منابع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، جانشین پروری، مشارکت زنان، حضرت زینب (س)

دانلود پایان نامه ارشد

مسائل کلان جامعه . به تدریج بین این دو الگوی متفاوت و قشر بینابینی از زنان ایجاد گردید .
این قشر جدید درحالی که به هر دو الگوی اشاره شده تعلقاتی داشت بر هیچ کدام از آن ها نیز کاملاً منطبق نبود . در واقع نقاط قوت هر یک را جذب کرده ، تلاش می کرد تا از نقاط منفی هر دو الگو کناره گیرد . مشخصه این گرده از زنان این بود که در عین حالی که تحصیل کرده بودند و حتی اشتغال داشتند ، غرب گرایی را به شکل افراطی آن نمی خواستند و همچنین در عین وفاداری به ارزش های سنتی و مذهبی و الگوبرداری از حضرت فاطمه زهرا (س( و حضرت زینب (س) خود را از حضور در صحنه های اجتماع کنار نمی کشیدند و درباره مسائل سیاسی – اجتماعی جامعه بی تفاوت نبودند .
امام خمینی (ره) که رهبری نهضت را بر عهده داشتند با درایت خاص خود ، متوجه پتانسیل عظیم آنان گردیدند ، در نتیجه نه تنها زنان را به مشارکت در انقلاب دعوت نمودند بلکه شرکت آنان را در مراسم انقلابی را واجب و لازم شمردند و حتی موافقت پدر و شوهر را نیز لازم ندانستند ( طغرانگار،۱۳۸۳ : 144-145)
این همه در حالی است که ما به عنوان افرادی مسلمان و پیرو دستورات قرآن برابری مرد و زن را پذیرفته و به کرات در کلام الله مجید با آن مواجه می شویم .قرآن کریم با بیانی صریح، جنسیت و نژاد را از مدار فضایل و رذایل انسانی خارج می گرداند و تقوای الهی را محور اصلی برای شناخت فضایل و رذایل معرفی کرده، می فرماید: «یَا اَیُّها النّاسُ اِنّا خَلقناکُم مِن ذَکَرٍ و اُنثی و جَعَلناکم شُعوبا و قَبائِلَ لِتَعارفُوا اِنّ اَکرمَکم عِندَ اللّهِ اَتقیکم» (سوره احزاب : آیه 13)؛ ای آدمیان، شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را شعبه ها و قبیله ها گرداندیم تا همدیگر را بشناسید. گرامی ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست. و همین طور در سوره ی مبارکه ی احزاب هم مفصلا مردان و زنان را کنار هم ذکر می کند:( إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ …)وظیفه ما به عنوان مسلمان نیز توجه به آیات شریفه و پیروی از آنهاست .حال آنکه به عینه در جامعه با خلاف این مواجه هستیم و در بسیاری از مواقع زنان را نادیده می گیریم.
مسئله مورد بررسي در پژوهش حاضر اين است که چرا با وجود اينکه نيمي از نيروي انساني جامعه را زنان تشکيل مي دهند و داراي توان بالقوه در افزايش سطح بهرهوري جامعه هستند، حضور آنان در مشاغل مديريتي جامعه تا اين اندازه (در مجموع ۸/۲ درصد در سال ۱۳87)ناچيز است .(مرکزآمار ایران 1387). در مشاغل مدیریتی آموزش و پرورش ارتقاء شغلی زیادی وجود ندارد.تبعیض کلیشه ای در سطح مدیریت کم می باشد، اما از سطوح مدرسه به بالا این امر مشهود وچشم گیر است.
در استان البرز مناصب ستادي اختصاص يافته به زنان، يک معاون آموزش ابتدائي مدير کل، يک مدير منطقه (ناحيه 2 کرج) و 8 معاونت آموزش ابتدائي در سطح مناطق (8 منطقه ي :کرج 1، کرج 2، کرج3، کرج4، ساوجبلاغ، نظرآباد، طالقان و اشتهارد) و البته کارشناسان امور بانوان و برخي کارشناسان ديگر که از نظر ستادي و چارت سازماني در رده هاي پايين تري نسبت به معاونين قرار دارند. اين در حالي است که 7 منطقه ديگر (به جز ناحيه 2 کرج) داراي مديرمنطقه مرد و تمام 8 منطقه و البته اداره کل استان البرز داراي معاونت هاي آموزش متوسطه، معاونت پرورشي، معاونت پژوهش و نيروي انساني، معاونت مالي که همگي توسط مردان اداره مي شود.
لذا پژوهش پيش رو در صدد بررسي عوامل و موانع موجود بر سر راه پيشرفت و ارتقاي بانوان شاغل براي رسيدن به مناصب مديريتي ستادی است تا بتواند با شناسايي مشکلات راهکارهاي مفيدي در جهت استفاده بهينه از نيروي زن شاغل در سازمانها به منظور دستيابي به اهداف مدنظر ارائه نمايد.
البته عوامل تبعیض در دیگر پژوهش ها نیز بررسی شده است ؛اما در سازمانها ی اداری و به ویژه در مقوله جانشین پروری تا کنون به آن پرداخته نشده است.
1-3- اهميت موضوع
از آنجايي که نيمي از كل جمعيت جهان را زنان تشكيل ميدهند و دو سوم ساعات كار انجام شده توسط زنان صورت ميپذيرد در حاليکه تنها يك دهم درآمد جهان و فقط يك صدم مالكيت اموال و دارايي‌هاي جهان به آنان اختصاص يافته است لذا ميتوان استدلال نمود که وجود نابرابري براي زنان در تمامي جوامع كم و بيش وجود دارد كه در برخي از سازمان‌هاي جهاني در چند سال اخير به اين مسئله بيشتر توجه شده و در برنامه‌ريزي‌هاي خرد و كلان اقتصادي و اجتماعي سازمانهاي مختلف جهاني قرار گرفته است (محمدي، 1387 :52).
تجربيات چند دهه گذشته در کشورهاي کمتر توسعه يافته، نشان داده است در فرآيند توسعه آمادگي فضاي فرهنگي نه تنها براي پذيرش تغييرات برونزا ضروري است بلکه خود مهمترين عامل براي زمينه‌سازي تغييرات درونزا است. شايد در برخي از تغييرات بسيار سطحي و کوتاه مدت، بتوان از عوامل فرهنگي چشم‌پوشي کرد ولي به طور يقين در چشم‌انداز بلند مدت، تحولات ريشه‌اي و همه جانبه در پايگاه اجتماعي، اقتصادي زنان، فضاي فرهنگي حاکم بر اشتغال زنان، اين نقش بسيار اساسي و زير بنايي است (مرکز امور مشارکت زنان، 1380 :17).
عدم تأمين شرايط و يا فرصت هاي مناسب براي ارتقاء زنان مستعد به مشاغل مديريتي، موجب عدم استفاده حدود نيمي از ظرفيت ها و استعدادهاي در دسترس ميشود. از طرفي نيز زنان قابليت هاي ويژهاي دارند و ازمهارت هاي نرم در مديريت منابع انساني برخوردارند كه در شرايط امروز بيش از گذشته مورد نياز سازمانها است (محمدي اصل عباس، 1380 :85).
از دیگر منظر توجه به این امر که دختران در سالهای اخیر 60% رتبه های کنکور رادر تمامی رشته ها و حتی در رشته هایی که باور جامعه بر مردانه بودن آنهاست من جمله رشته های مهندسی به خود اختصاص داده اند ، علاوه بر آنکه مبین خواست دختران در بهبود شرایط زندگیشان می باشد ، لیکن نمی توان کارکرد مطلوب مدیران و دبیران آنها را نادیده گرفت چنانکه شاهد موفقیت های چشم گیر این دانش اموزان در عرصه های مختلف ملی و جهانی هستیم .زنانی چون انوشه انصاری اولین زن گردشگر فضایی ، مریم میرزاخانی برنده جوایز متعدد ریاضی و به ویژه برنده مدال فیلدزکه به عنوان اولین زن در جهان و حتی اولین فرد درآسیا و ایران شناخته شده ، پردیس ثابتی یکی از سرشناس ترین محققان آمریکا در زمینه بررسی ژنوم مالاریا، رکسانا مصلحی برنده جوایزی در زمینه تدریس خوب و شیوه های نوین علم آموزی استادیار بخش ژنتیک دانشگاه نیویورک و…
با این حال وقتی به سازمان آموزش و پرورش که زنانه ترین سازمان کشور است و زنان نیز علاقه بسیاری به فعالیت در این سازمان دارند، می نگریم علی رغم تمام این شایستگی ها، شاهد این امر هستیم که حتی در چنین سازمان هایی که تصمیم گیری های مختلفی با توجه به اهمیت آموزش و پرورش اتخاذ می شودنیز زنان جایگاه مشخصی در سطح کلان تصمیم گیری ها ندارند.
تاريخچه پيشينيه مشاركت زنان فرهنگي در عرصه تصميم گيري و سياست گذاري كلان آموزش و پرورش به حضور مشورتي خانم شايسته در دوران وزارت آقاي اكرمي و به دنبال آن در سال 1370 با ابلاغ مشاور امور بانوان با حفظ سمت آموزشي خانم شجاعي در دوران آقاي نجفي برمي گردد. به موازات اين حضور دعوت از دو نفر مدير زن به عنوان اعضاي اصلي در شوراي عالي آموزش و پرورش، از سويي آغاز تحولي ديگر در افزايش مشاركت زنان محسوب مي شود و از سويي بيانگر محدوديت مي باشد. از سال 1375 ستاد امور بانوان وزارت آموزش و پرورش با تنظيم آيين نامه داخلي، به عنوان دومين بخش زنان در سطح تشكيلات نهادهاي دولتي در كشور تشكيل شد و نمايندگان معرفي شده از سوي معاونت ها، سازما نها، دفاتر حوزه ستادي و ادارات كل استان تهران به عنوان عضو، در جهت پيشبرد امورصادقانه با ستاد همكاري مي نمودند. عمده ترين مخاطبين ستاد، دختران دانش آموز، دانشجويان مراكز تربيت معلم و زنان فرهنگي محسوب مي شدند.
متناسب با تغييرات تدريجي در نگرش جامعه، حجم مخاطبين زن در آموزش و پرورش و ضرورت توجه به وضعيت اين قشر به منظور توجه به نيازها و رفع تنگناها و مشكلات و همچنين ارتقاء دانش، آگاهي و توانمندي آنان در تاريخ11/12 1375 براي اولين بار تعداد سه پست با عناوين مشاور وزير، رييس ستاد امور بانوان و دو پست كارشناس امور بانوان به ستاد اختصاص داده شد و يك كارشناس زن فرهنگي با حفظ سمت به عنوان مشاورمديركل آموزش و پرورش استان در امور بانوان تعيين شد. ثمره پي گيري و تلاش هاي بعدي ارتقاء و تصويب ساختار تشكيلاتي دفتر امور زنان در 2/6/1387 با تعداد 19 پست بود. دفتر امور زنان توجه دادن به برنامه ريزي حساس به جنسيت در آموزش و پرورش را رسالت اساسي خود تلقي نموده و در راستاي تحقق اين امر مصمم است كه خط مشي ها و برنامه هاي مربوطه را به صورت روشن در جريان كلي آموزش و پرورش قرار دهد تا بدين ترتيب پيش از اتخاذ تصميمات تحليل اثرات آنها بر زنان و مردان به طور جداگانه صورت پذيرد. از مهمترين خط مشي هاي اين دفتر تقويت و گسترش حضور مؤثر زنان در سياست گذاري و برنامه ريزي آموزش و پرورش در جهت رشد و ارتقاء علمي و شغلي زنان كارآمد و توانمند مي باشد.
در نتيجه ي تلاش اين دفتر، مديريت زنان در وزارت آموزش و پرورش با رشد 130 درصدي روبرو شده است. هم اكنون 8 مدير و مشاور زن در حوزه ستادي وزارت آموزش و پرورش مشغول به فعاليت هستند و اين در حالي است كه در سال هاي گذشته تنها يك مدير زن در اين وزارتخانه فعاليت داشته و حتي در جلسه شوراي معاونان يك كرسي هم براي مديريت زنان وجود نداشته است(ميرکمالي ، ناستي زايي 1388، : 65 ) با اين وجود آنان در مقايسه با مردان سهم ناچيزي از مديريت آموزش و پرورش را دارا مي باشند.
از آنجا که زنان به ويژه در سازمانهايي چون آموزش و پرورش قسمت عمدهاي از نيروي انساني شاغل و سرمايه انساني را تشکيل داده و عدم بهره مندي از اين سرمايه، خسران بزرگي براي اين نهادها و سازمانها محسوب ميشود، لذا اين امرموجب گرديد تا در پژوهش حاضر با توجه به مسئله جانشين پروري و در نظر گرفتن عوامل موثر بر ايجاد سقف شيشهاي و تلاش در جهت شکستن و يا کمرنگ نمودن آن بتوان در پيشبرد اهداف سازمان گامی برداشته شود.
1-4- اهداف تحقيق
1-4-1 هدف کلي پژوهش
هدف کلي پژوهش حاضر، شناسايي عوامل موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي و رتبهبندي آن عوامل ميباشد.
1-4-2 اهداف اختصاصي پژوهش
1) شناسايي عوامل اقتصادي موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي
2) شناسايي عوامل اجتماعي موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي
3) شناسايي عوامل فرهنگي موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي
4) شناسايي عوامل سياسي موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي
5) شناسايي عوامل بيولوژيکي موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي
6) شناسايي عوامل سازماني موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي
7) شناسايي تاثير ديدگاه زنان نسبت به جايگاه خود بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي
8) شناسايي عوامل خانوادگي و تاثير جايگاه زنان در خانواده به عنوان عوامل موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي
1-5- سؤال هاي تحقيق
1-5-1 سؤال کلي پژوهش
-عوامل مؤثر بر سقف شیشه ای در ارتقاء و جانشین پروری مدیران زن کدامند؟
1-5-2 سؤال های اختصاصي پژوهش
1) آیا عوامل اقتصادي بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان البرز مؤثر است؟
2) آیا عوامل اجتماعي بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناص

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع سقف شیشه ای، جانشین پروری، جامعه آماری، آموزش و پرورش Next Entries منابع تحقیق با موضوع منابع انسانی، آموزش کارکنان، اقتصاد دانش محور، سرمایه انسانی