مقاله رایگان درمورد سازمان ملل، حقوق بشر، افغانستان، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

فشارهاي بين المللي، حاکم نظامي تبديل به حاکم سياسي شد و پل برمر زمام امور عراق را به دست گرفت. آمريکا بسيار تمايل داشت اين فرايند يعني حاکم نظامي و بعد حاکم سياسي ساليان متمادي به طول بينجامد ولي اوضاع عراق طبق خواسته ي آمريکا و متحدانش پيش نرفت و آمريکا ناچار شد طي روند گذار در عراق اوضاع را به ظاهر به دست خود عراقي ها بسپارد.
از سوي ديگر اين نکته مطرح مي شود که نقش اسرائيل به عنوان عامل کارکردي در منطقه ي خاورميانه بعد از حضور مستقيم نظامي آمريکا در افغانستان و عراق، کم رنگ شده است ولي با کليد خوردن پروژه ي “خاورميانه ي بزرگ” توسط دولت جورج بوش، نگاه ها دوباره به سمت اسرائيل معطوف شد. به همين دليل در ادامه به بررسي دقيق طرح خاورميانه ي بزرگ خواهيم پرداخت.
طرح خاورميانه ي بزرگ:
خاورميانه که تقاطع استراتژيک اروپا، آسيا و آفريقا به شمار مي رود؛ انباشته از ذخاير سرشار اقتصادي به ويژه نفت و گاز است. تقريبا دو سوم ذخاير اثبات شده ي نفت و يک سوم ذخاير گاز طبيعي جهان در اختيار کشورهاي خليج فارس قرار دارد و اگر ذخاير بر آورد شده ي درياي خزر به اين ارقام اضافه شود، درصد نسبي اين ذخاير شايد به هفتاد درصد براي نفت و چهل درصد براي گاز طبيعي برسد.
بر طبق آمار، جمعيت خاورميانه و شمال آفرقا در حال حاضر 7/2 درصد در سال رشد دارند و با اين نرخ رشد هر بيست و شش سال، جمعيت اين کشورها دو برابر مي شود که اين رقم، سريع ترين نرخ رشد در جهان است. از سوي ديگر خاورميانه به لحاظ ديني، يک منطقه ي اسلامي محسوب مي شود. آمريکا با اشغال عراق، طرح خاورميانه ي بزرگ را در اين منطقه مطرح کرد. نام “خاورميانه ي بزرگ” ذهن را متوجه ي “اسرائيل بزرگ” مي کند. آيا مي توان گفت که خاورميانه ي بزرگ همان پروژه ي اسرائيل بزرگ مي باشد اما با رنگ و لعاب قرن بيست و يکم و شرايط جديد؟ در ادامه ي بحث بيشتر به اين موضوع خواهيم پرداخت.
اما در مورد اين که چرا آمريکا پس از اشغال عراق به معرفي طرح خاورميانه ي بزرگ روي آورد نظريات متفاوتي وجود دارد مثلا امير محمد حاجي يوسفي در اين باره مي گويد: “با توجه به اهداف اعلام شده و اعلام نشده ي حمله به عراق، مي توان به پيوند ميان اين جنگ و طرح خاورميانه ي بزرگ پي برد. بوش قبل از حمله به عراق اعلام کرد که در صورت سرنگوني صدام حسين، بقيه ي رژيم هاي منطقه در خواهند يافت که ديگر حمايت از تروريسم پذيرفتني نخواهد بود. بدون حمايت خارجي از تروريسم، فلسطيني هايي که براي اصلاحات و دمکراسي مي کوشند بهتر مي توانند به انتخاب رهبران جديد – رهبران واقعي که براي صلح تلاش مي کنند- بپردازند. … هرچند دلايل متعددي براي حمله ي آمريکا به عراق ذکر شده اما مي توان گفت هژموني آمريکا از يک سو و تقويت پايه هاي رژيم صهيونيستي از سوي ديگر جزو مهم ترين دلايل اين جنگ بوده است.”155
از سوي ديگر مارک گازيوروسکي در مورد رابطه ي اشغال عراق و طرح خاورميانه ي بزرگ مي گويد: “اواخر سال 2003 دولت بوش سرگرم امور انتخابات رياست جمهوري نوامبر 2004 شد. بوش که به دليل مداخلات زياد در عراق، طرفداران زيادي نداشت به انجام يک سري اصلاحات دست زد. زيرا در غير اين صورت واضح بود که در انتخابات رياست جمهوري با سختي هاي زيادي مواجه خواهد شد. بنابراين دولت بوش مشغول رفع برخي مشکلات در عراق شد. بوش به منظور توجيه کار خود و جلب افکار عمومي، مقوله ي دموکراسي در خاورميانه را مطرح کرد.به هر حال توفيقات به دست آمده، به ويژه در زمينه ي برقراري دموکراسي در خاورميانه فاکتورهاي موثري در معطوف کردن افکار عمومي و افزايش آراء بوش بود.”156
اما بايد گفت نگاه سردمداران کاخ سفيد در مطرح کردن طرح خاورميانه ي بزرگ، عميق تر و مهم تر از مطالب فوق است. البته در طرح خاورميانه ي بزرگ، اسرائيل نقش کليدي و محوري خواهد داشت ولي بايد گفت که اين طرح در راستاي استراتژي کلان امريکا براي منطقه ي حساس خاورميانه بوده است.
طرح خاورميانه ي بزرگ ابتدا به نوعي توسط ژنرال کالين پاول وزير امور خارجه ي آمريکا در تاريخ 12 دسامبر 2002 (22 آذر ماه 1381) مطرح شد. وي در سخنراني خود در بنياد هريتج اعلام داشت که آمريکا طرحي مبني بر اصلاحات سياسي، اقتصادي و آموزشي براي خاورميانه در نظر دارد. پس از آن دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريکا در بهمن ماه 1381 در اجلاس وزراي دفاع کشورهاي اروپايي در مونيخ طرح خاورميانه ي بزرگ را مطرح کرد و مدتي بعد در اسفند ماه 1381 ديک چني معاون رئيس جمهور آمريکا اين موضوع را در کنفرانس مجمع جهاني اقتصاد در داووس سوييس دوباره مطرح ساخت و بالاخره جورج بوش رئيس جمهور آمريکا اندکي قبل از حمله به عراق در 23 فوريه ي 2003 طي سخناني در انستيتوي آمريکايي اينتر پرايز عزم خود مبني بر استقرار ارزش هاي دمکراتيک در خاورميانه را بيان کرد.
اين طرح ابتدا مورد مخالفت برخي کشورها قرار گرفت اما سرانجام پس از انجام تعديلاتي، در اجلاس سران گروه هشت در آمريکا در هشتم و نهم ژوئن 2004 (19 و 20 خرداد 1383) با حضور سران اين گروه و نيز رهبران هفت کشور عربي و ترکيه به عنوان مهمان ويژه و با عنوان “طرح خاورميانه ي بزرگ تر و شمال آفريقا” به تصويب رسيد. متن اين طرح که در روزنامه ي الحيات چاپ شد بدين مضمون مي باشد:
“ما سران کشورهاي گروه هشت اين نکته را درک مي کنيم که صلح، پيشرفت و تحولات سياسي، اقتصادي و رفاه و ثبات در کشورهاي خاورميانه ي بزرگ و شمال آفريقا چالش هايي به شمار مي رود که براي ما و به طور کلي جامعه ي بين الملل اهميت دارد و دغدغه ي ما را تشکيل مي دهد. لذا ما حمايت خود را از اصلاحات دموکراتيک و اجتماعي و اقتصادي برخاسته از متن آن منطقه اعلام مي داريم، ملت هاي خاورميانه ي بزرگ و شمال آفريقا از آداب و سنت ها و فرهنگ غني آکنده از دستاوردهايي در زمينه هاي حکومت، تجارت، علوم و فنون و غيره برخوردار هستند و دائما مشارکت و همکاري هايي با تمدن بشري دارند و سهم زيادي در اين تمدن دارند. ما از اظهارات اخير درباره ي نياز به اصلاحات از سوي رهبران منطقه و به ويژه اظهارات اخير سران کشورهاي عربي در تونس، بيانيه هاي متعلق به اصلاحات از سوي نمايندگان بخش هاي تجارت و بازرگاني و جامعه ي مدني از جمله بيانيه هايي که در نشست اسکندريه ي مصر، بحر الميت و صنعا و عقبه صادر شد استقبال مي کنيم. ما به عنوان رهبران کشورهاي بزرگ صنعتي دموکرات در جهان مسئوليت ويژه ي خود را در حمايت از آزادي و اصلاحات درک مي کنيم و متعهد مي شويم براي تحقق اين ماموريت بزرگ به طور مستمر تلاش کنيم. به همين خاطر خود را ملزم به مشارکت به خاطر پيشرفت و آينده ي مشترک با حکومت ها و ملت هاي خاورميانه ي بزرگ و شمال افريقا مي دانيم که اين مشارکت بر همکاري واقعي با دولت ها و ملت هاي منطقه و نمايندگان بخش سرمايه و بازرگاني و جامعه ي مدني به خاطر تقويت آزادي و دموکراسي و رفاه بر همگان استوار است.
ارزش هايي که مشارکت پيشنهادي ما به ان عينيت بخشيده و به منصه ي ظهور مي رساند، فراگير است. کرامت و ارزش انساني و آزادي و دموکراسي و حکومت قانون و فرصت هاي اقتصادي و عدالت اجتماعي همگي آرمان فراگير است و در اسناد مربوطه مانند بيانيه ي جهاني حقوق بشر منعکس شده است. با آغاز مشارکت، ما التزام و پايبندي خود را به اصول زير اعلام مي کنيم: 1- تقويت پايبندي جامعه ي بين الملل به صلح و ثبات در منطقه ي خاورميانه ي بزرگ و شمال آفريقا يک مسئله ي اساسي است. 2- حل و فصل مناقشه هاي طولاني مدت و اغلب تلخ به ويژه مناقشه ي اسرائيل و فلسطينيان عنصر مهمي از عناصر پيشرفت در منطقه ي مذکر است. 3- در عين حال مناقشه هاي منطقه اي نبايد مانعي در برابر اصلاحات ايجاد کند. در حقيقت اصلاحات مي تواند سهم زيادي در حل مناقشه ها داشته باشد. 4- گروه هشت متعهد مي شوند براي برقراري ثبات کامل و فراگير در عراق به ويژه از طريق حمايت از نتيجه ي موفقيت آميز روند سياسي و تشويق مشارکت مفيد و واقعي سازمان ملل در عراق تلاش کنند. 5- اصلاحات موفقيت آميز به کشورهاي منطقه بستگي دارد و نمي توان تغييرات را از خارج بر آن ها تحميل کرد. 6- هر کشوري منحصر به فرد تلقي مي شود و بايد به تنوع و تکثر آن احترام گذاشت و بايد با شرايط محلي آن کشور تناسب داشته باشد و بر مشارکت داخلي تکيه کنيم. … هجم گسترده ي چالش هايي که منطقه ي خاورميانه و شمال آفريقا با آن روبه رو است، مستلزم پايبندي مجدد ما به اصلاحات و همکاري است که تنها با يکپارچه کردن تلاش ها مي توان پيشرفت دموکراسي را محقق کرد. ما از اقدام و فعاليت دولت ها و سازمان ها و آژانس هاي متعدد ديگر که هدفشان کمک به توسعه و پيشرفت منطقه اي است حمايت مي کنيم. … حمايت ما از اصلاحات منطقه به موازات حمايت ما از دستيابي به حل عادلانه و فراگير و دائمي مناقشه ي اعراب و اسرائيل با استناد به قطعنامه هاي 242 و 338 سازمان ملل قرار دارد. ما به طور کلي از بيانيه ي صادره از سوي کميته ي چهار جانبه در ماه مه 2004 حمايت مي کنيم و با اين کميته ديدگاه مشترک براي تشکيل دو دولت اسرائيل و فلسطين که در کنار هم با آرامش و صلح زندگي کنند، هم عقيده هستيم. ما از تيم کاري بين المللي درباره ي اصلاحات در فلسطين و کميته ي ارتباطي که به همين منظور تشکيل شده است حمايت مي کنيم و همه ي کشورها را براي تعيين کمک هايي که مي توان براي اين کار انجام داد، تشويق مي کنيم. ما از ايجاد صندوق حمايتي که بانک جهاني تشکيل داده استقبال کرده و کشورها را به مشارکت در اين طرح و اين کار مهم تشويق مي کنيم. ما همچنين همگام با کميته ي چهار جانبه از طرفين درگير مي خواهيم به تعهدات تاکيد شده در نقشه ي راه و توصيه هاي قطعنامه ي 1515 شوراي امنيت و مواضع کميته ي چهارجانبه و تعهداتي که در دو نشست عقبه (اردن) و شرم الشيخ (مصر) دارند پايبند باشند.”
در طرح خاورميانه ي بزرگ همچنين به موضوعاتي چون پشتيباني از برگزاري انتخابات آزاد در کشورهاي خاورميانه، آموزش اعضا و نمايندگان پارلمان هاي منطقه، تقويت روند آموزشي و مسائل زنان، تقويت جامعه ي مدني و حمايت و پشتيباني از طرح هاي اقتصادي اشاره شده است.
همان طور که در اين طرح نيز مطرح شده يکي از مباحث اصلي،بحث امنيت اسرائيل و روند مذاکرات صلح است و موضوع گسترش دموکراسي در خاورميانه پوششي براي اين اقدام است. در همين زمينه مارک گازيوروسکي مي گويد: “يکي از مسائل عدم تمايل آمريکا به برقراري دمکراسي حقيقي در خاورميانه اين است که بايد توجه داشت که مذهب اکثريت جمعيت خاورميانه، اسلام است. گروه هاي اخوان المسلمين در مصر، حماس در فلسطين و غيره که آمريکا به شدت با عملکرد آنان مخالف است، در تصميمات سياسي کشور مداخله مي کنند و اگر آمريکا دمکراسي را به معناي حقيقي در خاورميانه عرضه کند، آن ها از قدرت بيشتري برخوردار شده و مشکل بزرگي براي ايالات متحده محسوب مي شوند، موارد ذکر شده موانع موجود بر سر راه دولت بوش در برقراري دمکراسي در خاورميانه را گوشزد مي کند، به همين دلايل صحبت هاي آمريکا در باب برقراري دمکراسي، در نظر من تنها به يک طنز شبيه است و دستاورد آمريکا از تلاش هايش در ساخت خاورميانه ي بزرگ چندان قابل توجه و چشمگير نيست.”157
اريک هوگلند در تحليل نيت آمريکا از اجراي خاورميانه ي بزرگ چنين مي گويد: “هدف طرح خاورميانه ي بزرگ تغيير رژيم در ايران است. … عراق و افغانستان، دروغ و بي ارزش بودن اهداف طرح خاورميانه ي بزرگ را آشکار کرده اند در اين کشورها که به اشغال ايالات متحده در آمده اند، دمکراسي تنها تظاهري دروغين است، نه حقوق بشر محترم داشته مي شود و نه هيچ حمايتي از خواست زنان براي آموزش و پرورش و انتخاب شغل به عمل مي آيد. به اين موارد وضع سه ميليون فلسطيني را که زير اشغال اسرائيل روزگار مي گذرانند، مي توان افزود. غير از اسرائيل، متحدان ايالات متحده مانند مصر، اردن و عربستان هيچ يک دموکراتيک نيستند، با اين حال ميزان سرکوب سياسي در اين کشورها متفاوت است اما ايالات متحده رسما

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد افغانستان، سپتامبر 2001 Next Entries مقاله رایگان درمورد افغانستان، جبهه مقاومت، جهان اسلام