مقاله رایگان درمورد کیفیت حسابرسی، استقلال حسابرس، تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی

دانلود پایان نامه ارشد

را دارد (انصاري و همکاران،1390).
طبق بيانيه مفاهيم استقلال چارچوب نظري استقلال حسابرس:
«استقلال حسابرس عبارت است از رهايي از فشارها و ساير عواملي كه توان حسابرس براي تصمیم‌گیری بی‌غرضانه را از بين می‌برند».
البته منظور از اين تعريف، اين نيست كه حسابرس بايد از همه‌ی فشارها و ساير عوامل مؤثر بر توان تصمیم‌گیری وي رها و آزاد باشد، بلكه بايد از عوامل بااهمیتی كه باعث می‌شوند، او تصمیم‌گیری بی‌غرضانه نداشته باشد، در امان بماند. در این راستا، استقلال داراي دو بعد است:
1) استقلال واقعي (فكري): توانايي حسابرسان مستقل براي حفظ بی‌طرفی فكري در طول دوره قرارداد.
2) استقلال ظاهري:رابطه‌ی حسابرس با صاحب‌کار بايد طوري باشد كه از ديد اشخاص ثالث مستقل به نظر برسد (انصاری و همکاران،1390).

2-10 عوامل مؤثر بر استقلال حسابرس
نظر حسابرس براي گواهي و اعتباربخشی به صورت‌های مالي ارائه می‌گردد. اگر حسابرس از صاحب‌کار مستقل نباشد، نظرش چيزي به اعتبار صورت‌هاي مالي نمی‌افزاید. هدف استقلال حسابرس پشتيباني از اتکا سرمایه‌گذاران و ديگر استفاده‌کنندگان، بر فرآيند گزارشگري مالي و افزايش كارايي بازار سرمايه است، زيرا وقتي استفاده‌کنندگان بر اساس اطلاعات صحيح تصمیم‌گیری كنند، دارايي خود را در جاي مناسبي سرمایه‌گذاری خواهند كرد و لذا به‌این‌ترتیب از تخصيص غير بهينه منابع جلوگيري خواهد شد.
لي (2003) دريافت كه قراردادهاي اقتصادي بين شرکت‌های حسابرسي و مشتريان می‌تواند استقلال را تحت تأثیر قرار دهد، بدين معني كه سطح فشار صاحب‌کار افزايش می‌یابد. نگراني اصلي، توانايي حسابرسان براي بررسي عيني صورت‌هاي مالي مشتريان است درحالی‌که در همان زمان حق‌الزحمه‌ی خدمات غير حسابرسي را نيز از صاحب‌کاران دريافت می‌کنند. خدمات همزمان حسابرسي و غير حسابرسي می‌تواند تضاد منافع بالقوه‌ای عمدي يا سهوي ايجاد كند و ارتباط صاحب‌کار با حسابرس به وجه الصالحه قرار گرفتن استقلال بينجامد بنابراين سؤال اصلي هنگامي مطرح می‌شود كه حسابرسان، خدمات حسابرسي و غیر حسابرسی را توأم با يكديگر ارائه دهند يا توان ارائه آن را فراهم نمايند. يعني حسابرسان قادر باشند منصفانه بودن حسابرسي خود را حفظ كنند، بدون اينكه نگران از دست دادن يا شكست (ناتواني) افزايش خدمات اضافي و يا پيامدهاي اقتصادي آتي براي موسسه‌ی حسابرسي خود باشند (لی، 2003).
تعداد قابل‌توجهی از تحقيقات تجربي به شناسايي ماهيت و حوزه‌ی تهديدات مربوط به استقلال حسابرس در كشورهاي توسعه‌یافته و در كشورهاي كمتر توسعه‌یافته معطوف شده است. تحقيقات به اين موضوع اشاره دارند كه قراردادهاي مشترك حسابرسي و خدمات غیر حسابرسی ريسك حفظ مشتري را به‌منظور انگيزه‌هاي اقتصادي و تمايل به موافقت با گزينه‌هاي صاحب‌کار از خط‌مشی‌های حسابداري افزايش مي‌دهند. قرارداد خدمات غیر حسابرسی به صاحب‌کاران توسط قانون‌گذاران در ایالات‌متحده‌ی آمريكا، بريتانيا و كشورهاي مختلف به‌عنوان تهديدي بر استقلال حسابرس در نظر گرفته‌شده است. در مؤسسات بزرگ حق‌الزحمه غير حسابرسي بر حق‌الزحمه دريافتي حاصل از كار حسابرسان فزوني يافته و بسياري خودشان را به‌عنوان مؤسسات خدمات حرفه‌ای در عوض مؤسسات حسابرسي يا مؤسسات حسابداري معروف کرده‌اند. مؤسسات حسابرسي بزرگ سعي می‌کنند كه شهرت خود را حفظ كنند و مسلماً حاضر نمی‌شوند كاري انجام دهند كه به استقلال و اعتبار آن‌ها لطمه وارد شود، از طرفي، حسابرسي شرکت‌های بزرگ‌تر براي حسابرسان مزايايي دارد (مثلاً دريافت حق‌الزحمه بيشتر بابت ارائه خدمات). آنجا كه كار حسابرسي و غير حسابرسي مشترک براي يك شركت ارائه می‌شود، دو رابطه قراردادي متفاوت وجود دارد، رابطه قرارداد خدمات غير حسابرسي با شركت و رابطه قرارداد حسابرسي با شركت، اما حسابرس همچنان وظیفه‌ی حفظ منابع سهامداران را عهده‌دار بوده و خدمات حسابرسي خود را با توجه به مقررات ارائه مي‌دهند (انصاري و همکاران،1390).

2-11 مفهوم کیفیت حسابرسی
یک تعریف متداول از کیفیت حسابرسی به‌وسیله‌ی دی آنجلو6(1981) ارائه‌شده است. او کیفیت حسابرسی را ارزیابی و استنباط بازار7 از احتمال توانایی حسابرس در کشف تحریفهای بااهمیت در صورت‌های مالی و یا سیستم حسابداری صاحب‌کار و گزارش تحریفهای بااهمیت کشف‌شده، تعریف کرده است. احتمال اینکه حسابرس تحریفهای بااهمیت را کشف کند، به شایستگی حسابرس و احتمال اینکه حسابرس تحریفهای بااهمیت کشف‌شده را گزارش کند، به‌عنوان استقلال حسابرس تعبیر شده است. در این تعریف، کشف نقص، کیفیت حسابرسی را در قالب دانش و توانایی حسابرس اندازهگیری میکند، درحالی‌که گزارش آن بستگی به انگیزههای حسابرس برای افشاگری دارد. باوجوداینکه تعریف دی آنجلو برای حسابرسی صورت‌های مالی مناسب است، اما میتواند سایر انواع حسابرسیها را نیز در برگیرد (یگانه و آذینفر، 1389).
2-12 عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی
آقایی و کوچکی(1374) معتقدند، کیفیت کار موسسههای حسابرسی متفاوت است و به‌طور مستقیم نمیتوان با مشاهدهی موسسهها تشخیص داد که کدام موسسه از کیفیت کاری بالاتری برخوردار است. تحقیقها نشانمیدهند اندازه، قدمت، شهرت و نام تجاری موسسههای حسابرسی میتوانند معیارهای متمایزکننده‌ی کیفیت حسابرسی باشند.
فرگوسن و استاکس8 (2002)، ژائو و ایلدر9 (2002) و بالسم و همکاران10 (2003) نیز در تحقیق‌های خود از تخصص حسابرس در صنعت صاحب‌کار برای اندازه‌گیری کیفیت حسابرسی استفاده کردند.
دیآنجلو (1981) کیفیت حسابرسی را به‌صورت احتمال کشف و گزارش اشتباههای بااهمیت در صورت‌های مالی تعریف میکند. او به لحاظ نظری ارتباط بین کیفیت حسابرسی و اندازهی موسسهی حسابرسی را مطرح کرد و معتقد بود موسسههای بزرگ شرکت‌های بیشتری را حسابرسی میکنند و کل حق‌الزحمه‌ی آن‌ها بین شرکت‌های صاحب‌کار تفکیک میشود و به صاحبکاران وابستگی ندارند. موسسه‌های حسابرسی بزرگ استقلال بیشتری دارند، بنابراین باکیفیت بیشتری به حسابرسی میپردازند.
بارتو، فردیناند و جودی11 (2000) در تحقیق خود برای ارزیابی کیفیت حسابرسی از شش موسسهی بزرگ حسابرسی استفاده کردند، آنان فرض کردند حسابرسی توسط این شش موسسهی بزرگ، دارای حداکثر کیفیت است و شرکت‌های صاحبکاری که موسسههایی غیر از شش موسسهی بزرگ آن‌ها را حسابرسی میکنند، سعی در ارائهی اقلام تعهدی اختیاری بیشتری برای ایجاد تغییر در سود دارند. نتایج تحقیق آنان نشان داد، شرکت‌های صاحبکار موسسههای غیر از شش موسسهی بزرگ، اقلام تعهدی اختیاری را به‌طور متوسط معادل 1.5 تا 2.1 درصد از کل داراییها، بیش از شرکت‌های صاحب‌کار شش موسسهی بزرگ گزارش میکنند. کارامانیس و لینوکس12 (2006) نیز نتیجه گرفتند بین حسابرسی موسسه‌های بزرگ و کیفیت حسابرسی رابطهی مثبت وجود دارد. برخی معتقدند چرخش اجباری حسابرس کیفیت حسابرسی را افزایش می‌دهد. نتیجهی تحقیق ابراهیم (2001) رابطهی بین چرخش اجباری حسابرس و کیفیت حسابرسی را تأیید نمیکند.
2-13 تأثیر کیفیت حسابرسی بر ریسک سرمایه‌گذاری
ریسک را می‌توان نتیجهی نبود اطلاعات کامل تلقی کرد به‌طوری‌که در صورت نبود اطمینان کامل از موفقیت، ریسک وجود دارد. شفافیت بیشتر برای اقتصاد موضوعی ضروری است، زیرا باعث بهبود تخصیص منابع میشود و به‌طور مستقیم با کار آیی و رشد اقتصادی سروکار دارد. نقصان اطلاعات شفاف در بازار موجب افزایش هزینه معاملات و شکست بازار خواهد شد. به همین دلیل، در بسیاری از شکست‌های اخیر بازار سرمایه، نبود شفافیت به‌عنوان‌یکی از عوامل تأثیرگذار قلمداد شده است (ساموئل دیپازا و روبرت اکلس13، 2002). شفافیت باعث کاهش عدم اطمینان بازار در خصوص تصمیمهای آینده قانون‌گذاران می‏شود. درنتیجه، قابلیت پیشبینی سیاستهای پولی و کار آیی بازارهای مالی افزایش مییابد. نبود اطلاعات شفاف در بازارهای مالی عامل تعیین‌کننده‌ای در ورود حجم عظیمی از سرمایه‌گذاریهای خارجی و خروج سریع آن‌ها در صورت بروز بحران به شمار میرود. نبود شفافیت در تصمیمگیری و عدم ارائه منظم اطلاعات مربوط برای پاسخگویی به انتظارات منطقی، بنگاههای خصوصی را مجبور میکند تا با بررسی بیشتر انتظارات خود، قابلیت تغییرپذیری ارزش داراییها و سرمایه‌گذاریها را افزایش داده درنتیجه ریسک بالاتری را برای سرمایه‌گذاریهای خود متصور شوند (خالقی مقدم و خالق، 1388).
با افزايش منابع در اختيار مديريت، ميزان افراد ذينفع در ارتباط با شركت افزايش مي‌يابد كه پيامد چنين شرايطي بروز تضاد منافع است. درنتیجه‌ی تضاد منافع، افراد ذينفع براي همسو ساختن منافع سايرين با خود يا به حداقل رساندن آثار ناشي از تضاد منافع بايد متحمل هزينههاي نمايندگي14 شوند (جنسن و مکلینک15، 1976). مدیر که در کانون اين تضاد منافع قرار دارد، با ارائه اطلاعات مالي شركت سعي مي‏کند تا هزينههاي نمايندگي را كاهش دهد. اما، به دليل وجود اختيارات مديريت و نياز به نظارت بر عملكرد مدير، قضاوت كارشناسانه حسابرس مستقل مطرح ميشود (گل و همکاران، 1998). بنابراين، اگر حسابرسي باکیفیت بيشتر انجام شود، سبب کاهش تضاد منافع و افزایش شفافیت محیط تصمیم‌گیری میشود در اين حالت ريسک سرمایه‌گذاری نيز کاهش مييابد. اما، اگر کيفيت حسابرسي کاهش يابد، سبب کاهش کيفيت گزارشگري مالي و همچنين افزايش هزينهي نمايندگي ناشي از تضاد منافع مدير و سرمایه‌گذار مي‏شود. به‌بیان‌دیگر، اين امکان وجود دارد که مديريت با استفاده از ضعف کنترل، دست به مديريت سود زده و از منافع سهامداران به نفع خود استفاده کند و ارزش شرکت را کاهش دهد. درنتیجه، سبب افزايش ريسک سرمایه‌گذاری شود.
تحقیقات پیشین نشانمیدهد که کاهش کیفیت حسابرسی سبب کاهش شفافیت اطلاعاتی و کاهش کیفیت گزارشگری مالی سالانه میشود (دان و میو16، 2004). کیفیت گزارشگری مالی ضعیف سبب افزایش عدم تقارن اطلاعاتی میان فعالان بازار میشود. زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی در رابطه با سهام یک شرکت افزایش یابد، ارزش ذاتی آن باارزشی که سرمایه‌گذاران در بازار برای سهام موردنظر قائل میشوند، متفاوت خواهد بود درنتیجه، ارزش واقعی سهام شرکت‌ها باارزش مورد انتظار سهامداران تفاوت خواهد داشت. طبق همین استدلال، هامیلتون17(1978) معتقد است که عدم تقارن اطلاعاتی رابطهی مثبت معناداری با ریسک کل دارد.
به‌طورکلی، در ارتباط با تأثیر کیفیت حسابرسی بر ریسک سرمایه‌گذاری استدلال میشود، که افزایش کیفیت حسابرسی سبب افزایش شفافیت و کیفیت افشای اطلاعات در سطح محیط اطلاعاتی شرکت می‌شود. افزایش شفافیت اطلاعاتی سبب کاهش عدم قطعیت در ارتباط با سهام شرکت و درنتیجه سبب کاهش نوسانهای بازده سهام میشود و درنهایت منجر به کاهش ریسک سرمایه‌گذاری میشود (پاستور و رونسی18، 2003). از سوی دیگر، نقش نظارتی حسابرس مستقل و افزایش کیفیت حسابرسی سبب افزایش کیفیت حاکمیت شرکتی میشود که درنهایت افزایش کیفیت سود و کیفیت گزارشگری مالی را به دنبال دارد. افزایش کیفیت سود و کیفیت گزارشگری مالی سبب شفافیت بیشتر محیط اطلاعاتی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در ارتباط با سهام شرکت در بازار میشود (تااو، 2012). کاهش اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام (کاهش عدم تقارن اطلاعاتی) سبب میشود تا فعالان بازار از ارزش واقعی دارایی مورد معامله آگاه شوند (کاهش انتخاب نامطلوب) این موضوع منجر به افزایش نقد شوندگی سهام شرکت می‏شود، درنتیجه ریسک سرمایه‌گذاری در ارتباط با عدم نقد شوندگی سهام شرکت را کاهش می‌دهد (پاستور و استام باگ19، 2003).
2-14 مفهوم شفافیت سود
كيفيت صورت‌های مالي افشاشده توسط شركت‌ها براي استفاده‌کنندگان اين اطلاعات از اهميت درخور توجهي برخوردار است. اين اطلاعات مالي كمك مي‌كند تا سهامداران عملكرد گذشته شركت، توانايي، ضعف‌ها، نقدينگي، توانايي پرداخت دیون و اثربخشی مديريت را ارزيابي كنند (چنگ و همکاران20، 2010) همچنين، صورت‌هاي مالي به سهامداران در ارزيابي جريان‌هاي نقدي مؤثر بر تعيين ارزش ذاتي سهام كمك می‌کند. ترديدي نيست كه هیچ‌کس به‌اندازه خود شرکت‌ها از وضعيت

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد حسابداران، مدیریت سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی Next Entries مقاله رایگان درمورد مدیریت سود، کیفیت سود، عملکرد شرکت، ارزش سهام