منابع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، سلسله مراتب، جانشین پروری، نیروی انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

آن مي شود که زنان و گروه هاي اقليت وراي يک سطح خاص در سلسله مراتب سازماني بروند (مشبکي واسدي فرد به نقل ازفاطمي صدر،1380)
2-6- 2- چارچوب نظری
چارچوب نظري تحقيق مبنايي است که طرح کلي تحقيق بر آن استوار است و شبکه اي از روابط بين متغيرهاي اساسي را بر اساس نتايج مصاحبه ها، مشاهده و يا پرسشنامه (مشابه آنچه در اين پژوهش انجام خواهد شد) نشان مي دهد.
مهم ترين نظريه ها و نگرش هاي گوناگون مرتبط با عوامل موثر بر ايجاد سقف شيشه اي در امر جانشين پروري و پيشرفت و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي به شرح زير مي باشد که در نهايت مدل مفهومي تحقيق پس از انجام مطالعه هاي لازم در ويژگي هاي آنها و تطبيق با موضوع پژوهش تدوين شده است.
بر اساس نظريه هاي موجود در زمينه موضوع پژوهش عمده ترين موانع حاضر بر سر راه حضور زنان در عرصه مديريت عوامل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، بيولوژيکي، سياسي، سازماني و نگرشي مي باشد که در ادامه توضيحاتي در خصوص هر يک آورده خواهد شد.
1- موانع اقتصادي شامل عواملي چون:
 رکود اقتصادي سال هاي جنگ و انقلاب
 تأکيد بر ويژگي ها و نقش هاي غير اقتصادي زنان
 اجتناب بخش خصوصي از سرمايه گذاري در کارهاي اشتغال زا
 عدم تنوع يا کم تنوعي فرصت هاي شغلي براي زنان
 بالا بودن هزينه نيروي کار زنان براي کارفرمايان
 صاحب سرمايه نبودن زنان
2- موانع اجتماعي شامل عواملي چون:
 بي سوادي و پايين بودن سطح سواد
 تبعيض در نمود زن در بسياري از کتب آموزشي
 تبعيض در نمود زن در سينما و نمايش
 تبعيض و تفاوت در فرآيند اجتماعي شدن زن و مرد در جامعه
 ازدواج در سنين پايين
 سنگيني وظايف خانه داري
3- موانع فرهنگي شامل عواملي چون:
 طرز تلقي و نگرش جامعه به وظايف زنان
 تأکيد بر فعاليت هاي خانه داري و انزواي اجتماعي زنان
 وجود سنت ها و باورهاي خاص در خانواده
 وجود فرهنگ مرد سالاري
4- موانع بيولوژيکي شامل عواملي چون:
 بلندي قد و يا کوتاه قدي مديران زن
 کم رويي مديران زن (طغرانگار، 1383: 171-173)
5- موانع سياسي شامل عواملي چون:
 عدم وجود نهادهاي سياسي مشارکتي
 کم بودن شانس زنان در کسب مقامات دولتي
 ساختار قدرت و نقش هاي سياسي
6- موانع سازماني شامل عواملي چون:
 ميزان وسعت ديد زنان در سازمان
 محدوديت در فرصت¬هاي پيشرفت به دليل فقدان مربي گري غير رسمي
 عدم حضور زنان در مقامات صفي و تصميم گيري
 عدم تناسب برنامه زمان بندي منعطف براي بسياري از کارکنان زن سازمان
 کليشه ها و تعصبات اجتماعي تاثيرگذار بر ذهن کارکنان سازمان در تقويت سقف شيشه ای
 داده هاي زمان استخدام و گزارش دهي و اطلاعات غيرکافي
 موانع شغلي و محدود بودن شبکه¬هاي ارتباط داخلي و انعطاف پذيري سازماني
 فقدان رهبري جدي
 محيط کار و تجربه کاري
 تحصيلات، جامعه پذيري و تعهدات خانوادگي
7- موانع نگرشي شامل عواملي چون:
 اولويت خانواده براي زنان در مقايسه با مسير شغلي¬شان
 عدم تجربه در صورت شکست در يک مقام مديريتي
 احتمال شکست زنان در مناصب مديريتي و عدم ريسک پذيري در انتخاب آنان
 تعارض برنامه زماني منعطف با نيازهاي شغلي زنان
 ويژگي هاي مناسب مردان براي تصدي مقام هاي رهبري در مقابل زنان
بنابراین با مرور ادبيات نظري تحقيق ، چارچوب نظری پژوهش برگرفته از نظریه های مندرج در چارت فوق ،موجب به وجود آمدن سقف شیشه ای در جانشین پروری زنان در نظر گرفته شده و در مقابل حضور زنان در عرصه مديريت به چشم مي خورد، که براساس موانع شناسايي شده، محقق متغيرهاي مستقل و وابسته را براي بررسي در سازمان مورد مطالعه بر اساس این نظریه ها انتخاب کرده که در ادامه مدل مفهومي پژوهش ارائه مي گردد .
2-5-2- مدل مفهومی پژوهش در سازمان مورد مطالعه
تمام مطالعات تحقيقي بر يك چارچوب مفهومي استوار است، كه متغيرهاي مورد نظر و روابط ميان آن ها را مشخص مي كند (ادواردز و همكاران، 1379 : 23).
اين چارچوب مفهومي كه با عناوين ديگري همچون چارچوب نظري (خا كي، 1378 : 3)؛ نقشه ذهني و ابزار تحليلي (ميرزايي اهرنجا ني، 1375: 10 )؛ شناخته مي شود، الگويي است كه پژوهشگر بر اساس آن درباره روابط بين عواملي كه در ايجاد مساله مهم تشخيص داده شده اند، نظريه پردازي مي كند. اين نظريه مي تواند ضرورتاً سخن پژوهشگر نباشد و بطور منطقي از نتايج تحقيقات قبلي پيرامون مساله نشات گرفته باشد ( ادواردز و همكاران ، 1379 : 42).
از آنجا كه هر پژوهش ميداني و پيمايشي نيازمند نقشه ذهني و مدل مفهومي است كه در قالب ابزار تحليلي مناسب، متغيرها و روابط بين آن ها ترسيم شده باشد؛ بر همين اساس، با توجه به ادبيات تحقيق و نظريات مطرح شده يك مدل تحليلي از اين فرضيات و سقف شيشه اي در جانشين پروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي از ديدگاه مديران و کارشناسان ستادي در سازمان آموزش و پرورش استان البرز، ذيلاً ارائه شده است.
از آنجا كه همواره زنان نيمي از اعضاي جامعه را تشكيل مي دهند چنين انتظار مي رود كه اين نيروي بالقوه و گسترده با مشاركت بالفعل خود در فعاليت هاي متنوع اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ، چرخ هاي جامعه را همگام با مردان به حركت درآورند و موفقيت هايي بيشتر از اين راه به دست آورد، اما در طول تاريخ، فرصت ها و امكانات براي زنان به نحوي توزيع نشده است كه به راحتي بتوانند هم دوش مردان در صحنه جامعه حاضرشوند و در واقع بدون محدوديت جنسي به ايفاي نقش هاي شايسته ي خويش بپردازند. در حوزه ي تصميم گيري نيز دستيابي زنان به مشاغل و پايگاه هاي مديريتي هم پاي افزايش كمّي مشاركت آنان در بازار كار نبوده است، به نحوي كه زنان همواره در پست هايي قرارگرفته اند كه ناگزير بوده اند كارهاي تكراري و در سطوح پايين را انجام دهند. اغلب زنان در پست هاي ستادي و به عنوان دستيار مديران صفي انجام وظيفه كرده اند و به ندرت مسئوليت هاي مديران صفي را بر عهده داشته اند (اوت و شفريتز ،1379 :888) اگرچه اين وضعيت در همه كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه وجود دارد، اما شدت نابرابرهاي جنسيتي در كشورهاي در حال توسعه بسيار بيشتر است (برنامه توسعه ي سازمان ملل1997 :39).
با مرور مطالعات انجام شده و بررسي نظريه هاي موجود در اين زمينه عمده ترين موانع موجود براي حضور زنان در عرصه مديريت، عوامل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، بيولوژيکي، سياسي، سازماني و نگرشي مي باشد.
سقف شيشه اي مانعي نامرئي و تحميلي در برابر ارتقاي شغلي زنان در سازمان ها است و از آن جا که شرايط کار، بيش تر در اطراف علائق مردان ، به عنوان کارمندان وکارفرمايان، دور مي زند، اغلب از نقش ها، رفتارها،و ديدگاه هاي زنان حمايت نمي شود؛ افزون بر آن که زنان با موانعي مثل مسئوليت هاي خانوادگي، مادري و همسري نيز روبه رو اند و نگرش منفي نسبت به توانايي زنان با اين مانع افزون تر مي شود. بر پايه نظريه انتظارات اجتماعي دوکس بري و هيگينز، اين مسأله که از زن انتظار است تمايلات و تعهدات کاري را طوري تنظيم و تعديل کند که با کاستن از تقاضاهاي کاري بتواند تقاضاهاي خانواده را برآورده سازد، در نگرش مديران تأثير منفي داشته، از دست يابي به پست هاي بالاتر براي زنان جلوگيري مي کند .(رستگار،1382 :122)
براي تبيين وضع نامساعد زنان در بازار كار و نابرابري هاي جنسيتي ديدگاه هايي مختلف شكل گرفته است كه محققان به نظريه هاي نئوكلاسيك، تجزيه شدن بازار كار و جنسيتي توجهي ويژه دارند.
نظريه پردازان نئوكلاسيك نابرابري هاي جنسيتي را ناشي از متغيرهاي مسئوليت هاي خانوادگي، نيروي جسمي و جنسيتي زنان، آموزش عمومي زنان و كمتر بودن سرمايه انساني آنان نسبت به مردان و شرايط خاص اجتماعي حاكم بر جامعه و سازمان ها مي دانند. طرفداران نظريه تجزيه شدن بازار كار معتقدند که بازار کار به دو دسته ي مشاغل اوليه و ثانويه تقسيم شده است و عموماً زنان در مشاغل كار ثانويه به كار گرفته مي شوند كه با محدوديت هايي چون بي ثباتي در كار، حقوق و مزاياي كمتر و امكان پيشرفت كم روبه رو هستند. بنابراين عامل عمده در تداوم نابرابري هاي جنسيتي همين موضوع است. نظريه پردازان ديدگاه جنسيتي در تبيين نابرابري هاي موجود بر اختصاص کار خانگي به زنان و در نتيجه فرصت كمتر براي حضور آنان در ساير عرصه هاي اجتماعي تأكيد دارند (ردوود 1996 :38) و همچنين معتقدند چون مشاغل زنانه (مانند آموزگاري، پرستاري و غيره) انعكاسي از نقش خانگي آنان است اين مشاغل را نيز كم ارزش در نظر مي گيرند. نهايت آن كه معيارهاي نظام ارزيابي شغلي براي تعيين بر ارزش کار بر كيفيات و ويژگي هايي متكي است كه عموماً به مردان نسبت مي دهند (کار،1379 :15). برخي صاحب نظران از جمله موريسون و فون گلينو مهم ترين عامل نابرابري هاي جنسيتي در سازمان ها و اصلي ترين مانع ارتقاي شغلي زنان را وجود « سقف شيشه اي » مي دانند (لاون:1381 :108).
موانع نامرئي و سقف شيشه اي كه محققان از آن نام مي برند در حقيقت مجموعه ي باورها و پندارهايي نادرست است كه در خصوص زنان جامعه وجود دارد و اين كليشه هاي جنسيتي به گونه اي ناخودآگاه در جامعه و سازمان ها عمل مي كنند و مانع پيشرفت زنان در عرصه هاي مختلف مي شوند. (مارتل، 1998 :13). بورديو معتقد است كه باورهاي ناصحيح جنسيتي به نحوي ملكه ي ذهن كنشگران انساني شده است كه نه تنها تحميل كنندگان آنها، بلكه زنان جامعه نيز كه هدف اين كليشه ها هستند ،آنها را پذيرفته اند .(احمدي،1383 :10). بورديو و چافتر بر نقش و اهميّت فرايند جامعه پذيري در ايجاد و توسعه ي اين کليشه ها تأکيد دارند (ترنر، 1998 :238).
بر اساس نظريه يادگيري اجتماعي، عوامل و كارگزاران جامعه پذيري شامل خانواده، مدرسه و رسانه تصاويري از زنان و مردان مي آفرينند كه در يادگيري و رفتارهاي جنسيتي نقش اساسي دارند (خمسه، 1383 :119)؛ به نحوي كه والدين حتّي با نوزادان يك روزه ي خود بر اساس كليشه هاي جنسيتي رفتار مي كنند (دايل ،1998 :74).
كتاب هاي درسي و نظام آموزشي نيز نقش سنتي زن اندروني و مرد بيروني (اعزازي 1380 :65) و انتصاب نقش هاي مبهم و حاشيه اي و اختصاص فعاليت هاي خانگي به زنان (كار ، 1379 :127) آموزش مي دهند. همچنين ويژگي هاي زنان عمدتاً فردي و غير پويا (محمدي اصل،1381 :148) به تصوير در مي آيد. در رسانه ها نيز انواع حالت هاي عجز و فرودستي، فروپايگي شغلي زنان و تعلق آنان به خانه و خانواده به مخاطبان ارايه و نمايش داده مي شود (سلطاني، 1385 :69) در حالي كه اين كليشه ها داراي فقدان دقت بالايي هستند و منعكس كننده دقيق تفاوت هاي زنان و مردان نيز نيستند( آلن، 1995 :489)؛ مجموعه اين فرآيند سبب مي شود تا وضعيت موجود كاملاً طبيعي به نظر برسد و به عنوان روند عادي زندگي كمتر در مورد آن سؤال شود.

شکل2-2: مدل مفهومي تحقيق بر اساس ادبیات و پیشینه پژوهش

فصل سوم
روش اجرای تحقیق

3-1 مقدمه
اساس واقعي پژوهش علمي، تبيين رابطه ميان متغيرهاست. دو روش اصلي براي تعيين روابط متغيرها در اختيار است. يکي از اين دو روش، روش توصيفي است و شامل مجموعه روش هايي است که هدف از آن توصيف کردن شرايط يا پديده هاي مورد بررسي است. اجراي تحقيق توصيفي صرفاً براي شناخت بيشتر شرايط موجود يا ياري دادن به فرايند تصميم گيري مي باشد (سرمد، مرتضي، 80 13: 80). دکارت نيز روش تحقيق را راهي مي داند که به منظور دستيابي به حقيقت در علوم بايد پيمود (ساروخاني،24:1380).
همانطور که پيش تر اشاره شد، با توجه به این که زنان به ویژه در سازمانهایی چون آموزش و پرورش قسمت عمده ای از نیروی انسانی شاعل و سرمایه انسانی را تشکیل داده و عدم

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع اشتغال زنان، موانع ارتقا، زنان شاغل، بازار کار Next Entries منابع تحقیق با موضوع سقف شیشه ای، جانشین پروری، پیشرفت شغلی، رشد حرفه ای