مقاله رایگان درمورد مشکلات رفتاری، اختلالات رفتاری، آموزش و پرورش، اختلالات شخصیت

دانلود پایان نامه ارشد

رفتاری دورۀ نوجوانی (12 تا 14 سالگی): اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با انجام تکالیف مدرسه و برآوردن توقعات و انتظارات تحصیلی از طرف معلم و والدین است. گاهی نیز در دورۀ رفتار و اعمال غیراجتماعی یا علائم سایکوپاتی (جنونآمیز) و همچنین سایکوزهای زود رس تظاهر میکند.
1- اختلالات رفتاری دورۀ بلوغ و جوانی (15 تا 20 سالگی): اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با اختلاف سلیقه و عقیدۀ جوان با نحوۀ زندگی و ارزش های والدین است. این اختلافات ممکن است بر سر مسائل جزئی و سطحی مانند: مد لباس و آرایش مو، چگونگی لباس پوشیدن، برنامههای تفریح و گذراندن اوقات فراغت، انتخاب معاشران، رشته تحصیلی و شغلی و گاه در مسایل عمیقتر و ریشهایتر مانند: مذهب، اخلاق، سیاست و … باشد. این علائم گاهی به صورت رفتارهای سایکوتیک تظاهر میکند. (سیف نراقی و نادری ،1374).

2-3-4-4 گروهبندی براساس سببشناسی
در دستهبندی دیگری، اختلالات رفتاری براساس سببشناسی آن به دو دستۀ عمده تقسیم میشود که عبارتست از:
1-اختلالات رفتاری با زیربنای ارگانیکی یا جسمی
2- اختلالات رفتاری با زیربنای روانی و بدون مشکلات جسمی.
اگر چه دسته بندیهای یادشده به گونهای پراکنده در آثار مربوط به مسئلۀ اختلالات رفتاری در کتب مختلف آمده، اما این دسته بندیها بیشتر جنبۀ تاریخی دارد و در واقع سرگذشت نظرات دانشمندان مختلف دربارۀ دستهبندی اختلالات رفتاری را آشکار می سازد (ربیعی، 1386).

2-3-4-5 گروهبندی از دیدگاه روانپزشکان و پزشکان
دستهبندی اختلالات رفتاری در کتاب «راهنمای آماری و تشخیص بیماریهای روانی» بر بنیاد پنج زمینه زیر که در برگیرندۀ عوامل شخصی محیطی میباشد، بنا شده است:
الف- نشانههای مرضی روانی.
ب- اختلالات شخصیت و اختلالات ویژه ی رشد.
ج- اختلالات جسمی و چگونگی کم و کیف آن.
د- شدت مسایل فشارزای روانی- اجتماعی.
ه- بالاترین سطح عملکردهای انطباقی یا رفتارهای سازش یافتۀ فرد در سال گذشته(سیف نراقی و نادری، 1374).

2-3-4-6 گروه بندی اختلالات رفتاری کودکان توسط گروه ترویج روانپزشکی
گروه ترویج روانپزشکی در دسته بندی اختلالات رفتاری کودکان بیش از چهل دسته فرعی را شناسائی کرده است.گروههای اصلی این دسته بندی که براساس مفاهیم و فرآیندهای روانکاوی میباشد، عبارتست از:
1- پاسخهای سالم متناسب با مسایل شخصی – اجتماعی
2- اختلالات واکنشی یا واکنشهای زودگذر تطابقی
3- اختلالات سایکونوروتیک
4- اختلالات روان تنی.
5- اختلالات شخصیتی
6- اختلالات سایکوتیک
7- انحرافات رشدی
8- سندرومهای مغزی (بیماریهای حاد و مزمن مغزی).
9- عقب ماندگیهای ذهنی
10-سایر اختلالات (فرزاد فرد و هومن ،1387).

2-3-4-7 گروه بندی از دیدگاه متخصصان آموزش و پرورش
هر یک از این دسته بندیها طرفدارانی خاص دارد، اما چون طرفداران این نوع دسته بندیها با نگرشی پزشکی – روانپزشکی به دسته بندی بیماریهای روانی پرداختهاند، بنابر این نگرش آموزشی و تربیتی نادیده انگاشته شده است. لذا متخصصین آموزش و پرورش با استفاده از امکانات کامپیوتری تکنیکهای آماری یک روش نسبتاً متفاوتی را برای دسته بندی اختلالات رفتاری انتخاب کردهاند. این دسته بندی براساس همبستگی درونی خوشهای عوامل موجد رفتارها، آنها را تفکیک میکند. با این روش میتوان واکنشها و ویژگیهای تعداد بسیار زیادی از کودکان را بوسیلۀ کاربرد چک لیستها و شاخصهای درجهبندی شده یا وسایل اندازه گیری مشابه بررسی نمود و خوشهها یا دستههائی از پاسخها و ویژگیهای آنها را که با چهار دستۀ متفاوت از انحرافات رفتاری در کودکان را مشخص کردهاند.
1- بینظمی در سلوک
کودکی که دارای بینظمی در سلوک است، قدرتها را به مبارزه میطلبد، دشمنی با منابع قدرت مانند افسر پلیس، معلم، پدر و … دارد. رفتارهای او به گونهای است که او را انسانی سختدل، بدخواه و متجاوز، با احساس گناه اندک از بذکاریهای خویش، نشان میدهد. این دسته شامل کودکانی میباشد که دارای ویژگیهایی چون: بیش فعالی، تحریک پذیری بیش از حد و خستگی ناپذیری هستند.
2- اضطراب وگوشهگیری
کودک مضطرب- افسرده، کودکی خجالتی، ترسو ، گوشهگیر، حساس، و مطیع است. وی بیش از حد وابسته میباشد و به سادگی افسرده میشود. براساس پژوهشهای کوای این چنین کودکانی اکثراً به خانواده های بیش از حد حمایتکننده، تعلق دارند.
3- رفتارهای نامناسب و ناپخته
در رفتارهای این گونه کودکان ویژگیهائی چون عدم توجه، فقدان علاقه نسبت به امور، به ویژه به مدرسه و تحصیل، تنبلی، گنگی و گیجی، افکار باطل، رویاهای روزانۀ بی اساس و خواب آلودگی و کم حرفی به صورت وافر دیده میشود. اینگونه کودکان کمتر قادر به شرکت در کلاسهای عادی هستند و نسبت به کودکان نوروتیک (مضطرب – افسرده) و کودکان با بی نظمی در سلوک، مشکلات بیشتری دارند
4- رفتارهای ضداجتماعی
کودکان با رفتارهای ضداجتماعی، برخی از ویژگیها یا مشکلات رفتاری کودکان با بینظمی در سلوک را دارند، اما این گونه کودکان در بین گروه همگنان خود اجتماعی هستند. آنان معمولاً عضو یک گروه میباشند و همواره در گردابی از رفتارهای گناهآلود و جنایتآمیز بسر میبند. در این طبقه رفتارهایی چون دزدی، مدرسهگریزی، پرسهزنی، باند بازی و … مشاهده میشود. اگرچه این چنین رفتارهایی در محیطهای آلوده و ناپاک و نیز در نزد افراد خاصی، غیر سازشی یا انطباق نایافته نیست. اما این گونه رفتارها برای کل جامعه و سلامت آن خطرناک و زیانآور، محسوب میشود(گیلانی ، نوربخش و معنوی ؛ 1387).

2-3-5 میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکان و تداوم آن
ریچمن و هیلی (2010)، تحقیقی را در مورد مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی در 705 خانواده که در مرکز لندن زندگی می کردند، انجام دادند. آنها در مورد مشکلات رفتاری کودکان سه ساله و میزان شیوع این مشکلات به این نتایج رسیدند:
15 درصد کودکان دارای مشکلات خفیف بودند.
2/6 درصد کودکان دارای مشکلات متوسط بودند.
1/1 درصد کودکان دارای مشکلات شدید و سخت بودند.
تحقیقات دیگری که در انگلستان و آمریکا صورت گرفته، تقریباً نتایج مشابهی در مورد میزان شیوع مشکلات را نشان دادهاند (جنکینز و همکاران، 1980؛ ایرل، 1980 و 1982). این ارقام به طور قابل ملاحظهای بالا هستند؛ یعنی، در واقع به نظر میرسد یک چهارم کودکان پیش دبستانی در سالهای اولیه زندگیشان دارای مشکلات رفتاری هستند. در بسیاری از والدین این مسئله، فشار روانی یا استرس خاصی را به وجود میآورد. این استرس به خصوص در مادران جوانیکه در تمام مدت روز به تنهایی میخواهند از عهدۀ تربیت کودکانشان برآیند، بسیار زیاد است (به نقل از داگلاس، 1388).
در یکی از بررسیهای انجام گرفته، مشخص شد که فقط دو درصد مادران، کودکان خود را به نزد پزشک عمومی میبرند و در مورد مشکلات رفتاری از پزشک کمک میطلبند. و همین دو درصد نیز سعی دارند برای این مراجعه خود دلایل طبی ارائه کنند (رولین، 2002) .
ریچمن و هیلی (2010)، نشان دادند که 63 درصد کودکان سه ساله که دارای مشکلات رفتاری هستند، از یک تا پنج سال بعدی نیز این مشکلات را از خود نشان میدهند. آنها همچنین نشان دادند که نوع جنس کودک نیز شاخص مهمی در تداوم مشکلات رفتاری است. در مقابل 73 درصد پسران، تنها 47 درصد دختران مشکلات شان تا سن هشت سالگی تداوم داشت. آنها همچنین نشان دادند که نوع مشکل و مسئله نیز در تداوم آن نقش عمدهای دارد. کودکانی که در سن سه سالگی بیقرار بودند، اغلب در سن هشت سالگی کودکان بینظم و نامرتب تشخیص داده شدند. کودکانی که تا سه سالگی ترسو بودند تاسن هشت سالگی مشکلات عاطفی از خود نشان میدادند. شدت مشکلات رفتاری نیز قابل پیشبینی بود. سه چهارم کودکانی که دارای مشکلات رفتاری متوسط یا شدید در سن سه سالگی بودهاند، معمولاً در سن هشت سالگی نیز چنین مشکلاتی از خود بروز میدادند. در حالی که تنها یک دوم کودکانی که دارای مشکلات رفتاری خفیف بودهاند تا سن هشت سالگی چنین مشکلاتی را از خود بروز میدادند. مهمترین مشخصه رفتار کودکانی که دارای مشکلات رفتاری بلند مدت بودند، این بود که آنها روابط ضعیفی با دیگر کودکان داشتند. ریچمن نتیجه گرفت که پیشبینی دقیق و مهم این بود که کودکانی که در سنین پایین مشکلات رفتاری شدید داشتند، معمولاً در سنین بالا نیز دارای چنین مشکلات رفتاری بودند.

2-3-6 علل مشکلات رفتاری کودکان
هیچ رابطه مستقیمی بین عوامل مستعد کننده و مشکلات رفتاری در کودکان کم سن و سال وجود ندارد. تمام آنچه میتوان گفت این است که عوامل خاصی موجب بروز مشکلات رفتاری میشود. باتلر و گلدینگ (1986)،نشان دادند که میزان مصرف سیگار روزانه مادران موجب بروز قشقرقهای کودکان آنها میشود. البته این عامل را نمیتوان به عنوان یک علت در نظر گرفت، ولی ممکن است مکانیزمی که این رویدادها را به هم ارتباط میدهد، هنوز ارائه نشده باشد. شاید مادران عصبی و هیجانی بیشتر سیگار بکشند و آن وقت ممکن است نتوانند وظایف نادری را آن طور که لازم است، انجام دهند. با این حال، حتی مراقبتهای ویژه هم هیچ نشانهای از علت مشکل رفتاری را نشان نمیدهند (به نقل از داگلاس ، 1388).
محققین، مشكلات رفتاری را ناشی از علل مختلفی می‌دانند كه مهمترین آنها عبارتند از:
1- اختلالات بیولوژیك کودک(مشكلات ژنتیكی، نورولوژیكی و بیوشیمیایی)
2- فضای نامساعد خانوادگی(نظریه رفتاری یادگیری و نظریه روانكاوی)
3- تاثیرات سوء فرهنگی و اجتماعی(نظریه جامعه‌شناسی و بوم‌شناسی)
4- تجربه‌های نامطلوب و شكست‌های پی در پی.
به طور کلی عوامل عمده و مؤثر در مشکلات رفتاری را میتوان در دو گروه کلی طبقهبندی کرد:
1- عواملی که مربوط به خود کودک است و در نتیجه رفتار او را تحت تأثیر قرا میدهد.
2- عوامل محیطی که شامل خانواده، وضعیت خانه و موقعیت اجتماعی کودک است که رفتار کودک را تحت تأثیر قرار میدهد.البته این امر طبیعت را در برابر تربیت قرار نمیدهد، چون امروزه اغلب مردم اعتقاد دارند که یک کنش متقابل پیچیده بین این عوامل مختلف وجود دارد (داگلاس، 1388).

2-2-6-1 عوامل مربوط به خود کودک
مزاج: صفات مربوط به مزاج تأثیرات عمیق و متفاوتی در رشد شخصیت کودکان دارند. در زمینۀ روشن شدن عبارت فوق خصوصیات زیر ارائه شده است:
1-مزاج پایه و اساس سرشتیدارد.
2- مزاج در دورۀ نوزادی ظاهر شده و ظهورش در سنین بعدی نیز تداوم پیدا میکند.
3- مزاج ویژگی و خصوصیت عینی و فردی یک شخص است.
4- مزاج تحت تأثیر محیط قرار میگیرد
یکی از مواردی که به مشکلات و مسائل مزاجی کودک مرتبط است، این است که اغلب چنین استنباط میشود که مزاج حالتی است ثابت و غیرقابل تغییر که همین امر باعث یأس و ناامیدی بزرگسالان میشود و همین طرز تلقی بی فایده باعث میشود که فرد برای تغییر دادن موقعیت و سازگاری با مشکل، کوشش و اشتیاق چندانی از خود نشان ندهد. به کار بردن تعاریف و توضیحات برای مفهوم مزاج، هیچ گونه راه حلی برای شناخت مکانیزم اینکه چه طور کودک دارای مزاج خاصی میشود به ما ارائه نمیدهد. بنابراین، هیچ راهی را برای جستجو و کنکاش در تخفیف و سبک کردن مشکل، پیش پای ما نمیگذارد. اما علی رغم این همه محدودیتها و مشکلاتی که ذکر شد، چیزی که برای پدران و مادران مسئلهساز است و همه به طور عام درگیر آن هستند، مسئلۀ شناخت و درک کامل و روشن حالتهای مزاجی متناوب در کودکانشان است(داگلاس، 1388).
توماس و چیس، در بررسی وضع کودکان از مرحلۀ نوزادی تا مرحلۀ نوجوانی، با مادران زیادی درباره ی نحوه ی رفتار کودکانشان در زندگی، مصاحبههایی به عمل آوردند، و اینکه عکسالعمل کودکان در برابر تغییر وضعیت زندگی روزمره یا محیط چه بوده است و چه عکسالعملهایی در برابر رویدادها و موقعیتهای ویژه زندگی از خود بروز میدهند، را طبقهبندی کرده و در 10 مورد به شرح زیر ذکر نمودهاند (کرمی، 1388).
1- میزان فعالیت، 2- حالت توازن و هماهنگ
3- حالت گرایشی و گوشهگیری 4- انطباقپذیری
5-

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد اختلالات رفتاری، مشکلات رفتاری، اختلال سلوك، پرخاشگری Next Entries مقاله رایگان درمورد فرزندپروری، مشکلات رفتاری، فرزند پروری، یادگیری اجتماعی