مقاله رایگان درمورد عقب ماندگی، کنترل وضعیت، سندرم داون

دانلود پایان نامه ارشد

نیست ( مثل سندرم ترنر47 بوسندرم کلاین فلتر48) برخی بچه های مبتلا به سندرم ترنر هوش طبیعی یا بالاتر دارند [35].
ب -اختلالات ارثی(گالاکتوزمیا49، بیماری تای ساکس50،…)
علل حوالی تولد51
الف- فلج مغزی52
ب- استرس حین تولد
3- علل بعد از تولد
الف- عفونت(سرخک،سفلیس، تاکسوپلاسموسیس53)
ب- ضربه به سر
ج- عوامل محیطی، اجتماعی و فرهنگی [29،33].
2-2-9 سندرم داون
سندرم داون اولین بار در سال 1866 میلادی توسط یک پزشک انگلیسی به نام لنگدان داون 54 براساس خصوصیات فیزیکی همراه با عملکرد فکری زیر حد طبیعی توصیف شد. پس از آن سندرم داون بعنوان سندرمی که در زمینه MR بیش از سایر مسایل مورد تحقیق و بحث قرار گرفته مطرح گردید . کودکان مبتلا از ابتدا به علت شباهت به نژاد مغولی به صورت داشتن چشم های مورب ، چین اپیکانتال و بینی پهن منگول نامیده می شدند. سه تیپ اختلال کروموزمی در سندرم داون مشاهده می شود که عبارتند از :
تریزومی 21 که در آن بجای 2 کروموزم 21 در این بیماران 3 کروموزم 21 وجود دارد.
عدم جدا شدن55که پس از لقاح در هر تقسیم سلولی رخ می دهد سبب موازی بودن می شود یعنی وضعیتی که درآن سلول های طبیعی وتریزومیک باهم در بافت های مختلف یافت می شود.
در ترانس لوکاسیون ، بهم چسبیدن دو کروموزم ( اغلب 21 و15 ) وجود دارد که علیرغم وجود یک کروموزم 21 اضافه ، سبب ایجاد مجموع 46 کروموزم می شود [33].
2-2-10 همه گیر شناسی (اپیدمولوژی)
عقب ماندگی ذهنی یک اختلال تقریبا شایع است که حدود 1 تا 3 درصد از جمعیت را مبتلا می کند [36].
معیارهای تشخیص عقب ماندگی ذهنی عبارتند از :
1-کاهش قابل توجه در عملکرد ذهنی که توسط آزمون های استاندارد و حساس قابل تشخیص باشد
2- اختلال در سازگاری ، ناتوانی در انجام اعمال روزانه و ناتوانی در اعمال خود مراقبتی است که همراه یک بهره هوشی پایین وجود داشته باشد ، تشخیص داده می شود [36].
البته مرسر56به این عدد اعتراض داشت و میزان 1% را قبول دارد . او اظهار می دارد 3% بر مبنای چهار فرض بی ارزش بدست آمده که عبارتند از :
بهره هوشی تنها معیار تشخیص عقب ماندگی ذهنی است (یعنی بهره هوشی و رفتار تطابقی کاملا مرتبط هستند )
درصدهای مساوی از افراد در هر مقطع سنی به عنوان عقب مانده ذهنی تشخیص داده می شوند .
بهره هوشی ثابت است.
میزان مرگ و میر افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی مشابه جمعیت طبیعی می باشد .
وی همچنین معتقد است که ارتباط بین بهره هوشی و رفتار تطبیقی در سطوح مختلف بهره هوشی متفاوت می باشد و میزانی که این دو معیار در آن مرتبط نیستند عدد 3% را کاهش می دهد ولی به چه نسبت مشخص نیست[33].
با وجود این، آمار نشان می دهد که افراد عقب مانده ذهنی جمعیت قابل توجهی را به خود اختصاص داده اند. این عارضه 10 برابر بیشتر از فلج مغزی ، 20 برابر بیشتر از نواقص مجرای نخاعی و آسیب هایی چون اسپاینابیفیدا شیوع دارد و 25 برابر بیشتر از نابینایی افراد جامعه را تحت تاثیز قرار می دهد البته گستره آثار عقب ماندگی ذهنی به میزان قابل توجهی متغیر است . حدود 87 درصد این افراد به درجات کم تحت تاثیر قرار گرفته اند. شیوع عقب ماندگی ذهنی بر اساس آخرین آمارهای جهانی 3 درصد جمعیت ذکر شده است [37].
در کشور ایران با توجه به آمار معلولان ذهنی با رقم معمول یک میلیون و دویست هزار نفر روبه رو هستیم و در همین راستا نیز مطابق با آمار جمعیت گروههای سنی سال 1370 با مد نظر داشتن 2 درصد جمعیت تعداد معلول ذهنی را تا سال 1375 ، 732654 تخمین زده اند [1].
به هر حال علی رغم پیشرفت علوم و فن آوری و تلاشهای اصولی در جهت کاهش معلولیت متاسفانه حدود 10 درصد از کودکان سنین مدرسه در هر جامعه ای استثنایی هستند و از نظر جسمی ، ذهنی و روانی با همسالان خود تفاوت چشمگیری دارند . در کشور ما نیز با توجه به درصد جمعیت پایین تر از 20 سال ، حدود 2 میلیون کودک استثنایی وجود دارند که خانواده های آنان در پذیرش معلولیت کودک خویش به کمک و حمایت نیازمندند. طبق گزارش سازمان بهزیستی کشور در سال 1376 جمعا 70349 دانش آموز استثنایی در مدارس استثنایی سراسر کشور تحت آموزش بوده اند که از این تعداد 45823 نفر (13/65%) را گروه کودکان عقب مانده ذهنی به خود اختصاص داده اند [38]. علاوه بر شیوع قابل توجه این ناتوانی که با نقصان رشد در ابعاد مختلف جسمانی ، روانی ، اجتماعی و تربیتی همراه است ، می تواند مشکلات متعددی برای فرد بیمار همچنین خانواده وی در زمینه مراقبت و نگهداری از وی به وجود آورد [39].
2-2-11 ورزش و عقب ماندگی ذهنی
کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر تفاوت چندانی از لحاظ ویژگیهای ظاهری با کودکان عادی ندارند ولی به طور کلی این کودکان تاخیرهایی در رشد حرکتی دارند و مبتلا به بیماریها و شرایط مختلف مانند فلج مغزی ، صرع و نواقص حسی هستند. این کودکان در کل از وضعیت جسمانی وحرکتی ضعیفتری نسبت به همسالان عادی برخوردارند و به دلیل تعداد قلیلی از علل ارگانیک و مادرزادی در بروز عقب ماندگی ذهنی، کمبود ویا نقص جسمانی بیشتری در کودکان آموزش پذیر نسبت به کودکان عادی دیده می شود. هرچند تعداد قابل توجهی از آنها در دیدن ، شنیدن و هماهنگی حرکتی مشکل عمده ای ندارند ولی برخی از آنان در دیدن ، شنیدن و هماهنگی حرکتی کندی بیشتری نشان می دهند [40].
معلم باید اطلاعات خاص درباره ی علل وماهیت ومشکلات روانی وناتوانی های ناشی ازمعلولیت های مختلف کسب کند. لازم است اثرات تمرینات روی این حالتها واینکه چگونه امکان دارد بازی ها و ورزش به سلامت اجتماعی عاطفی ونیزجسمانی افرادمعلول کمک کند مشخص شود [9].
2-2-12 فیزیولوژی تعادل
تعادل به عنوان توانايي حفظ وضعيت قائم تعريف شده است.به طور معمول تعادل به دو قسمت تعادل ايستا وپويا تقسیم شده است.اگر چه از لحاظ مكانيزم هاي فيزيولوژيك نيز جداشده اند.تعادل ايستا به توانايي حفظ وضعيت گويندوتعادل پويا را به عنوان توانايي انتقال ياحركت بين وضعيت هاگويند.اين تعاريف رايج تا حدي به دليل اينكه واژه هاي ايستا بي مسما است ، بحث برانگيز مي باشد. زيرا حفظ وضعيت ايستا به تطابق وضعيتی دائم نياز دارد كه يك فرايند فعال مي باشد.
تعادل انسان توسط يك روند عصبي-عضلاني شكل مي گيرد كه شامل تشخيص حسي حركات بدن،يكپارچگي اطلاعات حسي- حركتي در سيستم عصبي مركزي و برنامه ريزي و اجراي پاسخ هاي
عصبي – عضلاني مناسب است که به صورت شماتیک در شکل2- 1 آورده شده است.

شكل2-1 درون داد حسي ،پردازش مركزي و برون داد حركتي در تعادل

تعادل انسان به يكپارچه كردن مناسب سيستم هاي حركتي و حسي نياز دارد.پيچيدگي تعادل در انسان با چالش هايي در ارزيابي ودرمان همراه مي شود.گام اول در حفظ تعادل تعريفي از وضعيت صحيح بدن در فضا و حركات صحيح بدن است.با اطلاعاتي در مورد فعاليت و حالت و پاسخ مناسب حركتي وضعيت و حركات بدن يكپارچه ميشود.اختلال عملكرد هر كدام از اين مناطق ميتواند منجر به آسيب تعادل گردد [8].

2-2-13 حفظ تعادل ، مکانیسم های موجود و سیستم های درگیر
کنترل وضعیتی57
برای فهم کنترل وضعیتی باید وظیفه و هدف آن و همینطور تاثیر محیط بر روی آن را بدانیم .
کنترل وضعیتی در واقع شامل کنترل وضعیت بدن در فضا برای برآورده کردن دو هدف ثبات58 و موقعیت یابی59 است و بدین صورت تعریف می شود :
توانایی نگهداری و حفظ ارتباط مناسب قسمت های مختلف بدن با یکدیگر و همینطور با محیط اطراف برای انجام کار خاص .
اصطلاح وضعیت60 برای توصیف دو حالت ، یکی راستای بیومکانیکی بدن و یکی هم بدن نسبت به محیط به کار می رود . می توانیم از اصطلاح موقعیت یابی وضعیتی61 که در بر گیرنده هر دو مفهوم است استفاده کنیم[41].
2-2-14 نظریه های توصیف کنترل عصبی :
حداقل دو نظریه مفهومی در توصیف کنترل عصبی وضعیت و تعادل وجود دارد.
نظریه سیستم ها
در این نظریه بخش های حسی و حرکتی به صورت یک شبکه با یکدیگر همکاری می کنند و هیچکدام برتری از پیش تعیین شده ای بر دیگری ندارند ، بلکه غالب شدن هر کدام از این سیستم ها بسته به این است که بیشترین و دقیق ترین اطلاعات را فراهم آورد [41].
نظریه رفلکسی – سلسله مراتبی62
این نظریه می گوید که وضعیت و تعادل نتیجه پاسخ های رفلکسی سازمان یافته و سلسله مراتبی هستند که توسط سیستم های حسی مستقلی فعال می شوند. بر اساس این نظریه در طول رشد ، رفلکس های نخاعی به تدریج تبدیل به واکنش های سطوح بالاتر مغزی و واکنش های کامل قشر مغزی می شوند [41].
حفظ پایداری در واقع یک فرایند پویا است که شامل برقراری تعادل بین نیروهای برهم زننده ثبات و نیروهای ثبات دهنده می باشد. بعنوان مثال یک شخص همواره برای کنترل وضعیت مرکز ثقل ، نیروهای عضلانی تولید می کند که باعث جابجایی آن می شوند. تصویر و امتداد عمودی مرکز ثقل بر روی سطح اتکاء همان مرکز فشار است . در حالت ایستاده برای هر پا یک مرکز فشار مجزا وجود دارد و مرکز فشار اصلی بین دو پا قرار می گیرد و محل و موقعیت آن بستگی به مقدار وزنی دارد که هر پا تحمل می کند . برای حفظ یک وضعیت پایدار ایستاده ، شخص می تواند هم مرکز ثقل را با حرکت دادن قسمت های مختلف بدن جابجا کند و هم اینکه اندازه سطح اتکاء را ، مثلا با برداشتن یک قدم تغییر دهد [8].
2-2-15 سیستم های دخیل در کنترل پایداری
برای کنترل پایداری هم به حس یعنی جمع آوری اطلاعات حسی برای درک موقعیت و حرکت بدن در فضا وهم به حرکت یعنی تولید نیروهایی برای کنترل آن نیاز است . بنابراین همکاری پیچیده ای بین سیستم عصبی باید وجود داشته باشد [41].
بخش های اسکلتی – عضلانی عبارتند از عضلات ، دامنه حرکتی مفاصل ، انعطاف پذیری ستون فقرات و رابطه بیومکانیکی صحیح بین بخش های مختلف بدن.
2-2-16 بخش های عصبی اصلی درگیر در کنترل پایداری
بخش های حرکتی شامل پاسخ های هم نیروزادی عصبی عضلانی .
بخش های حسی شامل سیستم های دهلیزی ، بینایی و حس های پیکری .
فعالیت مراکز بالاتر مغزی برای تطابق حس و حرکت و هدایت قسمت های سازشی63 و جبرانی64 برای کنترل پایداری [41].
مراکز بالاتر مغزی را بعنوان مرکز آگاهانه65 کنترل پایداری می دانند ، هرچند که اصطلاح آگاهانه به معنی کنترل آگاهانه صرف و ارادی نمی باشد .وجود این مراکز برای کنترل های سازشی وجبرانی ضروری است .کنترل سازشی به معنی تنظیم و متعادل کردن سیستم های حسی و حرکتی در پاسخ به شرایط محیطی مختلف و فعالیت های متفاوت است. کنترل جبرانی ، سیستم های حسی و حرکتی را برای پاسخ دادن به شرایط محیطی بر اساس تجربیات و یادگیری قبلی آماده می کند . البته نباید نقش توجه ، انگیزه و تصمیم را نادیده گرفت. شكل2- 2 عواملي كه در تعادل تاثير مي گذارد را به طور خلاصه نشان می دهد. [41].

شكل2- 2 عواملي كه در تعادل تاثير ميگذارد.
2-2-17 کنترل تعادل در حالت ایستاده
کنترل تعادل در حالت ایستاده کار بسیار دقیقی است زیرا مرکز ثقل باید در محدوده ثبات بسیار کوچکی شامل پاها و فاصله میان آنها حفظ شود . در طول دهه گذشته استراتژی های مسئول کنترل تعادل در حالت ایستاده به طور گسترده ای مورد مطالعه قرار گرفته اند . منظور از استراتژی ، یک طرح برای عمل و در واقع روشی است برای سازماندهی بخش های مجزایی که یک سیستم را تشکیل می دهند . دو نوع استراتژی در کنترل تعادل در حالت ایستاده دخیل هستند ؛ استراتژی های حرکتی که وظیفه سازماندهی حرکات مناسب برای کنترل وضعیت بدن در فضا را بر عهده دارند و استراتژی های حسی که مسئول سازماندهی اطلاعات حسی ناشی از حس های بینایی ، دهلیزی و حس های پیکری می باشند . گروهی از محققین رابطه بین این دو استراتژی را به صورت یک استراتژی مستقل به نام استراتژی حسی- حرکتی بیان می کنند که مسؤل هماهنگ کردن قسمت های حسی با بخش های حرکتی است [41،42].
2-2-18 استراتژی های حرکتی در کنترل تعادل
در واقع هیچکس به طور کاملا بی حرکت نمی ایستد ، بلکه وضعیت ایستاده کامل با حرکات و نوسانات بسیار کوچک خودبخودی مشخص می شود . در این وضعیت د

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد عقب ماندگی، آموزش پذیر، کم توان ذهنی Next Entries مقاله رایگان درمورد افراد مبتلا، استراتژی ها، کنترل حرکت