مقاله رایگان درمورد مقابله با استرس، سلامت روان، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

زندگي و مراحل مختلف يائسگي وجود دارد. يعني زناني كه فراواني و شدت علائم در آنها بيشتر است كيفيت زندگي پايين تري دارند.(عابد زاده،1388).
براي داشتن زندگي سالم به آگاهيهايي نياز است ـ زندگي سالم فقط به سلامت جسماني ختم نميشود، بلكه داشتن سلامت رواني و روابط مثبت انساني هم ضروري است . سلامت جسم شامل تغذيه مناسب، فعاليتهاي بدني و ورزش ، ترك سيگار و هورمون درماني است . همچنين در دوران يائسگي لازم است براي اطمينان از سلامت پستانها، توسط پزشك معاينه صورت گيرد و نيز براي كاهش مشكلات ايجاد شده در دوران يائسگي نياز به مشاوره با پزشك است.
در مورد سلامت رواني، برداشت مثبت از زندگي، موضوع اصلي در سلامت رواني است . همچنين داشتن روابط انساني ،‌ايجاد شرايط مناسب بين فعاليتهاي كاري و شخصي ، كنترل شخصي و كنترل هيجانات ، انجام تمرينات آرامش بخش و ايجاد توازن بين كارهاي روزمره داراي اهميت زيادي است.
كيفيت زندگي مفهومي كلي مي باشدکه نه تنها شامل همه جنبه هاي زندگي مانند اجتماعي فيزيكي، عاطفي و معنوي است (دونگان و پاتز، 1990 به نقل از گلمن، 2001) ، به علاوه بر نيازهاي فردي از قبيل اميال و آرزوها، هنجارهاي فرهنگي و اجتماعي نيز توجه دارد. منشأ اندازه گيري كيفيت زندگي را ميتوان در كار ثرندايك (1939) ملاحظه نمود. در ابتدا رويكرد شاخصهاي اجتماعي با اين فرض كه تأثير معني داري بر كيفيت زندگي افراد دارد مورد پذيرش بوده (کمپل،1976نقل ازيئو10 ، 2004) . اما بعدها ثابت شد كه شاخصهاي اجتماعي براي اندازه گيري كيفيت زندگي كافي نمي باشد و اعتقاد روزافزون بر آن شد كه اكثر تأمين كننده هاي كيفيت زندگي، بيشتر جنبه روانشناختي دارند تا اقتصادي و جمعيت شناختي( يئو، 2004) پس از آن رويكرد ، دو جريان ظهور نمود (باكرو اينتا گلياتا1981،به نقل از جاکوب11،2000) جريان اول ارزيابي كلي از بهزيستي ، مسرور بودن يا رضايتمندي را به عنوان معيار كيفيت زندگي موردنظر قرار دادند.
جريان دوم به طور تجربي، زمينه هاي خاص زندگي را شناسايي كرده و واكنش فرد را نسبت به اين زمينه ها ارزيابي مي کند.(جاکوب، 2000)
به اعتقاد آرجيل12 و همكاران( 1991) شادكامي سه جزء اساسي دارد. هيجان مثبت، رضايت از زندگي و نبود هيجانات منفي از جمله افسردگي و اضطراب . آرجيل و همكارانش(1991) دريافتند كه روابط مثبت با ديگران، هدفمند بودن زندگي، رشد شخصيتي ، دوست داشتن ديگران و زندگي از اجزاء شادكامي هستند. شوارتز13 (1990) معتقد است كه افراد شادكام كساني هستند كه در پردازش اطلاعات در جهت خوشبيني و خوشحالي سوگيري دارند. يعني اطلاعات را به گونه اي پردازش و تفسير مي كنند كه به خوشحالي آنها منجر ميشود.
با توجه به موارد فوق مشخص ميشود كه بسياري از متغيرهاي روان شناختي كه ارتباط آنها با عملكرد نظام ايمني روشن شده است جزئي از شادكامي تلقي مي شوند. و نيز پژوهشها ارتباط معني دار شادكامي با سلامت جسماني را نشان داده اند پس به طور منطقي ميتوان استدلال كرد كه افرادي كه به سلامت جسمي خود اهميت ميدهند و در اقدامات مرتبط با مصون سازي كوشا هستند از شادكامي بيشتري برخوردارند.
لذا محقق در اين تحقيق به بررسي اثر بخشي آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس بر كيفيت زندگي زنان يائسه پرداخته است. بدين سبب به طرح سوالهاي كلي وفرعي به شرح ذيل برآمده است:

سوالات تحقيق:
سوال کلي اول
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوالهاي مربوط به شاخصهاي كيفيت زندگي
سوال کلي شاخص اول (بعد روانشناختي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله بااسترس موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوالات فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص دوم (روابط اجتماعي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود؟
سوالات فرعي:
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص سوم (حيطه محيط و وضعيت زندگي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوالات فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه
مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي دوم
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود؟
سوالهاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود؟
سوالات مربوط به شاخصهاي شادكامي
سوال کلي شاخص اول (رضايت از زندگي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص دوم (حرمت خود):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه
مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص سوم (بهزيستي فاعلي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص چهارم (رضايت خاطر):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه
مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص پنجم (خلق مثبت):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه
مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف -آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود؟
3-1- اهميت و ضرورت تحقيق
علاقه به هوش هيجاني تا اندازه اي نشان دهندة آن است كه تفاوتهاي فردي در پردازش اطلاعات هيجاني / عاطفي احتمالاً موفقيت در زندگي را پيش بيني مي كند (سالوي14 و مه ير، 1990 ، گلمن،
1995 ) هوش هيجاني به منزلة توانايي تشخيص ، پردازش و مديريت هيجانهاي خود و ديگران تعريف مي شود.
مفهوم هوش از جمله مفاهيم انتزاعي و مجردي است كه ارائه تعريف جامعي از آن به راحتي ميسر نيست. زيرا يك سازه فرضي است نه يك خصلت عصب شناختي آدمي ، به عبارت ديگر هوش يك مفهوم ساختگي است كه روانشناسان آن را براي سهولت ارتباط ابداع كردهاند.
بحرانهاي زندگي از جمله يائسگي ميتواند سلامت زنان را تحت تاثير قرار دهدو براي همه به يک شکل تعريف و احساس نميشود.وضعيت روحي_رواني،سلامت عاطفيو زمينه فرهنگي و اجتماعي فرد در ان دخيل ميباشد.
متخصصان بهداشت رواني بر اين باورند که واکنش افراد در برابر رويدادهاي استرس اميز و نيز ميزان فشارزايي رويدادها تحت تاثير عوامل گوناگون اجتماعي و فردي است.برخي از ويژگيهاي افراد نسبتا مقاوم در برابر رويدادهاي استرس زاي زندگي عبارتند ازسرسختي،اميدواري وخوش بيني(لازاروس و فولكمن،1984)15.اهميت و ضرورت اين پژوهش از اين نظر است که زنان که بخش بزرگي از جامعه را به خود اختصاص ميدهند و سلامت انها ضامن سلامت خانواده وجامعه است و يائسگي منجر به پيامدهاي جسماني،رواني و اجتماعي براي انان ميشود لذا بهره گيري از نتايج چنين مطالعاتي در ارتقائ سلامت انان موثر واقع شده و به انها کمک ميکند تا ميانسالي را با حفظ سلامت جسماني و رواني طي کرده و در سالهاي بعد نيز سالمندان مولدي ،براي جامعه خود باشند.
4-1- اهداف تحقيق
هر انساني در زندگي روزمره خود درمعرض انواع فشارهاي رواني قرار مي گيرد كه اين فشارها بهداشت رواني و جسمي اورا تهديد مي كند اما آنچه دراين ميان فوق العاده مهم است. نحوه مقابله و كنار آمدن فرد با استرس است .
بررسيهاي طولي نشان مي دهند که شادکامي بر طول عمر موثر است . مطالعه طولي که توسط اُستير16 ، مارکيدر ، بک و گودوين ، (2000 ) در بيش از دو هزار تن از امريکاييهاي مکزيکي تبار بالاتر از 65 سال انجام شد ، نشان داد که ميزان هيجانهاي مثبت تعيين شده در شروع مطالعه ، توانستند پيش بيني کنند که پس از دو سال چه کسي زنده مي ماند ، چه کسي ميميرد وچه کسي دچار ناتواني ويا استقلال در کنش وري خواهد شد.( کار17، 2004 )
يائسگي يك رويداد فيزلوژيك است كه درتمام زنان درفواصل سنين 59-40 سالگي رخ خواهد داد و منجر به پيامدهاي جسماني ، رواني و اجتماعي براي فرد شده، درنتيجه كيفيت زندگي آنان را تحت تأثير قرار مي دهد . با توجه به نتايج متتاقض در تحقيقات قبلي اين مطالعه كه آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در برابر استرس را هدف قرارداده انجام گرفته است
بدين منظور اين پژوهش که يك مطالعه ازمايشي است با اهداف تعيين سطح کيفيت زندگي و تعيين سطح شادکامي در زنان يائسه و نيز تعيين ميزان اثر بخشي اموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس بر کيفيت زندگي و شادکامي اين افراد انجام ميشود.
5-1- فرضيه هاي تحقيق :
فرضيه کلي اول
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه‌هاي فرعي
1- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش کيفي

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد مقابله با استرس، کاهش استرس، مفهوم وجود Next Entries مقاله رایگان درمورد مقابله با استرس