مقاله رایگان درمورد مقابله با استرس، عوامل بازدارنده، کاهش استرس

دانلود پایان نامه ارشد

گرفته كه نقش انطباقي دارد و فرد را براي رويارويي با خطر آماده مي‎سازد. بازشناسي خطر با فعاليت غده آدرنال پي گيري مي‎شود و برانگيختگي اعصاب سمپاتيك باعث افزايش ضربان قلب، تنفس و تنش عضلاني مي‎شود و در عين حال جريان خون را به سوي پوست و عروق كاهش مي‎دهد. در حالت برانگيختگي شديد، فرد به سادگي قادر به رويارويي و مقابله با خطر نمي‎شود(اقايي، 1380).
سليه از ديگر افرد صاحب نظر در اين زمينه است، وي اندوكرمينولوژيست بود و طبعاً به عوامل فيزيولوژيايي بيشتر توجه كرده است. نامبرده استرس را حالتي مي‎داند كه بوسيله يك سندرم آشكار مي‎شود و اين سندرم به سازگاري عمومي موسوم است. كه سه مرحله دارد : مرحله هشدار، مرحله مقاومت ، مرحله تحليل‌رفتگي.
در مرحله اول يافته‎هاي قشري آدرنال هورمونهايي در خون آزاد مي‎كند، در مرحله دوم ارگانيزم با تمهيداتي در مقابل عوامل استرس زا مقاومت مي‎كند و علايم برانگيختگي اوليه ناپديد مي‎گردند. در مرحله سوم همه مقاومت بدن پايان يافته ، علايم منفي دوباره ظهور مي‎كنند و سرانجام ارگانيزم حتي ممكن است بميرد (سليه ،به نقل از حسن زاده ؛ 1375 )
از نظر هانس سليه بيماريهايي كه معمولاً در اثر استرس ايجاد مي‎شوند عبارتند از: زخم معده، فشارخون بالا، ناراحتي هاي قلبي و مشكلات عصبي (سليه ،به نقل از حسن زاده ؛ 1375).
پژوهشگر ديگري كه به بررسي جنبه فيزيولوژيكي استرس پرداخته مارتين105(2000)است. ماسون نشان داد كه سيستم آندوكربني ، الگوهاي مختلفي از پاسخ به تهديدهاي متفاوت را ظاهر مي‎سازد. واكنش به ابهام يا سردرگمي با افزايش در كاتوكلامين ها (نوراپي نفرين و اپي نفرين) و كورتيزول همراه مي‎شود ، در صورتي كه ترس و عصبانيت فقط نوراپي نفرين و كورتيزول را زياد مي‎كند. وانگهي، آزمايش ماسون ، وحدتي را بين رويكردهاي بيولوژيكي و رواني اجتماعي پيرامون استرس نشان مي‎دهد. او در يك سلسله تحقيقات انجام شده با حيوانات موفق شد كه نقش آگاهي از تهديد يا خطر را به عنوان عاملي كه مستلزم پاسخ به رويداد است. معرفي نمايد (ماسون ، 1975 ؛ به نقل از آفايي ، 1380) .
ب ـ ديدگاه رواني ـ اجتماعي
اين ديدگاه با انبوهي از شواهد پژوهشي حمايت مي‎گردد كه معمولاً جداي از تحقيقات فيزيولوژيكي هستند. در اين ديدگاه استرس به عنوان پاسخي در نظر گرفته مي‎شود كه ارگانيزم هنگام رويارويي با خواسته‎هاي تحميل شده ارايه مي‎دهد. رويكرد فوق به بررسي نقش استرس در بهداشت افراد عادي مي‎پردازد و كانون توجه به تعامل بين عوامل فشار زا و نظام ارزيابي و ارزشيابي شخص متمركز است (لازاروس ، 1966 ؛ به نقل از پولادي ري شهري ،1379).
قطب افراطي نظريه فوق اين است كه هيچ چيزي استرس آور نيست مگر اينكه خود فرد به آن رويداد معني و مفهوم استرس دهد، به اين معني كه پي‎آمدهاي جسماني عوامل فشار زا از كمترين اهميت و ارزش در مقايسه با ارزشيابي كه فرد از تهديد موقعيت خود بعمل مي‎آورد، برخوردارند. هيچ رخدادي بطور مطلق استرس زا نيست ، براي نمونه يك آزمايش ايجاد استرس در آزمايشگاه تست فشار سرما است، در اين آزمايش فرد يك دست يا پاي خود را در ظرفي محتوي تركيبي از يخ و آب در حدود 4 درجه سانتي گراد قرار مي‎دهد و حدود دو دقيقه در آنجا نگه مي‎دارد. اين حالت ممكن است ايجاد استرس نمايد. حال آنكه در برخي مناطق شمالي اروپا واقع در كنار دريا، فرد يا گروههايي يافت مي‎شوند كه درست در وسط فصل زمستان جهت شنا در آب يخ زده به دريا مي‎روند. ناراحتي‎هاي ناشي از قرار دادن يك دست در آب سرد در آزمايشگاه در برابر لذت حاصل از شنا كردن در اقيانوس آن هم در وسط ماه ژانويه در يك آب و هواي سرد شمالي، دقيقاً موضوع تعريف فوق از استرس به شمار مي‎آيند. لذا استرس ممكن است فقط هنگامي وجود داشته باشد كه فرد چنين معنايي را به آن اختصاص ‎دهد. (لازاروس، 1966 به نقل از پولادي ري شهري ، 1379).
3-3-2- نشانه هاي شايع استرس :
استرس روي اشخاص به انواع و اقسام گوناگون تأثير مي‎گذارد ، احتمالاً تنها نشانه استرس كه همه از آن شكايت دارند وجود تنش است. همچنين احساس استرس روي اشخاص تأثيرهاي متفاوت بر جاي مي‎گذارد ، يكي از تفاوتهاي عمده در اين است كه استرس روي بعضي ها تأثيرهاي رواني و روي جمعي تأثيرهاي جسماني بر جاي مي‎گذارد. ممكن است استرس روي خلق و خو و مشرب شخص اثر بگذارد و يا مثلاً زبان كسي را زخم كند. به دلايلي كه نامشخص است، استرس روي هر كس به شكلي تأثير مي‎گذارد. كيرياكو (1978 ؛ به نقل از جلالي دهكردي 1382) نشانه‎هاي شايع استرس را به شرح ذيل نام مي‎برد :
1ـ تحريك پذيري
2ـ بيخوابي
3ـ بدخلفي
4ـ تيكهاي عصبي
5ـ دردهاي عمومي
6ـ حملات وحشت
7ـ ميل به گريه
8ـ احساس بيقراري
9ـ احساس خستگي
10ـ ناراحتي معده
11ـ گوارش بد
12ـ افسردگي
13ـ كاهش ميل جنسي
14ـ پريدن رنگ
15ـ زخم درناحيه دهان
16ـ افكار وسواس گونه

4-2- آموزش هوش هيجاني راه مقابله با استرس :
با استناد به تعاريف هوش هيجاني و مولفه هاي مذکور ،ميتوان به صورت نظري به تاثير و ميزان اهميت هوش هيجاني در گرايش به سبکهاي مختلف کنار آمدن با استرس واقف شد.
پژوهش سياروچي و همکاران (2002)در مورد هوش هيجاني و رابطه ان با استرس و سلامت رواني نشان داده است که هوش هيجاني ،افراد را در برابر استرس محافظت مي نمايد و به سازگاري و تطابق بهتر کمک ميکند بطوريکه مديريت بهينه تر عواطف و هيجانهاي خود و ديگران و احساس رضايتمندي را به دنبال خواهد داشت.
تافت(1997)نيز در پژوهش خود دريافت که بين توانايي همدلي و هوش آزمودنيها و سازگاري روانشناختي و علايق زيباشناختي آنها ،همبستگي مثبت و معنادار وجود دارد.

1-4-2- راهبردهاي مقابله اي
افراد براي مقابله با استرس از راهبردهاي مقابله اي مختلفي استفاده ميکنند.انتخاب راهبردهاي مقابله اي مناسب در برابر فشارهاي رواني ميتواند از تاثير فشارها بر سلامت فرد کاسته و در نتيجه به سازگاري هر چه بيشتر فرد منجر شود.(0سايبان فرد،1381)
روانشناسي سلامت اهميت زيادي براي نقش راهبردهاي مقابله اي در چگونگي سلامت جسماني و رواني قايل شده است
راهبردهاي مقابله اي گسترده ترين موصوع مطالعاتي در روانشناسي معاصردر يکي از مهمترين عوامل رواني- اجتماعي است که رابطه بين استرس و بيماري ميباشد.(شوارتز و چان،2000به نقل از بخشايي،1382).
همچنين تئودور مهارتهاي مقابله اي را يکي از هشت عنصر موثر در رشد فردي و سلامت ميداند که در تعبير و تفسير رويدادها و شادکامي نقش اساسي دارد.(تئودور،1996،به نقل از بخشايي ،1382).
در فن ايمن سازي در مقابل استرس مايکن بام هدف اصلي اين است تا روشي را که فرد اطلاعات مربوط به وضعيت استرس زا را پردازش مي کند،تغيير دهد و نيز اين فن مهارتهاي لازم براي مقابله شناختي_رفتاري رامشخص مي کند(خواجه پور،1377،به نقل از يار احمدي،1382) .
5-2- آموزش ايمن سازي در مقابل استرس :
مداخله هاي رفتاري- شاختي در بيست سال گذشته گستره وسيعي را به خود اختصاص داده اند.اين نوع مداخله ها براي کاهش استرس ،مبتني بر نقش مهم واسطه گرهاي شناختي در ايجاد و تداوم استرس هستند. مطابق با اين نظريات، موقعيت محرک به خودي خود واکنشهاي استرس را به راه نمي‌اندازد بلکه ساختها يا معناهايي که شخص به ان موقعيت نصبت ميدهدتعيين کننده واکنشهاي استرسي هستند.
اغلب درمانگران شناختي- رفتاري معتقدند که مکالمات دروني يا خود گوييها نقش اساسي و مهمي در رفتار مراجعين دارند.کنش درمانگر به عنوان يک تشخيص دهنده و آموزشگر در آشکار سازي شناختهاي تحريف شده به مراجعين کمک ميکند تا الگوهاي شناختي و رفتاري جديد را گسترش دهند.(برامر،ابرگو و شوستروم به نقل از آقايي،1380).
از جمله تکنيکهاي رفتاري_شناختي ،تکنيک آموزش ايمن سازي در مقابل استرس بود که توسط مايکن بام(1986) روانشناس کانادايي و از جمله بنيان گذاران درمان با رويکرد رفتاري_شناختي مطرح شد وي پس از تجربه شخصي خود به اين فکر افتاد که شيوه هاي رفتاري و شناختي به تنهايي نمي توانند فرد را براي مقابله با استرس ها آماده سازند بنا بر اين با ادغام رويکردهاي شناختي و رفتاري روي آورد غلبه بر استرس را ابداع کرد(شارف ،2000).
آموزش ايمن سازي در برابر استرس مايکن بام (1986)بر يادگيري مهارتهاي مقابله اي بخصوص مهارت در شناسايي خود گوييهاي منفي در موقعيت هاي پر استرس تاکيد مي کند و به مراجعين کمک مي کند تا بر موقعيت هاي استرس زا ،غلبه نمايند اين آموزش مانند واکسن بيماري سرخک است که با وارد اوردن فشار کوچکي به سيستم بيولوژيک بدن را در مقابل فشارهاي اصلي و بزرگتر ايمن مي سازد و بايدعقايد خود در باره رفتارهاي استرسزا و همچنين خود گوييها در باره راههاي مقابله با استرس را تغيير دهند.در ادامه اين تکنيک به اختصار توضيح داده ميشود.
1-5-2- توصيف اهداف و مراحل
به طور اختصاصي ،آموزش ايمن سازي در مقابل استرس براي رسيدن به هدفهاي زير طراحي شده است:
1- آموزش به مراجعين در باره ماهيت تعاملي استرس و مقابله با آن.
2- آموزش به مراجعين براي خود نظاره گري،تصاوير ذهني،افکار،احساسات و رفتارهاي سازش نايافته و غير انطباقي به منظور تسهيل ارزيابيهاي سازش يافته و انطباقي.
3- آموزش حل مسئله به مراجعين به معني تعريف مشکل ،پيامد،پيش بيني،تصميم گيري و ارزشيابي.
4- آموزش نحوه سرمشق گيري از مهارتهاي مقابله اي خود مهار گري،تنظيم هيجان،عمل مستقيم و تمرين آنها.
5- آموزش به مراجعين به منظور استفاده از پاسخهاي سازش نايافته و غير انطباقي به عنوان نشانه هايي جهت بکار گيري خزانه مهارتهاي مقابله اي خويش.
6- ارائه فزاينده شيوه هاي عملي به صورت تمرين تصوير سازي ذهني در آموزشگاه و تمرين رفتاري و تکاليف درجه بندي شده در واقعيت به منظور پرورش و تقويت مراجعين در بکار گيري خزانه مهارتهاي مقابله اي آنها .
7- کمک به مراجعين براي کسب دانش کافي،شناخت خويش و مهارتهاي مقابله اي براي تسهيل شيوه هاي بهتر سازگاري با موقعيت هاي پر استرس قابل انتظار يا غير قابل انتظار.(مايکنبام،1996).
آموزش ايمن سازي در مقابل استرس با توجه به مشکلات افراد،زوجهاو گروهها از نظر زمان متنوع است، يعني طيف آن از آموزش کوتاه يک ساعتي براي بيماراني ک تحت عمل جراحي قرار مي گيرند تا چهل جلسه يک ساعتي براي بيماران روانپزشکي و يا بيماراني که مبتلا به مشکلات باليني مزمن نظيرکمر درد، گسترده است (مايکنبام،1376).
آموزش ايمن سازي در مقابل استرس شامل سه مرحله است که با نامهاي گوناگوني مشخص شده اند.در ابتدا اين سه مرحله را تعليم،تمرين و کاربرد نامگذاري کردند،ولي ديري نپاييد که آشکار شد کل روش آموزش ،ماهيت تعليمي دارد و بنا بر اين نامگذاري فوق موجب سوءتفاهم ميشود.با پيشرفت کار ،اولين مرحله آموزش را مفهوم سازي ناميدند زيرا اين مرحله بر ايجاد يک رابطه همکارانه با مراجعين،کمک به آنها براي بهتر فهميدن ماهيت استرس و تاثير بر هيجانها و عملکرد و مفهوم سازي مجدد آن از ديدگاه تعاملي متمرکز است.مرحله دوم را مرحله اکتساب و تمرين مهارتها ناميدند که طي آن مراجعين با انواع مهرتهاي مقابله اي آشنا ميشوند و سپس آنها را ابتدا در محيط آموزشي و بعد بتدريج در محيط واقعي ،تمرين مي دهند. البته اين نکته را نبايد ناديده گرفت که برخي از مراجعين مهارتهاي مقابله اي خاصي در خزانه رفتاري خود دارند،ولي عومل بين فردي يا درون فردي مانع اجراي اين مهارتها ميشوند،از اين رو در برخي موارد وظيفه درمانگر يا آموزشگر اين است که با همکاري مراجعين به شناسايي،درک و رفع عوامل بازدارنده اين مهارتها بپردازد.مرحله سوم را مرحله کاربرد و پيگيري مستمر ناميدند که در اين مرحله تمرکز عمده روي کاربرد مهارتهاي يادگرفته شده و اقداماتي در جهت پيگيري به منظور پيشگيري از عود مشکل و نياز مواجهه تدريجي در واقعيت صورت ميگيرد(مايکنبام106،1376).
2-5-2- مراحل و روش اجراي شيوه ايمن سازي در مقابل استرس
مرحله اول: مفهوم سازي
مرحله اول ايمن سازي در مقابل مفهوم سازي است که

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد احساس حقارت، عزت نفس Next Entries مقاله رایگان درمورد استان لرستان، کاهش استرس