مقاله رایگان درمورد کانون کنترل درونی، کانون کنترل بیرونی، نقش برجسته، عوامل شخصی

دانلود پایان نامه ارشد

بیماریهای جسمی را مورد مطالعه قرار داده است. این مطالعه میزان رابطه بین باورهای کانون کنترل و بیماریهای جسمی وابسته به محرکهای تنشزا و رواننژندخویی را در بزرگسالان مورد بررسی قرار داد. یافتهها نشان داد که کانون کنترل بیرونی با سطوح بالای استرسورهای واقعی، سطوح بالای رواننژندخویی، استفاده فراوان از رفتارهای مقابلهای هیجان مدار، سطوح بالای استرس ادراک شده رابطه دارد. این بررسی نشان داد که باورهای کانون کنترل درونی با تجربهی بیماریها رابطه دارند که این یک رابطه بین استرس و بیماریها ایجاد میکند و اطلاعات زیادی را در رابطه با کانون کنترل و بیماریها فراهم میکند. همچنین این یافتهها نشان داد که کانون کنترل میتواند پیشبینی کنندهی بیماریهای جسمی باشد(بولینی و همکاران،2004 به نقل از رودنبری،2007).
اخیراً مطالعه دیگری رابطهی بین کنترل ادراک شده و پاسخهای زیستی و ذهنی به استرس را نشان داده است. اثرات بالقوه تعدیل کننده کانون کنترل نیز مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که افرادی با کانون کنترل بیرونی بالا، مشکلات جسمی و فیزیولوژیک بیشتری را گزارش میکنند و رضایت از زندگی و خودکارآمدی پایینتری دارند. بعلاوه این افراد به علت ادراک کنترل کمتر، خود را بیشتر در معرض تأثیرات عوامل بیرونی ارزیابی میکنند و در نتیجه واکنش زیادی به استرس نشان میدهند. در این پژوهش کانون کنترل، تنها وقتی که آزمودنیها احساس کنترل بالاتری داشتند تعدیل کننده رابطه بین کنترل و پاسخدهی کورتیزول بود. همچنین افرادی دارای کانون کنترل درونی بالا، پاسخهای زیستی کمتری به استرس نشان دادند. در مقابل، افرادی که هیچگونه احساس کنترلی نداشتند در پاسخهای بیولوژیکیشان به عنوان کارکرد کانون کنترل هیچ تفاوتی نشان ندادند. و هیچ رابطه مستقیمی بین کانون کنترل و پاسخ زیستی آنها به استرس دیده نشد. (بولینی و همکاران 2004، به نقل از رودنبری،2007).
استرس، کانون کنترل و پیامدهایش در دانشجویان
چندین بررسی رابطهی بین استرس و، کانون کنترل و رفتارهای بهداشتی و سایر پیامدهایش را در دانشجویان مورد بررسی قرار دادهاند (آبوسری،1994. گادزلا،1994. اوتین و چنگ،2005). برای مثال، یک بررسی منبع و سطوح استرس را در رابطه با کانون کنترل و خودپنداره در دانشجویان دانشگاهی مورد بررسی قرار داد و نشان داد که افراد دارای باورهای کانون کنترل بیرونی بیشتر از افراد دارای کانون کنترل درونی تحت استرس بودند. این یافتهها اهمیت سازههایی از قبیل کانون کنترل و استرس را در دانشجویان مورد تأکید قرار میدهد. بررسی دیگری مربوط به استرس بر روی دانشجویان، کانون کنترل را به صورت مختلف در سه گروه مورد بررسی قرار دادند. (خفیف، متوسط و شدید). در بین این سه گروه هیچ اختلاف معنیداری از نظر کانون کنترل درونی وجود نداشت. اما در مقیاس کانون کنترل بیرونی که شامل افراد قدرتمند و شانس میشود، تفاوت معنی داری وجود داشت. نتایج نشان داد افرادی که سطوح بالای استرس را تجربه میکنند نسبت به کسانی که سطوح پایینی از استرس را تجربه، به احتمال زیادی احساس میکنند که در تصمیمگیریها و رفتارهایشان تحت تأثیر سایر افراد و شانس قرار میگیرند. گادزلا به این نتیجه رسید که افراد دارای کانون کنترل بیرونی سطوح بالای استرس را تجربه میکنند. (رودنبری 2007).
2-31.حساسیت فرهنگیMHLC
نمرات MHLCبطور میانگین ممکن است در میان کشورها و فرهنگها متفاوت باشد. بزرگسالان جوان در اروپای شرقی نسبت به همتایان خود در اروپای غربی، اعتقادت بیشتری بر کانون کنترل شانس و قدرت دیگران دارند. در مقایسه با آسیاییها، اروپاییها امتیاز بالاتری در کانون کنترل درونی و امتیاز پایین در دو مقیاس دیگر (شانس و قدرت دیگران) کسب کردهاند. علیرغم تفاوتها در سطوح متوسط مقیاسهای کانون کنترل سلامت برخی از ابعاد ممکن است نقش برجستهای در برخی فرهنگها داشته باشند. برای مثال، کانون کنترل درونی سلامت در کشورهای با فردگرایی بالا نسبت به کشورهایی با جمعگرایی بالا ممکن است به سلامت و رفتارهای سالم بهتری منجر شود (لوسزنیسکا93، اسچوارزد94،2005)
2-32.خودکارآمدی
2-32-1.نظریه شناختی اجتماعی آلبرت بندورا
شاید کاملترین و از لحاظ بالینی سودمندترین و از جهت نظری پیچیدهترین مدل موجود در رفتار درمانی معاصر، نظریه شناختی اجتماعی بندورا باشد. این مدل از جهت نظری نیز احتمالاً پیچیدهترین مدل موجود است. نظریه شناختی اجتماعی در پیشرفتهترین شکل خود، چند رشتهای و چند وجهی است. در این نظریه اگرچه شناخت، مهم تلقی میشود، اما اهمیت عملکرد بیش از آن است(قاسم زاده 1370).
در دیدگاه شناختی اجتماعی، رفتار، عوامل شخصیتی و عوامل محیطی، همه به عنوان تعیین کنندههای به هم وابسته عمل میکنند.
تأثیرات نسبی این عوامل، در موقعیتهای مختلف و برای رفتارهای مختلف، متفاوت است. مواقعی وجود دارد که عوامل محیطی موانعی قوی بر سر راه رفتار ایجاد میکنند و مواقعی هم وجود دارد که عوامل شخصی سازماندهنده اصلی دورهای از رویدادهای محیطی هستند.
در این دیدگاه افراد نه منحصراً توسط نیروهای درونی به حرکت در میآیند و نه برده محیط هستند. در این نظریه، کارگزاری روانشناختی بر حسب یک تعامل دوجانبه و مستمر بین تعیین کنندههای شخصی و محیطی توضیح داده میشود. در این رویکرد، فرض بر آن است که فرآیندهای نمادین95، جانشین96 و خودگردانی97 نقش مسلط دارند(مدوکس98،1995).
جنبه متمایز در نظریه شناختی اجتماعی، نقش برجستهای است که به توانایی خودگردانی میدهد. آدمی با آرایش و سازماندهی علل محیطی، تولید حمایتهای شناختی و تعیین پیامدهای کنش، میتواند تا حدی بر کنترل رفتار خود دست یابد. مطمئناً کنشهای خودگردانی توسط تأثیرات و نفوذ محیط خارجی ایجاد شده و گاه مورد حمایت قرار میگیرند. با وجود این خاستگاه بیرونی این کنشها به معنی نفی این واقعیت نیست که نفوذ و تأثیر شخصی نیز پس از استقرار، تا حدی تعیین کننده کنش معینی است (بندورا 2005).
رفتار از طریق پردازش محوری اطلاعات مربوط به پاسخ، به طور نمادین و پیش از آنکه اجرا شود، یاد گرفته میشود. فرد با مشاهده الگویی از رفتار مطلوب، در باب نحوه ترکیب و توالی آن برای خلق رفتار جدید، ایدهای پیدا میکند. به عبارت دیگر، افرد کنشهای خود را بیشتر با تکیه بر نظرات پیشین راهبردی میکنند تا بر پیامدهایی که به آنها میگویند چه باید انجام دهند.
یادگیری مشاهدهای از طریق فرآیندهای نمادین در حین تماشای فعالیتهای الگو و قبل از ابراز پاسخ، رخ میدهد و ضرورتاً متضمن تقویت بیرونی نیست. البته این بدان معنی نیست که تماشای فعالیتهای الگو به تنهایی برای ایجاد یادگیری مشاهدهای کافی است. هر تحریکی که فراروی افراد قرار میگیرد، ضرورتاً مورد مشاهده قرار نمیگیرد و حتی اگر هم مورد مشاهده قرار گیرد، آنچه ثبت میشود بسیار ناپایدار است.
تقویت در یادگیری مشاهدهای نقش دارد، اما اساساً به عنوان یک پیشآیند99 و نه یک تأثیر پسآیند. پیشبینی تقویت یکی از چند عاملی است که میتواند بر آنچه مورد مشاهده قرار میگیرد و یا نمیگیرد، نافذ افتد. اطلاع از این که یک رفتار مشخص الگو پیامدهای ارزشمند و مؤثر دارد یا به تنبیه مؤثر منجر میشود، میتواند موجب افزایش توجه مشاهدهگر به کنشهای الگو و در نتیجه افزایش یادگیری مشاهدهای گردد. در نظریه شناختی اجتماعی، تقویت بیشتر به عنوان امری تسهیل کننده در نظر گرفته میشود تا یک شرط لازم (بندورا،1372).
در نظریه شناختی اجتماعی، رفتارها بر اساس سه سیستم تنظیمی کسب میشوند و باقی میمانند. بعضی از الگوهای پاسخ تحت کنترل محرکهای خارجی هستند. پاسخگویی خودکار مانند واکنشهای قلبی عروقی و رفتار هیجانی میتوانند تحت کنترل رویدادهای محیطی باشد. رفتار نیز احتمال دارد از طریق محرک محیطی و به وسیله تداعی با تقویت کنندهها تنظیم گردد.
دومین سیستم کنترل رفتار فرآیند بازخوردهای پاسخ است که عمدتاً در شکل پیامدهای تقویت کننده میباشد. رفتارها میتوانند به وسیله نتایج فوریشان ادامه یابند یا حذف گردند. این نتایج میتوانند به وسیله تجارب حسی رفتار، نتایج نمادین یاعینی و یا واکنشهای خودارزیابی فراهم آیند.
سومین و مؤثرترین مکانیزم تنظیمی از طریق فرآیندهای واسطهای مرکزی عمل میکند. در این فرآیند درون داد سطوح محرکها، کدگذاری و سازمانبندی میشوند. در این مکانیزم فرضیه آزمایی قوانینی که باعث پاداش یا تنبیه میشود رشد مییابد و این قوانین درونی عملکرد مناسب را در موقعیتهای خاص رهبری میکند.
بنابراین در این سیستم فرد نه از طریق تاریخچه درونی به حرکت در میآید و نه واکنشگر منفعل محیط خارجی است. بلکه کارکرد روانشناختی شامل تعامل متقابل شخص با رفتار و محیط است (بندورا،1969 و بندورا،1991).
در نظریه شناختی اجتماعی تاکید زیادی بر متغیرهای روانشناختی که کنترل قوی بر رفتار دارند، میشود. اما به تعیین کنندههای ژنتیک، بیوشیمی و نوروفیزیولوژی رفتار نیز توجه میشود (بندورا،1969).
2-33.دیدگاه عاملی از شخصیت
2-33-1.عاملیت انسانی
در دیدگاه شناختی اجتماعی، افراد منحصراً واکنش دهنده منفعل نسبت به رویدادهای بیرونی نیستند بلکه خود سازماندهنده، فعال و خودگردان هستند. افراد قدرت دارند که با فعالیتهای خود در تولید نتایج خاص تأثیر بگذارند (مدوکس 1995).
در تئوری یادگیری اجتماعی شخص عامل تغییر است. این تئوری تأکید بر توانایی انسان برای عمل و تغییر رفتارهای خود راهبری شده دارد. عاملیت انسانی100 به اعمالی که با قصد و به طور ارادی انجام میشود اطلاق میگردد. به طور خلاصه میتوان گفت قدرت شروع به عمل با هدفی مشخص خصوصیت اصلی عاملیت انسانی است. البته عاملیت انسانی بدون در نظر گرفتن پیامد مطرح میشود، زیرا پیامدها خصوصیات اعمال عاملیت انسانی را مشخص نمیکنند. اعمال زیادی با باور به این که پیامدهای خاصی به باز خواهند آورد صورت پذیرند لیکن پارهای از مواقع پیامدهایی را موجب میشوند که مورد نظر نبودهاند(بندورا 1997).
اعتقاد به کارآمدی فردی عنصر کلیدی در عاملیت انسانی است. اگر مردم باور نداشته باشند که میتوانند و قدرت آن را دارند که نتایجی را به بار آورند، سعی نخواهند کرد تا کاری انجام دهند. برای آنکه موفق به شکلدهی مسیر خودمان باشیم میبایست در مورد توانمندیهایمان قضاوت کنیم، اثرات احتمالی رفتارهایمان را و همچنین فرصتهای اجتماعی فرهنگی را مشخص کنیم تا مطابق آن رفتارهایمان را تنظیم نمائیم (بندورا 1999).
فرآیندهای تفکر فقط نتایج فرآیندهای ذهنی نیستند، بلکه این فرآیندها به نوبه خود تأثیر گذارند. به عنوان مثال یک مجموعه از فعالیتهای حسی، ادراکی و گردآوری اطلاعات باعث ایجاد قضاوت کارآمدی شخصی میشود. اما هنگامی که این فرآیند به انجام رسید باور کارآمدی به نوبه خود امیال را تنظیم نموده و امیال، انتخاب گزینههای رفتاری شروع به کار، ارائه آن و انجام واکنشها را تنظیم مینماید. فکر انسانی تولید کننده خلاق و فعال بوده و فقط واکنشگر نمیباشد(بندورا 1982).
در تئوری شناختی اجتماعی، افراد عمل کنندههای فعال هستند و نه فقط با محرکات مواجه میشوند بلکه محیط را کشف میکنند، دستکاری میکنند و بر آن تأثیر میگذارند.
به طور کلی در نظریههای شخصیت، نظریههای مبنی بر خود به عنوان عامل101 و خود بهعنوان موضوع102مورد قبول است. نظریه اجتماعی شناختی این دوگانگی را رد میکند و معتقد است که خود به دو قسمت عامل و موضوع تقسیم نمیشود بلکه انسان به طور همزمان هم عامل و هم موضوع است. او در حالی که بر روی محیط اثرگذار است خود نیز از آن تأثیر میپذیرد (بندورا 1999).
2-33-2.عاملیت انسانی و مشخص نمودن اهداف
یکی از مشخصههای انسانی، توانایی دوراندیشی و تفکر در مورد آینده میباشد. افراد به سادگی به تأثیرات محیطی واکنش فوری نشان نمیدهند و همینطور به طور مکانیکی به وسیله گذشته خود هدایت نمیشوند. رفتار فرد هدفمند است و با تفکر در موردآینده تنظیم میگردد. افراد نتیجه فعالیت خود را پیشبینی میکنند، اهدافی برای خود ترتیب میدهند و

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد کانون کنترل درونی، کانون کنترل سلامت، کیفیت زندگی، کانون کنترل بیرونی Next Entries مقاله رایگان درمورد خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، پردازش شناختی، مقایسه اجتماعی