مقاله رایگان درمورد فرزند پروری، فرزندپروری، شیوه های فرزند پروری، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

خانواده پندارهای اولیه را درباره ی جهان فرا می گیرد ، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد می یابد ، شیوه های سخن گفتن را می آموزد ، هنجارهای اساسی رفتار را یاد می گیرد و سرانجام نگرش ها ، اخلاق و روحیاتش شکل می گیرد و به عبارتی اجتماعی می شود ( اقلدیس ؛ به نقل از هیبتی ، 1381 ) .
خانواده نقش ويژه‌اي در الگو شدن برای فرزندان دارد. روابط والدين با هم و با فرزندان، در اثر گذاري اين الگو موثر است. کودک سخن گفتن، راه رفتن، آداب معاشرت، آداب غذا خوردن طرز لباس پوشيدن، نحوه برخورد، مهر ورزيدن، پرخاشگري، مسئوليت پذيري و … را از والدين فرا مي‌گيرد و در سالهاي قبل از دبستان رفتار کودک آينه رفتار والدين است، هر آنچه انجام بدهند او منعکس مي‌کند (امیر حسینی، 1385).
بدون شک توانمندی والدین در برقراری ارتباط مفید و مثمر ثمر با فرزندانشان از پراهمیت ترین و پر مخاطره ترین وظایف آنان در زندگی محسوب می شود و لازمه موثر بودن والدین ، بهره مند بودن از اطلاعات کافی در زمینه شناخت کودک و درک رفتارها و علل مشکلات رفتاری اوست . بنابراین توجه خاص متخصصان بالینی و پرخاشگران به کیفیت تعامل و چگونگی روابط والدین و کودکان در سال های اخیر ، بیان کننده اهمیت این تعامل و تاثیر متقابل است .
با توجه به این که خانواده ، یک نظام اجتماعی است که اختلال در هر یک از اعضاء آن ، کل نظام را مختل می کد و این نظام مختل شده به نوبه خود اختلالات مربوط به اعضاء را تشدید کرده و مشکلات جدیدی ایجاد می کند ، به راحتی می توان تصور کرد که وجوه رفتاری متعدد اختلالی پایدار ، می توان به افسردگی مادران ، اضطراب و احساس محدود شدن نقش والدینی ، احساس عدم لیاقت در امر تربیت فرزند ، وابستگی ضعیف عاطفی بین کودک و والد ، روابط منفی تر کودکان با خواهران و برادرانشان ، بالا رفتن سطح تنش در خانواده ، بالاتر بودن میزان طلاق و از هم گسستگی روابط خانوادگی می شود.
کیمیایی و بیگی ، بعد از سال ها کار با خانواده ها ، موفق به شناسایی چرخه معیوب در روابط والد – کودک در خانواده ها ، موفق به شناسایی چرخه معیوب در روابط والد – کودک در خانواده هایی با کودک مشکل دار ( همچون کودکان اوتستیک) شدند و آن را ” چرخه معیوب رفتار ناسازگار ” نامیدند . بر اساس این چرخه ، رفتار ناسازگارانه کودک ، احساس نامناسبی در والدین به وجود می آورد و بر نحوه ی واکنش و رفتار آنها با کودکان تاثیر می گذارد . بدین ترتیب در بسیاری از موارد ، می توان برخورد نادرست والدین را به عنوان عامل اصلی در افزایش مشکلات رفتاری کودکان در نظر گرفت .
با توجه به مطالبی که ذکر رفت ، منطقی می رسد که مداخلات درمانی موثر برای کاهش آثار تعامل های نامناسب والد – کودک مورد نیاز است . در این میان نقش اصلی جلوگیری از چنین شرایطی و برقراری مجدد تعادل در خانواده بر عهده والدین به ویژه ، مادران می باشد که به عنوان پایه های اصلی خانواده در نظر گرفته است .
2-4- 7شیوه های فرزند پروری :
هر خانواده ای شیوه های خاص را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار می گیرد این شیوه ها که شیوه های فرزند پروری نامیده می شوند متاثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و غیره می باشد ( هاردی و همکاران ، 1993 ) .
شیوه های فرزندپروری به عنوان مجموعه یا منظومه ای از رفتارها که تعاملات والد – کودک را در طول دامنه ی گسترده ای از موقعیت ها توصیف می کند و فرض شده است که یک جو تعاملی تاثیرگذار را به وجود می آورد . شیوه های فرزندپروری یک عامل تعیین کننده و اثر گذار است که نقش مهمی در آسیب شناسی روانی کودکان بازی می کند .بحث در مورد هر یک از مشکلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرش ها ، رفتارها و شیوه های فرزند پروری تقریبا غیرممکن است . هرچند روانشناسان و نظریه پردازان بر نقش والدین و شیوه های فرزندپروری تاکید می کنند ، تحقیقات خیلی کمی در مورد شیوه های فرزندپروری و آسیب شناسی روانی کودک به عمل آمده است (محرابی ، 1383) .
در واقع فرزندپروری به روش ها و رفتارهای ویژه گفته می شود که جداگانه یا در تعامل با یکدیگر بر رشد کودک تاثیر می گذارد .در واقع پایه و اساس شیوه فرزندپروری مبین تلاش های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن کودکانشان است ( بامریند ، 1991 ) .
در متون اسلامی نیز فرزندپروری فعالیتی پیچیده شامل رفتارها ، آموزش ها ، تعامل ها و روش هایی است که جدا و در تعامل با یکدیگر بر رشد معنوی ، عاطفی در ابعاد فردی و اجتماعی تاثیر گذارد .
از دیدگاه اسلام ، مسئولیت تربیت فرزند در دوران کودکی بر عهده پدر و مادر است تا آنجا که یکی از حقوق فرزندان به شمار آمده است . امام صادق ( ع ) سه حق را بر پدر لازم می دانند که یکی جدیت در تربیت اوست . ایشان می فرمایند : ” فرزند بر پدر سه حق دارد : انتخاب مادر مناسب برای او ، نام نیک نهادن بر او و جدیت در تربیت فرزند ” ( مجلسی ، 1403 ، ج 78 : 236 ) .
نکته قابل ذکر این است که بیشترین مسئولیت و تاثیر والدین در تربیت فرزندان مربوط به دوران کودکی و نوجوان آنان است زیرا در اواخر دوره نوجوانی و پس از آن نقش فرزندان در تربیت خود به شدت افزایش می یابد .
شيوه‌هاي پرورشي كودك در گذر سده‌ها دگرگون شده است. در جامعه گذشته كه داراي قواعد خشك و مستبدانه بود – يعني همان جامعه‌اي كه والدين امروز در آن پرورش يافته اند – روابط مردم در قالب مافوق و زيردست برقرار بود، پدر خانه قدرت برتر به حساب مي‌آمد و مادر مطيع او و فرزندان مطيع هر دو بودند. جامعه خوب و سازمان يافته بود و هر كس به نقش خود در جامعه واقف بود. اگر جامعه همان ساختار را حفظ مي‌كرد بسياري از مشكلات عمده‌ي امروزي به وجود نيامده بود. اما جامعه ايستا نيست و تغييرات وسيع آن منجر به طرح سؤالات اساسي در زمينه پايه ساختار جامعه شده است (دينك مير ، 1981).
تا نيم قرن پيش بسياري از والدين انتظار داشتند فرزندان آنها بي چون و چرا از اوامر آنها پيروي كنند. ولي در حال حاضر بسياري از والدين، ديگر چنين انتظاراتي ندارند. با توجه به گسترش اطلاعات در مورد شيوه‌هاي فرزندپروري، نگرش والدين نيز در بسياري از زمينه‌ها دستخوش تغيير شده است. به نظر مي‌رسد در قرن معاصر والدين نسبت به نيازهاي فرزندان خود آگاهتر، هوشيارتر و به مراتب انعطاف پذيرتر هستند. با توجه به تغييري كه در نگرش كلي والدين صورت مي‌گيرد، يافته‌هاي تحقيق درباره اثرات خانواده بر شخصيت كودكان صرفاً براي مدت خاصي اعتبار دارد ونمي‌توان براي هميشه به اين يافته‌ها متكي بود (احدي و جمهري، 1378).
در قرن بيستم توصيه‌هايي درباره اهميت محيط درون خانواده براي اجتماعي شدن كودك به عنوان بخشي از نظريه‌هاي روان شناختي مطرح شد. تقريباً از دهه 1920 تا 1960 نظريه‌هاي يادگيري رفتارگرا حاكم بودند. از نظر آنان، كودكان به منزله لوحي سفيد هستند و قدرت والدين براي آموزش آنها به صورت خوب يا به عنوان عامل اصلي قلمداد مي‌شود. نظريه‌هاي روانكاوانه بر اهميت تجربه‌هاي اوليه خانوادگي در تعيين پيامد اضطراب‌هاي دروني ساز و كارهاي دفاعي و اجتماعي شدن ارزش‌ها تأكيد مي‌كرد. از زماني كه انقلاب شناختي به وجود آمد و نظريه يادگيري به عنوان نظريه اجتماعي – شناختي بازنگري شد، به نقش فعال كودكان به عنوان عامل مهم در اجتماعي شدن خودشان تأكيد فزاينده‌اي شد و در حال حاضر به صورت روزافزوني بر نقش ادراكهاي متقابل والد و كودك در زمينه خواسته‌ها و تصميمات يكديگر به عنوان تعيينكننده تأكيد مي‌شود. اما هيچ يك از اين تغييرات نظري به صورت عمده اين فرض اساسي را كه والدين تأثير نيرومندي بر رشد ويژگي‌هاي كودكان و سرپرستي زندگي آنها دارند، تحت تأثير قرار نداده است (مكوبي و مارتين ، 1983).
در طي هفتاد سال گذشته در مورد نحوه تربيت كودك اختلاف نظرهاي عمده‌اي وجود داشت. در سال 1914 به مادران توصيه مي‌شد به دليل حساس بودن دستگاه عصبي كودكان، آنها را بيش از حد تحريك نكنند و از سال 1960 به بعد به مادران آموزش داده مي‌شد كه بگذارند كودكان تا جايي كه مي‌توانند همه چيز را بيازمايند زيرا از اين طريق مي‌توانند دنياي اطرافشان را بشناسند. در سال 1914 به مادران مي‌گفتند نبايد به محض اينكه فرزندشان گريه كرد به او غذا بدهند يا با او بازي كنند، زيرا با اين كار كودكان را لوس مي‌كنند. نيم قرن بعد به مادران گفتند ترسي از لوس شدن فرزندشان نداشته باشند. اگر مادر هميشه به محض اين كه كودكش گريه كرد به او برسد كودك احساس امنيت و اطمينان مي‌كند. در حال حاضر به حداقل رساندن اضطراب و به حداكثر رساندن راحتي و احساس امنيت كودك يك ساله اهميت فراوان‌تري دارد (ماسن ، 1383).
در همه جوامع و فرهنگها والدین توقع دارند که کودکانشان در طی فرایند رشد رفتار خاصی را در سن معینی از خود نشان دهند در این راستا راهبرها و آموزشهایی را اعمال مینمایند که به آنها الگوهایهای فرزندپروری گفته میشود(نوابخش، فتحی، 1390). سبک فرزند پروری مجموعه ای از نگرشهای والدین نسبت به کودکان است که منجر به ایجاد جو هیجانی میشود که در آن جو رفتارهای والدین بروز می نماید. این رفتارها هم دربرگیرنده رفتارهای مشخص(رفتارهایی که در جهت هدف والدیناست) که از طریق آن رفتارها، والدین به وظایف والدینی شان عمل می کنند(اشاره به رفتارهای فرزند پروری دارد) و هم رفتارهای غیر مرتبط با هدف های والدینی است که شامل ژستها، تغییر در تن صدا یا بیان هیجانهای غیر ارادی می باشد. در واقع فرزند پروری فعالیتی پیچیده و دربرگیرنده رفتارهای خاصی است که کودک را تحت تاثیر قرار می دهد. نقش کیفیت رفتار والدین بر عملکرد تحصیلی، روابط با همسالان و سازگاری در دوره نوجوانی مشخص شده است(مککوبی، 2002).
در زمینه سبکهای فرزند پروری نظریات متعددی ارائه کرده اند. در ادامه برخی از نظریات عمده در زمینه فرزند پروری مورد بررسی قرار گرفته اند.
2-4-7-2 نظریه آدلر
یکی دیگر از نظریه پردازان سبک های فرزند پروری آلفرد آدلر است. استین (2002)، مواردی را به دیدگاه اوافزوده و تقسیم بندی به شرح زیر ارائه داده است:
1- سبک آزاد منش و امید بخش: والدین در این سبک منحصر به فرد بودن کودک را قبول دارند. احساس عمیق احترام و مساوات را به او عرضه می کنند. کودک را تشویق میکنند که خطای خود را تصحیح کرده و توانایی های خود را گسترش دهد، کودک را راهنمایی می کنند تا اهمیت همکاری را دریابد.
2- سبک بسیار آسان گیر: والدین، هدایا و مزایا و امتیازات زیادی را بر سر کودک می ریزند ولی توجهی به نیازهای اصلی او ندارند. کودک در چنین محیطی کسل و بی تفاوت است و ابتکار و خود انگیختگی خود را از دست می دهد.
3- سبک بسیار مطیع: والدین تسلیم آرزوها ، خواسته ها و امیال کودک می شوند. والدین نمی توانند به کودک نه بگویند. کودک در چنین محیطی براحتی حقوق دیگران را نادیده می گیرد  و هیچ محدودیتی را نمی شناسد.
4- سبک بسیار جدی: والدین دائما بر رفتارها و اعمال کودک نظارت دارند. دائما در حال دستور دادن هستند، بسیار سخت گیر بوده  و تمایل دارند کودک را تعلیم دهند. در این حالت این احتمال وجود دارد که کودک منفعلانه  از دستورات اطاعت کند و یا لجاجت ورزد و یا منفعلانه مقاومت کند که نشانه های آن تنبلی، خیالبافی کردن و فراموشکاری است که منجر به نافرمانی می شود.
5- سبک کمال گرا: والدین هنجارهای بسیار بالایی دارند و تنها در صورتی کودک را قبول دارند که عملکردش مطابق استانداردهای آنها باشد. کودک بیش از حد تلاش کرده ولی نمی تواند هنجارها را برآورده کند، در نتیجه احساس بی ارزشی می کند.
6- سبک بسیار مسئول: به دلایل مختلف از قبیل شرایط اقتصادی، فوت یا بیماری ممکن است یکی از والدین مسئولیتهای سنگین را برعهده کودک بگذارد. کودک ممکن است مسئولیتها را با دلخوری بپذیرد و از بازیهای راحت و طبیعی دوران کودکی محروم شود.
7- سبک بی توجه: والدین اغلب مشغله فراوان دارند یا نیستند، هیچ کس محدودیتی قرار نمی دهد. والدین نمی توانند با کودک روابط صمیمی برقرار کنند.
8- سبک طرد

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد یادگیری اجتماعی، مشکلات رفتاری، فرزندپروری، خارج از خانه Next Entries مقاله رایگان درمورد فرزندپروری، سبک فرزندپروری، عزت نفس، فرزند پروری