مقاله رایگان درمورد سازمان ملل، سازمان ملل متحد، وزارت امور خارجه، استان خوزستان

دانلود پایان نامه ارشد

که اسلام در خطر است و ديگر هرچه بگويند آزادند، تمام گرفتاري ها و اختلافات ما در همين موضوع نهفته است. اگر از اين سه موضوع بگذريم ديگر اختلافي نداريم… اگر ما نگوييم اسرائيل براي اسلام و مسلمين خطرناک است، آيا خطرناک نيست؟ و اصولا چه ارتباط و تناسبي بين شاه و اسرائيل است که سازمان امنيت مي گويد از شاه صحبت نکنيد و از اسرائيل نيز صحبت نکنيد.”51
امام خميني اهتمام خاصي نسبت به آگاهي بخشي به دولت و ملت هاي مسلمان نسبت به خطر رژيم صهيونيستي داشتند. در همين رابطه ايشان در سخناني چنين گفته اند:
“… کرارا دولت ها را به خصوص دولت ايران را از اسرائيل و عمال خطرناک آن تحذير نمودم، اين ماده ي فساد که در قلب ممالک اسلامي و با پشتيباني دول بزرگ جايگزين شده است و ريشه هاي فسادش هر روزي ممالک اسلامي را تهديد مي کند، بايد با همت ممالک اسلامي و ملل بزرگ اسلام ريشه کن شود. اسرائيل قيام مسلحانه بر ضد ممالک اسلامي نموده است و بر دول و ملل اسلامي قلع و قمع آن لازم است. کمک به اسرائيل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائيل و عمال آن چه رابطه ي تجاري و چه رابطه ي سياسي حرام و مخالفت با اسلام است، بايد مسلمين از استعمال امتعه ي اسرائيل خودداري کنند.
از خداوند تعالي نصرت اسلام و مسلمين را خواستارم. 29 صفر 1387″52
مبارزات مردم و علماي ايران عليه اسرائيل قبل از انقلاب اسلامي اگر چه داراي فراز و فرودهاي بسياري بود اما همواره ادامه داشت تا اين که با پيروزي انقلاب اسلامي ايران اين مبارزات وارد مرحله ي جديدي شد که در فصول آتي به تفصيل در اين باره سخن خواهيم گفت .

3- روابط ايران و رژيم صهيونيستي (1332- 1327) :
همان طور که گفته شد بعد از برداشته شدن قيموميت انگليس از فلسطين، سرانجام در هشتم آذرماه 1326 شمسي (29 نوامبر 1947) مجمع عمومي سازمان ملل طرح تقسيم فلسطين به دو بخش عربي و يهودي را تصويب کرد و چند ماه بعد ،يهوديان که از سال ها پيش منتظر چنين روزي بودند و برنامه ريزي هاي فراواني کرده بودند در 25 ارديبهشت 1327 (15 مه 1948) تاسيس کشور اسرائيل را اعلام نمودند. آمريکا بلافاصله بعد از اعلام موجوديت اسرائيل اين کشور را به رسميت شناخت.
پيش از آن که به بررسي عملکرد حکومت ايران در زمان تشکيل حکومت رژيم صهيونيستي بپردازيم پيشينه اي از ارتباط يهوديان با ايران را بيان مي کنيم و بعد عملکرد حکومت ايران را يررسي مي نماييم.
حضور يهوديان در ايران را مي توان در سه مقطع زماني تقسيم بندي نمود:
الف) يهوديان ساکن ايران زمين که حضورشان از ساليان بسيار دور، و به دوره ي کوروش پادشاه هخامنشي باز مي گردد. اين مورد به تفصيل در بخش چگونگي تشکيل رژيم صهيونيستي مورد بررسي قرار گرفت.
ب) يهودياني که قبل از جنگ جهاني اول از آلمان و هلند به ايران مهاجرت کرده بودند.
ج) يهودياني که بعد از جنگ اعراب و اسرائيل در سال 1948 از بغداد و بصره به ايران فرار کردند و در استان خوزستان ساکن شدند و در آن جا به مقامات مهاجرت يهودي (آژانس يهود) در تهران معرفي شدند تا ترتيب مهاجرت آن ها به اسرائيل داده شود.
البته نوع ديگري ارتباط بين ايرانيان و سرزمين فلسطين وجود داشت که مربوط به پيروان فرقه ي ضاله ي بهاييت مي باشد. بهاييان که ريشه در بابيت دارند (بابيت نيز ريشه در شيخيه دارد) گروهي انحرافي از تشيع محسوب مي شوند که انگليس و روسيه ي تزاري در تقويت و حمايت از اين فرقه ي ضاله نقش عمده اي داشتند، دليل ارتباط بهاييان با فلسطين وجود مقبره ي حسينعلي نوري (بهاء الله) در اين سرزمين است. بررسي ارتباط فراماسونري بهايت و صهيونيسم خود مي تواند موضوع نوشته هاي بسياري قرار گيرد که تفصيل بيشتر در اين مورد موجب دوري از مبحث اصلي مي گردد.
به دليل همين ارتباط ها در شهريور ماه 1300 هجري شمسي وزير وقت امور خارجه ي ايران – انتظام الملک – به نماينده ي ايران در مصر – مشير حضور – دستور داد که به امور اتباع ايران در فلسطين نيز رسيدگي کند، تا ساليان سال اين وظيفه به عهده ي نماينده ي ايران در مصر بود، کم کم با اهميت پيدا کردن فلسطين و توجه انگليس به اين منطقه و نيز به دليل وجود مشغله ي کاري فراوان کنسول گري ايران در قاهره، دولت وقت به اين نتيجه رسيد که امور مربوط به فلسطين را به عهده ي کنسول گري ايران در لبنان بگذارد و اين امر در سال 1313 هجري شمسي محقق شد و اسدالله بهنام، سرکنسول ايران در بيروت عهده دار اين امر شد.
در ادامه دولت ايران به فکر تاسيس سرکنسول گري در فلسطين افتاد و به همين دليل مکاتباتي را با دولت انگليس آغاز کرد. بالاخره بعد از چند ماه مکاتبه با دولت انگليس و بيان مشکلات اتباع ايران در فلسطين، سرکنسول گري ايران در بيت المقدس افتتاح گرديد و “هاشم مکرم نورزاد” به عنوان نخستين کنسول ايران در فلسطين تعيين شد. بعد از چند سال از فعاليت “مکرم نورزاد” در تاريخ 21/3/1318 شمسي “عبدالحسين صديق اسفندياري” جانشين وي شد و او نيز تا تاريخ 19/4/1324 به فعاليت خود در فلسطين ادامه داد تا اين که “ابوالحسن بهنام” به عنوان جانشين وي معرفي شد. و تا تشکيل رژيم صهيونيستي به فعاليت خود ادامه داد.
پس از تشکيل رژيم صهيونيستي و ابهام در سياست ايران در مورد چگونگي برخورد با اين موضوع وضع اتباع ايران نامعلوم شد و به همين دليل وزارت امور خارجه به نخست وزير پيشنهاد کرد که حفاظت منافع ايران در اسرائيل را به عهده ي ترکيه يا ايتاليا قرار گيرد و سرانجام در پي مراجعات مردمي کنسول گري ايران در استانبول عهده دار اين امر شد. “هرچند دولت ايران به دول عربي اطمينان داده بود که دولت اسرائيل را به رسميت نشناسد و در تلاش هاي دول عربي براي جلوگيري از ورود اسرائيل به سازمان ملل همکاري خواهد کرد.”53
و در همين راستا بود که نخستين موضع گيري ايران نسبت به قضيه ي فلسطين در کميسيون ويژه ي مساله ي فلسطين آشکار شد، به طوري که سفير کبير ايران در آمريکا و نماينده ي دايم ايران در سازمان ملل، نصرالله انتظام، اعلام کرد که با طرح تقسيم فلسطين مخالف است چراکه در ديدگاه ايران هرگونه تقسيم فلسطين منجر به آتش افروزي در خاورميانه خواهد بود. کشور هاي عربي از اين موضع ايران ابراز خشنودي نمودند هر چند که اين خوشحالي اعراب چندان ادامه پيدا نکرد زيرا در 23 اسفندماه 1328 هجري شمسي (1950 م) محمد ساعد مراغه اي نخست وزير وقت ايران اعلاميه اي به اين شرح منتشر ساخت: “پس از استقلال دولت اسرائيل و به رسميت شناختن ان از طرف سازمان ملل متحد، دولت ايران براي اتباع ايراني در فلسطين که در نتيجه ي جنگ خسارات زيادي متحمل شده بودند، آقاي عباس صيقل را به عنوان نماينده به فلسطين اعزام داشت، پس از مذاکرات مفصلي که از طرف سازمان ملل و دولت امريکا با ايران به عمل امد، براي اين که دولت ايران بيشتر بتواند منافع اتباع خود را حفظ و اشکالاتي که در کار چند هزار ايراني مقيم فلسطين پيدا شده مرتفع شود، سه ماه قبل آقاي رضا صفي نيا را به سمت مامور مخصوص به فلسطين اعزام داشت و با اين عمل دولت ايران، دولت اسرائيل را بالفعل به رسميت شناخت، ولي براي اين که اين شناسايي به صورت رسمي درآيد، طبق تصميم هيات دولت، آقاي انتظام، نماينده ي دايمي دولت شاهنشاهي در سازمان ملل متحد، به اطلاع نماينده ي دولت ايران رساند که از اين پس دولت ايران، دولت اسرائيل را به طور دوفاکتو رسميت شناخته است. تلگراف رسيده از آقاي انتظام حاکي است که اين دستور به موقع اجرا گذاشته است.”54
همان طور که مشخص است اين اعلاميه بيانگر به رسميت شناخته شدن اسرائيل از سوي دولت ايران است.
البته اين شناسايي به صورت دوفاکتو بود يعني شناسايي عملي و بالفعل که در آن دو دولت عملا دارا ي روابط اقتصادي و تجاري هستند ولي روابط سياسي و ديپلماتيک ندارند.
به محض انتشار خبر شناسايي اسرائيل از سوي ايران، کشور هاي عربي در مقابل دولت ايران موضع گيري کردند، حتي برخي از علماي مصر به شاه ايران نامه نوشتند و از اين اقدام ابراز نگراني کردند.
در داخل نيز اين عمل از سوي گروه هاي اسلام گرا مورد تقبيح و انزجار قرار گرفت ولي به هر حال سرکنسول گري ايران در بيت المقدس مشغول به کار گرديد.
ساعد مراغه اي پس از برکناري از پست نخست وزيري بلافاصله به عضويت مجلس سنا منصوب گرديد. وي در جلسه ي 30 ارديبهشت 1329 در توجيه عمل خود در به رسميت شناختن اسرائيل چنين گفت: “حفظ منافع ايرانيان مقيم فلسطين و لزوم مطالعه ي از نزديک امور جاريه دولت تازه تاسيس اسرائيل ايجاب مي کرد که دولت ماموري در اين نقطه ي مهم و حساس خاورميانه داشته باشد، به اين جهت از يک سال قبل ماموري در آن جا تعيين و در پنج ماه پيش هم يک مامور مطلع و مجرب وزارت امور خارجه به فلسطين اعزام گرديد که بيشتر در کارها مراقبت و مواظبت نمايد ولي انجام وظايف محوله براي مامور ايراني بدون هيچ نوع رسميت مصادف با مشکلاتي بود و لازم مي آمد يا مامور احضار و ايراني ها را بدون سرپرست به حال خود واگذار يا وضعيت مامور اعزامي را روشن کنيم. در ضمن اين بي تکليفي به دولت اطلاعاتي رسيد که بعضي از دول عرب با تماس مستقيم و محرمانه با اولياي دولت اسرائيل مقدمات برقراري روابط رسمي و صلح و سازش را مذاکره مي نمايند و بعدا اين خبر تاييد شد که نمايندگان طرفين روي کشتي انگليسي سازش نامه تنظيم و امضا نموده اند. ولي نه از اين سازش رو ي کشتي انگليسي و نه از دعوت به کنفرانس قاهره که در 12 مارس 1950 تشکيل شد، ممالک عرب لازم ندانسته بودند که دولت شاهنشاهي را مطلع سازند. با ذکر اين مقدمه و نظر به اين که دولت ايران در مسايل بين المللي هميشه سياست مستقلي را در پيش گرفته است، ديدم صلاح نيست که بعد از اتخاذ تصميم درباره ي موضوعي که از طرف ديگران و بدون اين که با ايران مشورتي شده باشد، تابع تصميمات آن ها بشود و اين که دولت اسرائيل از طرف پنجاه دولت عضو سازمان ملل شناخته شده و اسرائيل هم عضو سازمان ملل است، لذا اسرائيل را به رسميت شناختيم.”55
علي رغم اين سخنان مراغه اي به نظر مي رسد براي به رسميت شناخته شدن اسرائيل در 23 اسفند 1328 توسط کابينه ي او، مي توان دلايل ديگري را نيز ذکر کرد مثلا “ويليام شوکراس” در کتاب “آخرين سفر شاه” درباره ي شناسايي اسرائيل توسط دولت ايران براي اولين بار فاش کرد که اسرائيل شناسايي خود را با پرداخت مبلغ چهارصد هزار دلار (400000 دلار) به ساعد مراغه اي به دست آورد.
پيگيري مذاکرات نمايندگان مجلس، ادعاي ويليام شوکراس را تاييد مي کند، چرا که يکي از نمايندگان مجلس شوراي ملي به نام “اسلامي” در جلسه ي 16 تير 1330 از باقر کاظمي وزير امور خارجه در مورد مساله ي ليره هايي که ساعد به عنوان رشوه براي برقراري رابطه با اسرائيل دريافت کرد، سوال مي کند و از او مي خواهد که پيگير موضوع باشد، باقر کاظمي در مقابل قول مي دهد به اين موضوع در اسرع وقت رسيدگي کند.”56
شناسايي اسرائيل توسط ايران چندان به درازا نپاييد و با روي کار آمدن دولت مصدق اوضاع تغيير کرد، دولت مصدق که رويکرد ضداستعماري و همدردي با ملل مظلوم داشت ، با توجه به همين سياست ها و اين که شناسايي اسرائيل در دولت قبل بدون تاييد مجلس شوراي ملي صورت پذيرفته بود، در 10 ارديبهشت 1329 شمسي “حاج آقا رضا رفيع” که در آن موقع رئيس کميته ي خارجي مجلس شوراي ملي بود، اعلام کرد شناسايي اسرائيل منوط به تصويب مجلس است و بعيد است که مجلس شوراي ملي بر اين تصميم دولت صحه بگذارد. در همين راستا علي اصغر حکمت، وزير وقت امور خارجه اظهار داشت که لازم است در شناسايي اسرائيل تجديدنظر و اين شناسايي لغو گردد.
بالاخره در 15 تير 1330 دکتر مصدق با عنايت به اصل موازنه ي منفي و با توجه به اعتراضات مردم و برخي از نمايندگان مجلس و علماي مذهبي، شناسايي دوفاکتوي اسرائيل را پس گرفت و طي اعلاميه اي قطع رابطه با دولت اسرائيل را به اطلاع عموم مردم رساند.
“قطع را

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد سازمان ملل، صاحب نظران، سازمان ملل متحد، توسل به زور Next Entries مقاله رایگان درمورد وزارت امور خارجه، محمدرضاشاه، جهان اسلام، روزنامه نگاران