مقاله رایگان درمورد زمان پیامبر، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

فَقَالَ: أَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ السَّائِلِینَ عَلَیکَ، وَأَسْأَلُکَ بِحَقِّ مَمْشَای هَذَا، فَإِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشَراً وَلا بَطَراً وَلا رِیاءً وَلا سُمْعَةً وَخَرَجْتُ اتِّقَاءَ سُخْطِکَ وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِکَ، فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُعِیذَنِی مِنْ النَّارِ، وَأَنْ تَغْفِرَ لِی ذُنُوبِی، إِنَّهُ لا یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ، أَقْبَلَ اللهُ عَلَیهِ بِوَجْهِهِ، وَاسْتَغْفَرَ لَهُ سَبْعُونَ أَلْفِ مَلَکٍ.133
هرکس از خانه‌اش به جهت نماز خارج شود و بگوید: بارخدایا! از تو می‌خواهم به حق سائلین بر تو، و تو را می‌خوانم به حق این قدم‌هایی که برمی‌دارم؛ زیرا من به جهت تفریح و تکبر و ریا و سمعه بیرون نیامده‌ام، بلکه به جهت پرهیز از ناخشنودی تو و طلب رضایتت از خانه خارج شده‌ام. از تو می‌خواهم که مرا از آتش [دوزخت] بازداری، و اینکه گناهانم را بیامرزی؛ زیرا کسی جز تو گناهان را نمی‌پوشاند. اگر چنین گوید خداوند به او رو کرده و هفتاد هزار فرشته بر او استغفار می‌نمایند.
این حدیث حسن است و جماعتی از حفاظ آن را تحسین نموده‌اند، از قبیل:
1. حافظ دمیاطی در کتاب «المتجر الرابح فی ثواب العمل الصالح».134
2. حافظ ابوالحسن مقدسی، بنابر نقل حافظ منذری در «الترغیب و الترهیب».135
3. حافظ عراقی در «تخریج احادیث الاحیاء».136
4. حافظ ابن حجر عسقلانی در «امالی الأذکار».137
5. حافظ بوصیری در کتاب «مصباح الزجاجة».138
هـ: طبرانى در کتاب خود معروف به «معجم طبرانى» با سندى از انس بن مالک نقل مى کند، وقتى فاطمه بنت اسد درگذشت، پیامبر بر بالین او حاضر شد و فرمود: «خدا تو را رحمت کند اى مادر دومم، گرسنه مى ماندى و مرا سیر مى کردى، برهنه مى ماندى و مرا مى پوشاندى، از غذاهاى لذیذ محروم مى گشتى و به من مى دادى و در این کار جز رضایت خدا انگیزه دیگرى نداشتى».139
پیامبر دستور داد او را سه بار غسل دهند و پیراهن خویش را درآورد و فرمود او را با آن کفن کنید، سپس براى او به امر رسول خدا لحدى کندند، خود شخصاً وارد قبر شد و خاک هاى لحد را با دست خود بیرون آورد، آنگاه که از این عمل فارغ گشت، در قبر دراز کشید و گفت: خدایى که زنده مى کند و مى میراند و او زنده است و نمى میرد: «… اِغْفِر لأُمّى فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَد وَلَقِّنْها حُجَّتَها وَأَوسِعْ عَلَیها مَدْخَلَها بِحَقِّ نَبِیک وَالأَنْبِیاءِ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِى فَإِنَّک أَرْحَمُ الرَّاحِمین».140 (مادرم فاطمه را بیامرز، حجت او را تفهیم نما، جایگاه او را وسیع گردان، به حق پیامبرت و پیامبران پیشین، همانا تو ارحم الراحمین هستى).
این حدیث به روشنى مقام و منزلت مادر على را آشکار مى کند و روشن مى سازد که مى توان خدا را به حقّ پاکان سوگند داد و از او سؤال کرد. تنها چیزى که ممکن دستاویز مخالف شود، وجود یک راوى به نام «روح بن صلاح» در سند است، در حالى که ابن حِبّان وحاکم نیشابورى که از راوى شناسان زبردست علم حدیثند هر دو او را توثیق کرده اند.141
2. توسل پیامبر به حق بزرگ خودشان و پیامبران پیش از خودشان
علامه سمهودی می‌نویسد: «پیامبر اکرم پس از دفن فاطمه بنت اسد فرمود: «الّله الذی یحیی و یمیت… اغفر لامی فاطمة بنت أسد و وسّع علیها مدخلها بحق نبیک و الانبیاء الذین من قبلی»142 (خدا کسی است که می‌میراند و زنده می‌کند خدایا ببخش مادرم فاطمه دختر أسد را (پیامبر اسلام به خاطر کمک‌های فراوان فاطمه بنت اسد در دوران کودکی، احترام نموده وبه نام مادر خطاب فرموده است) و جایگاه او را وسیع گردان به حق پیامبرت و پیامبران پیش از من.)
3. توسل مرد نابینا به پیامبر برای شفا یافتن
ترمذی و ابن ماجه از محدثین اهل سنّت حدیث عثمان ابن حنیف را نقل می‌کنند که مردی نابینا نزد پیغمبر آمد و عرض کرد: خدا را بخوانید تا مرا شفا دهد پیامبر اسلام فرمود: اگر خواسته باشی صبر کن که برای تو بهتر است و اگر خواسته باشی دعا می‌کنم عرض کرد دعا کنید آن حضرت دستور داد که وضو بگیرد و سپس این دعا را در پیشگاه خداوند بخواند: «اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمة، یا محمد انّی توجهت بک الی ربّی فی حاجتی لیقضیها، اللهم شفّعه فی»143. (بار خدایا من از درگاه تو درخواست دارم و به سوی تو توجه می‌کنم با واسطه پیامبرت محمد پیامبر رحمت، ای محمد! من به وسیله تو به پیشگاه پروردگارم درباره برآورده شدن حاجات خود توجه کردم تا آن حاجات را برآورده کنی بار پروردگارا شفاعت او را درباره من بپذیر.)
از این روایت به خوبی استفاده می‌شود که توجه به پیامبر و کمک گرفتن از آن حضرت نه تنها مشروع است بلکه مستحب می‌باشد و این نحوه دعا و توسل اختصاص به زمان حیات آن حضرت ندارد و اگر توسل ممنوع بود پیامبر اسلام از این گونه دعا در توسل جلوگیری می‌کردند و به آن فرد نابینا می‌فرمودند: چرا نزد من آمدی برو به صورت مستقیم از خداوند بخواه که درخواست از غیر خدا شرک می‌باشد در صورتی که پیامبر اسلام نه تنها جلوگیری نکردند بلکه به او چگونگی توسل را بیان فرمودند و این نحوه توسل برای پس از وفات آن حضرت نیز صحیح می‌باشد و هیچ دلیلی بر انکار آن جز تعصّب و ناآگاهی از توحید واقعی نمی باشد.
4. توصیه عثمان بن حنیف به حاجتمند به توسل به پیامبر
طبرانی در المعجم الکبیر144، به سند صحیح از عثمان بن حنیف نقل می‌کند: شخصی به جهت حاجتی مکرّر نزد عثمان بن عفّان مراجعه می‌نمود، ولی عثمان به خواسته اش توجهی نمی کرد؛ تا این که در بین راه عثمان بن حنیف را -که خود راوی است- ملاقات کرده و از این موضوع شکایت کرد. عثمان بن حنیف به او گفت: آبی را آماده کن و وضو بگیر؛ به مسجد برو و دو رکعت نماز بگزار و بعد از اتمام نماز، پیامبر را وسیله قرار ده و بگو: «الّلهم انّی أسألک و أتوجه الیک بنبیک محمّد نبی الرحمة، یا محمّد انّی أتوجّه بک الی ربّی فتقضی لی حاجتی»، آن گاه حاجت خود را به یاد آور. عثمان بن حنیف می‌گوید: شخص یاد شده آن اعمال را انجام داد، آن گاه به سوی خانه عثمان روان شد، فوراً دربان آمد و او را نزد عثمان بن عفان برد، عثمان نیز او را احترام شایانی کرد. سپس حاجتش را به طور کامل بر آورد و به او گفت: من همین الآن به یاد حاجت تو افتادم و هرگاه بعد از این، از ما حاجتی خواستی نزد ما بیا…آن گاه عثمان ابن حنیف گفت: این دستور از من نبود، بلکه روزی خدمت پیامبر بودم که نابینایی نزد حضرت آمد و از کوری چشم خود شکایت نمود. حضرت ابتدا پیشنهاد کرد که صبر کند ولی او نپذیرفت. سپس به او همین دستور را داد و آن شخص نیز بعد از ادای آن بینا شد و به مقصود خود رسید.
این حدیث را جماعت کثیری از اهل سنت نقل کرده اند؛ نظیر: حاکم نیشابوری145، ابن عبدالبر146، ابونعیم اصفهانی147، ذهبی148، حافظ هیثمی149، متقی هندی150 و دیگران.
5. روایت حاکم نیشابوری در توسل حضرت آدم به حق پیامبر برای آمرزش گناه
حاکم نیشابوری در مستدرک151 روایت کرده است پس از آنکه حضرت آدم خطا را مرتکب شد عرض کرد: «یا ربّی اسئلک بحق محمد لما غفرت لی، فقال: یا آدم کیف عرفت؟ قال: لانک لما خلقتنی نظرت الی العرش و وجدت مکتوباً فیه: لا اله الا الله محمد رسول الله فرأیت اسمه مقروناً مع اسمک، فعرفته احبّ الخلق علیک» (پروردگارا از تو درخواست می‌کنم به حق محمد که گناه من را ببخشی، پس فرمود ای آدم چگونه شناختی او را؟ گفت: هنگامی که مرا آفریدی به سوی عرش نگاه کردم در آن چنین جمله ای یافتم، هیچ معبودی جز خدا نیست و محمد رسول خداست پس به خاطر نزدیک بودن اسم او با اسم تو شناختم که محبوب ترین مخلوقات در پیشگاه تو می‌باشد.)
از آن جا که حدیث به دلیل وجود سعید بن زید در سند آن، موافق با عقیده «البانی» نبوده در صدد تضعیف آن بر آمده است، در حالی که سعید بن زید از رجال صحیح مسلم است و یحیی بن معین او را توثیق نموده است. هم چنین بخاری، ابن سعد، عجلی، ابوزرعه، ابوجعفر دارمی و برخی دیگر از رجال اهل سنّت او را توثیق نموده اند.152
6. روایت قسطلانی
قسطلانی نقل می‌کند: «عربی در کنار قبر پیامبر ایستاد و عرض کرد: بار خدایا! امر کردی تا بندگان را آزاد کنیم، این حبیب تو است و من بنده تو، مرا از آتش جهنم به حق پیامبرت آزاد گردان. هاتفی ندا داد: ای مرد! چرا آزادی از جهنم را تنها بر خودت خواستی و برای جمیع مؤمنین نخواستی؟ برو که تو را آزاد نمودم»153.

با توجه به موارد ذکر شده می‌توان گفت که وسیله قرار دادن جهت رسیدن به خواسته‌های مشروع از زمان پیامبر مورد توجه بوده و همچنین مورد منع نیز قرار نگرفته است.
گفتار دوم: دلایل مشروعیت استمداد از اولیای الهی از منظر اصحاب، تابعین و امامان اهل سنت
با مروری بر تاریخ صحابه پی می‌بریم که برخی از آنان بعد از وفات پیامبر، از او درخواست شفاعت کرده‌اند، و این همان چیزی که وهابیان آن را شرک می‌دانند.
ابن عباس می‌گوید: «لَمّا فَرَغَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ مِنْ تَغْسِیلِ النَّبِی، قالَ: بِأبِی أَنْتَ وَأُمّی، اُذْکُرْنا عِنْدَ رَبِّکَ وَاجَعَلْنا مِنْ بالِکَ.»154 (چون امیرمؤمنان از غسل دادن پیامبر، فارغ شد گفت: پدر و مادرم به فدای تو! ما را نزد پروردگارت یاد کن و هیچ گاه ما را فراموش ننما.)
و نیز روایت شده: «لَمَّا تُوَفّی رَسُولُ اللهِ، جاءَ أَبُوبَکْرٍ مِنْ سلعَ وَوَقَفَ عَلَی فَوْتِهِ، وَکَشَفَ عَنْ وَجْهِهِ وَقَبَّلَهُ وَقالَ: بِأَبِی اَنْتَ وَأُمّی طِبْتَ حَیاً وَمَیتاً، وَاذْکُرْنا عِنْدَ رَبّکَ.»155 (چون رسول خدا، وفات کرد ابوبکر از سلع آمد و از مرگ حضرت مطّلع شد و پارچه از صورت حضرت کنار زد و او را بوسید و عرض کرد: پدر و مادرم به فدای تو! پاک زندگی کردی و پاک از دنیا رحلت فرمودی، ما را نزد پروردگارت یاد کن.)
توسل بلال بن حدث صحابی به قبر پیامبر
بیهقی و ابن ابی شیبه روایت کرده‌اند:
أن الناس أصابهم قحط في خلافة عمر رضي الله عنه، فجاء بلال بن الحارث رضي الله عنه وكان من أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم إلى قبر النبي صلى الله عليه وسلم وقال: يا رسول الله استسق لأمتك فإنهم هلكوا، فأتاه رسول الله صلى الله عليه وسلم في المنام وأخبره أنهم يسقون.156
همانا به مردم در زمان خلافت عمر، قحطی روی آورد. بلال بن حرث که از اصحاب پیامبر بود، به کنار قبر پیامبر آمد و گفت ای رسول خدا! بای امتت باران بطلب که هلاک شدند. او رسول خدا را در خواب دید و به او خبر داد که زود است که از باران سیراب شوند.
این حدیث را ابن کثیر در کتاب «البدایة و النهایة»157 تصحیح کرده و ابن تیمیه در کتاب «اقتضاء الصراط المستقیم»158 اقرار به ثبوت آن نموده است.
و نیز ابن عبد البر، در «الإستیعاب»159 نقل کرده است.
توسل عمر بن الخطاب به عباس بن عبدالمطلب
ابن اثیر عز الدین علی بن محمد بن محمد بن عبدالکریم جرزی متوفای 630 در کتاب «اسد الغابة فی معرفة الصحابة» می‌نویسد: «واستسقی عمر بن الخطاب بالعباس عام الرماده لما استد القحط فسقاهم الله تعالی به واخصبت الارض فقال عمر هدا: والله الوسیله الی الله و المکان منه و قال حسان:
سال الامام وقد تتابع جذبنا فسقی العمام بعره العباس
عم النبی وصنو لده والدی هرث النبی بذلک دون الناس
احیا الله به البلاد فاصبحت مخضره الاجناب بعد الیاس
و لما سقی الناس طفقوا بتمسحون بالعباس و یقولون هیئاً بک ساقی الحرمین»160
(در سال رماده وقتی قحطی به اوج رسید، عمر وسیله عباس طلب باران نمود، خداوند به وسیله او آنان را سیراب کرد، و زمین‌ها سرسبز گردید، پس عمر رو به مردم کرد و گفت به خدا سوگند: عباس وسیله ما است به سوی خدا و مقامی نزد خدا دارد «حسان بن ثابت» در این مورد اشعاری سرود و گفت:
پیشوا هنگامی که قحطی شدید همه جا را گرفته بود درخواست باران نمود،
آن گاه ابر آسمان به نورانیت عباس مردم را سیراب کرد،
عباس که عموی پیامبر و همتای پدر پیامبر است،
مقام و منزلت را از او به ارث برده است،

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد امام حسین، امام سجاد، کمالات ذات Next Entries مقاله رایگان درمورد علی بن الحسین، زین العابدین، عبدالله بن طاهر