مقاله رایگان درمورد علی بن الحسین، زین العابدین، عبدالله بن طاهر

دانلود پایان نامه ارشد

خداوند به وسیله او سرزمین‌ها را زنده کرد.
همه جا پس ازنومیدی سرسبز گردید.
و وقتی آب باران همه جا را گرفت، مردم با مسح بدن عباس تبرک می‌جستند و می‌گفتند آفرین بر تو ای ساقی دو حرم)
ملاحظه این قطعه تاریخی که قسمتی از آن نیز در (صحیح بخاری) وارد شده است، ما را به تفسیر آیه واقف می‌سازد و آن این که یکی از مصادیق (وسیله) توسل به ذوات محترم و صاحب منزلتی که خود مایه قرب و سبب شایستگی در داعی و متوسل می‌گردد، چه تعبیری روشن تر از این که گفت: «هذا والله الوسیله الی الله و المکان منه».
این قطعه‌ی تاریخی در رابطه با توسل عمر بن خطاب به عموی پیامبر در کتاب صحیح بخاری، ج 2، باب صلاة الإستسقاء نیز آمده است.
توسل امام علی و عباس کنار قبر پیامبر
محمّد بن عمر واقدی می‌گوید:
… جاء عبدالله بن قرط من الیرموک بکتاب أبی‌عبیدة إلی عمر بن الخطاب، فلمّا أراد الرجوع حضر روضة رسول الله، لیسلم علیه، و لقی علی بن أبی‌طالب} و العباس و طلب منهما الدعاء، فرفعا أیدیهما و قالا: أللّهم انّا نتوسّل بهذا النبی المصطفی و الرسول المجتبی الذی توسل به آدم فاجبت دعوته و غفرت خطیئته إلاّ سهلت علی عبدالله طریقه و طویت له البعید و ایدت اصحاب نبیک بالنصر، انک سمیع الدعاء.161
… عبدالله بن قرط از یرموک با نامه ابوعبیده نزد عمر بن خطاب آمد، و چون خواست بازگردد نزد روضه رسول خدا، آمد تا بر او سلام دهد که علی بن ابی‌طالب} و عباس را ملاقات کرد و از آن دو درخواست دعا نمود. آنان دست‌ها را به دعا برداشته و عرضه داشتند: بارالها! ما متوسل می‌شویم به پیامبر مصطفی و رسول برگزیده که آدم به او توسل جست، و خواسته او را اجابت کرده و خطایش را پوشاندی، که بر عبدالله راهش را آسان کرده و دور را بر او نزدیک سازی و یاران پیامبرت را نصرت دهی؛ زیرا که تو شنونده دعایی.
4. عایشه و توسل به پیامبر
دارمی از ابوالجوزاء اوس بن عبدالله نقل کرده که گفت: «قحط أهل المدینة قحطاً شدیداً، فشکوا إلی عایشة فقالت: انظروا قبر النبی، فاجعلوا منه کوی إلی السماء حتّی لا یکون بینه و بین السماء سقف. قال: ففعلوا، فمطرنا مطراً حتّی نبت العشب و سمنت الإبل.»162
وقتی اهل مدینه را قحطی شدیدی فرا گرفت، آنان از این امر به عایشه شکایت بردند، او گفت: نظر به قبر پیامبر، کرده و از آن سوراخی را به طرف آسمان باز نمایید به طوری که بین قبر و آسمان سقفی نباشد. او گفت: آنان این‌چنین کردند. لذا باران زیادی بر ما نازل شد به حدّی که علف‌ها روییده و شترها چاق شدند.
شیخ محدث، محمود سعید ممدوح بعد از نقل این حدیث آن را تصحیح کرده است.163
سید علی بن محمد بن یحیی بعد از تحسین این حدیث و ردّ بر کسانی که این حدیث را تضعیف کرده‌اند می‌گوید:
و یکفینا من هذه القصة انّها دلیل علی انّ عائشة ام المؤمنین تعلم انّ رسول الله، لازال بعد وفاته رحیماً و شافعاً لأمته، و انّ من زاره و استشفع به شفع له، کما فعلت امّ المؤمنین، و لیس هو من قبیل الشرک أو من وسائل الشرک، کما یلغَط به هؤلاء المکفِّرون و المظلّلون، فانّ عائشة و من شهدها لم یکونوا ممّن یجهلون الشرک ولا ما یمت إلیه. فالقصة تدمغ هؤلاء و تثبت انّ النبی، یهتم بأمته فی قبره ولم یکن توفی و انتهی.164
کافی است ما را این قصه که دلیل باشد بر اینکه عایشه ام المؤمنین می‌داند به طور حتم رسول خدا، دائماً بعد از وفاتش رحیم و شافع امتش می‌باشد، و اینکه هر کس به زیارت او رفته و او را شفیع خود قرار دهد برای او شفاعت خواهد نمود، همان‌گونه که ام المؤمنین چنین انجام داد، و این عمل از قبیل شرک یا از وسایل آن نیست آن‌گونه که افراد تکفیری و نسبت گمراهی‌دهنده به غلط می‌گویند؛ چرا که عایشه و کسانی که شاهد آن قصه بودند کسانی نبودند که جاهل به شرک بوده و یا از آن چیزی که به شرک منجر می‌شود بی‌اطلاع باشند. پس این قصه ثابت می‌کند که پیامبر، در قبرش نیز به فکر امتش می‌باشد و این‌گونه نیست که وفات یافته و تمام شده است.
5. سلف و توسل به پیامبر
ابن تیمیه در کتاب «التوسل و الوسیلة» می‌نویسد: «هذا الدعاء الذی فیه توسل بالنبی، و نحوه قد روی انّه دعا به السلف، و نُقِلَ فی ذلک آثار عن السلف، و هو موجود فی دعاء کثیر من الناس.»165
این دعا که در آن توسل به پیامبر، است و نحو آن روایت شده که سلف به آنها دعا می‌نمودند، و در این باره از سلف آثاری نقل شده و در دعای بسیاری از مردم موجود است.
در اینجا ابن تیمیه تصریح به توسل سلف یعنی صحابه و تابعین و تابعین تابعین به پیامبر، کرده است.
6. تابعین و توسل به پیامبر
واقدی نقل می‌کند:
… مسلمانان در جنگ با روم به هنگام فتح دیر ابی‌القدس به کمین بزرگی گرفتار شدند، به‌طوری که مسلمانان از صحنه گریخته و جز تعدادی از مجروحان دشمن در صحنه نماند. در این هنگام عبدالله بن جعفر که صاحب پرچم بود به پروردگارش پناه برد و در دعایش گفت: ای کسی که مخلوقات را خلق کردی و برخی را به برخی مبتلا نمودی و آن را محنت برای آنان قرار دادی از تو می‌خواهم به جاه محمّد، که برای ما از امرمان فرج و مخرجی قرار دهی.
ذهبی در کتاب «سیر اعلام النبلاء» در شرح حال محمد بن منکدر این منقبت را ذکر کرده است: «کان یضع خدّه علی قبر النبی، و قال: استعین بقبر النبی»166 (و صورتش را بر روی قبر پیامبر، می‌گذاشت و می‌گفت: به قبر پیامبر، استعانت می‌جویم.)
صالح ابن ابی‌الأخضر می‌گوید:
از زهری شنیدم که می‌گفت: مرضی بر من عارض شد و نزدیک به مرگ رسیدم و زندگی بر من تنگ آمد، و به جهت دست خالی بودنم کسی را نیافتم که به او توسل جویم جز علی بن الحسین}، لذا نزد او آمدم و از او درخواست دعا کردم. حضرت به من فرمود: کدام‌یک برای تو بهتر است، من دعا کنم و تو آمین بگویی؟ من عرض کردم: دعای شما افضل است، چرا که دعای شما آمرزیده می‌شود در حالی که آمین آن از شما و من باشد. حضرت دستان خود را بالا برد و عرض کرد: بارخدایا! همانا ابن شهاب به سوی من استغاثه کرده و پدران مرا نزد تو وسیله آورده است، پس به حق اخلاصی که از پدران و مادران من می‌دانی بر ما جود فرما؛ زیرا من امید به برکت دعایم دارم. و از روزی بر او بریز و مقدرات و امور او را به حدّی بالا ببر که حافظ او باشد به خاطر آنچه او را یادداری از علم.
زهری می‌گوید: سوگند به کسی که جانم به دست اوست بعد از آن، هرگز مریض نشدم، و بر من تنگدستی و گرفتاری عارض نشد از آن زمان که حضرت برایم این‌گونه دعا نمود. لذا تا این زمان در زندگی خوبی به سر می‌برم، و آنچه از رحمت و مغفرت خدا آرزو دارم از این بیش‌تر است، و اینها همه به دعای علی بن حسین می‌باشد.
ائمه مذاهب فقهی اهل سنت نیز در مقام عمل، اهل توسل بوده‌اند. در ذیل به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
7. توسل مالک بن انس
از مالک بن انس نقل شده که گفت: «انّه سأله الخلیفة المنصور: إذا زرت النبی، فهل أتوجّه إلیه ام إلی القبلة؟ فأجابه الإمام مالک: و لِمَ تصرف وجهک عنه و هو وسیلتک و وسیلة ابیک آدم إلی الله تعالی؟ بل استقبله و استشفع به فیشفعه الله.»167 (خلیفه منصور از او سؤال کرد: هرگاه پیامبر، را زیارت کردم آیا به او رو کنم یا به قبله؟ امام مالک گفت: چرا صورتت را از او برمی‌گردانی در حالی که او وسیله تو و وسیله پدرت آدم نزد خداوند متعال است؟ بلکه رو به او کن و به او طلب شفاعت نما که خداوند شفاعت او را خواهد پذیرفت.)
ابن جماعه در کتاب «هدایة السالک الی المذاهب الاربعة فی المناسک» می‌نویسد: «رواه الحافظان ابن بشکوال، ثم القاضی عیاض فی «الشفاء» ولا یلتفت إلی قول من زعم انّه موضوع، لهواه الذی اراده.»168
این قصه را حافظ ابن بشکوال و سپس قاضی عیاض در «الشفاء» نقل کرده‌اند، لذا التفات به قول کسی که می‌گوید: این حدیث جعلی است نمی‌شود؛ چراکه طبق هوای نفسش چنین گفته است.
8. توسل محمّد بن ادریس شافعی
بیهقی در کتاب «مناقب الشافعی» از محمد بن ادریس شافعی این اشعار را نقل کرده است:
آل النبی ذریعتی و هم إلیه وسیلتی
أرجو بهم أعطی غداً بیدی الیمین صحیفتی169
[آل پیامبر] راه من هستند و آنان به سوی خداوند وسیله من می‌باشند. به آنان امید می‌بندم که در روز قیامت به دست راستم نامة اعمالم داده شود.
ربیع بن سلیمان از شافعی نقل کرده که گفت: «دخلت المدینة فی الیوم الثامن بعد صلاة العصر، فأتیت مسجد رسول الله، و دنوت من القبر، فسلّمت علی رسول الله، و لُذت بقبره…»170
روز هشتم بعد از نماز عصر وارد مدینه شدم و به مسجد رسول خدا، رفتم و نزدیک قبر آمده و به حضرت سلام داده و بر قبرش پناه بردم…
9. توسل احمد بن حنبل
محمّد ناصرالدین البانی در کتاب «التوسل، انواعه و احکامه» از احمد بن حنبل نقل کرده که چون سخن از حدیث ضریر به میان آورده قائل به جواز توسل به پیامبر، شده است.171
ذهبی در کتاب «معجم شیوخ الذهبی» می‌گوید: «و قد سئل احمد بن حنبل عن مسّ القبر النبوی و تقبیله، فلم یر بذلک بأساً. رواه عنه عبدالله بن احمد.»172
از احمد بن حنبل در مورد مسح کردن قبر پیامبر، و بوسیدن آن سؤال شد؟ پس او باکی در آن ندید. و این مطلب را عبدالله بن احمد از او روایت کرده است.
ابونعیم اصفهانی می‌گوید: این سند بر احمد بن حنبل قرائت شد:
علی بن موسی الرضا، عن أبیه موسی بن جعفر، عن أبیه الصادق جعفر بن محمد، عن ابیه أبی‌جعفر محمد بن علی، عن أبیه السجاد علی بن الحسین زین العابدین، عن أبیه الحسین بن علی، عن علی بن أبی‌طالب: قال لی احمد بن حنبل: ان قرأت هذا الاسناد علی مجنون برئ من جنونه.173
علی بن موسی الرضا، از پدرش موسی بن جعفر، از پدرش صادق جعفر بن محمّد، از پدرش ابوجعفر محمد بن علی، از پدرش سجاد علی بن الحسین زین العابدین، از پدرش حسین بن علی، از علی بن ابی‌طالب: احمد بن حنبل به من گفت: اگر این سند را بر دیوانه‌ای بخوانی از جنونش بهبودی خواهد یافت.
و ابونعیم نیز می‌گوید: «و کان بعض سلفنا من المحدثین إذا روی هذا الاسناد قال: لو قرئ هذا الاسناد علی مجنون لأفاق.»174 (برخی از سلف ما از محدثین چون این سند خوانده می‌شد می‌گفت: اگر این سند بر دیوانه خوانده می‌شد بهبودی پیدا می‌کرد.)
محمد بن عبدالله بن طاهر ابوالعباس خزاعی می‌گوید:
کنت واقفاً علی رأس أبی و عنده أبن محمد بن حنبل و اسحاق بن راهویه و ابوالصلت الهروی فقال أبی: لیحدثنی کل رجل منکم بحدیث، فقال ابوالصلت: حدثنی علی بن موسی الرضا و کان و الله رضاً کما سمّی… ثم ذکر السلسة المتقدمة، فقال بعضهم: ما هذا الاسناد؟! فقال له أبی: هذا سعوط المجانین، إذا سعط به المجنون برأ.175
من بالای سر پدرم ایستاده بودم و نزد او احمد بن محمد بن حنبل و اسحاق بن راهویه و اباصلت هروی بود. پدرم گفت: هر کدام از شما حدیثی نقل کند. اباصلت گفت: علی بن موسی الرضا مرا حدیث کرد، او که به خدا سوگند مورد رضای خداست آن‌گونه که نام نهاده شده است… آن‌گاه سلسله پیشین را ذکر کرد. سپس برخی گفتند: این سند چیست؟ پدرم به او گفت: این دوای دیوانه‌هاست که هرگاه به دیوانه داده شود بهبودی یابد.
عبدالرحمان بن ابی‌حاتم رازی می‌گوید: «کنت مع أبی بالشام فرأیت رجلاً مصروعاً فذکرت هذا الإسناد، فقلت: أجرب بهذا، فقرأت علیه هذا الإسناد فقام الرجل فنفض ثیابه و مرّ»176 (من با پدرم در شام بودیم که مردی را دیدم که مرض صرع داشت، این سند را بر او ذکر کردم، سپس گفتم: آن را به این مرد تجربه می‌کنم، پس آن سند را بر او قرائت کردم که آن مرد [خوب شد] و برخواست و لباسش را تکاند و رفت.)
ابن تیمیه می‌گوید: «هذا الدعاء أی الدعاء بحدیث الأعمی: أللّهم إنّی أتوجه إلیک بنبیک محمّد… و نحوه دعا به السلف، و نقل عن أحمد بن حنبل فی منسک المروزی التوسل بالنبی، فی الدعاء.»177 (این دعا یعنی دعا به حدیث کور که عبارت است از این کلمات: اللّهم انّی اتوجه الیک بنبیک بمحمّد… و نحو آن از جمله دعاهایی است که سلف به آن خدا را خوانده و از احمد بن حنبل در منسک مروزی نقل شده که در

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد زمان پیامبر، دوران کودکی Next Entries مقاله رایگان درمورد انسان کامل، ادای شهادت، کمال مطلق