مقاله رایگان درمورد منابع قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

انحصار به آن هفت خانواده داشت. ايران ساساني … در حدود صد و چهل ميليون جمعيت داشته است، اگر شماره افراد هر يك از هفت خاندان را، صد هزار تن بگيريم، شماره مجموع آنها، به هفت صد هزار مي‌رسد و اگر فرض كنيم كه مرزبانان و مالكان كه ايشان نيز تا اندازه‌اي از حق مالكيت بهره‌مند بوده‌اند، نيز هفتصد هزار بگيريم، تقريبا از اين صد و چهل ميليون، يك ميليون و نيم حق مالكيت داشته و ديگران همه از اين حق طبيعي خداداد محروم بوده‌اند.91″
“در دوره ساسانيان، تنها اطفال توانگران وخاندان جاه و نعمت، حق تحصيل علم داشتند. توده و طبقات متوسط از دانش و كسب فضيلت محروم بودند.92”
حكمرانان ساساني غالب و در حكومت خود، سياست خشني پيش گرفته و به زور شمشير مي‌خواستند مردم را مطيع خود سازند.
مالياتهاي بسيار سنگين و كمر شكن از مردم مي‌گرفتند، از اين نظر مردم ايران عموما ناراضي بودند ولي از بيم جان خود نمي‌توانستند، سخني بگويند. حتي مردمان مطلع و اشخاص كاردان نيز در دربار ساسانيان ارزشي نداشت.
زمامداران ساساني، به قدري مستبد و خود راي بودند كه هيچ كس قدرت اظهار نظر در هيچ كاري نداشت… در اواخر دوران ساسانيان، چيزي كه نبايد از ذكر آن غافل شد؛ موضوع آشفتگي حكومت، رواج خودكامگي، و دسيسه‌بازي و هرج و مرج در رژيم دولت ساساني بود.
شاهزادگان، اعيان واشراف و سرداران سپاه به جان هم افتاده بودند و هر دسته، شاهزاده‌ايي را بر مي‌گزيد و دسته ديگر او را از ميان برمي‌داشت و كسي ديگر را انتخاب مي‌كرد.
هنگامي كه مسلمانان عرب، به فكر تصرف ايران افتادند، خاندان سلطنتي ساساني به منتهي درجه ضعف رسيده و گرفتار نفاق شده بودند.
در مدت چهار سال از موقع كشته شدن خسروپرويز، وجلوس “شيرويه” تا جلوس آخرين پادشاه ساساني “يزدگرد”، عده‌اي كه شماره آنها را از شش تا چهارده تن نوشته‌اند بر تخت پادشاه تكيه زده بودند…
بدين سان، دولت ساساني، عليرغم شكوه و جلوه ظاهري كه داشت؛ به سختي، روي به پستي و پريشاني و نابودي مي رفت.93
مهمترين بحراني كه ايران در دوران ساسانيان با آن مواجه بود؛ اضطراب ديني بود. “اردشير بابكان”، مؤسس و سر سلسله ساسانيان فرزند يكي از موبدان زرتشتي بود و به كمك علماي زرتشتي به سلطنت رسيده بود. براي همين وي با تمام قوا به ترويج دين زرتشتي در سراسر مملكتش اقدام كرد و آن را به عنوان دين رسمي كشور اعلام نمود. و از آن جا كه سلطه ساسانيان با تأييد موبدان زرتشتي محقق شده بود؛ بسيار مورد عنايت و حمايت درباريان قرار داشتند و از پرقدرت‌ترين طبقات در نظام طبقاتي ايران به حساب مي‌آمدند و در حقيقت پادشاه ساساني از سوي موبدان زرتشتي تعيين مي‌شدند و اگر يكي از آنها از دستورهاي موبدان سرپيچي مي‌كرد؛ به شدت با وي برخورد مي‌شد. براي همين پادشاهان ساساني از موبدان زرتشتي بيشتر از هر گروه ديگر حرف شنوي داشتند و موبدان جمعيت بزرگي را تشكيل مي‌دادند و ساسانيان از آنها در استحكام پايه‌هاي قدرت خويش بهره مي‌گرفتند و تمام نقاط ايران آتشكده‌هايي براي آنها بر پا مي‌ساختند و در هر آتشكده‌اي تعداد زيادي از موبدان حضور داشتند…
بدين ترتيب دين زرتشتي يك دين درباري به حساب مي‌ آمد و موبدان زرتشتي سعي مي‌كردند كه طبقات محروم و رنجديده را آرام نگه دارند تا دردهاي فراوان خويش را احساس نكنند.
اختيارات نامحدودي كه به موبدان زرتشتي واگذار شده بود و فشارهاي آنها بر مردم باعث شد كه مردم از دين زرتشتي فاصله بگيرند و بيشتر مردم سعي مي‌كردند كه دين جديد براي خويش برگزينند.
از سوي ديگر دين زرتشتي تمام حقيقت خويش را از دست داده بود و مقدس داشتن آتش به حدي رسيده بود كه كوبيدن آهن سرخ شده را با چكش حرام مي‌دانستند؛ زيرا آهن تفتيده دركنار آتش مقدس قرار گرفته و از آن تقدس يافته است به اين ترتيب خرافات واساطير اكثر عقايد زرتشت را فرا گرفته بود و حقايق دينش زمينه را براي رشد شعائر تو خالي و مرده فراهم كرده بود و موبدان هر روزه خرافات جديد را بدان مي‌افزودند.
از سوي ديگر فرهنگ‌هاي رومي و هند، راه خويش را از زمان انوشيروان در ايران باز كرده بود و اصطكاك عقايد زرتشتي با عقايد مسيحيت و دين‌هاي ديگر باعث بيداري ايرانيان شده بود و آنها از خرافات و مطالب باطل دين زرتشتي رنج مي‌بردند و همين باعث اختلافات آراء و عقايد در ايران و شيوع اديان و مذاهب ديگر شده بود و چنان شك و ترديدي ايجاد كرده بود كه اكثريت مردم به باورهاي قبلي خويش پشت كرده بودند و بي ديني و بحران عقيدتي، سراسر ايران را فرا گرفته بود”94
2-3-1-1- امپراطوري روم
وضعيت دولت روم هم بهتر از ايران نبود جنگ‌هاي داخلي و هم چنين جنگ‌هاي دائمي خارجي كه بر سر اراضي “ارمنستان” با ايران به وقوع مي‌پيوست؛ مردم را خسته كرده بود و آنها آمادگي براي پذيرش هر گونه تغييراتي داشتند. صاحب منصبان كليسا در آن زمان، زمام امور روم را به دست گرفته بودند و فشارهاي شديدي عليه وثنيين (بت پرستان) اعمال مي‌كردند و هيچ گاه اختلاف بين وثنيين و مسيحيان فروكش نمي‌كرد و اختلافات ديني بيشتر از هر چيزي ديگر در دولت روم مشهور بود. فشار كليسا بسياري از مردم را به فقر و نداري مبتلا كرده بود و اين اختلافات قدرت امپراطوري روم را كاهش مي‌داد.
علاوه بر اين، سفيد پوستان شمال روم و زردپوستان شرق روم براي دستيابي به زمين‌هاي كشاورزي بيشتر و استثمار يكديگر در زد و خورد دائمي به سر مي‌بردند گاهي اين برخوردها باعث بروز خسارت‌هاي عظيمي در دو طرف مي‌گرديد. همين اختلاف باعث شد كه امپراطوري روم به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم شد و مورخان معتقدند كه اوضاع اجتماعي و مالي و سياسي روم در قرن ششم در بحران شديدي به سر مي‌برده است و عقيده دارند كه باز پس گيري بعضي از مناطق اشغال شده از ايران نمي‌تواند دليل براقتدار و قدرت روم باشد، بلكه اين به خاطر فقدان نظام حاكميت در ايران بوده است.
بنابراين، اين دو امپراطوري بزرگ كه ادعاي حاكميت سياسي بر جهان آن روز را مي‌كرده‌اند؛ به هنگامه طلوع فجر اسلام مراحل پيري و نابودي خويش را مي‌گذرانده‌اند و بديهي است كه چنين اوضاع بحراني، آمادگي لازم را در هر دو ملت براي پذيرش دين جديدي كه اوضاع نابسامانشان را سامان بخشد و آنها را از اين بحران و مشكلات نجات دهد؛ فراهم كرده بود.95
2-1- چارچوب نظري
مدلي كه براي تحقيق دربارة سيره سياسي پيامبر اعظم (ص)در اين پژوهش لحاظ شده است، مدل تحليل سيستمي است.
براي انسجام بخشيدن به پژوهش درباره نظام هاي سياسي، بهترين مدل، مدل تحليل سيستمي نظام سياسي است، به وسيله اين مدل بهتر مي‌توان ساختار و كاركرد نظريه‌هاي دولت را تشريح كرد.
در اين رويكرد محور نظام سياسي است و در حقيقت تبيين رويكرد ساختاري ـ كاركردي بدون به كارگيري مفاهيم نظام سياسي نا ممكن است. مركز ثقل اين رويكرد نظام سياسي و كاركردهاي آن است، پيرامون اين رهيافت مي‌توان گفت: هر نظام سياسي مجموعه‌ايي از كنش هاي متقابل است كه از طريق آن ارزشها، خدمات و كالاها بر حسب قدرت معتبر براي همه بخشهاي جامعه سهم بندي مي‌شود، نظامهاي سياسي در حقيقت جامع ترين وسيله دست يابي به هدفهاي جمعي هستند كه ابزار قهري مشروع را در اختيار دارند. نظام سياسي مانند هر نظام ديگر براي انجام فعاليتهاي خود داراي ساختارهايي است كه هر يك از اين ساختارها كاركرد، خاص خود را در كنار وظايف ديگري كه به نوبه خود نظام سياسي را قادر به تنظيم و اجراي هدفهايش مي‌كند، انجام مي‌دهد، رابطه‌ي ميان ساختارها و كاركردها براي بررسي عملكرد نهايي نيز مهم است، علاوه بر اين در رابطه با نظام سياسي مي‌توان گفت كه مجموعه‌ايي به هم پيوسته از فعاليتهاي سياسي است كه شمار بزرگي از كارگزاران و با هدف خاصي آن را تعهد كرده و انجام داده‌اند و البته همان سيستم سياسي است كه از عناصري همبسته تشكيل شده است و نهادها و گروههاي معيني را شامل مي‌شود. كه اين ويژگي را عناصر ساختاري يا در كل ساختار نظام سياسي مي‌دانند و در مقابل نوع روابط تعريف شده بين ساختارهاي موجود در درون نظام سياسي را كار كردهاي همان ساختار يا به طور خلاصه، كار ويژه نظام سياسي مي‌نامند.96
بنابراين تعريفي كه از سيستم سياسي در اين نوشته لحاظ شده است، سيره سياسي پيامبر(ص) را مجموعه‌ايي به هم پيوسته از فعاليتهاي سياسي تلقي مي‌كند كه پيامبر اسلام(ص) با هدف خاصي آن را تعهد كرده و انجام داده است.
اين سيستم از عناصري تشكيل شده است كه هر كدام به تنهايي بخشي از نظام سياسي پيامبر(ص) را تشكيل مي دهد و نهاد ها و گروههاي معيني را شامل مي‌شود اين ويژگي سيستم سياسي را عناصر ساختاري يا به طور كلي “ساختار” نظام سياسي پيامبر (ص)مي‌نامند. در مقابل، نوع روابط تعريف شده بين ساختارهاي موجود در درون نظام سياسي پيامبر (ص)را، كاركردهاي همان ساختارها يا به طور خلاصه”كارويژه” نظام سياسي پيامبر (ص)مي‌نامند.
متأسفانه تاكنون سيره سياسي پيامبر اعظم (ص)به صورت جامع و كامل بر مبناي تحليل سيستمي انجام نشده است و در اين پژوهش تلاش بر اين است كه انشاء الله بر مبناي تحليل سيستمي انجام شود در خصوص ساختارهاي نظام سياسي اسلام، به ويژه بر چهار نكته مهم تاكيد خواهيم كرد:
1) عناصر دولت 2) مرزهاي دولت 3) شبكه روابط دولت 4) مخازن يا منابع قدرت دولت
درباره كاركرد نظام سياسي نيز موارد چهار گانه زير اهميت بيشتري دارند
1) جريان ارتباطات دولت 2)مركز تصميم گيري يا رهبري دولت 3) بازخوردهاي موثر در دولت 4) دامنه قدرت دولت.
همه نظريه‌هاي نظام سياسي، قبل از هر چيز، دليل يا ادله توجيه كننده‌اي براي وجوب و وجود دولت در آن نظريه ارائه مي‌دهند، در اين پژوهش نيز ابتدا به دلايل ضرورت و وجوب دولت و حكومت در سيره سياسي پيامبر اعظم (ص)پرداخته مي‌شود. سپس به معرفي عناصر قدرت در دولت پيامبر (ص) اشاره مي‌شود ؛ يعني مجموعه‌اي از نهادها و گروههايي كه بناي دولت در سيره سياسي پيامبر (ص) را تشكيل مي‌دهد.
سپس به تعريف و تحديد مرزهاي دولت پرداخته مي‌شود منظور از”مرزها” در اينجا، همان مفهوم متعارف مرز از حيث تاريخ و جغرافيا يا زمان و مكان است.
مرزها ممكن است در هر دولتي، گسترده يا محدود باشند، اما به هر حال اصطلاحي است كه يك دولت و نظام سياسي را از”محيط” و پيرامون جدا و متمايز مي‌كند.
سپس به طراحي و تعريف شبكه خاصي از قدرت در درون مرزهاي دولت اشاره مي‌شود.
سپس به تبيين نهاد رهبري كننده به مثابه عالي ترين مركز تصميم گيري وهدايت دولت پرداخته مي‌شود و بعد از آن به بحث درباره قدرت دولت و رهبر آن پرداخته مي‌شود و توضيح داده مي‌شود كه دامنه قدرت دولت در سيره سياسي پيامبر (ص) تا كجاست؟ آيا محدود به حوزه عمومي است يا قلمروهايي از زندگي خصوصي افراد را نيز در مي‌نوردد.
پاسخ به اين پرسش يكي از محورهاي اصلي در هر نظريه سياسي است؛ زيرا با تكيه بر پاسخ برآمده از همين پرسش است كه يك نظريه يا نظريه پرداز مي‌تواند تبيين دقيق و محكمي از شيوه، سازوكار و جهت جريان قدرت درون دولت ارائه نمايد.
سرانجام، نظريه هاي دولت، همواره مسيرها و مجاري خاصي را براي بازخوردهاي اجتناب‌ناپذير تهيه مي‌كنند، حلقه‌هاي بازخورد، حاكمان را از موقعيت خروجيها و نتايج تصميمات دولت مطلع مي‌كند و امكان آن را فراهم مي‌آورد كه تصميمات با شناخت بيشتر انجام شده، در موقع لزوم تجديد نظر شود.

جمع بندي فصل اول
نتيجه بررسي محيط پيدايش اسلام، عبارت است از:
الف) فرهنگ مردم در آستانه ظهور اسلام، فرهنگي مبتني بر جاهليت بود. درباره مفهوم جاهليت نظرهاي زيادي گفته شده است، از جمله برخي جاهليت را از ريشه جهل و به معناي ناداني مي‌دانند و بعضي مانند جواد علي، جاهل را به معناي انسان متكبر خود رأي مي‌داند. اما در جمع بندي نهايي مفهوم جاهليت بايد گفت: هر عمل خلاف و نادرست، چه نتيجه جهل باشد، چه حاصل عدم حاكميت عقل بر قواي انساني،‌به آن جاهلي گفته مي‌شود.
ب) از لحاظ اوضاع جغرافيايي، جزيرة العرب در جنوب غربي آسيا قرار دارد و حدود سه

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد رسول خدا (ص)، فرهنگ نامه، سوره بقره، امام صادق Next Entries مقاله رایگان درمورد رسول خدا (ص)، نماز جمعه، آخرالزمان