مقاله رایگان درمورد یادگیری اجتماعی، مشکلات رفتاری، فرزندپروری، خارج از خانه

دانلود پایان نامه ارشد

آنها سخت است.با این حال تمام نوزادان دشواردر کودکی مشکلات رفتاری پیدا نمیکنند در حالیکه بعضی نوزادان آسان این مشکلات را پیدا میکنند.مشکلات رفتاری کودکان فقط به مزاج آنها بستگی ندارد بلکه به واکنش دیگران به رفتار آنها نیز وابسته است.
2-4-4-2 محیط خانواده : ترکیب ژنتیکی کودک چیزی است که نمیتوان آن را تغییر داد. اما کودکان از محیط خانوادگی خود چیز یاد میگیرند و این محیط میتواند برای یاد دادن اینکه به روش مناسبتری رفتار کنند تغییر کند. فهمیدن اینکه کودکان چگونه از محیط خود چیز یاد میگیرند برای اینکه تصمیم بگیریم چطور با مشکل کنار بیاییم مفید است.
1-پاداشهای تصادفی برای رفتار نادرست:کودکان به سرعت یاد میگیرند که رفتار آنها اثری دارد و میتوانند کارهای دیگران را کنترل کنند.رفتارهای مشکلدار در صورتی که باعث شوند کودکان آنچه را میخواهند به دست آورند با احتمال بیشتری ادامه پیدا خواهد کرد.اغلب پاداشهای تصادفی یا پرداختهای پنهانی برای رفتار نادرست وجود دارد.پاداشهای تصادفی شامل توجه اجتماعی (مانند حرف زدن با کودک چشمک زدن یا لبخند) پاداشهای مادی (مانند اسباب بازی) فعالیت(مانند اینکه والد حواس کودک را با یک بازی پرت کند)یا دادن خوراکی(مانند بیسکویت بستنی یا آب نبات چوبی) میشود.برای مثال اگر زمانی که کودکان برای اولین بار کلمه زشتی بر زبان می آورد والدین تصادفا لبخند بزنند یا وقت زیادی را برای دلیل آوردن برای او صرف کنند توجه اضافه میتواند کودک را تشویق کند که کلمه زشت را دوباره بر زبان بیاورد.
2-تله های کنترل کننده : کودکان می آموزند که اگر کار خود را ادامه بدهند ورفتار مشکلدارشان بدتر شود با احتمال بیشتری آنچه را که میخواهند بد ست می آورند.برای مثال کودک ممکن است درست قبل از ناهار بیسکویت بخواهد.
ممکن است والدین چند بار بگویند نه.با اینحال اگر کودک ادامه بدهد و بر خواسته خود پافشاری کند یا آن را با صدای بلندتر تکرار کند احتمالا والدین در این تله می افتند که به او بیسکویت بدهند تا فقط سروصدا بخوابد.متاسفانه کودک هم برای اینکه بر خواسته خود اصرار کند پاداش گرفته و یاد میگیرد که برای انجام خواسته هایش مصرتر شود و با صدای بلندتر تقاضا کند. والدین هم پاداش گرفته اند چون فرزندشان سرو صدا را متوقف کرده حداقل برای مدت کوتاهی.از آنجا که هم والدین و هم فرزندشان پاداش گرفته اند این کنترل احتمالا دوباره رخ میدهد. به همین روش والدین هم یاد میگیرند که اگر پافشاری کنند و با صدای بلندتر حرف بزنند با احتمال بیشتری به خواست خود خواهند رسید. برای مثال ممکن است والدین چندین بار از فرزندشان بخواهند کاری را انجام دهد و این درخواست را به تدریج با صدای بلندتر تکرار کنند بدون اینکه موفق شوند. سرانجام احتمالا آن ها با عصبانیت میخواهند که فرزندشان آنچه را که خواستند تا سه شماره انجام دهد و گرنه خودش میداند! فرزندشان به این ترتیب یاد میگیرد که آنها تنها زمانی جدی هستند که فریاد بزنند و بشمارند. و پیش از اینکه آنچه را آن ها خواسته اند انجام دهد تا آن زمان صبر میکند. آن ها برای فریاد زدن پاداش گرفته‌اند زیرا فرزندشان آنچه را از او خواسته اند انجام داده است و فرزندشان پاداش گرفته چون آن هافریاد زدن سر او را متوقف کرده اند. دوباره به دلیل اینکه پاداشی هم برای آنها و هم فرزندشان وجود دارد این روند احتمالا باز هم تکرار خواهد شد.
3-نادیده گرفتن رفتار مناسب : برای بعضی از کودکان هیچ پاداشی در انجام رفتار خوب وجود ندارد.متاسفانه رفتاری که هیچ توجهی برنیانگیزد با احتمال کمتری تکرار میشود.اگر کودکان وقتی خوب رفتار میکنند نادیده گرفته شوند ممکن است یاد بگیرند که تنها راه گرفتن توجه نادرست رفتار کردن است.
4-نگاه کردن به دیگران: کودکان با نگاه کردن آنچه دیگران انجام میدهند یاد می گیرند. برای مثال وقتی والدین خشمگین می شوند و سر همدیگر فریاد میزنند و به خاطر فریاد زدن کاری را که میخواهند می کنند کودکان یاد می گیرند وقتی مشکلی دارند فریاد زدن کاری درستی است.کودکانی که از والدین شان کتک می خورند احتمالا دیگران را می زنند .
5-خواستن انجام کار: روشی که والدین از کودکانشان میخواهند کاری را انجام دهند میتواند برای آنکه فرزندشان آن کار را انجام خواهد داد یا نه تاثیر بگذارد. برخی مشکلات شایع در این زمینه عبارتند از:
*بیش از حد زیاد بودن: هر بار که از کودکان خواسته میشود کاری را انجام دهند فرصتی برای نافرمانی آنها وجود دارد.وقتی کارهای بسیار زیادی از کودکان خواسته میشود آنها احساس ناتوانی میکنند.
*بیش از حد کم بودن :گاهی کودکان به این دلیل نافرمان میشوند که هیچکس وقت کافی نگذاشته تا برای آنها روشن کند که چه انتظاری از آنها میرود.برای مثال ممکن است کودکی رفتار نامناسب غذاخوردن را نداند چون به اندازه کافی به او گفته نشده چگونه از قاشق و چنگال استفاده کند.
*بیش از حد سخت بودن :کودکان وقتی والدین شان انتظارات بیش از حد از آنها داشته باشند و کارهایی از آنها بخواهند که فراتر از تواناییهای آنها است مثل اینکه از یک کودک سه ساله بخواهند یک اتاق بهم ریخته را مرتب کند نافرمان می شوند.
*در زمان نامناسب عنوان کردن:وقتی کودکی مشغول انجام کاری است مثل دیدن یک برنامه تلویزیونی دلخواه و از او خواسته میشود کاری انجام دهد بیشتر احتمال دارد که خواست شما را نادیده بگیرد.
*بیش از حد مبهم بودن :کودکان کارهایی را که مبهم به آنها گفته میشود انجام نمی دهند مثل اینکه علی ابله نباش یا کارهایی که به صورت پرسشی بیان میشوند مثل اینکه دوست داری بخوابی ؟اگر به کودکان فرصت انتخاب دهیم، آماده باشیم که بگویند نه.
*زبان بدن :گاهی زبان بدن والد چیزی غیراز کاری را که خواسته میگوید مثل اینکه وقتی به کودک میگوید کاری را رها کند در حال لبخند زدن یا خندیدن باشد.همچنین کودکان معمولا کارهایی را که از یک اتاق به اتاق دیگر با فریاد گفته میشود انجام نمیدهند چون والدین آنجا نیستند که کاری را خواسته‌اند پی بگیرند.
6-پیام های احساسی : والینی که فرزند خود را قبول ندارند به جز رفتار کودک اعتماد به نفس او را نیز کم میکنند.بردن نام کودک با اصطلاحاتی مثل ابله یا خنگ و پیغام هایی که به او احساس گناه میدهد.مثل گفتن اینکه مادربزرگ چه فکری میکند اگر ببیند تو داری این کار را میکنی؟ممکن است به خاطر شرمساری کودکان را به همکاری وادارد ولی آنها را خشمگین ، کناره گیر و غیر همکار میکند.
7-استفاده ناکارآمد از تنبیه : کودکان میتوانند مشکلات رفتاری پیدا کنند به خاطر روشی که والدین از دیسیپلین یا تنبیه استفاده میکنند.اینجا بعضی دلایل در مورد اینکه چرا تنبیه کاری از پیش نمیبرد ارائه میشود.
*تهدید به تنبیه می شود ولی تنبیه انجام نمی شود: اگرچه تهدید در ابتدا تاثیر دارد کودکان به سرعت یاد میگیرند وقتی والدین تهدیدات خود را عملی نمی کنند دستورات والدین را نادیده میگیرند.تهدید به تنبیه حتی میتواند مبارزه طلبی قلمداد شود و کودکان والدین خود را امتحان کنند تا ببینند چه اتفاقی میافتد.
*تنبیه در زمان عصبانیت انجام می شود :وقتی والین عصبانی هستند همیشه خطر از دست دادن کنترل و آسیب زدن به کودک وجود دارد.
*تنبیه به عنوان پاسخ به یک بحران:گاهی والدین واکنش شدید به رفتار نادرست نشان می دهند زیرا پیش از اینکه کاری برای آن انجام دهند منتظر مانده اند تا رفتار کودک به اندازه غیرقابل تحملی برسد.
*استفاده بی ثبات و بی ضابطه از تنبیه بی ثباتی و بی ضابطه عمل کردن فهم این را که چه چیزی از کودک انتظار میرود را دشوارمی کند. مشکلات رفتاری وقتی رخ میدهند که دستورات و قوانین از یک روز به روز دیگر با ثبات به کار نمی روند.در خانوادهایی که هم پدر و هم مادر حضور دارند مشکلات همچنین میتواند وقتی رخ دهد که والدین با هم توافق ندارند یا در مقابل کودک برای اجرای قوانین از هم حمایت نمیکنند.
8-باورهای غیر واقع بینانه : بعضی باورها کمکی نمی کنند و فرزندپروری را دشوار مینما یند.اینجا برخی باورهای غیر مفید رایج ارائه میشود:
*این فقط یک مرحله از رشد کودک است.این باور از اینکه والدین مستقیم به مشکل رسیدگی کنند جلو گیری می کند.در عوض والدین ممکن است قبل از اینکه بد نبال دریافت کمک بروند یا تغییری ایجاد کنند منتظر بمانند تا زمانی که مشکل شدید و دراز مدت شده است.
*او این کار را از روی عمد میکند فقط برای اینکه مرا اذیت کند.این باور سرزنش را بار کودک میکند و ممکن است سبب شود والدین بی میل و خشمگین شوند و نسبت به رفتار نادرست واکنش شدید نشان دهند.این باور همچنین جلوی این را میگیرد که والدین ببینند اعمال خود آنها چه نقشی در مشکل رفتاری دارد.
*همه اش تقصیر من است که او اینطوری است.این باور والدین را به خاطر مشکل رفتاری کودک سرزنش میکند وقتی والدین فکر کنند که آنها باید به خاطر رفتار کودکشان سرزنش شوند احساس گناه و افسردگی میکنند.این صبور آرام و باثبات بودن در مقابل کودک را حتی سخت تر میکند.انتظارات والدین نیز میتواند فرزندپروری را سخت تر کند.این غیر واقع بینانه است که والدین از کودک خود انتظار داشته باشند کامل باشد.این احتمالا منجر به ناامیدی و اختلاف با کودک میشود.والدین میتوانند همچنین انتظارات غیر واقع بینانه از خود داشته باشند.وقتی والدین هدف خود را این میگذارند که کار خود را کامل انجام دهند خود را آماده نارضایتی و ناکامی میکنند.
9-تاثیرات والدین بر خانواده : تاثیرات دیگری هم بر بهزیستی والدین وجود دارد که فرزند پروری را دشوار میکند.اینجا چند مثال وجود دارد:
*رابطه والدین:مشکل رفتاری میتواند زمانی بروز کند که رابطه یک زوج اجباری است و تنش و اختلاف زیادی در خانواده وجود دارد.وقتی کودکان بگومگو و جدال زیادی بین والدین خود میبینند پسرها ممکن است پرخاشگر و دخترها مضطرب یا افسرده شوند.
*هیجانات والدین:احساسات والدین مثل عصبانیت افسردگی یا اضطراب میتواند مانع آنها برای با ثبات بودن و اداره موثر رفتار کودکشان باشد.برای مثال وقتی والدی احساس غمگینی یا افسردگی میکند احتمال دارد تحریک پذیر و کم تحمل شود افکار غیر مفید در مورد کودکش داشته باشد بخواهد زمان کمتری با فرزندش سپری کند و نظارت کمتری بر کودک داشته باشد.
*استرس:همه والدین زمانی تحت استرس قرار میگیرند مثل زمان اثاث کشی مشکلات مالی یا فشار کاری.کودکان به روال منظم نیاز دارند و وقتی این استرسها روال معمول خانواده را برای مدت زیادی بهم میزند ناراحت میشوند.
2-4-4-3 تاثیرهای خارج از خانه : برای والدین غیر ممکن است که تمام تاثیرات روی رفتار فرزندشان را کنترل کنند.رفتار کودکان وقتی ارتباط بیشتری با افراد جامعه پیدا میکنند تحت تاثیر عوامل خارج از خانه هم قرار میگیرد.
1- همسالان و دوستان : وقتی کودکان شروع به قاطی شدن با کودکان دیگر میکنند تحت تاثیر روابط خود با همسالان و کارهای آنها قرار میگیرند.برای مثال کودکان پرخاشگر و مخل اغلب از سوی همسالان خود طرد میشوند مهارت های اجتماعی ضعیفی دارند و برایشان سخت است با کسی دوست شوند یا دوستی خودرا ادامه دهند.این کودکان با کودکان مخل دیگر قاطی شوند و از آنها یاد بگیرند و رفتار مشکلدارشان ادامه پیدا کند.
2- مدرسه: موفقیت کودکان در مدرسه میتواند سازگاری و رفتار آنها را تحت تاثیر قرار دهد برای مثال کودکی مشکل رفتاری پیدا کند که کار مدرسه را سخت می یابد خوب کار نمیکند یا به ندرت پاداش یا تحسین برای تلاشهایش دریافت میکند.
3-رسانه و تکنولوژی : کودکان میتوانند مشکل رفتاری مثل ناسزا گفتن یا پرخاشگری را تماشا کردن فیلم و برنامه های تلویزیون خواندن روزنامه و داستانهای خنده دار یا بازیهای کامپیوتری یاد بگیرند.
2-4-5نظریه یادگیری اجتماعی
با توجه به این که برنامه فرزندپروری مثبت بر پایه الگوی یادگیری اجتماعی تدوین شده است ، دراین قسمت به یادگیری اجتماعی اشاره شده است .نظریه یادگیری اجتماعی توسط آلبرت بندورا کانادایی که از روان‌شناسان نامدار حوزه روان‌شناسیاجتماعی در قرن بیستم است،

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد اختلالات رفتاری، مشکلات رفتاری، تغییر رفتار، رفتارگرایی Next Entries مقاله رایگان درمورد مدل‌سازی، یادگیری اجتماعی، کودکان و نوجوانان، تعلیم و تربیت