مقاله رایگان درمورد پرسش نامه، سلامت خانواده، مفهوم وجود

دانلود پایان نامه ارشد

مربوط ، اين مفهوم و ابعاد در نظر گرفته شده براي آن به صورت شفاف مشخص شوند. (ويلي ، 2000 ، کينگ ، 2003).
آنچه که در تعريف کيفيت زندگي اهميت دارد اين است که با آن بتوان ميان مفهوم و ساير مفاهيم مرتبط مانند خوب بودن ، وضعيت سلامت، رضايت از زندگي و اميد تمايز قايل شد. نظريات متفاوتي در مورد کيفيت زندگي وجود دارد. بعضي از محققين معتقدند تنها در صورتي که تواماً چندين بعد از سلامتي سنجيده شود مي توان آن را كيفيت زندگي ناميد. عده اي نيز براين باورند كه يك تعريف واحد كه در تمام مراحل يك بيماري يا در جوامع مختلف كاربرد داشته باشد براي اين مفهوم وجود ندارد.
اغلب صاحب نظران در اين زمينه توافق دارند كه كيفيت زندگي،حقايق مثبت و منفي زندگي را دركنار يكديگر در نظر مي گيرد و چند بعد دارد .از طرفي آن را يك مفهوم ذهني (subjective) و پويا (dynamic) قلمداد مي نمايند . ذهني به اين معنا که حتماً بايد توسط خود شخص، براساس نظر او و نه فرد جايگزين تعيين گردد و پويا يعني در طي زمان تغيير خواهد كرد و لذا ضروري است در دوره اي از زمان اندازه گيري گردد. اگر چه ذهني بودن دامنه هاي كيفيت زندگي از نظر برخي دانشمندان كافي نيست به طوري كه برخي از صاحب نظران بر اين باورند كه هر يك از دامنه هاي كيفيت زندگي بايد قابليت اين را داشته باشد كه هم به صورت ذهني و هم به صورت عيني (objective) قابل اندازه گيري باشد. اين گروه معتقدند سنجش ذهني اگر چه لازم است ولي كافي نيست . مهم اين كه در هر تحقيق كه مرتبط با كيفيت زندگي باشد تعريف آن از نظر محقق روشن گردد.(ويلي ، 2000).
بنا به تعريف سازمان بهداشت جهاني كيفيت زندگي ، درک يك افراد از موقعيت خود در زندگي از نظر فرهنگ، سيستم ارزشي كه در آن زندگي مي كنند، اهداف ، انتظارات، استانداردها، و اولويت هايشان است . پس موضوعي كاملاً ذهني بوده و توسط ديگران قابل مشاهده نيست و بر درك افراد از جنبه هاي زندگي استوار است . (سازمان بهداشت جهاني ، 1377).
2-7-2- ابعاد كيفيت زندگي
علاوه بر تعريف كيفيت زندگي ضروري است كه ابعاد مورد بررسي آن را در آموزش ، پ‍ژوهش و طب مشخص كرده باشيم.
جهت يافتن دامنه هاي موجود در اين مفهوم معمولاً با رويكرد استقرايي134 از دادههاي كسب شده از خود فرد و با استفاده از روش هاي آماري مانند آناليز فاكتوري، قوي ترين تعيين كنند ههاي كيفيت زندگي را به عنوان دامنه هاي آن در نظر گرفته اند. اغلب دانشمندان توافق دارند كه مفهوم كيفيت زندگي همواره 3 بعد زير را در بر مي گيرد.
1ـ فيزيكي: مفاهيمي مانند قدرت، انرژي ، توانايي، انجام فعاليت هاي روزمره و مراقبت از خود از اين دسته هستند.
2- روحي: زندگي و هدف و معناي زندگي را در بر مي گيرد . ثابت شده است كه بعد روحي، زير مجموعه بعد رواني نبوده و يك دانه مهم و مستقل محسوب مي شود.
3ـ علايم مربوط به بيماري با تغييرات مربوط به درمان: در اين راستا مواردي مانند درد، تهوع و استفراغ را مي توان نام برد. اين بعد بيش تر در ابزارهاي اختصاص مورد توجه واقع مي شود.
رابطه اين دامنه ها با يكديگر نيز از اهميت زيادي برخوردار مي باشد. براي تفسير درست اين رابطه ، آگاهي از زيربناي تئوري آن ها لازم است . (ويلي، 2000).
در تحقيقات ديگر دامنه هاي متفاوتي براي كيفيت زندگي متصور مي شوند. براي مثال 5 بعد در نظر گرفته شده توسط Padilla شامل خوب بودن از نظر رواني ، دغدغه هاي اجتماعي، كنار آمدن با شكل ظاهري، خوب بودن جسماني و پاسخ به درمان است.
فرل135 چهار بعد “خوب بودن فيزيكي” شامل توانايي عملكردي ، قدرت ، خستگي ، خواب ، اشتها و… “خوب بودن رواني” شامل اضطراب، افسردگي، لذت و تفريح، درد ، شادي ، ترس ، توجه و تمركز ،
“دغدغه هاي اجتماعي” شامل نقش در خانواده و جامعه، رابطه با اطرافيان، محبت ، روابط جنسي و مشكل ظاهري و در نهايت “خوب بودن روحي” شامل رنج كشيدن، مذهب و.. . را براي كيفيت زندگي در نظر گرفته است . فرنز136 نيز چهار بعد تقريباً مشابه ” سلامت و عملكرد “، ” اجتماعي ـ اقتصادي ” .
“رواني ـ روحي” و ” فاميلي ” شامل بچه ها ، همسر و سلامت خانواده را جهت اين مفهوم امتحان و اثبات نموده است (زکي ،1385).
دانشمندان ديگري نيز بر اين باور بوده اند كه شادي و رضايت، دو مشخصه اصلي كيفيت زندگي بوده و دامنه هايي كه به آن ها اشاره شد مي توانند به عنوان عوامل مؤثر بر اين دو خصوصيت در نظر گرفته شوند. در واقع اين گروه از نظريه پردازان كيفيت زندگي را به عنوان يك تجربه شناختي كه با رضايت از ابعاد مهم زندگي از نظر خود فرد نشان داده مي شود و نيز يك تجربه احساس كه با شادي تظاهر مي يابد مي شناسند (كنيگ، 2003).
در واقع با اين تعاريف ، درك خود فرد از سطوح شادي و رضايت در ابعاد ذكر شده ، مشخص كننده سطح كيفيت زندگي او خواهد بود. بنابراين كيفيت زندگي هر فرد تحت تاثير خصوصيات زمينه اي فرد، وضعيت اجتماعي، فرهنگي و محيطي او قرار داد. (کينگ ، 2003).
3-7-2- ابزار اندازه گيري عمومي در مقابل ابزار خاص
ابراز اندازه گيري عمومي، با استفاده از ابزار عمومي مي توان كيفيت زندگي را در ابعاد وسيعي در گروههاي مختلف بيماران مانند بيماران قلبي ، ريوي ، عروقي . ايدز ، سرطان يا افراد سالم با استفاده از يك پرسشنامه سنجيد و با يكديگر مقايسه نمود. اين نوع ابزار مخصوصاً در مواردي كه افراد بيمار نيستند ولي كيفيت زندگي به دلايل متفاوت پايين است تعيين كننده خواهد بود. (ميمندي نيا ، 1384).
ابزار عمومي در دو گروه قرار مي گيرند :
الف ـ نماي سلامتي (Health Profile) مختلف وجود ندارد و به طوركلي اين ابزارها به اندازه ابزارهاي عمومي كامل نيستند در عوض از حساسيت و قابليت پاسخگويي بيشتري برخوردارند. ( ميمندي نيا ، 1384).
ابزارهاي اندازه گيري يگانه در مقابل ابزارهاي اندازه گيري چند گانه :
برخي از محققين براي دستيابي به پوشش مناسبي از ابعاد، چندين آزمون پي در پي انجام مي دهند. اين كار داده هاي با ارزشي جهت هر يك از ابعاد كيفيت زندگي فراهم مي كند. ولي در اين حالت استفاده جداگانه يكي از اين ازمون ها يا حجم نمونه كم مشكل آفرين خواهد بود. از طرفي در اين رويكرد ارائه يك امتياز خلاصه شده ممكن نيست و آناليز چند متغيره ارجح مي گردد. در اين حالت اين امكان وجود دارد كه بيماران براي ابعاد مختلف، وزن هاي متفاوتي براساس باورشان كه خود متاثر از شدت بيماري آن ها، فرهنگ، مذهب و يا تجربيات گذشته آنهاست ، قائل شوند.
ابزارهاي با امتياز خلاصه شده در مقابل ابزارهاي اندازه گيري با امتياز جدا براي هر بعد
برخي از ابزارهاي موجود مانند FACT137 يك نمره كلي كه از امتياز ابعاد متفاوت اندازه گيري شده محاسبه مي گردد، خواهند داشت. در مقابل ابزارهاي ديگر براي هر بعد، امتياز جداگانه اي را به تفكيك گزارش مي نمايند. يكي از خصوصياتي كه براي شاخص مناسب و قابل استفاده در سياست گذاري ها مطرح است، وجود يك عدد كلي براي وضعيت كيفيت زندگي است. اگر چه بسياري از نويسندگان با اين موضوع موافق نيستند ولي اغلب صاحب نظران بر اين باورند كه قابل ارائه بودن كيفيت زندگي در يك عدد خلاصه شده مي تواند سياست گذاران را قادر به تشخيص تغييرات و روند كيفيت زندگي نمايد ؛ هر چند اين عدد كلي بايد بتواند به امتياز دامنه ها شكسته و گزارش شود (کينگ، 2003).
ابزارهاي مدولار در مقابل ساده
اين ابزارها در يك هسته مركزي به نام Core ، كيفيت زندگي كلي را كه شامل ابعاد گسترده آن است
مي سنجند. در مورد بيماري هاي مختلف يك پرسشنامه كوتاه تر به نام مدول برحسب نوع بيماري ضميمه مي گردد. مثال مشهور اين نوع ابزار EORTC است. بخش core پرسش نامه در مورد
بيماري هاي مختلف قابل مقايسه خواهد بود.
استفاده از جانشين در مقابل پرسش از خود فرد
اكثر ابزارهاي موجود، خود بيماران را به طور مستقيم بررسي مي كنند. تحقيقات مختلف نشان داده است زماني كه از پرشك به عنوان جايگزين استفاده گردد، تاكيد بيشتر بر روي مشكلات فيزيولوژيك بيماران متمركز خواهد شد ؛ در حالي كه پرستاران و مددكاران، مشكلات رواني و روحي را پررنگ تر جلوه
مي دهند. نتيجه آن كه كيفيت زندگي بيماران با استفاده از جايگزين معمولا بدتر از حالتي كه از خود بيمار سوال شود خواهد بود. بنابراين همواره تاكيد مي گردد جز در مواردي كه بيمار قادر به همكاري نيست (مانند كودكان، بيماران بد حال و يا افراد عقب افتاده ذهني) از خود افراد به طور مستقيم سوال گردد. البته اين كار محدوديت هايي نيز خواهد داشت؛ به طور مثال مي توان مشكلات زبان، اختلاف فرهنگ، زحمتي كه به بيمار تحميل مي گردد و در نهايت Missing data را نام برد. به هر حال در مواردي كه استفاده براي سياست گذاري مدنظر باشد بهتر است در كنار سوالات فردي از سوالات objective نيز استفاده نمود تا اختلاف در انتظارات اشخاص از شرايط محيطي نتواند پاسخ را به ميزان زياد متأثر نمايد. (کينگ، 2003).
بررسي كمي در مقابل بررسي كيفي
همان گونه كه اشاره گرديد، كيفيت زندگي يك مفهوم ذهني است كه در آن درك خود فرد از توانايي كنوني و استانداردهاي ممكن دروني نقشي اساسي دارد. براي مثال ممكن است بيماران طي بيماري انتظارات و استانداردهاي متفاوتي را نسبت به قبل از بيماري بيابند. لذا شايد يك رويكرد كيفي كه در آن مي توان از سوالات عميق تري استفاده نمود نماي با ارزشي از داده هاي بيماران فراهم نمايد؛ اگرچه اين كار براي بيماران وقت گير و پرزحمت است . در ابزار كمّي زمان كوتاه تري صرف مي شود و در عمل اجرا و تحليل آسان تري دارد. به هر حال توصيه مي گردد در انتهاي هر ابزار كمّي يك يا چند سوال باز نيز گذارده شود به شكلي كه تركيبي از رويكرد كمي و كيفي به شكل توام به كار رود.
ابزارهاي وابسته به سلامتي (Health related) در مقايسه با ابزارهاي كلي (Overall)
كيفيت زندگي وابسته به سلامتي مستقيما اثرات بيماري يا درمان آن را بررسي مي كند و به تاثيرات دورتر مانند سلامت محيط، وضعيت استخدامي، رضايت بيمار از خانواده و سلامت اجتماعي كه در ابزارهاي كلي مورد توجه واقع مي شوند، توجه ندارد (كينگ 2003) پرسشنامه هايي مانند SF-36از جمله ابزار وابسته به سلامتي و WHOQOL-BREF نمونه اي از ابزارهاي كلي هستند.
پرسشنامه هاي كلي به ساير جنبه هاي كيفيت زندگي مانند محيط، امنيت و وضعيت مالي
افراد نيز علاوه بر كيفيت زندگي وابسته به سلامت مي پردازند. لذا مي توانند جهت ارزيابي برنامه هاي بهداشتي يا محيطي و نيز تجزيه و تحليل اجتماعي ـ اقتصادي كه كاهش بهره وري و ساير
تعيين كننده هاي كيفيت زندگي را مي سنجد نيز به كار رود . به طوركلي در مواردي كه پيامدهاي بيماري ها مورد ارزيابي قرارمي گيرند بهتر است از ابزارهاي وابسته به سلامتي كه به تغييرات سلامتي حساس تر هستند استفاده گردد. در عوض در مواردي كه مداخلات اجتماعي و محيطي مد نظر باشند طبعاً استفاده از ابزارهاي كلي مانند WHOQOL – BREF مفيدتر خواهد بود اين پرسش نامه ها
WHOQOL-BREF) و SF-36) هر دو براي جمعيت ايراني مورد روان سنجي قرار گرفته است (نجات و منتظري ، 2008 نقل از انجمن روانشناسي ايران )
4-7-2- پژوهش هاي كيفيت زندگي
پژوهش هاي كيفيت زندگي مي توانند در دو گروه “توليد تئوري” و ” آزمون تئوري ” قرار گيرند. گروه اول براي روشن نمودن مفهوم، ابعاد و رابطه ابعاد با يكديگر تلاش مي كنند. در حالي كه گروه دوم فرضياتي را كه در گروه اول ايجاد شده اند در جمعيت هاي ديگر امتحان مي كنند. با اين كار قابليت تعميم و امكان مقايسه در گروه هاي مختلف ايجاد مي گردد. تنها اعتراف به چند بعدي بودن اين مفهوم كافي نيست و اهميت زير بناي تئوريك در هر دو گروه قابل توجه است ، بديهي است كه تفسير نتايج نيز وابسته به اين زيربنا خواهد بود. (کينگ،2003)
از طرفي مي توان دو مدل عملكردي (Functional) و دريافتي (perceptional) براي اين تحقيقات متصور شد. در رويكرد بيمار محور ـ كه همواره توصيه مي گردد ـ مدل دريافتي مورد توجه است ، در حالي كه در رويكرد متكي بر پزشك يا پرستار، بيشتر به مدل عملكردي

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد استان لرستان، اوقات فراغت Next Entries مقاله رایگان درمورد پرسش نامه، سلامت روان، زنان متأهل