مقاله رایگان درمورد مدیریت سود، قلام تعهدی، اقلام تعهدی، هموارسازی سود

دانلود پایان نامه ارشد

تجربه خواهند کرد. بنابراین، مدیران این‌گونه شرکت‌ها انگیزهی بیشتری برای انجام مدیریت سود خواهند داشت (اسکینر و اسلوان39، 2002).
2-19-مدیریت سود واقعی و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی
مديران براي دستيابي به اهداف مربوط به مديريت سود دو راه کلي پيش رودارند؛ يا اقلام تعهدي اختياري را دستکاري مي‌کنند و يا اينکه در تصميم‌های عملياتي واحد تجاري تغييراتي ايجاد مي‌کنند. به‌عبارت‌دیگر، مديران شرکت‌ها می‌توانند از طريق دستکاري اقلام تعهدي و هم‌چنین دستکاري فعاليت‌هاي واقعي(مديريت سود واقعي)، سود را مديريت کنند(تات و مالمندیر40، 2005). در مديريت سود واقعي، مديريت با اتخاذ برخي تصميم‌های عملياتي و به‌عبارت‌دیگر دستکاري فعاليت‌هاي واقعي به مديريت واقعي سود روي آورده و به سود موردنظر خويش دست مي‌يابد. پژوهش‌هایی نظير هيلي و والن، فادنبرگ و تيرول، ديچو و اسکينر و رويچودري به روش‌هايي نظير تسريع (شتاب) فرو‌ش از طريق اعطاي تخفيفات، تغيير جدول ارسال کالا، کاهش هزينه‌هاي اختياري نظير مخارج تحقيق و توسعه و توليد بیش‌ازاندازه به‌عنوان روش‌هاي مديريت سود واقعي اشاره مي‌کنند. براي مثال، توليد بیش‌ازاندازه يکي از روش‌های مديريت سود واقعي است. با توليد بیش‌ازاندازه مي‌توان هزينه سربار ثابت را بر تعداد واحد بيشتري سرشکن کرد. درنتیجه با کاهش هزينه ثابت هر واحد، هزينه توليد هر واحد کاهش و حاشيه سود هر واحد افزايش می‌یابد. ازآنجایی‌که توليدات فروش نرفته به موجودي کالا افزوده می‌شود، توليد بیش‌ازاندازه به‌طور مؤثری، هزينه سربار بيشتري به موجودي کالا و هزينه سربار کمتري به بهاي تمام‌شده کالاي فروش رفته دوره جاري تخصيص مي‌دهد و شرکت حاشيه سود بهتري را گزارش مي‌کند. باوجوداین، شرکت هزينه‌هاي توليد و نگهداري اقلام بیش‌ازحد تولیدشده را متحمل مي‌شود که اين هزینه‌ها از طريق فروش دوره جاري قابل بازيافت نيست. درنتیجه جريان‌هاي نقد عملياتي کمتر از سطح عادي(جريان‌هاي نقد عملياتي غيرعادي) مي‌شود. از طرفي سود افزایش‌یافته در دوره جاري بعيد است که پايدار باقي بماند. بنابراين، اگر تقاضا براي محصولات شرکت نسبتاً ثابت باشد، جريان‌هاي نقدي دوره آتي احتمالاً کاهش مي‌يابد(رویچودری41، 2006)
کاهش هزينه‌هاي اختياري يکي دیگر از روش‌هاي مديريت سود واقعي است. هزینه‌هاي اختياري نظير مخارج تحقيق و توسعه، تبليغات و تعمير و نگهداري معمولاً در دوره‌اي گزارش مي‌شوند که تحمل شده‌اند. ازاین‌رو، مديران شرکت‌ها می‌توانند از طريق کاهش هزينه‌هاي اختياري، هزينه‌هاي گزارش‌شده را کاهش و سود را افزايش دهند. اين روش زماني محتمل‌تر است که چنين هزينه‌هايي فوراً ايجاد درآمد نکند. اگر مديران هزينه‌هاي اختياري را برای برآورده کردن اهداف سود، کاهش دهند بايد به‌طور غیرمعمول هزينه‌هاي اختياري پاييني گزارش کنند. هزينه‌هاي اختياري اغلب شامل مخارج سرمايه‌اي نيز هستند. اگر چنين مخارجي نقدي باشند، کاهش اين هزينه‌ها وجه نقد کمتري از شرکت خارج مي‌کند که اين امر تأثیر مثبت بر جريان‌هاي نقد عملياتي دارد(رویچودری،2006)
از طرفی، مدیران شرکت‌ها ممکن است از انتشار بیش‌ازحد اطلاعات ترس داشته باشند؛ چراکه ممکن است رقباي آن‌ها از آن اطلاعات بهره‌برداری کنند. اين موارد ازجمله اقداماتي است که ممکن است مديران براي نشان دادن وضعيتي مطلوب از شرکت انجام دهند(قربانی و همکاران،1390)
مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی استفاده از اختیارات مجاز حسابداری و گزارشگری به‌منظور دستیابی به اهداف مهم است.
مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، از طریق تغییر برآوردها یا روش‌های حسابداری با استفاده از انعطاف‌پذیری اصول پذیرفته‌شده حسابداری انجام می‌گیرد.برای مثال تغییر درروش استهلاک، برآوردهايي همچون عمر مفيد دارایی‌ها، ذخيره براي مطالبات مشكوك الوصول و ساير اقلام تعهدي پايان سال، مواردي هستند كه بدون تغيير معامله زيربنايي، منجر به مديريت سود گزارش‌شده در یک‌جهت مشخص خواهند شد (چن، 2009)
نتايج پژوهش گراهام و همکاران بيانگر تمايل زياد مديران به مديريت سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي نسبت به دستکاري اقلام تعهدي است. زيرا اولاً، مديريت سود مبتني بر اقلام تعهدي بيشتر موردتوجه حسابرسان و قانون‌گذاران قرار دارد. ولي مديريت سود واقعي اغلب شبيه تصميم‌های عادي واحد تجاري است و تشخيص آن مشکل‌تر است. دوماً، دستکاري اقلام تعهدي دربردارنده ريسک است. زيرا ممکن است مقدار سودي که براي دستكاري موردنیاز است فراتر از اقلام تعهدي اختياري موجود باشد. درنتیجه، اگر از اقلام تعهدي اختياري در پایان سال استفاده شود، ممکن است اهداف مرتبط با سود برآورده نشود. اين ملاحظات، مديريت سود مبتني بر اقلام تعهدي را با محدوديت مواجه مي‌سازد. در عوض، دستكاري فعاليت‌هاي واقعي کمتردرمعرض اين محدوديت‌ها قرارمي‌گيرد.

2-20-ارتباط مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی باکیفیت حسابرسی
يكي از اقلام صورت‌های مالي كه به‌عنوان معيار ارزيابي عملكرد و توانايي سودآوري واحد انتفاعي موردتوجه قرار می‌گیرد گزارشگری سود است. اما محاسبه سود خالص يك واحد انتفاعي متأثر از روش‌ها و برآوردهاي حسابداري است. اختيار عمل مديران در استفاده از اصول تحقق و تطابق، برآورد و پیش‌بینی و همچنين اعمال روش‌هایي نظير تغيير روش ارزيابي موجودي كالا، استهلاك سرقفلي، هزينه جاري يا سرمایه‌ای تلقي كردن هزینه‌هاي تحقيق و توسعه و تعيين هزينه مطالبات مشكوك الوصول ازجمله مواردي هستند كه مديران می‌توانند از طریق اعمال آن‌ها، سود را تغيير دهند به‌عبارت‌دیگر مدیر واحد انتفاعی، سود را دستکاری می‌کند تا به اهداف خود برسد و مدیریت سود(مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی) انجام دهد. از سوی دیگر هدف حسابرسان اعتباربخشی به صورت‌های مالی و حفظ منافع سهامداران می‌باشد و هر چه حسابرسی باکیفیت و دقت بالاتری انجام شود می‌تواند جلوی مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی را بگیرد و از حقوق سهامداران دفاع کند.

2-21-مدیریت سود واقعی و کیفیت سود
بسیاری از شرکت‌ها زمانی که اقدام به مدیریت سود واقعی می‌کنند به دنبال پنهان کردن وضعیت نامطلوب خود هستند به‌عبارت‌دیگر زمانی که شرکت‌ها با بحران مالی مواجه می‌شوند برای اینکه سود خود را مطلوب نشان دهند اقدام به دستکاری و مدیریت سود می‌کنند و به این دلیل ارزش سود شرکت به‌عنوان‌یکی از مهم‌ترین اهداف گزارشگری عملکرد و تعیین ارزش شرکت که در حقیقت مهم‌ترین اهداف گزارشگری می‌باشد موردتردید واقع‌شده و کیفیت سود پایین می‌آید

2-22 مدیریت سود خوب در برابر مديريت سود بد
در مدیریت سود ”بد“ كه در اصل، همان مديريت سود. نامناسب است، تلاش مي‌شود عملكرد عملياتي واقعي شركت با استفاده از ايجاد ثبت‌هاي حسابداري مصنوعي يا تغيير براو ردها از ميزان معقول، مخفي بماند. براي مثال، هيأت اجرائي يك شركت ممكن است تأثيرات يك حاشيه سود كم را با ثبت درآمدهاي دوره بعد در اين دوره يا كاهش هزينه‌هاي مطالبات سوخت شده، افزايش دهند. پنهان كردن روند عمليات واقعي با استفاده از تهاترهاي حسابداري مصنوعي و افشا نشده از مصادیق مديريت سود بد می‌باشد. كه اغلب نيز امري غیرقانونی هست. به اين دليل وجود ذخاير مخفي، شناخت نادرست درآمد، قضاوت‌هاي محافظه‌کارانه، بیش‌ازحد يا كمتر از حد هست. در بدترين حالت، این‌ها به تقلب منجر می‌شود.
در مقابل، مديريت سود ”خوب “ نيزوجوددارد. يك فعاليت عاقلانه و مناسب كه بخشي از فرآيند مديريت مالي و اعاده ارزش سهامداران هست، از موارد مديريت خوب سود به شمار مي‌رود. مديريت سود خوب از فرآيند روزمره اداره يك شركت با مديريت عالي، محسوب مي‌شود، كه در طي آن مديريت، بودجه معقول تعيين مي‌نمايد، نتيجه‌ها و شرايط بازار را بررسي می‌کند، دربرابرتمامي تهديدات و فرصت‌های غیرمنتظره واكنش مثبت نشانمیدهد و تعهدات را در بيشتر يا تمامي موارد به انجام مي‌رساند. يك شركت نياز به بودجه‌ریزی، داشتن هدف، سازمان‌دهی عمليات داخلي و ايجاد انگيزه در كاركنان در كنار ايجاد يك سيستم بازخورد، جهت آگاهي سرمایه‌گذاران دارد. رسيدن به نتيجه‌هاي باثبات و قابل پیش‌بینی و رسيدن به روند مثبت سود با استفاده از محرك‌هاي طرح‌ریزی و عملياتي خوب، نه غیرقانونی است و نه غیراخلاقی. نشانه‌ای از مهارت‌ها و پيشرفت است كه بازار در پي آن است و به آن پاداش مي‌دهد (نوروش وهمکاران، 1384).
گاهي اوقات به اين مديريت سود ”خوب“، مديريت سود ”عملياتي“ گفته مي‌شود (دجورج42، 1999) که در آن مدیریت اقداماتي را در جهت تلاش براي ايجاد عملكرد مالي باثبات (با استفاده از تصميمات قابل‌قبول و داوطلبانه) انجام مي‌دهد. براي مثال، مديريت ممكن است فعاليت روزانه كارخانه را چند ساعت زودتر تعطیل كند و به كارگران بعدازظهر مرخصي دهد. اين تصميم به خاطر آن است كه آنان به اهداف توليد به‌خوبی برسند يا به خاطر آن است كه سطح موجودي تولیدشده به‌اندازه كافي بالا هست و نيازي به موجودي بیشتر نیست. يا این‌که به‌عکس كارگران را به دليل نرسيدن به اهداف توليد، تنبيه نمايد. تمامي اين موارد اتفاق می‌افتد، تجارت چيزي جز تلاش دررسیدن به اهداف و رسيدن به رشد باثبات و قابل‌اتکا، در کنار عکس‌العمل در مقابل رقبا و توسعه بازار نيست.
يك مديريت سود خوب، ممكن است تصمیم‌گیری كند كه به اختيار در دوره‌هایی كه درآمد عملياتي پايين است، تعداد بازده دارايي‌ها به فروش رود شايد شركت درحالی‌که بستن يك قرارداد خوب باشد كه در دوره بعد درآمد‌زايي دارد و نشان دادن اين سود در جهت لطمه وارد نکردن به اعتبار شركت، موردنیاز باشد. در صورت بيان مناسب، روند ایجادشده، گمراه‌کننده نخواهد بود. برخي افراد باور دارند كه چنين عملي، تصمیم‌گیری را خدشه‌دار مي‌نمايد و كيفيت سود را كاهش مي‌دهد ولي تصمیم‌گیری بر اين پايه استوار است كه آيا نتيجه‌هاي به‌دست‌آمده قابل‌اتکا است و آيا مبادله‌ها به‌گونه‌ای مناسب بیان‌شده است يا خير. ازاین‌رو مي‌توان نتيجه گرفت كه مديريت سود، بد نيست. در حقيقت مقوله‌ای موردپذیرش و مورد مديريت نياز در درون و برون شركت توسط تمامي صاحبان سود بازار سرمايه می‌باشد (نوروش و همکاران، 1384).

2-23 هموارسازی سود
هموارسازی سود، فرآیند دست‌کاری زمان شناسایی درآمدها یا درآمد گزارش‌شده است تاجریان سود گزارش‌شده، تغییر كمی داشته باشد، مادامی‌که درآمد گزارش‌شده را در بلندمدت افزایش ندهد (اعتمادی و جوادمزده، 1388). هموارسازی سود یك هدف روشن داردو آن ایجاد جریان رشد ثابت در سود است. و جود این نوع دست‌کاری نیازمند آن است كه شركت سود زیادی داشته باشد تا بتواند ذخایر لازم را برای منظم کردن جریان‌ها در هنگام نیاز تأمین كند. به‌طورکلی هدف آن، كاهش تغییرات سود است. محقق آن هموارسازی سود از این باور تبعیت می‌کنند که اعضای بازار با جریان ثابت سود گمراه می‌شوند. این باور بر اساس مشاهدات علمی و روش تخمین ریسک است. تغییرات سود معیاری برای ریسك است. بنابراین، اگر برای كل سود، ما تغییرات را كاهش دهیم، تصور بازار را از ریسك تغییر خواهیم داد (اعتمادی و جواد مزده، 1388).
این نظریه كه ممكن است شركت‌ها به‌طور تعمدی سود را هموار سازند برای اولین بار توسط هپورثیان شد وگردون با مجموعه‌ای ازنظریات آن را توسعه داد:
1-ضابطه‌ای كه مدیران شركت از میان اصول حسابداری تعدادی را انتخاب می‌كنند به حداکثر رساندن مطلوبیت یا آسایش خودشان است.
2-مطلوبیت مدیران با: 1-امنیت شغلی 2- نرخ رشد سودشان 3- نرخ رشد اندازه‌ی شركت افزایش می‌یابد. به دست آوردن اهداف مدیریت كه در نظریه‌ی دو بیان شد به رضایت سهامداران از عملكرد شركت بستگی دارد.
3-سهامداران با افزایش نرخ رشد سود (یا متوسط نرخ بازدهی دارایی) دارایی و ثبات در سود راضی می‌شوند. این مسئله برای مدیران ضروری است تا بتوانند با آسایش خیال به دنبال اهداف خود باشند.
بنابراین این نظریه مطرح شد كه فرض كنیم چهار نظریه‌ی بالا موردقبول واقع شوند یا صحیح باشند.

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد مدیریت سود، کیفیت سود، عملکرد شرکت، ارزش سهام Next Entries مقاله رایگان درمورد کیفیت حسابرسی، انحراف معیار، اندازه شرکت، اهرم مالی