مقاله رایگان درمورد عقب ماندگی، آموزش پذیر، کم توان ذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

ذهنی
تعاریف گوناگونی برای واژه عقب ماندگی ذهنی در منابع مختلف آورده شده است و نظرات گوناگونی مطرح شده است . در کشور ما نیز از واژه هایی چون عقب ماندگی ذهنی ، کم توانی ذهنی ، معلولیت ذهنی ، مدد خواه یا توانخواه ذهنی و غیره استفاده می شود [29]. کاملترین تعریف کم توان ذهنی که در اکثر منابع بیان شده مربوط به سازمان یا انجمن کم توان ذهنی آمریکا29 است که می گوید : کم توانی ذهنی، به عملکرد یا فعالیت ذهنی اطلاق می گردد که به طور قابل توجهی پایین تر از میانگین بوده و با محدودیت یا کمبود در یک یا بیش از دو مهارت سازشی (تطبیقی30)،در مدت رشد (قبل از 18 سالگی ) همراه باشد [17، 29 ،30، 32، 33].
این تعریف صرفنظر از اینکه شخص اختلال فیزیکی همزمان یا اختلال ذهنی دیگری داشته باشد مطرح می گردد و در بر گیرنده3 معیار است :
1-عملکرد هوشی کمتراز متوسط که معمولا براساس آزمون های تعیین بهره هوشی نمره بندی می شود که باید بیشتر یا مساوی 2 انحراف معیار زیر متوسط جمعیت باشد ( معمولا بهره هوشی کمتر از 70).
2- اختلال در رفتار تطبیقی که معمولا با جداول رفتار تطبیقی وایلند31 ، انجمن کم توان ذهنی آمریکا و یا غیره ارزیابی می شود. مقیاس تطبیقی وایلند یکی از مقیاس های تحولی می باشد و با میزان توانایی فرد در برآوردن نیازهای عملی خود و قبل مسولیت سر و کار دارد .گرچه این مقیاس گستره سنی تولد و بالاتر از 25 سالگی را در بر می گیرد برای هر سال سوال های مجزا دارد . اما از 12 سالگی به بعد، 12 تا 15 سالگی ،15 تا 18 سالگی ، 18 تا 20 سالگی ، 20 تا 25 سالگی به بالا سوالات مشترک دارند . با این حال معلوم شده است که کارآمدی آن در سنین پایین تر و بویژه در گروه های عقب مانده ذهنی به حداکثر می رسد. این مقیاس دارای 170 ماده است که به گروه های یک ساله تقسیم شده اند. در هر ماده اطلاعات مورد نیاز نه از طریق موقعیت های آزمون بلکه از راه مصاحبه با مطلعین یا خود آزمودنی بدست می آید اساس مقیاس بر این امر استوار است که فرد در زندگی روزمره توانایی چه کارهایی را دارد . ماده های مقیاس را می توان به 8 طبقه تقسیم کرد:
خودیاری عمومی
خودیاری در غذا خوردن
خودیاری در لباس پوشیدن
خود فرمانی32
اشتغال
ارتباط زبانی
جابه جایی33
اجتماعی شدن34
با توجه به نمره های مشخص روی این مقیاس می توان سن اجتماعی (SA)35و بهره اجتماعی ((SQ36 را محاسبه کرد. [34].
3-بروز آن در دوره تکاملی یعنی از زمان لقاح تا 18 سالگی (ناشپیز، گرینسپانز، اسفسکای ، ویدرز37 1997) است.
تعریف AAMR علاوه بر عدم تاکید روی آزمون های تعیین بهره هوشی و افزایش توجه بر رفتار تطبیقی در جهت روشن کردن ماهیت وابسته به شواهد عملکردی فرد می باشد . عملکرد تمام افراد با وجود حمایت های خاص اجتماعی اقتصادی ، آموزشی و غیره بهتر می شود . از طرفی رفتار تطبیقی در عملکرد فرد اهمیت زیادی دارد . در واقع به خصوص در کودکان مبتلا به اختلال خفیف ذهنی نمره نمی تواند تطبیق با جهان واقعی را به خوبی پیش بینی نماید . با حمایت های مناسب و مداوم ،عملکرد افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی برای زندگی فردی عموما بهتر خواهد شد [33].
2-2-2 سن شروع
تعریف کنونی عقب ماندگی ذهنی نیز بردوران رشد وزمان شروع عقب ماندگی ذهنی تاکید می ورزد . از این رو ، فردی با کارکرد روانی و اجتماعی عادی که پس از دوران رشد مبتلا به آسیب مغزی شده و در نتیجه کارکردش در قابلیت های هوشی وسازشی دچار نارسایی شده است مانند ظهورعلایم برخی بیماریها از قبیل دمانس عقلانی و آلزایمر، عقب مانده ذهنی محسوب نمی شود [32،17]. از سوی دیگر ، فردی که در دوران رشد به طور طبیعی رشد می کند . لیکن به هر دلیلی پیش از هیجده سالگی به بازگشت رشدی38 مهمی مبتلا می شود ، امکان دارد عقب مانده ذهنی محسوب شود.
آغاز عقب مانده ذهنی ،زمانی است که فرایندهای رشد در حال وقوع هستند . بدین ترتیب عقب ماندگی ذهنی را باید با شرایطی که پس از سن رشد (هیجده سالگی به بعد ) ایجاد می شود ، متمایز دانست . این مفهوم از دانش ما درباره رشد مغز و رشد شناختی نشأت می گیرد.
در تعریف عقب ماندگی ذهنی در سال 1959 (هبر -1959 ) ملاحظه شد که امکان ندارد در دوران رشد حد بالایی سن را به طور دقیق مشخص کرد . از نظر رشد روانی – اجتماعی ، فرد ممکن است بین پانزده تا بیست و پنج سالگی به رشد لازم نایل شود . از نظر رشد مغزی ، مغز اکثرافراد تا هفت سالگی رشد وتکامل می یابد . در حالیکه از نظر رشد شناختی ، اکثر افراد در دوره نوجوانی به تفکر انتزاعی نایل می شوند. از این رو ، در تعریف کنونی عقب ماندگی ذهنی ، هیجده سالگی به طور قراردادی در نظر گرفته شده است . دلیل این امر این است که در ایالات متحده آمریکا ، این سن به طور کلی با سن پایان دوره تحصیلی دبیرستانی همخوانی دارد و زمانی است که اکثر افراد نقش های یک فرد بزرگسال را به عهده می گیرد [32].
2-2-3 ویژگیهای رشدی و تحولی کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر
اولین ویژگی کم توانی ذهنی ، پایین بودن بهره هوشی است .اگرچه مردم از بهره هوشی ویا هوش ، برداشت های مختلفی دارند ، در اینجا هوش به عنوان توانایی کسب اطلاعات ، به خاطر سپردن و استفاده درست از اطلاعات کسب شده تعریف می شود [29].
کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر با بهره هوشی بین 70-55 ، حدود 85 درصد افراد عقب مانده ذهنی را تشکیل می دهند . این کودکان ، عقب ماندگی خود را در دوران پیش از دبستان به وضوح آشکار نمی کنند. به طور کلی می توان خصوصیات زیر را بعنوان خصوصیات مشترک بین کودکان عقب مانده آموزش پذیر پذیرفت :
کاهش توانایی در یادگیری
فقدان کنجکاوی
ناتوانی در انجام تکالیف محول شده در مدرسه عادی
نقص در یاد آوری و به خاطر آوردن
ناتوانی در تمیز علت و معلول
مشکلات در فهم قوانین اجتماعی
اختلالات گفتاری وزبانی
افراد با عقب ماندگی خفیف در سه حوزه زیر با آموزش مناسب توانایی لازم را دارا می باشند :
پیشرفت در دروس ابتدایی حداکثر تا پایه های سوم تا ششم و یادگیری خواندن ، نوشتن و انجام 4 عمل اصلی ریاضی .
آموزش پذیری در سازش یافتگی اجتماعی در حد اینکه بتواند در جامعه به صورت مستقل زندگی کند.
کسب مهارت های شغلی به عنوان کارگر نیمه ماهر و انجام کارهای ساده در بزرگسالی برای به دست آوردن استقلال و داشتن زندگی مستقل [17].
2-2-4 آموزش و پرورش کودکان عقب مانده ذهنی
برنامه های آموزش کودکان کم توان ذهنی سنین دبستانی ، کاهش وابستگی به دیگران و در عین حال آموزش تطبیق با محیط را مورد توجه قرار می دهد . در نتیجه برنامه درسی باید روی اموری متمرکز شود که رابطه کودک را با دیگران برقرار و بر استقلال اجتماعی وی تاکید داشته باشد . این برنامه ها، برای کودکان کم توان ذهنی معمولا شامل مهارت های حرکتی39، مواظبت از خود (خود یاری ) ،مهارت های اجتماعی40 ، ارتباطات41 و عملکرد درسی42 می باشد [29].
2-2-5 ویژگی برنامه آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر
کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر با توجه به مشکلات ذهنی ، جسمی و رفتاری از سه شیوه آموزش بهره می گیرند شرکت در کلاس های عادی ، مدارس ویژه روزانه ویا مدارس شبانه روزی.
شرکت کنندگان در این مطالعه ، دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیری می باشند که در مدارس ویژه مشغول به تحصیل می باشند بنابراین در اینجا تنها به ذکر ویژگیهای این مراکز بسنده می کنیم.
در این قبیل مدارس این کودکان در تمام روز به صورت مجزا از سایر کودکان عادی درس می خوانند ودر ساعاتی که مدرسه تعطیل است به خانه های خود مراجعت می نمایند .این مدارس دارای تجهیزات مخصوص است که وجود آنها برای مراقبت وآموزش کودکان عقب مانده ضرورت دارد . معمولا دانش آموزان عقب مانده آموزش پذیری که در این مدارس تحصیل می کنند، دارای معلولیت و ناتوانایی های جسمی وذهنی می باشندکه امکان ادغام آنها رابا کودکان عادی سلب می نماید [17].
2-2-6 اهداف برنامه آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر
برنامه آموزشی این کودکان باید متنوع باشد زیرا این کودکان می توانند در طی روز فعالیت های زیادی داشته باشند در غیر اینصورت ارایه موضوعات تکراری و طولانی مدت ، از میزان تمرکز کودک می کاهد و علاقه او را به یادگیری (با توجه به محدودیت های ذهنی شان ) کم می کند [17].
2-2-7 طبقه بندی
برای طبقه بندی عقب ماندگی ذهنی معمولا از دو معیار مختلف استفاده می شود که یکی بر شدت اختلال هوش و دیگری روی نوع MR تکیه دارد .
1-طبقه بندی بر اساس سطح اختلال هوشی : در این روش بر اساس سطح اختلال ، کودک با گروه همسن خودش مقایسه می شود . معمولا چهار گروه وجود دارد که عبارت است از : خفیف ، متوسط ، شدید و عمیق (جدول شماره 1-2).

گروه

IQ(انحراف معیارزیر متوسط)

نمره IQ

توصیف آموزشی

شدت احتمالی حمایت مورد نیاز

خفیف

3-2

50-55 تا تقریبا 70

آموزش پذیر

متناوب

متوسط

4-3

40- 35 تا 50-55

تربیت پذیر

محدود

شدید

5-4

25- 20 تا 40-30

اختلال شدیدو عمیق

وسیع

عمیق

6-5

25 -20

اختلال شدید و عمیق

گسترده و موثر
جدول شماره2-1طبقه بندی شدت عقب ماندگی ذهنی براساس سطح اختلال هوشی برنارد و دکر43 (1998)

گروه MR خفیف با هوشبهر 55 تا 69 شامل اکثر افراد عقب مانده ذهنی است . افراد مبتلا به عقب ماندگی خفیف تفاوت های زیادی در رفتار تطابقی دارند . بسیاری از مشکلات و مسایلی که در زمینه تعریف عقب ماندگی ذهنی وجود دارد مربوط به این گروه می شود .
دومین گروه بزرگ عقب ماندگی ذهنی مربوط به عقب ماندگی ذهنی متوسط با هوشبهر 40 تا 54 است که نسبت به گروه خفیف از نظر هوشی و تطابقی دچار اختلال بیشتری هستند . در اغلب موارد عقب ماندگی ذهنی متوسط علت مشخصی دارند .
افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی شدید با هوشبهر 25 تا 39 قادر به کسب مهارت های پایه در زمینه خود یاری و برقراری ارتباط هستند .این گروه در تمام زندگی نیاز به درجاتی از نظارت دارند.
افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی عمیق با هوشبهر زیر 20 تا 25 بیشترین اختلال هوشی و تطبیقی را دارند و آنها قادر به کسب مهارت های بسیار اولیه ارتباطی و خودیاری هستند [29، 32،33].
2-طبقه بندی با شیوه برخورد دو گروهی : طبقه بندی با شیوه برخورد دو گروهی بر اساس علت عقب ماندگی ذهنی کودک طراحی شده است . فرض می شود که دو گروه از افراد مبتلا وجود دارند .
گروه اول کسانی هستند که علت ارگانیک مشخصی برای عقب ماندگی ذهنی در آنها وجود ندارد. این گروه نام های متعددی دارند از جمله عقب ماندگی ذهنی خانوادگی یا فرهنگی-خانوادگی و غالبا از طبقه اجتماعی-اقتصادی پایین تری هستند . افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی خانوادگی عموما عقب ماندگی خفیف دارند و غالبا یک یا چند نفر از وابستگان آنها نیز مبتلا می باشند .
گروه دوم کسانی را شامل می شود که مبتلا به یکی از 300 علت ارگانیک عقب ماندگی ذهنی می باشند .این علل عبارتند از علل قبل از تولد مثل سندرم جنین الکلی ، حوادث داخل رحمی و تمام اختلالات ژنتیکی ، علل حوالی تولد مثل آنوکسی و نارس بودن و علل بعد تولد مثل مننژیت و ضربه سر و غیره . این گروه در بر گیرنده کمتر از یک دوم موارد عقب ماندگی ذهنی می باشد [33].
2-2-8 علل بوجود آورنده عقب ماندگی ذهنی
کم توانی ذهنی دارای علل مختلفی است که برخی از آنها شناخته شده وبرخی دیگر ناشناخته اند . عواملی چون اختلافات فرهنگی ، اجتماعی و عواملی از قبیل عفونت و مسمومیت ناشی از مواد مضر ، غیر نرمال بودن کروموزم ها، اختلالات حاملگی44اثرات ناشناخته دوران جنینی45، صدمات و واسطه های فیزیکی ، عوامل متابولیکی وتغذیه و بیماریهای مغزی بعد از تولد 46 ، می توانند باعث کم توانی ذهنی شوند [29]. علل عقب مانده ذهنی را می توان به سه دسته تقسیم کرد .
1- علل قبل ازتولد
الف – اختلالات کروموزومی
اختلالات کروموزومی اتوزوم با MR همراهند ولی اشکال در کروموزوم های جنسی همیشه با اختلال هوشی همراه

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد کم توان ذهنی، آموزش پذیر، دانش آموزان دختر Next Entries مقاله رایگان درمورد عقب ماندگی، کنترل وضعیت، سندرم داون