مقاله رایگان درمورد قصه پردازی

دانلود پایان نامه ارشد

ریزند تا آب از روی جفت گربه عبور نموده روی سر زنی که آبستن نمی شود بریزد و آبستن شود.
*اگر زنی در حمام چله افتاد و آبستن نشد ، برای بریدن چله خود و آبستن شدن بایستی هنگامی که زائو در حمام است به حمام رفته ، در حمام بنشیند ، بچه زائوی اول را روی روی سر زنی که چله به او افتاده و آبستن نمی شود نگه داشته آب چهل کلید روی سر بچه ریخته و آب از بدن بچه عبور کرده روی سر زنی که نشسته بریزد از آن پس چله بریده شده و آبستن می شود.
*اگر خبر مرگ کسی باعث چله افتادن شده باشد باید شخص چله افتاده قبر آن مرده را در شب چهارشنبه چند بار گام بزند و جمله « نیتم به نیت چله» را تکرار کند
*اگر زائو یا زن مطلقه باعث چله افتادن شده باشد از خانه شان مخفیانه چیزهایی از قبیل نمک، گل زیر کفش، پیراهن و یا نخ پیراهن می گیرند و نمک را به زن چله افتاده می خورانند و گل زیر کفش و پارچه را مانند اسپند دود می کنند که به این طریق چله اش ریخته و آبستن می شود.

– ختنه سوران
یکی دیگر از مراسم قابل اهمیت ختنه سوران می باشد. در ختنه سوران سن کودک دارای اهمیت است. معمولا کودکان در مقاطع سنی سه، پنج، هفت و حتی به ندرت در نه و دوازده سالگی انجام می گیرد و خانواده های مختلف به یکی از مقاطع سنی فوق معتقدند. این مقطع سنی ارثی بوده و از گذشته تا حال در خانواده ها وجود داشته اند و انجام این مراسم در خارج از مقاطع سنی که به آن پایبندند را باعث به وجود آمدن عواقب ناگوار می دانند.
در گذشته ختنه پسران را با تشریفاتی خاص که کتر از مراسم عروسی نبود انجام می دادند. عمل ختنه به وسیله گروهی به نام دلاک یا لوطی معمولا از نیمه دوم مرداد تا اواسط پاییز در هوای مناسب انجام می شد. روز انجام مراسم ختنه سوران، با توافق اهالی روستا تعیین می شد و ختنه گران که نوازنده هم بودند، دعوت می شدند. روز قبل از مراسم، نوازندگان ساز و دهل می نواختند و اهالی ضمن شرکت در مراسم به رقص و پایکوبی می پرداختند . در این جشن به مدعوین ناهار داده می شد. روز بعد بچه ها را در یکجا معمولا خانه ی کدخدا، یا بزرگ روستا جمع و آنان را ختنه می کردند.
مردم بر این باور بودند که اگر بچه بتواند یک سیلی به صورت ختنه گر بزند زخمش زودت درمان
می یابد. پس از ختنه ، پیازی را سوراخ می کردند و به گردن بچه می آویختند تا بوهای مضر به وی آسیبی نرسانند. ختنه گران فاقد دارو ولوازم بهداشتی بودند و اگر زخمی دیر بهبود می یافت . پهن حیوانات را
می سوزاندند و خاکسترش را به جای پودر بر زخم می پاشیدند تا درمان یابد. روز جشن کودک را در حالی که لنگ قرمز دو مهره و پیراهن سفید پوشیده است داخل اتاق روی تشک می خوابانند و مهمانان هریک به سراغ کودک آمده و هدایای خود را که معمولا وجه نقد می باشد زیر تشک کودک می گذارند (اما امروزه شخصی پول ها را از مهمانان تحویل گرفته و یادداشت می کند تا والدین کودک بتوانند حق آنان را اداکنند).
در پایان مراسم بعد از پذیرایی مهمانان به هریک از آنان کیسه ای پلاستیکی ( که داخل آن نخود و کشمش می باشد) می دهند و جشن در میان ابراز احساسات و خوشحالی مهمانان پایان می پذیرد.

اعتقادات خرافی

در گذشته به علت وجود خانه های گلی با سقف چوبی، مامن مناسبی برای موجودات موزی مانند موش بود. گاهی اوقات این حیوانات در سکوت شب و ریزش خاک از سقف خانه های گلی باعث توهم و ترس می شود و ذهن خیال پرداز بعضی ها را وادار به داستان سازی و قصه پردازی می کند. تا جایی که باورشان می شود که موجوداتی به نام جن و پری در محیط زندگی آنها وجود دارد.

– آل
اعتقاد بر این است که آل به شکل زنی است که دست ها و پاهای استخوانی لاغر دارد .رنگ چهره اش سرخ و بینی او از گل است و کار او آن است که جگر زن تازه را در زنبیل گذاشته و می برد . ولی جگر زائو تا زمانی که از آب نگذشته ، معالجه می شود .برای پیش بینی از خطر آل ، به یک سیخ ، سه تا پنج پیاز کشیده و گوشه اتاق می گذارند .اگر تفنگ و شمشیر در اتاق باشد خوب است …رخت خواب زائو نباید سرخ باشد ، در دامن زائو جو بریزد و اسب بیاید و آن را بخورد .دور رختخواب زائو یعنی آنچه که اطراف او است بالای سر او بگذارید تا روزی که به حمام می رود .( هدایت،صادق، 1365: 27).
از سوی دیگر بانوان سالخورده عقیده دارند آل موجودی است مانند یک پیرزن با موهای ژولیده و نارنجی رنگ که فقط زائو می تواند او را ببیند و زائو از ترس از دیدنش غش می کند و زبانش بند می آید . این زنان با تجربه و مسن می گویند برای جلوگیری از دستبرد آل انجام برخی از تدابیر حفاظتی ضروری است .اول باید دور اتاق را خط کشید .بعد یک پیاز بزرگ را به سیخ کشید و بالای سر زائو قرار داد و یک قران کوچک یا حداقل تکه نان بالا سر و یک نفر هم پهلویش باشد.این احتیاط ها قبل از اولین حمام زائو لازم است .هرچند تا چله باید مواظب از نوزاد و مادرش را ادامه داد ولی بعد از اولین حمام خطر به مراتب کمتر می شود( همان).

– جوان ازما
قدیمی های ایل کاکاوند و بعضی از مردم امروزی عقیده دارند که هیولای هزار چهره ای در دشت و صحرا خود را به شکل حیوانات مختلف بویژه الاغ و بز در می آورد تا مردها را بیازماید و در صورتی که موفق می شد مردی را بدام اندازد کف پاهایش را می لیسید و خونش را می خورد و چه بسا مرد هلاک
می شد تجربه کسانی که مدعی بودند که این موجود مزاحم را دیده اند حاکی بود که اگر مرد تنبان خود را می گرفت “جوان ازما ” ناپدید می شد ( ماسه، 1357: 65).

– تقدس درخت
در میان مردم ایل کاکاوند و مناطقی که زنده می کنند بعضی از درختان مقدس می باشند و مردم بویژه زنان برای برآوردن حاجات خود به این درختان ،کهنه لباس می بندند و به آن اعتقاد دارند این درختان عبارتند از : بلوط، کنار و …همچنین قطع این درختان گناه نحسوب می شود و اعتقاد بر این است که کسانی که این درختان را قطع کنند بر آنها بلا نازل می شود .

– جن
غالب مردم ایل بر این باورند که که جن شبیه انسان است با این تفاوت که جن “سم ” دارد و سم او شبیه به سم حیوانات است و بیشتر در خرابه ها و بیقوله ها مسکن می گزیند .آنها معتقدند اجنه گاهی دختر و پسر کوچک را ربوده و به بیقوله ها می برد و نیز اعتقاد دیگر بر این است که هنگام غروب آفتاب ، آب شیره برنج را بدون بسم اللهالرحمن الرحیم به زمین ریخت چون ممکن است جن حضور داشته باشد و آسیب ببیند . جن موجودی است خوش قلب اما اگر با او بدرفتاری شود ،عکس العمل نشان می دهد و شخص را دیوانه می کند.

– شوگ
به اعتقاد مردم ایل شوگ موجودی است نامرئی و از نظر اندام نا مشخص که دارای وزن زیادی است و معمولا روی انسان خفته یا نیمه خواب می افتد و او را خفه می کند .علامت آن صدای خرناس است .برای نجات از دست شوگ باید صلوات فرستاد ، چون شوگ با فرستادن صلوات و گفتن بسم الله فرار می کند.
– همزاد
مردم ایل کاکاوند معتقدند که هنگام تولد هر فردی یک همزاد(اجنه) با او زاده می شود که سرنوشتی مشترک با او دارد و در کوچکی با او بازی می کند .محل بازی همزاد و کودک اغلب در خاکستر سرد اجاق می باشد.بنابراین وقتی کودک در خاکستر سرد اجاق مشغول بازی است نبایستی او را صدا کرد زیرا ممکن است همزاد عصبانی شده و به کودک آسیب برساند.

– وزش باد از بلخان و خرابی هوا
اعتقاد بر این است که هرگاه باد از بلخان (شرق ) بوزد علامت آن است که هوا خراب (ابری – بارانی) می شود.
– ناخن گرفتن
اعتقاد براین است که بعد از استحمام ناخن ها را باید گرفت و هنگام ریختن ناخن سه بار باید گفت: «غم برو، شادی بیا» همچنین ناخن گرفتن در خانه دیگران را بد یمن می دانند.

– نگهداری کفن و درازی عمر
اعتقاد مردم ایل بر آن است که مردم برای این که عمر درازی داشته باشند کفن را داخل صندوق هایشان
می گذارند و هر چند وقت یکبار داخل آن می خوابند .بنابراین نگهداری کفن سبب درازی عمر شان
می شود .در مقابل برخی نیز نگهداری کفن و حتی پارچه سفید را باعث کوتاهی عمرشان می دانند و برای اینکه پارچه سفید کفن تلقی نشود و آن را باطل کنند روی آن گل یا خط می کشند( همان: 68).
– نصف شدن استکان چای و حج
اعتقاد بر این است که اگر استکان چای کسی نصف شود نشانه آن است که به آن خانه مهمان می آید.
– موی سر و مهمان
اعتقاد بر این است که هرگاه از تارهای موی سر به صورت صاف روی پیشانی بیفتد نشانه آن است که به آن خانه مهمان می آید.
– مهیا شدن سفره و دوست داشتن مادر زن
اگر مهیا شدن سفره غذا مردی ناخوانده وارد شود معتقدند که مادر زنش او را خیلی دوست دارد.
– ماه های حرام و جوجه های استثنایی
اعتقاد بر این است اگر در ماه های حرام تخم مرغ برای جوجه شدن بنشانند جوجه ها ناقص و استثنایی می شوند به همین خاطر در ماه های حرام نشاندن مرغ را بد یمن می دانند( یعقوبی، 1386: 37).

-مالیدن پشت حیوان و خرابی هوا
هرگاه که حیوانات خاصه، سگ ها پشت خود را به زمین بمالند علامت آن است که هوا خراب( ابری و بارانی) می شود.

-درازی و کوتاهی عمر
اعتقاد مردم بر این است اگر افرادی میوه درخت راش را بخورند ، عمر طولانی دارند و در اصطلاح محلی به کسی که عمر طولانی داشته باشد می گویند که «فلانی میوه دار راش خوار دیه عمره فره بیه» همچنین معتقدند کسانی که عمر کوتاهی دارند. نوعی گیاه وحشی خورده اند و آنرا سبب کوتاه شدن عمر می دانند.

– درخت خشکیده و اتفاق ناگوار
اعتقاد بر این است که نگهداری درخت خشکیده در خانه باعث به وجود آمدن اتفاق ناگوار می شود. به همین خاطر اگر درختی خشک شود بلافاصله آنرا از ریشه می زنند.
– خسوف و کسوف
به اعتقاد مردم ایل «خسوف و کسوف» اژدهایی می باشد که ماه یا خورشید را گرفته و سبب تاریکی و پنهان شدن آنها می شود. برای راندن این اژدها اهالی این منطقه با استفاده از ظروف آهنی و با زدن بر روی آنها اژدها را رانده و پدیده ماه و خورشید گرفتگی برطرف می شود.

– خردن ته دیگ و باران
اعتقاد بر این است اگر کسی ته دیگ زیاد بخورد شب عروسی اش باران می بارد.

-خواندن خروس و خبر خوش
مردم ایل اعتقاد دارند هر وقت خروس روبروی پله یا مقابل درب خانه بخواند علامت آن است که خبر خوش مانند : آمدن سرباز، خواستگار یا نامه ای به آن خانه می آید.
– خاریدن کف دست
اعتقاد بر این است اگر دست راست کسی بخارد علامت آن است که پول پیدا می کند و اگر دست چپش بخارد پول هایش را از دست می دهد.
– مار سبز و گنج
اعتقاد بر این است مار سبز نگهبان گنج است. اگر این مار در خانه ای باشد نشان از آن است که در آن خانه گنج وجود دارد و اهل خانه نباید آنرا بکشند.
– ماندن کفن در دهان مرده و مرگ
اگر کسی فوت کند و بلافاصله بعد از او شخص دیگری از نزدیکانش مرحوم شود اعتقاد بر این است که کفن در دهان مرده اولی بوده( به اصطلاح کفن به دهان کشیده) که سبب مرگ دیگری شده است و برای اینکه از مرگ و میرهای بعدی جلوگیری نمایند مرده اولی را نبش قبر می کنند و اگر کفن در دهانش باشد آنرا بیرون می آورند.
– لانه خفاش
به اعتقاد مردم ایل اگر خفاش ناگهان وارد خانه ای شود، خوش یمن می باشد و نشان از آن است که اهل خانه به پول و شادی دست پیدا می کنند.

– کشتن قورباغه و بارین باران
اعتقاد بر این است اگر کسی قورباغه ای را لگد کند و آن قورباغه بمیرد سبب بارزین باران می شود.

– شغال باران
اعتقاد بر این است هنگامی که هوا آفتابی باشد و بارانی هم به طور ناگهانی به مدت کوتاهی ببارد نشان از شغالی است که در حال زایمان است که به اصطلاح محلی به این باران« شال وارش» می گویند.

– سگ دندان
اعتقاد بر این است اگر دندان شیری کودکی بیفتد و موش آن را بخورد دندان های کودک شبیه موش
می شود و به او موش دندان می گویند و اگر سگ بخورد همانند دندان های سگ می شود و به او سگ دندان می گویند به همین خاطر دندان های شیری را دفن می کنند.
– زوزه سگ و مرگ
اعتقاد بر این است اگر سگی هنگام شب زوزه غریبی بکشد علامت آن است که در آن حوالی کسی
می میرد(

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد دوران جاهلیت Next Entries مقاله رایگان درمورد ضرب المثل، جامعه شناسی، ادبیات فارسی، زیبایی های ادبی