگذارى كرده‏ايد و خدا دليلى بر (حقانيت) آن ها نازل نكرده است فرمان جز براى خدا نيست دستور داده كه جز او را نپرستيد اين است دين درست ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.) بر این مسأله تأکید شده است.
در نتیجه به موجب این آیات و همانند آنها، منشأ بسیاری از اندیشهها و اعمال شرکآلود، جهل و نادانی، و تکیه برظنّ و گمان جریانهایی همچون جریان تکفیری وهابیّت است. بیشک، این مسأله خاستگاه اصلی شرک در ربوبیّت خداست، زیراکه قرآن مجید در بسیاری از موارد ربوبیّت و الوهیّت را باهم و به صورت مترادف به کار برده است؛ «لَكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا»(کهف/38) (ولکن الله پروردگار من است و هیچ کس را شریک پروردگارم قرار نمیدهم.) «لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ» (انبیاء/ ۲۲) (اگر در آسمان و زمین، جز الله خدایان دیگری بود، فاسد میشدند.) این آیه اله را فردی که به تنهایی به تدبیر امور برخاسته توصیف نموده است.
همچنین در این آیه: «قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا» (إسراء،42)( بگو اگر آنگونه که آنان میگویند، با او خدایانی بود، در این صورت (خدایان) سعی میکردند راهی به سوی (خداوند) صاحب عرش پیدا کنند.) «ذی العرش» خدایی است که قدرت تدبیر و تصرف دارد که در کنار آن نیزکلمهی إله هم یاد شده است. نظیر این مورد را در روایات هم میتوان یافت آنجا که ذیل آیهی 27 از سوره ی ابراهیم سخنی از پیامبر اکرم(ص) منقول است که در باب سؤال قبر بیان فرمودهاند؛ آنگاه که پرسیده خواهد شد، «مَن ربُّکَ »؟ پاسخ میّت «ربّی الله» خواهد بود.(طبری،1412، ج13،ص142) لذا در بیان پیامبر (ص) ربوبیّت در کنار الوهیّت و ملازم آن بیان شده است.
با توجّه به قرائن موجود در آیات و روایت مذکور، گاه «ربّ» به معنی «إله» به کار رفته است. این الفاظ، هر دو به یک موضوع اشاره دارند و آن، خداوند متعال است؛ همچنین در سورهی فصّلتکه میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ قَالوِا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَآموُا تَتَنَزَّل ُعَلیهِمُ الْمَلائِکَه ألاَّ تَخَافوُا وَلاَ تَحْ‍زَنوُا وَأَبْشِروُا بِالْجَنَّه الَّتی کُنْتُم تُوعَدوُنَ »( فصّلت/ ۳۰) (کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آن ها نازل میشوند که نترسید و غمگین نباشید و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.) در این آیه کسانی را که میگویند پروردگار ما خداست توسط خداوند ستوده شدهاند؛ در حالیکه در نگاه ظاهرگرای وهابیّت، توحید ربوبی، ایمان را کامل نمیکند و با این توحید، انسان از درجهی شرک خارج نمیشود.
آنها معتقدندکه مشرکان در توحید ربوبی (توحید نظری) موحّد بودهاند، اما در توحید الوهی (عبادی) گرفتار شرک شدهاند؛ این نظریه برخلاف آیاتی نظیر:« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ *اللَّهُ الصَّمَدُ *لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ» (اخلاص/۱-۴)( بگو خداوند، یکتا ویگانه است؛ خداوندی که بی نیاز است؛ هرگز نزاد و زاده نشده است؛ و برای او هیچ شبیه و مانندی نیست.) است.
این صراحت در تعبیر از یگانگی، عدم نیاز به دیگری، عدم زاییدن و زاییده شدن بیانگر این است مخاطبان، مشرکانی هستند که در توحید ربوبی نیز گرفتار شرک بودهاند. از نظر روایی هم ولو به شکل ظاهرگرایانه به سخنان پیامبر اکرم(ص) بپردازیم، خواهیم دید که ایشان دعوت به توحید را مقیّد به ربوبی و الوهی (عبادی) بودن نکرده؛ بلکه اغلب در شعار معروف خود میفرمایند: قولوا لا اله الا الله تفلحوا .(بگویید خدایی جز الله نیست تا رستگار شوید) لذا استنادات ظاهرگرایانهی آنها هیچ جایگاهی در این دین ندارد.
2-2-1-3 توحید صفاتی:
نمود دیگرِ ظاهرگرایی در مسألهی توحید در قسم صفات باری تعالی است. از نظر ابن عبدالوهاب این نوع از توحید اقرار به صفاتی است که در قرآن و روایات ذکر شده است؛ بدون هیچگونه تحریف یا تعطیل.(ابن عبدالوهاب، بی تا، ص8 . آل أبوطامی،1419، ص35) آنان پرسش از صفات الهی و ماهیّت آن ها را بدعت دانسته و بدعت را تکفیر مینمایند. (همان،ص36)
بدین ترتیب نگاه ظاهرگرایانهی وهابیّت به مسألهی توحید و مواضعی که در اینباره گرفتهاند، نتایج بسیار ناگواری در عملکرد جریانهای تکفیری به دنبال داشته است؛ هم در نظریهی توحید صفاتی و هم در زمینهی توحید ربوبی و الوهی. مورد اوّل آنها را گرفتار تشبیه و تجسیم نموده که خلاف آن تکفیر میکنند؛ مورد دوّم قرائت متفاوت از توحید عبادی (توحید الوهی) است که طی آن همهی مسلمانان را از دین خارج و آنان را مشرک قلمداد میکند و در نتیجه خون و مال آنان را مباح میشمارد.

2-2-2 تجسیم خداوند با تشبيه او به خلق:

یکی دیگر از مبانی مهم فکری و اعتقادی جریانهای تکفیری که ریشه در آثار احمد بن حنبل دارد و حنابله – بویژه ابن تیمیّهی حنبلی و به تبع وی برخی از سران فِرَق تکفیری – به ترویج آن پرداختهاند، تشبیه خداوند متعال به مخلوقات و جسم دانستن اوست. در بررسی استنادات آنها، به آیات و روایاتی برمیخوریم که این جریان با تمسّک به آنها صفاتیکه برای خداوند متعال ذکر شده را با همان بیان ظاهری به او نسبت دادهاند آیاتی از قبیل:«…خَلَقْتُ بِيَدَيَّ…» (ص/ 75) (به دست خود آفريدم.) «…بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ…» (مائده/ 64) (بلكه دو دوست خداوند گسترده است.) «وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ » (الرحمن/ 27) (و تنها ذات پروردگارت كه داراى جلال و اكرام است، باقى خواهد ماند.) «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» (طه/ 5) (خداوند رحمان بر عرش خود مستقر شد.) «وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا» (فجر/ 22) (و پروردگار تو مى‏آيد در حالى كه فرشتگان صف اندر صف از او استقبال مى‏كنند.) «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ » (بقره/ 210) (آيا نظر مى‏كنند جز اين كه خدا در زير سايه ابرها و همراه با ملائكه بر آنان وارد مى‏شوند و قضاوت به حق مى‏شود و بازگشت همه امور به سوى خداوند خواهد بود.) و آیاتی از این قبیل.
برای نمونه آنچه محمد بن عبدالوهاب ذیل آیهی «وَ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ» (زمر/67)( و خدا را آنگونه که سزاوار اوست نشناختند، در حالی که زمین در روز قیامت یکسره در قبضه قدرت اوست، و آسمانها هم درهم پیچیده به دست اوست. منزّه و برتر است از آنچه با او شریک می گیرند.)
در تفسير آن میآورد، چنین است که مى‏گويد: «ابنمسعود گويد: يك تن از علماى يهود نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آمد و گفت: ای محمد ما معتقديم خداوند آسمانها را بر يك انگشت و زمين را بر يك انگشت و آب را بر يك انگشت و خاك را بر يك انگشت و ساير مخلوقات را بر يك انگشت خود نگه داشته است و مى‏گويد پادشاه منم و ملك منم.
پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم به نشانه تصديق اعتقادات آن يهودى چنان خنديد كه دندانهاى مباركش نمايان شد و آيه ياد شده را تلاوت فرمود.» (ابن عبدالوهاب،1391،ص64)
او همچنین در تأييد مطلب ياد شده توضیحاتی را مطرح مى‏كند سپس از مجموع آنها چنين نتيجه مى‏گيردکه تفسير آيه «وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» در كلام آن يهودى صورت گرفت؛ به علاوه رسول خدا (ص) سخنان آن عالم يهودى را تصديق كرد و آيه ياد شده را در تصديق آن تلاوت فرمود؛ تصريح يهودى به وجود دست براى خدا كه آسمان را بر يك انگشت و زمين را بر يك انگشت و… و تأييد پيامبر ازآن تصريح، بيانگر اعضا و جوارح براى خداست… و سرانجام اينكه خداوند بالاى عرش خود نشسته است و گاهى مثل هر موجود زنده از آن پايين مى‏شود.(همان،ج1،ص64) بدین ترتیب محمدبن عبدالوهاب بدون اعتبارسنجی روایت مذکور از منظرعقل و نقل و به صِرف جمود بر ظاهر الفاظ گرفتار عقیده تشبیه و تجسیم شد.
عبدالله بن باز يكى دیگر از مفتیان و پدرخواندگان سرسخت تکفیر و از پيروان محمدبن عبدالوهاب بسان معلم فكرى خود ابن تيميّه، براى خدا اعضا و جوارحی همچون مخلوق و انسان قائل است. بن باز در تفسير آيه شريفه: «وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع آیات و روایات، مذاهب اسلامی، قرآن و حدیث، صفات خداوند Next Entries منابع تحقیق با موضوع قرآن کریم، پاداش رسالت، رسول خدا (ص)، آیات و روایات