مقاله رایگان درمورد سلسله مراتب، محاصره غزه، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

محيط پذيرا و همگرا يا محيط ناهمگرا باشد. در مورد انقلاب اسلامي با توجه به اشتراکات فراوان محيط هم گرا بود.
3- مقصد پخش: مکاني است که محتواي پخش يا جريان مداوم پخش به آنها مي رسد، مي توان مقصد اشاعه نوآوري ايران را کل 53 کشور اسلامي و مخصوصاً 20 کشور عربي منطقه خاورميانه و شاخ آفريقا و حتي کشورهاي آمريکاي لاتين در نظر گرفت.
4- موضوع پخش: موضوع پخش مي تواند فرهنگي، سياسي، اقتصادي و غيره باشد. در مورد انقلاب اسلامي موضوعات پخش، عدالت محوري، استقلال طلبي، مبارزه با امپرياليسم، حمايت از فلسطين و ضديت با صهيونيسم بين الملل مي باشد.
5- مسير پخش: مسير حرکت پديده ها از مبدأ به مقصد را مسير پخش گويند در مورد انقلاب ايران صدا و سيما، سمينارها و مراسم، ترجمه کتاب هاي مختلف، اعزام مبلغ، مجمع تقريب مذاهب، و غيره مي باشد.
6- زمان: بر طبق برخي نظريات بايد هر چه از زمان شروع نوآوري از مبدأ مي گذرد بايد از تأثير اين نوآوري ها کاسته شود. به عنوان مثال بايد هر چه از زمان وقوع انقلاب اسلامي در ايران به جلوتر مي رويم بايد از تأثير از آن کاسته شود مثلاً تأثير انقلاب در سال 1357 نسبت به سال 1382 بايد کمتر باشد که مي توان به صورت
t1 ، t2 ، t3 ، tn نشان داد اين امر در مورد انقلاب اسلامي بعد از پايان جنگ تحميلي و فروکش کردن فضاي انقلابي و آغاز از دوران تنش زدايي، صادق بود ولي با روي کار آمدن دولت نهم اين امر معکوس شد و دوباره فضاي گفتماني سالهاي اول انقلاب احيا شد و مبدأ دوباره شروع به نوآوري نمود.
7- سرعت انتشار و عوامل مؤثر بر آن و موانع پخش:
عوامل مختلفي مي تواند بر سرعت انتشار تأثير بگذارد يا مانع آن شود.
مثلاً در مورد انقلاب اسلامي، وقوع جنگ تحميلي يا فروکش کردن تفکر انقلابي و يا وجود سد در مقصد در راستاي نرسيدن پيام جزو عوامل تأثيرگذار محسوب مي شد همچنين وجود امواج رقيب نيز شامل همين امر مي باشد.
اما هاگراسترند سه شيوه براي پخش قايل است:
1- پخش جابجايي:
در پخش جابجايي، ايده جديد و نوآوري ها به وسيله انتقال فيزيکي صورت مي پذيرد، به عنوان مثال اعزام مبلغان ديني يا اعزام نيرو توسط سپاه به جنوب لبنان در اين نوع پخش جاي مي گيرد.
2- پخش سلسله مراتبي:
در اين نوع پخش، پديده ها و نوآوري ها در قالب سلسله مراتب و از طريق توالي منظم دسته ها و طبقات، منتقل مي شود، ايده ها در اين شيوه از يک فرد مهم به فرد ديگر يا از يک مرکز به مرکز ديگر گسترش مي يابد.
3- پخش سرايتي (يا واگيردار):
اين پخش در مقابل پخش سلسله مراتبي است. در اين نوع پخش، گسترش عمومي ايده ها بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب صورت مي گيرد. چون در اين نوع پخش با تماس مستقيم صورت مي گيرد، مانند تأثيرگذاري مستقيم از طريق رسانه ها.
در پخش سرايتي سرعت انتشار بسيار بالاست، چرا که در اين نوع پخش افکار، انديشه ها و مفاهيم اند که از سرزمين ميزبان به سرزمين ميهمان و جديد هجرت مي کنند و چون فيزيکي نيستند داراي سرعت انتشار بالايي هستند. در واقع پخش سرايتي از نوع پخش انبساطي نيز مي تواند تلقي گرديد بدين ترتيب که نوآوري در درون يک ناحيه به شکل گلوله برفي شکل مي گيرد و به نحوي است که تعداد آگاهان به آن نوآوري مرتباً افزايش يافته و به همين ترتيب ناحيه تحت پوشش نيز بزرگ مي شود.
در مورد تطبيق اين نوع بخش ها با مفاهيم علوم سياسي با توجه به اينکه ترويج افکار و انديشه است به نظر مي رسد پخش سرايتي مناسب تر باشد.
در تطبيق انقلاب اسلامي ايران با بخش سرايتي مي توان گفت که با شروع نوآوري هاي انقلاب اسلامي در زمينه عدالت طلبي ، ظلم ستيزي ،آوردن اسلام درعرصه سياسي واجتماعي، مقابله با استبداد و استکبار و صهيونيسم بين‌الملل، ايران به عنوان مبدأ در نظر گرفته مي شود و اين گلوله برفي شروع به حرکت کرد و مناطق اطرافي خود را تحت تأثير قرار داد و تأثيرات فراواني به جاي گذاشت اما مخالفان اين انقلاب با تحميل جنگ 8 سا له عراق عليه ايران جلو گيري کردند و از سوي ديگربا توجه فروکش کردن تب انقلابي در دولت هاي سازندگي و اصلاحات تا حدودي از انتشار سريع ايده هاي انقلاب اسلامي کاسته شد،اما در عين حال گروههاي مقاومت در لبنان و فلسطين کاملاً متأثر از انقلاب اسلامي ايران در حال تثبيت خود در جوامع خودشان بودند اما سرعت حرکت اين گلوله برفي کند شده بود هر چند که بر حجم آن بسيار افزوده شده بود.
اما موضوعي که بر خلاف عامل زمان در نظريه پخش محقق شد روي کار آمدن دولت نهم بود، دولت نهم دوباره فضاي گفتماني سالهاي اول انقلاب را احيا کرد و به انتشار افکار و انديشه هاي انقلابي پرداخت، اين موضوع باعث شد، آن گلوله برفي که حرکتش کند شده بود دوباره شتاب بگيرد و اين شتاب گيري در شرايط خاص منطقه اي و بين المللي در دولت نهم صورت پذيرفت که قبلاً توضيح آن داد ه شد. در فضاي به وجود آمده از اين شتاب گيري دوباره انتشار افکار انقلابي و اسلامي در بين ملت هاي منطقه، مخالفان اين موضوع در صدد کنترل اين امواج منتشر شده از سوي جمهوري اسلامي ايران بر آمدند و جنگ 33 روز اسراييل عليه حزب الله روي داد، آنها اميدوار بودند بتوانند مانع حجيم شدن گلوله برفي شوند اما نتيجه مطابق ميل آنان پيش نرفت در همين راستا الستر کروک مأمور سابق سازمان6mi انگلستان و مشاور ويژه خاوير سولانا در خصوص خاورميانه و فعال در زمينه فلسطين مي گويد:
” به دنبال جنگ اسراييل و حزب الله، در يک نظر خواهي عمومي که از قشرهاي مختلف اجتماعي در مصر به عمل آمد، از مردم خواسته شده بود دو رهبر سياسي را که پيش از همه مايه افتخار آنهاست نام ببرند. سيد حسن نصرالله با رأي خيره کننده اي رتبه اول را به خود اختصاص داد و پس از او محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران حائز مقام دوم شد.
اين نظر سنجي نه تنها روي گرداني صريحي بود از حسني مبارک، رئيس جمهور مصر، که در همان اول جنگ نظراتش را در ضديت با حزب الله آشکار کرد، بلکه رد روشني نيز بود بر آن دسته از رهبران سني – از جمله ملک عبدالله سعودي و عبدالله دوم اردني – که در تلاشي سخت و به منظور بر حذر داشتن جهان تسنن از حمايت نمودن ايران به انتقاد از شيعه پرداخته بودند.
در اواخر آگوست، يکي از ديپلمات هاي آمريکا در منطقه چنين مي گويد:
– ” اين آقايان تا روز آخر جنگ دست و پا مي زدند تا شايد خود را از رسوايي که گرفتارش شده بودند نجات دهند. اين روزهاي آخر ديگر سر و صداي زيادي از آنها به گوش نمي‌رسيد.”- اين تنها مبارک و ملک عبدالله هاي سعودي و اردني نيستند که براي پيدا کردن گريز گاهي به دست و پا افتاده اند بلکه، سياست خارجي ايالات متحده در منطقه، حتي با در نظر گرفتن لشکرکشي شوم و رو به گسترش آن در عراق، در آشفتگي کاملي به سر مي برد.”179
همانطور که بيان شد و از سخنان اين مأمور کهنه کار سازمانmi6 مشخص است پيروزي حزب‌الله باعث شد که اوضاع کاملاً دگرگون شود و ديگر از آن گلوله برفي خبر نباشد و حجم آن گلوله برفي به حدي رسيد که منطقه در آستانه سرازير شدن بهمن قرار گرفته بود.
بدين ترتيب قدرت انتشار امواج انقلاب ايران دردولت نهم بسيارزياد شد وبيش ازپيش گسترش يافت، اوضاع خاورميانه کاملاً متحول شده بود، و رژيم صهيونيستي در شرايط سختي قرار گرفته بود، به همين دليل رژيم صهيونيستي براي تغيير اين وضع اشتباهي استراتژيک مرتکب شد و آن حمله به نوار غزه بود اين جنگ 22 روز به طول انجاميد و مصر در هماهنگي کامل با اسراييل مرز رفح را بسته نگه داشت و حتي اجازه ورود اقلام پزشکي را به نوار غزه نداد اما با به نتيجه نرسيدن رژيم صهيونيستي و مقاومت حماس و محکوميت بين المللي رژيم صهيونيستي، وديپلماسي فعال دولت نهم وتشکيل اجلاس دوحه عرصه بيش از بيش بر رژيم صهيونيستي تنگ شد.همچنين سياست اشتباه اسراييل در ادامه محاصره غزه وهمکاري مصر با اسراييل در محاصره وحمله به کشتي کاروان آزادي اين موضوع را سبب شد انرژي جمع شده ازاين حوادث به فعليت برسد و بهمني عظيم منطقه را فرا گير که سقوط حسني مبارک، بن علي و اشغال سفارت اسراييل در مصر ناشي از اين بهمن است که در فصل آتي به تفضيل در مورد آن سخن خواهيم گفت.
در کل مي توان گفت که با توجه به نظريه پخش:
کانون اول پخش: انقلاب اسلامي ايران بوده است
کانون دوم پخش: احياي مجدد انتشار در دولت نهم بود.
که در اين ميان نقش جنگ 33 روزه و 22 روزه به عنوان کاتاليزور و عامل تسريع در روند انتشار بسيار حايز اهميت مي باشند.
کانون سوم پخش: وقوع موج بيداري در بين ملت ها منطقه است که ضمن دريافت امواج منتشره از کانون اول و دوم، اين پتانسيل را دارد که در فضاي فرا منطقه اي منتشر شود.

جمع بندي:
در اين فصل ابتدا به بررسي شرايط داخلي و منطقه اي و بين المللي در آستانه روي آمدن دولت نهم پرداختيم و مشخص شد که دولت نهم در شرايط بسيار حساس منطقه اي و بين‌المللي روي کار آمد به طوري که منطقه خاورميانه آبستن حوادث مهمي بود و مباحثي چون خاورميانه بزرگ و فشار شديد غربي بر ايران در زمينه هسته اي حاکم بود. در ادامه به بررسي راهبرد سياست خارجي دولت نهم در برخورد با اين موضوعات پرداختيم و مشخص شد که راهبردهاي سياست خارجي در دولت نهم الهام گرفته از سياست تهاجمي سالهاي اول انقلاب بوده است و به همين دليل در اين دولت شاهد تشکيک در موضوع هولوکاست هستيم،اين دولت با زير سؤال بردن ماهيت وجودي رژيم صهيونيستي و همچنين مطرح کردن کلاهک هاي هسته اي اين رژيم در راستاي تغيير از وضعيت متهم به مدعي در عرصه بين الملل بود، همچنين بيان شد که در همين راستا دولت نهم با قاطعيت تمام به غني سازي اورانيوم ادامه داد و چرخه کامل سوخت هسته اي را ايران به دست آورد. در ادامه بيان شد که اين دولت در راستاي افزايش عمق استراتژيک جمهوري اسلامي و ايجاد ظرفيت هاي نوين متقابل سعي در تلاش ايجاد جبهه مشترک ضد امپرياليستي داشت که با توجه به وجود چنين ظرفيتي در آمريکاي لاتين اين امر تا حدودي محقق شد. سپس در ادامه به تلاش هاي دولت نهم براي ايجاد وحدت در جهان اسلام اشاره کرديم و بيان شد که دولت نهم در راستاي مقابله با رژيم صهيونيستي و ايالات متحده و ايجاد بيداري در بين ملت هاي منطقه اقدامات متعددي چون سفرهاي زياد، استفاده از رسانه ها وديپلماسي عمومي انجام داد . همچنين گروهها مقاومت در منطقه را تشويق مي کرد که به مقابله با رژيم صهيونيستي بپردازد و با روند سازش مخالفت کنند و در ادامه گفتيم که اين اقدامات باعث راديکال شدن اوضاع منطقه شد و از سوي ديگر با توجه به نظريه پخش بيان کرديم که انقلاب اسلامي و سپس دولت نهم به عنوان کانون پخش آموزه هاي استعمار ستيزي، عدالت طلبي و استقلال خواهي و مقابله با صهيونيسم بين الملل مطرح بودند.

فصل پنجم:
سياستهاي منطقه اي اسرائيل بعد از دولت نهم

پيش گفتار:
دراين فصل ابتدا به بررسي حمله اسرائيل به حزب الله لبنان در پي بوجود آمدن تغييرات در خاورميانه متاثر از سياست تهاجمي دولت نهم مي پردازيم.وپس از آن به بررسي حمله ي اسرائيل به نوار غزه مي پردازيم و تبعات اين اقدامات را بررسي مي كنيم و در ادامه با توجه به تغيير وتحولات به وجود آمده در منطقه به بررسي روابط تركيه و اسرائيل مي پردازيم و اثر كيفيت اين روابط را به عنوان عاملي در سياست هاي منطقه اي اسرائيل مورد كنكاش قرار خواهيم داد وسرانجام با توجه به شرايط اخير منطقه اي و بروز انقلاب در مصر وتونس و ليبي و پيدايش اعتراضات در كشورهايي چون يمن ،بحرين، اردن و عربستان به بررسي اين حوادث وسياست هاي منطقه اي اسرائيل متاثر از اين مواردبررسي مي شود.

1- شرايط منطقه اي تاثير گذار بر سياست هاي رژيم صهيونيستي :
همانطور كه در فصل سوم با توجه به روابط عميق و استرا تژيك ايالات متحده آمريكا با اسرائيل، سياست هاي منطقه اي اسرائيل را در چهارچوب استراتژي خاورميانه اي آمريكا بررسي كرديم مسلما سياست هاي منطقه اي اسرائيل

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد جهان اسلام، حقوق انسان، سفارتخانه، حمل و نقل Next Entries مقاله رایگان درمورد افغانستان، جنگ 22 روزه، محاصره غزه