مقاله رایگان درمورد فرزندپروری، سبک فرزندپروری، عزت نفس، فرزند پروری

دانلود پایان نامه ارشد

کننده : هرنوع پذیرش را طرد کرده و با کودک به عنوان یک فرد مزاحم رفتار می کنند. این رفتار می تواند  از ازدواج اجباری یا داشتن کودک ناقص ناشی شود. کودک به خود به عنوان یک فرد تنها و ناتوان می نگرد و از احساس یب ارزشی رنج می برد.
9- سبک تنبیهی: اغلب با اعمال فشار  زیاد و کمال گرایی همراه است. تنبیه بدنی اغلب برای برقراری نظم به کار می رود  و ممکن است والدین عصبانیت شخصی خود را بر سر کودک خالی کنند. کودک هم به فکر انتقام گیری است و ممکن است احساس گناه نماید.
10- سبک خود بیمار انگارانه: جو خانه مضطرب و ترسناک است. کودک ممکن است به خاطر به خاطر مساله ای جزئی در خانه بماند و به مدرسه نرود. احساس محدودی که از طرف والدین خود دریاف می کند باعث می شود درباره علایم خود اغراق کند.
11- سبک از نظر جنسی تحریک کننده: والدین ممکن است در حین حمام کردن کودک را نوازش کنند و یا اینکه کودک را با خود به رختخواب ببرند. با کودک همانند وسیله شهوانی کوچکی رفتار می شود و کودک زودتر از موعد با مسائل جنسی روبه رو می شود. کودک باید راز دار باشد و اغلب شاکی و پریشان است و احساس گناه می کند(به نقل از کریمی،1389).
2-4-7-3 نظریه شفر
شیفر از جمله کسانی است که در این زمینه پژوهش هایی انجام داده است . او بر اساس مشاهداتی که از تعامل کودکان 3-1 سال با مادرانشان انجام داد،طرح یک طبقه بندی بر اساس دو حنبه رفتار والدینی آزادی- سختگیری(سهل گیری در برابر سخت گیری) و سردی و گرمی ( پذیرش در مقابل طرد) ارائه نمود. او نتیجه گرفت که مادران پذیرنده یا طرد کننده می توانند سخت گیر یا آسان گیر باشند.این دو بعد اساسا اشاره به کنترلی دارد که مادران در مورد کودکان خود اعمال می کنند.به این ترتیب از ترکیب این دوبعد الگوهای مختلف رفتار والدینی شکل می گیرند( کریمی ، 1389) .
شفر با مطرح کردن ابعاد گرمی/ سردی / و آزادی/ کنترل، یک الگوی فرضی در مورد روابط والدین-کودک ارائه داده و آن را به چهار دسته تقسیم می کند:
1- والدین با محبت و آزاد گذارنده: این والدین کسانی هستند که معمولا به عنوان والدین نمونه شناخته می شوند. کودکان آنها دارای استقلال بوده و رفتار اجتماعی مناسبی دارند. محبت و گرمی توام با آزادی موجب می شود به علت داشتن فضای مناسب برای برون ریزی هیجانی و عدم وجود پاسخهای نامناسب از سوی والدین، حالتهای پرخاشگری در کودکان چنین خانواده هایی دیده نشود.
2- والدین با محبت و محدود کننده: گاهی محبت والدین محدودیتهایی را به دنبال دارد. این والدین فرصت کسب تجربه و یادگیری را از کودکان سلب می کنند. آنها با محبت افراطی داشتن، آزادی لازم را از کودکان خود سلب می کنند.
3- والدین متخاصم- محدود کننده: رفتارهای خصومت آمیز این نوع والدین که بیشتر بر اصل تنبیه استوار است به همراه سخت گیری و محدودیت شدیدی که نسبت به فرزندانشان اعمال می کنند، موجب ایجاد احساس خصومت شدید در فرزندان آنها می شود. از سویی عدم اجازه به کودک در ظاهر ساختن این احساس موجب عصبانیت در کودک می شود.
4-والدین متخاصم-آزادگذارنده: تفاوت این کودکان با گروه قبلی در این است که همراه شدن عامل خصومت با عامل آزادی موجب ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه به شدیدترین حالت در این کودکان می گردد. نتایج برخی مطالعات نشان داده است که والدین کودکان بزهکار این الگو را از خود نشان می دهند( کریمی ، 1389).
2-4-7-4 نظریه وینتر باتوم
ماریا وینتر باتوم (1953)، پژوهشهایی را بر روی روابط کودکان با مادرانشان انجام داد. وی سه بعد از روابط مادر- کودک را مطرح کرد که عبارتند از:
1- بعد استقلال آموزی: والدینی که از این روش استفاده می کنند انتظار دارند و تلاش می کنند تا فرزندانی مستقل پرورش دهند که بتوانند کارهای شخصی شان (همچون دوست یابی و امور مدرسه) را بدون نیاز به کمک دیگران انجام دهند.
2- بعد تسلط آموزی: مادرانی که این سبک را به کار می برند انتظار دارند که فرزندانشان فعالیتهایی همچون ورزش، سرگرم کردن خود و انجام کارهای مشکل را بیاموزند و انجام دهند. بنابراین تلاش می کنند تا کودکان خود را در یادگیری این امور ترغیب کنند.
1- بعد مراقبت آموزی: مادرانی که این سبک را به کار می برند بر یادگیری مهارتهای مربوط به امور شخصی در منزل مانند : غذا خوردن ، خوابیدن و …کودکانشان تاکید می ورزند (امیر حسینی، 1385) .
2-4-7-5 نظریه بامریند
دیانا مریند(1987، 1971) ، در یک رشته مطالعات برجسته با مشاهده تعاملات والدین و فرزندان پیش دبستانی در خانه و آزمایشگاه اطلاعات فراوانی درباره تجربیات فرزندپروری جمع آوری کرد. او دریافت که شیوههای مختلف فرزندپروری در دو بعد با هم تفاوت دارند(نوابخش و فتحی، 1390).
1- بعد پذیرندگی-پاسخ دهندگی:
پاسخ دهندگی اشاره دارد به درجهای که والدین به نیازهای فرزندان پاسخ میدهند به این منظور که آنها را مورد پذیرش و حمایت قرار دهند. به والدینی اشاره میکند که حمایت کننده هستند و به نیازهای فرزندان حساس هستند آنها محبت و تحسین تمجید از هنگامی که فرزندان حساس هستند آنها محبت و تحسین تمجید از هنگامی که فرزندان نیاز دارند به آنها فراهم میکنند والدین پذیرنده پاسخ دهنده خونگرم و مهربان هستند و همواره لبخند میزنند، بچههایشان را تشویق میکنند، بچههایشان بدرفتاری میکنند با آنها به طور انتقادی رفتار میکنند. اما والدینی که کمتر پذیرشی و پاسخدهنده هستند اغلب به سرعت انتقاد میکنند و فرزندانشان را تنبیه و تحقیر کرده و ارتباط کمتری با آنها دارند. به طور کلی آنها را نادیده میگیرند.
2- بعدتوقعداشتن-کنترل:
توقع داشتن اشاره میکند به درجهای که والدین انتظارات و درخواستهایی از فرزندان خود دارند و به رفتار مسئولانه بچهها اشاره میکند. این والدین استانداردهای زیادی برای فرزندان تعیین میکنند و انتظار دارند به آن استانداردها دست یابند. اما والدینی که کمتر توقعی هستند و کنترل کنندهاند به عنوان والدین سهلگیر نامیده میشوند. خواستهها و تقاضاهای آنها از فرزندان شان کم میباشد و به آنها اجازه میدهند تا عقاید و هیجانات شان را بروز دهند.
انجمن ملی تحقیق (1993)، درنظریه بامریند تجدید نظر کرد و مطرح کرد که «ترکیب گوناگون» دو بعد پذیرندگی و توقع داشتن چهار شیوه فرزند پروری را ارئه میکنند که پژوهش بامریند به سه شیوه آن متمرکز شده است(ایزدپور،1380). در نظریه بامریند (1971)، سه سبک فرزندپروری تعریف شده است که بر دو بعد مذکور مبتنی هستند. این سبکهای فرزندپروری عبارتاند از:
1- شیوه مقتدرانه
2- شیوه مستبدانه
3- شیوه سهلگیرانه
شیوه مقتدرانه(والدين قاطع و اطمينان بخش) (مقتدر منطقي)
این سبک فرزندپروری با تقاضاها و پاسخدهی بالای والدین مشخص میگردد. والدین مقتدر معمولا مقررات سختی برای فرزندانشان وضع میکنند و به اجرای آن پافشاری مینمایند. آنان فرزندانشان را تشویق میکنند که مستقل باشند، علاقه زیادی به پیشرفت آنان نشان میدهند و به پیشرفت تحصیلی فرزندان خود کمک میکنند. والدین مقتدر همچنین فرزندان خود را هدایت و کنترل میکنند، با استدلال منظور خود را روشن و صریح بیان کردهاند، کمک و هدایت میکنند و نسبت به موافقیتهای آنها واکنش مثبت نشان میدهند(بامریند، 1991). بامرینددریافت که ، والدین قاطع بچههای دارند که اغلب سازگار هستند خوشرو، مسئولیت پذیر، متکی به خود هستند و جهتگیریهایشان به سمت پیشرفت میباشد.
والدين اين الگو، معمولا با فرزندان با مجبت هستند و با آنها رابطه‌ي گرم و صميمي دارند اين والدين ضمن كنترل منطقي فرزندانشان از آنان توقع رفتار عادلانه و منطقي دارند هر چند اينگونه والدين به استقلال و تصميمات فرزندان خود احترام مي‌گذارند اما به طور كلي در مواضع خود محكم مي‌ایستند و دلايل قاطعانه‌اي در مورد راهنماييهاي خود ارائه‌ مي‌دهند اين تلقين، كنترل از جانب والدين با منضبط كردن كودكان از راه هدايت، و تشويق خود مختاري و استقلال كودك، كنترل «قاطع و اطمينان بخش» از جانب والدين خوانده مي‌شود.اين والدين در رفتار با كودك زورگو نبوده و در چهار چوب معيني آزادي قابل ملاحظه‌اي به كودكان خود مي‌دهند، اما در مواردي محدوديت‌هايي بر آنان قائل مي‌شوند و از فرزندان خود انتظار رفتار تكامل يافته دارند به طور كلي مي‌توان خصوصيات خانواده با والدين قاطع و اطمينان بخش را به صورت زير برشمرد :
1- والدين برای تصميمات و نظريات فرزندان خود احترام قائل هستند؛
2- تمام افراد قابل احترام هستند؛
3- تمام افراد حق اظهار نظر در تصميمات زندگي را دارند؛
4- روش عقلاني در كليه‌ي شئونات زندگي آنها تأثير دارد؛
5- والدين براي دستورات، راهنمايي‌ها، و نظرات خود، دليل منطقي و قانع كننده‌اي مي‌آورند؛
6- والدين ضمن محبت به فرزندان با آنها گرم و صميمي هستند؛
7- بين افراد خانواده همكاري و صميمت وجود دارد؛
فرزنداني كه والدين دمكرات و قاطع و اطمينان بخش دارند به احتمال زياد داراي اعتماد به نفس زياد و مستقل با احساس مسئوليت هستند (شعاري نژاد، 1373).
شريعتمداري (1387) ، معتقدند اين قبيل فرزندان چون مورد مهر و محبت قرار مي‌گيرند و به اندازه‌ي كافي از آزادي برخوردار هستند نسبت به والدين خود ديدي مثبت و منصفانه‌اي دارند و در زندگي آينده مسئوليت را به راحتي به عهده مي‌گيرند و از انجام آن سربلند بيرون مي‌آيند معين بودن  راهها و هدف زندگي در اين گروه از خانواده‌ها (با والدين دمكرات و قاطع و اطمينان بخش) باعث روشن شدن زندگي آينده آنها خواهند شد. از آنجا كه والدين، آنها را تشويق به اظهار نظر در مورد مسائل مختلف زندگي نموده‌اند و برای نظرات و عقايد آنها احترام قائل بوده‌اند در آينده به راحتي عقيده‌ي خود را اظهار مي‌كنند و مهارت خويش را آشكار مي‌سازند و در ارتباط با همسالان رضايت دارند و براي ديگران احترام قائل هستند.
برك (1994) ، ضمن بيان ارتباط بين شيوه‌‌هاي تربيت فرزندان و عزت نفس كودك مي‌نويسد: «كودكي كه داراي والدين صميمي و پاسخده هست و والدین انتظارات معقول كودكان خود را پاسخ مي‌دهند، احساس خوبي نسبت به رفتارشان دارند و انسانهاي صالح و ارزشمندی خواهند بود.
1- شیوه مستبدانه(والدين مستبد و ديكتاتور)
این سبک با تقاضاهای بالای والدین و پاسخدهی کم آنها مشخص میشود. والدین مستبد انتظارات بسیار بالایی از فرزندان خود دارند و در تعامل با فرزندان عواطف اندکی نشان میدهند . این والدین لزومی برای ارائه دلیل در مورد دستورات خود نمیبینند و بر اطاعت و احترام بیچون و چرای فرزندان تاکید میکنند. کاهش عزت نفس، استقلال و خلاقیت و تاخیر در رشد اخلاقی از ویژگیهای فرزندان خانوادههای مستبد است(پیترسون، 1948).
2- شیوه مسامحه کارانه
مککوبی(2002)، “شیوه مسامحهکارانه” را نیز به سه شیوه بامریند افزود. فرزندپروری مسامحهکارانه با تقاضا و پاسخدهی کم والدین مشخص میشود. این والدین کنترل و نظارتی بر فعالیتهای فرزندانشان ندارند؛ گرمی و صمیمیت در این خانوادهها بسیار کم است. والدین معمولا از فرزندان خود فاصله میگیرند و به نیازها و تقاضاهای آنان توجه اندکی دارند. البته در مورد این سبک فرزند پروری در مقایسه با سایر سبکها، اطلاعات اندکی در دست است زیرا معمولا این والدین به دلیل عدم مسئولیتپذیری و بیتوجهی نسبت به فرزندان، حاضر نیستند در پژوهشهایی که در زمینه فرزندپروری صورت میگیرد مشارکت داشته باشند.
در اين الگو والدين براي اعمال قدرت و انضباط اجباري تأكيد مي‌كنند. ماسن درباره‌ي والدين مستبد معتقد است، اين والدين با فرزندان خود كمتر گرم و با محبت هستند، كودكان خود را بسيار كنترل مي‌كنند و از قدرتشان استفاده مي‌نمايند .آنها فرزندان خود را تشويق به مخالفت با قواعدو تصميات خود نمي‌كنند. و كمتر با آنان گرم و مهربان هستند (ياسائي،1387) .
شريعتمداري (1387) ، درباره‌ي خانواده‌ي ديكتاتور و مستبد مي‌گويد: در اينگونه خانواده‌ها يك نفر حاكم است كه اعمال و رفتار ديگران را كنترل مي‌كند. اين فرد غالباً پدر است و در بعضي از موارد مادر نيز ممكن است نقش يك ديكاتور

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد مدل‌سازی، یادگیری اجتماعی، کودکان و نوجوانان، تعلیم و تربیت Next Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت استرس، مسئولیت پذیری، فعالیت بدنی، افسردگی اساسی