مقاله رایگان درمورد نشخوار فکری، اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، تنظیم هیجان

دانلود پایان نامه ارشد

موفیت356، کاسپی357، بارتوش358، نیدلز359 و استوتامر- لوبر360؛ 1994) در نظر گرفته می شود.
همچنین فاجعه بار تلقی کردن یک رویداد یا موقعیت که گرایش به وحشتناک دانستن یک موقعیت و تأکید بر معانی و پیامدهای منفی برای آینده است، در مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی به وفور مورد استفاده قرار می گیرد(جوینر،آنستیس و سلبی؛۲۰۰۸).
سرزنش یا ملامت خود، راهبرد مقابله ای-شناختی دیگری است که در راستای نظم دهی به هیجانات به کار می رود. این راهبرد، با کارهای پژوهشی بر روی قربانیان سوء استفاده های جنسی و شخص سوء استفاده گر، مورد بررسی قرار گرفته است (می یر و تیلور361،١٩۸٦؛او نیل362 و کریگ363،٢۰۰۰؛ به نقل از اینگلستاتر،٢۰۰٤). اسناد سرزنش، فرآیندی است که به وسیله آن افراد سرزنش و ملامت را به خودشان یا یک منبع بیرونی نسبت می دهند. هیدر364(١٩۵۸) معتقد است افراد اسنادهای درونی یا بیرونی برای سرزنش کردن می سازند. خود سرزنشی یک اسناد درونی است. اسناد بیرونی برای سرزنش یا دیگر سرزنشی، توضیحی است برای رفتاری که تقصیر و سرزنش را به دیگر افراد یا عوامل اجتماعی و محیطی نسبت می دهد. برای کسی که مرتکب یک عمل ضداجتماعی یا برهم زننده نظم اجتماعی شده است، مثل سوءاستفاده جنسی، ممکن است استفاده از اسنادهای بیرونی در تقلیل از احساس گناه و اضطرابی که ممکن است بعد از ارتکاب عمل در وی پدید آید، موثر باشد (وورتمن365، ١٩٧٦؛ به نقل از اینگلستاتر،٢۰۰٤).
پژوهش هایی که روی سوءاستفاده کنندگان از کودکان انجام شده نشان می دهند که این افراد، قربانیان خود را مقصر دانسته و ملامت می کنند (می یر،1993؛ به نقل از اینگیلستاتر366،٢۰۰٤). این متجاوزان جنسی به کودکان، تحریفات شناختی خود را تشخیص نمی دهند و مسئولیت رفتارهای سوءاستفاده گرانه خویش را انکار می کنند (ویچ1999367، به نقل از اینگیلستاتر؛٢۰۰٤) که هر دوی این ویژگی ها، یعنی پرداختن به یکسری رفتارهای تکانشی و تجاوز به حقوق دیگران، و به دنبال آن شانه خالی کردن از قبول مسولیت در قبال رفتارهای ضداجتماعی خود، و دلیل تراشی برای آن، در مبتلایان به اختلال شخصیت ضداجتماعی به وفور رخ می دهند(کاپلان و سادوک،١٣۸٢).
ارتباط معناداری بین تحریفات شناختی این بیماران و سرزنش و ملامت دیگران یافت شده است. این یافته ها بیان می کنند که بیشتر متجاوزان به حقوق مردم، می توانند ایده های متجاوزانه شان را از لحاظ اجتماعی توجیه کنند و مسئولیت کارهایشان را انکار و به فردی که مورد تجاوز قرار گرفته یااوضاع و شرایط اجتماعی نسبت می دهند (اینگیلستاتر،٢۰۰٤).
همچنین، سرزنش خود و دیگران نیز در بین مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی نیز، دیده می شود که با وجود اینکه علت صدمه به خود یا سرزنش خود/دیگران هنوز معلوم نشده است ولی آنچه که دانش امروزی در مورد این اختلال بیان می کند آنست که به نظر می رسد این افراد مشکل تنظیم هیجان دارند (نیدفیلد368 و همکاران،۲۰۱۰).
بیماران مرزی که بی اعتبار بودن پاسخ های درونی خود را یاد می گیرند، ممکن است برای اعتبار بخشیدن به خودپنداره، اهداف بلند مدت، ارزش ها و استنباط اینکه چگونه فکر یا احساس کنند، به محیط بیرون متوسل می شوند. تکیه به دیگران برای تحکیم خودپنداره ممکن است به روابط بین فردی شدید و تلاش جهت اجتناب از ترک شدن و احساس های رهاشدگی منجر شود. پذیرفتن و گردن نهادن به درخواست های محیط، کراراً به شکست و ناکامی بیمار منتهی می شود و چنین شکستنی اگر منجر به نفرت از خود نشود، قطعأ به عدم اعتماد و اطمینان به خویش منتهی می شود و فرد دست به سرزنش خود می زند. و سرانجام بیمار مرزی به این نتیجه می رسد که، تنها رفتارهای افراطی یعنی خودزنی های پیاپی و اقدام به تهدید خودکشی باعث جلب توجه و اعتبار بخشیدن و مهم تلقی کردن هیجاناتش از سوی دیگران می شود (علیلو و شریفی، ١٣٩۰).
نشخوار فکری یکی از اشکال ناسازگارانه از تکرار افکار است که در حفظ و تشدید اختلال هیجانی نقش داشته و با بدتنظیمی رفتاری همبستگی مثبت دارد. هر چند که این راهبرد ناسازگار تنظیم هیجانی عموما به طور گسترده ای روی بیماران مبتلا به افسردگی مورد مطالعه قرار گرفته است اما داده های مقدماتی و مباحث نظری پیشنهاد می کنند که نشخوار فکر ممکن است در مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی نیز رواج داشته باشد. همانگونه که وجود آن در افسرده ها مضر و زیان آور است چنین تاثیر سوئی در بیماران مرزی نیز وجود دارد (توماس369، ٢۰١١).
اما در خصوص وجود نشخوار فکری در بین بیماران مرزی، می توان به عواملی اشاره کرد که بیان می کنند نشخوار فکری می تواند در این اختلال رواج داشته باشد: اول اینکه، گرایش به نشخوار کردن فکر با صفت شخصیتی نوروتیسیزم همبستگی دارد (گرین و تیزدل،٢۰۰٤؛ واپرمن و نیوومن،٢۰۰٦؛ به نقل از توماس،٢۰١١). نوروتیسیزم نیز با اشکال زیادی از آسیب شناسی روانی مرتبط شناخته شده است (واتسون و کلارک،١٩۸٤؛ به نقل از توماس،٢۰١١)، از جمله با اختلال شخصیت مرزی (کلارکین، هال، کانتور370، ساندرسون371،١٩٩٣؛ زانارینی و موری،٢۰۰۰؛ به نقل از توماس،٢۰١١ ). با اینکه ارتباط بین نوروتیسیزم و نشخوار فکری به صورت خاص روی اختلال شخصیت مرزی، بسیار کم مورد مطالعه قرار گرفته است، اما به نظر می رسد که به دلیل وجود سطوح بالای نوروتیسیزم در آنها، مبتلایان به این اختلال ممکن است درگیر سطوح بالایی از نشخوار کردن فکر باشند (توماس،٢۰١١).
دوم، به دلیل وجود بی ثباتی عاطفی در این افراد که به عنوان ویژگی اساسی این اختلال نیز در نظر گرفته می شود و امکان دارد که نیروی محرک و پدیدآورنده دیگر نشانه های اختلال باشد، این نشانه مرکزی اختلال با نشخوار فکری تشدید می یابد (توماس،٢۰١١).
سوم، بسیاری از پیامدهای منفی نشخوار فکر، مثل مصرف مواد، شرب خمر، رفتارهای بین فردی ناکارآمد، خشم، اضطراب و سطوح فزاینده اضطراب با این اختلال همبسته هستند (توماس،٢۰١١).
مطالعه مقدماتی درباره رابطه بین نشخوار فکر و صفات اختلال شخصیت مرزی، توسط بیر372 و سور373 اجرا شده است (زیرچاپ). نتایج این پژوهش که روی نمونه دانش آموزی انجام گرفت، نشان داد که هر دو نوع نشخوار فکری افسرده ساز و برآشفته374، ارتباط قوی با صفات اختلال شخصیت مرزی داشتند. این تأثیر حتی زمانی که علایم مربوط به اختلالات محور یک کنترل شده بودند نیز تکرار شد که این امر نشان می دهد رابطه بین نشخوار فکر و ویژگی های اختلال شخصیت مرزی، قابل استناد به افسردگی و اضطراب یا فشار روانی، که اینها نیز با نشخوار فکری همبسته اند، نیست. همچنین این پژوهش نشان داد که ارتباط نشخوار فکری برآشفته با این اختلال بیشتر از ارتباط نشخوار فکری افسرده ساز با اختلال شخصیت مرزی است که این یافته نیز بیانگر اهمیت ویژه این نوع از نشخوار فکری در اختلال مذکور است (به نقل از توماس، ٢۰١١).
مطالعه ای که توماس و همکارانش(٢۰١١) در راستای بسط و توسعه یافته های پژوهش فوق انجام دادند، علاوه بر دو نوع نشخوار فکری که بیر و همکارش به مطالعه آن پرداختند، سایر انواع نشخوار فکری شامل، نشخوار فکری پس رویدادی، نشخوار فکر استرس- واکنشی، نشخوار فکر اندیشناکانه، نشخوار فکر روی رنجش بین فردی را نیز وارد مطالعه تحقیقاتی خود کردند. یافته ها نشان دادند که همبستگی معنادار بالایی بین ویژگی ها و صفات اختلال شخصیت مرزی با همه انواع نشخوار فکری وجود دارد. بعلاوه، این همبستگی ها قابل استناد به علایم اختلالات مربوط به محور یک، که همایند با اختلال شخصیت مرزی هستند، نبود. یعنی افراد با سطوح بالایی از صفات شخصیت مرزی، به نظر می رسد در اشکال زیادی از نشخوار فکری درگیرند اما نه به این دلیل که آنها افسرده، مضطرب یا تحت فشار روانی اند.
مدل آبشار هیجانی375 که سلبی و جوینر (٢۰۰٩) به عنوان یک پارادایم جدید در فهم و درمان اختلال شخصیت مرزی معرفی کرده اند به نقش ناتنظیمی هیجانی و استفاده از راهبرد نشخوار فکر، به عنوان یک راهبرد شناختی تنظیم هیجان ناسازگارانه اشاره دارد. این مدل، مکانیسم و سازوکار اختلال شخصیت مرزی را نشان می دهد که در قالب شکل آورده شده است.
هیجان

احساسات فیزیکی نشخوار فکری

شدت هیجانی افزوده

آبشار هیجانی رفع نگرانی

بدتنظیمی رفتاری
شکل ٢-١: مدل آبشار هیجانی (سلبی و جوینر،٢۰۰٩).

شکل٢-٢: مکانیسم آبشار هیجانی (سلبی و جوینر،٢۰۰٩).
نشخوار ذهنی با دامنه وسیعی از رفتارهای تنظیم نشده یا بد تنظیم شده مرتبط است، رفتارهایی نظیر شرب خمر(نولن-هوکسما و همکاران؛۲۰۰۷)، پرخاشگری(بوشمان و همکاران،۲۰۰۱؛۲۰۰۵) و مصرف الکل(نولن – هوکسما و همکاران؛۲۰۰۷؛نولن-هوکسما و هاریل،۲۰۰۲) که هریک جزء نشانه های رفتاری اختلال شخصیت مرزی هستند. بنابراین نشخوار ذهنی می تواند به عنوان یک رابط مهم بین این اختلال و ناتنظیمی رفتاری عمل کند (ادوارد سلبی،میشاییل آنستیس،تئودور بندر و توماس جوینر،۲۰۰۹). همچنین روابط بین فردی بی ثبات و مشکلات بین فردی که در بین این گروه از اختلالات شخصیت مشاهده می شود به نظر می رسد نتیجه واکنش پذیری هیجانی و ناتوانی در تنظیم این هیجانات باشد (لینهان،۱۹۹۳).
همچنین، لینهان معتقد است که نشخوار ذهنی فرآیندی است که در بیش حساسی، افزایش شدت و طول دوره تجربه هیجانات در مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی تأثیر گذار است. برای مثال در مواقع ناراحتی دیده شده که نشخوار ذهنی به افزایش عاطفه منفی و طولانی تر شدن دوره ناراحتی و هیجان منفی منجر می شود (تامپسون،۲۰۰۶).
این یافته ها می توانند در درمان بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کاربرد داشته باشند. درمانهایی مثل درمان شناختی- رفتاری متمرکز بر نشخوار فکر (واتکینز376 و همکاران،2007؛ به نقل از توماس،٢۰١١)، برانگیختگی رفتاری (دیمیدژیان377 و همکاران،٢۰۰٦؛ به نقل از توماس،٢۰١١)، درمان فراشناختی (ولز378؛٢۰۰۰، به نقل از توماس،٢۰١١) و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی که در راستای غلبه بر نشخوار فکری این بیماران می توانند مورد استفاده درمانگران قرار بگیرند (توماس، ٢۰١١).
از سویی، نتایج پژوهشی که پدرسین379 و همکاران (2011) در خصوص رابطه بین نشخوار فکری و افزایش پرخاشگری و رفتارهای خشونت آمیز (ملاک چهارم DSM-IV-TR در تشخیص شخصیت ضداجتماعی) انجام دادند نشانگر وجود رابطه معنادار بین این دو متغیر بود. همچنین این پژوهشگران تأثیر دو نوع نشخوار فکری، متمرکز بر خود380 و متمرکز بر محرک برانگیزاننده381 را در افزایش رفتارهای پرخاشگرانه نمونه مورد بررسی شان مورد مقایسه قرار دادند که یافته ها نشان داد، نشخوار فکری متمرکز بر برانگیزاننده، عاطفه برآشفته، افکار پرخاشگرایانه و برانگیختگی فیزیولوژیکی (افزایش فشار خون سیستولی) را افزایش می دهد در حالیکه نشخوار فکری متمرکز بر خود، به افزایش خودانتقادگری آزارنده، عاطفه برآشفته و برانگیختگی فیزیولوژیکی (افزایش کورتیزول) منجر می شود.

شکل 3-2: تأثیر دونوع نشخوارفکری بر روی افکار، احساسات، برانگیختگی و رفتار پرخاشگرایانه
اگر دیدگاه گیری یا به عبارتی دیگر، از منظر دیگری دیدن را هم ارز ذهن خوانی382 یا نظریه ذهن383 بدانیم، قبلا تصور بر این بود که اختلال در این توانایی می تواند به رفتار پرخاشگری و سایکوپاتی منجر شود. پژوهشی که آر. ای. ریچل384 و همکارانش (2003) در بررسی صحت و سقم این مسأله بر روی افراد سایکوپات و نمونه غیرسایکوپات انجام دادند، نشان داد که افراد سایکوپات در مقایسه با گروه غیرسایکوپات، اختلال فراگیری در توانایی ذهن خوانی شان نشان نمی دهند.
از آنجایی که اختلال شخصیت مرزی با بدتنظیمی هیجانی مشخص می شود، لذا بسیاری از

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد تنظیم هیجان، اختلال شخصیت، تنظیم هیجانی، اختلال شخصیت مرزی Next Entries مقاله رایگان درمورد سطح معنی داری، متغیر مستقل، مدل اندازه گیری، برون داده