مقاله رایگان درمورد زمان پیامبر، تنقیح مناط، عالم برزخ

دانلود پایان نامه ارشد

داشتن توانایی‌هایی برای صالحان با قائل بودن بر اینکه همه امور تنها به دست خواوند متعال است، منافاتی ندارد و شرک تلقی نمی‌شود چرا که همان نیز به خواست الهی است.
د) آیه چهارم: وَلَمَّا وَقَعَ عَلَیهِمُ…82
استغاثه و توسل به سایر انبیاء و اولیاء در زمان حیاتشان جزو سنت‌های جوامع بشری وعین توحید بوده است که در قرآن نیز مواردی متعدد از آن نقل شده است. به طور نمونه قرآن در سوره الاعراف آیه 134 و 135 می‌فرماید: «وَلَمَّا وَقَعَ عَلَیهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا یا مُوسَی ادْعُ لَنَا رَبَّک بِمَا عَهِدَ عِندَک لَئِن کشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَک وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَک بَنِی إِسْرَائِیلَ * فَلَمَّا کشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَیٰ أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ ینکثُونَ» (وچون بر آنان عذاب می‌آمد می‌گفتند ای موسی پروردگارت را به خاطر پیمانی که با تو دارد. برای ما بخوان که اگر این عذاب را ازما برطرف کنی حتما به تو ایمان می‌آوریم و بنی اسرائیل را با تو می‌فرستیم * پس چون عذاب را از آنان تا مدتی که باید بدان می‌رسیدند برطرف کردیم باز هم آن‌ها پیمان می‌شکستند).
آنان موسی را واسطه قرار دادند تا از خدا بخواهد خداوند طوفان جراد (ملخ) قُمَّل (کنه) ضفادع (قورباغه‌ها و دم (خون) که از آن آیه 133 سوره اعراف خبر داده از آنان برداد و خداوند نیز بنا به درخواست موسی این گرفتاری‌ها را بر طرف ساخت.
ه‍) آیه پنجم: قَالَ مَا مَکنِّی فِیهِ رَبِّی خَیرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَینَکمْ وَبَینَهُمْ رَدْمًا83
(گفت: «آنچه پروردگارم در اختيار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پيشنهاد مى‏كنيد)! مرا با نيرويى يارى دهيد، تا ميان شما و آنها سدّ محكمى قرار دهم)
این آیه در باب استمداد در امور عادی زندگی بیان می‌شود با این توضیح که یاری جستن از دیگران برای برآورده شدن حوایج و خواسته‌های عادی و روزمره در زمینه‌هایی که در ان توان و تخصص نداریم مانند کمک خواستن از مهندس و کارگر برای ساختن خانه.
قران کریم صریحاً این نوع یاری جستن را تائید می‌کند و آن را شرک نمی داند. قرآن، داستان ذوالقرنین را این گونه نقل می‌کند، هنگامی که ذوالقرنینی به منطقه شرق رسید. عده ای از قوم یا جوج و ماجوج به او شکایت کرده و گفتند: آنها فساد و تاراج می‌کنند و خون بیگناهان را می‌ریزند. ما به تو پولی می‌پردازیم که میان ما و آنها سدی بنا کنی.
«قَالَ مَا مَکنِّی فِیهِ رَبِّی خَیرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَینَکمْ وَبَینَهُمْ رَدْمًا» («ذوالقرنین» گفت: آنچه پروردگارم در اختیار من گذارده بهتر است [از آنچه شما پیشنهاد می‌کنید]، مرا با نیرویی یاری دهید تا میان شما و آنها سد محکمی قرار دهم.)
اگر هر نوع یاری خواستن از دیگران شرک باشد، باید ذو القرنین نیز مشرک باشد! زیرا وی برای ساختن سد از مردم یاری خواست نه از خداوند.84
و) آیه ششم: وَ لَمَّا جاءَهُمْ کتابٌ مِنْ عِنْدِ اللهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللهِ عَلَی الْکافِرِینَ85
(و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه‌هایی بود که با خود داشتند، وپیش از این، به خود نوید پیروزی بر کافران می‌دادند [که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.] با این همه، هنگامی که این کتاب و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند؛ پس لعنت خدا بر کافران باد!)
ابن اسحاق در سیره‌اش از عاصم بن عمر بن قتاده و او از مردانی از قومش نقل کرده که گفتند:
کسی از عرب داناتر از ما به شأن رسول خدا نبود. یهود که اهل کتاب بودند با ما زندگی می‌کردند و ما بت‌پرست بودیم، و چون از ناحیه ما سختی به آنها می‌رسید آنان می‌گفتند: پیامبری الآن مبعوث شده که اهل زمان او گمراهند، ما از او پیروی کرده و همراه او با شما می‌جنگیم همان‌گونه که با قوم عاد و ارم جنگیدیم. ولی چون خداوند متعال رسولش را مبعوث کرد ما از او پیروی کرده و آنان به او کافر شدند، و درباره آنها بود که خداوند متعال این آیه را نازل کرد.86
این سند صحیح و ثابت است؛ چرا که ابن اسحاق تصریح به سماع آن نموده، و «عاصم بن عمر بن قتاده» ثقه است و شیوخ او نیز جماعتی هستند که برخی برخی دیگر را جبران کرده و تقویت می‌نمایند. لذا سند این خبر صحیح و مشهور است.87
ابن جوزی در تفسیر این آیه می‌نویسد: «یستفتحون: یستنصرون، و کانت الیهود إذا قاتلت المشرکین استنصروا باسم نبی الله محمّد»88 (یستفتحون یعنی طالب یاری می‌کردند و یهود هرگاه با مشرکان می‌جنگیدند به پیامبر خدا محمّد یاری می‌جستند.)
ابوحیان اندلسی در تفسیر خود می‌گوید: «یستفتحون أی یستحکمون أو یستعملون أو یستنصرون، یقولون إذا دهمهم العدو: أللّهم انصرنا علیهم بالنبی المبعوث فی آخر الزمان الذی نجد نعته فی التوراة.» 89 (یستفتحون یعنی طلب حکم یا کار یا نصرت می‌کردند. هنگامی که دشمن به آنان هجوم می‌برد می‌گفتند: بار خدایا! ما را به حق پیامبری که در آخرالزمان مبعوث می‌شود و صفت او را در تورات یافته‌ایم، یاری فرما.)
همین مطلب را نیز زمخشری، و خازن و اسماعیل حقی، و شیخ‌زاده در حاشیه خود بر تفسیر بیضاوی و آلوسی در تفاسیر خود از این آیه بیان کرده‌اند.90
ابن قیم جوزیه از ابن عباس نقل کرده که گفت:
کانت یهود خیبر تقاتل غطفان، فلمّا التقوا هزمت یهود خیبر، فعاذت الیهود بهذا الدعاء فقالت: أللّهم انّا نسألک بحق محمد النبی الأمی الذی وعدتنا ان تخرجه لنا فی آخر الزمان إلاّ نصرتنا علیهم. قال: فکانوا إذا التقوا دعوا بهذا الدعاء، فهزموا غطفان، فلما بعث النبی، کفروا به، فانزل الله عزّوجلّ: وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کفَرُوا یعنی بک یا محمد.91
یهود خیبر با قبیله غطفان می‌جنگیدند و چون رو در رو می‌شدند یهود خیبر فرار می‌کردند. یهود به این دعا پناه بردند و گفتند: بارالها! همانا از تو می‌خواهیم به حقّ محمّد پیامبر امّی که ما را وعده دادی تا در آخر الزمان او را بر ما مبعوث نمایی، اینکه ما را بر آنان یاری ده. می‌گوید: آنان چون رو در روی یکدیگر قرار می‌گرفتند این دعا را می‌خواندند و مردان قبیله غطفان فرار می‌کردند. و چون پیامبر مبعوث شد به او کفر ورزیدند، و خداوند عزّوجلّ فرو فرستاد: «آنان از قبل، درخواست پیروزی بر کافران را داشتند»؛ یعنی به واسطه تو ای محمّد.
ز) آیه هفتم: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِیماً92
و اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم کردند [و فرمان‌های خدا را زیر پا گذاردند] به نزد تو می‌آمدند واز خدا طلب آمرزش می‌کردند وپیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد، خدا را توبه‌پذیر ومهربان می‌یافتند.
استفاده ای که از آیه می‌شود این است که اگر به محضر پیغمبر رسیدن و حاجت طلبیدن از پیغمبر شرک می‌بود، خداوند متعال، این بشارت را نمی داد که هر کس نزد پیغمبر بیاید و پیغمبر برای او استغفار نماید، مورد غفران الهی قرار می‌گیرد.
ممکن است کسی ادّعا کند که آیه، ظهور در زمان پیامبر دارد، ولی به تنقیح مناط93 واخذِ ملاک، می‌توان آن را به عصر بعد از وفاتشان نیز تعمیم داد؛ زیرا انسان همیشه ودر هر زمان گناه‌کار است وبه وسیله‌ای نیاز دارد تا او را برای طلب مغفرت از خداوند واسطه قرار دهد. از همین رو، صحابه بعد از پیامبر با تمسک به این آیه از آن حضرت طلب استغفار می‌نمودند. این مطلب علی الخصوص با اثبات حیات برزخی و وجود ارتباط بین عالم برزخ ودنیا هموارتر خواهد شد. 94 در ادامه به استدلال اهل سنت و برخی از صحابه و تابعین در این مسئله اشاره می‌شود.
استدلال اهل سنت به آیه برای بعد از وفات پیامبر
برخی از علمای اهل سنت به این آیه (نساء/  ۶۴) برای بعد از وفات پیامبر نیز استدلال کرده‌اند:
1. سامری حنبلی در کتاب «المستوعب» در باب زیارت قبر پیامبر می‌نویسد:
ثم یأتی الزائر حائط القبر، فیقف ناحیته، و یجعل القبر تلقاء وجهه، و القبلة خلف ظهره، و المنبر عن یساره، ثم ذکر کیفیة السلام و الدعاء، و فیه: اللهم انک قلت فی کتابک لنبیک: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِیماً 95
و انّی قد اتیت نبیک مستغفراً، فاسألک أن توجب لی المغفرة کما اوجبتها لمن اتاه فی حیاته.96
آن‌گاه زائر کنار دیوار قبر می‌آید و قبر را در برابر صورت و قبله را پشت سر خود و منبر را طرف چپ خود قرار می‌دهد، آن‌گاه نحوه سلام و دعا را ذکر کرده که در آن چنین آمده است: بار خدایا! در کتابت به پیامبرت فرمودی: (و اگر آنان هنگامی که به خود ظلم کردند نزد تو بیایند و طلب مغفرت از خدا کرده و پیامبر نیز برای آنان درخواست مغفرت کند خدا را توبه‌پذیر رحیم خواهند یافت)، و همانا من خدمت پیامبر تو آمده‌ام در حالی که استغفارکننده‌ام، پس از تو می‌خواهم که مرا مستوجب بخشش خود کنی همان‌گونه که در مورد کسانی که در زمان حیات حضرت به نزدش آمدند، چنین کردی.
2. عیسی بن عبدالله بن محمد بن مانع حمیری می‌نویسد: «فهذه الآیة عامة تشمل حالتی الحیاة و الوفاة؛ لانّ القاعدة المقررة فی الأصول انّ الفعل إذا وقع فی سیاق الشرط کان عاماً؛ لانّ الفعل فی معنی النکرة لتضمنه مصدراً منکراً، و النکرة الواقعة فی سیاق النفی أو الشرط تکون للعموم وضعاً.»97 
این آیه عمومیت دارد و شامل زمان حیات و وفات می‌شود؛ زیرا که قاعده‌ای در علم اصول مقرر است و آن اینکه فعل هرگاه در سیاق شرط باشد عمومیت پیدا می‌کند؛ زیرا فعل در معنای نکره است به جهت متضمن‌بودنِ مصدرِ نکره، و نکره واقع در سیاق نفی یا شرط، وضعاً برای عموم است.
او همچنین می‌نویسد:
فهذه الآیة و ان کانت نزلت بسبب المنافقین المتحاکمین إلی الطاغوت، فهی عامة تشمل کل عاص و مقصّر؛ لانّ ظلم النفس المذکور فیها یشمل کل معصیة.ثم انّها تدل علی الإستشفاع بالنبی فی حالتی حیاته و وفاته؛ لانّ کلاً من فِعلی المجیئ و الإستغفار وقع فی سیاق الشرط، و الفعل فی سیاق الشرط یدلّ علی العموم، و الإستشفاع فی حال الحیاة ظاهر لیس فیه خلاف.98
این آیه گرچه شأن نزولش منافقینی است که حکم و قضاوت را نزد طاغوت برده‌اند، ولی عمومیت داشته و شامل هر معصیت کار و مقصّر می‌شود؛ زیرا ظلم به نفسی که در آن ذکر شده شامل هر معصیتی می‌شود. و نیز این آیه دلالت بر درخواست شفاعت از پیامبر در حال حیات و مرگ او دارد؛ زیرا هر کدام از فعل آمدن و استغفار در سیاق شرط واقع شده، و فعل در سیاق شرط دلالت بر عموم دارد، و درخواست شفاعت در حال حیات ظاهر است و خلافی در آن نیست.
نظر صحابه و تابعین در زمینه تطبیق آیه برای بعد از وفات پیامبر
برخی از صحابه و تابعین این آیه را برای بعد از وفات پیامبر نیز به کار برده‌اند:
 ١ . محمد بن حرب باهلی می‌گوید:
وارد مدینه شده و به سوی قبر پیامبر رفتم که ناگهان شخصی اعرابی را دیدم که از شترش پیاده شد و آن را خوابانید و پایش را بست، آن‌گاه وارد مقبره حضرت شد و سلام خوبی کرده و دعای زیبایی نمود، سپس فرمود: پدر و مادرم فدای تو ای رسول‌خدا! همانا خداوند تو را به وحی اش اختصاص داده و بر تو کتابی نازل نمود و برایت در آن علم اولین و آخرین را جمع کرد، و در کتابش فرمود که فرموده‌اش حق است: (و به طور حتم اگر کسانی که به خود ظلم کردند نزد تو آمده و طلب مغفرت از خدا کرده و پیامبر نیز بر آنان طلب مغفرت می‌نمود خداوند را توبه‌پذیر و رحیم خواهند یافت)، و من نزد تو آمده و به گناهانم اقرار می‌کنم و تو را شفیع خود به نزد پروردگارت قرار می‌دهم، و این چیزی است که خداوند به تو وعده داده است. آن‌گاه رو به قبر حضرت کرد و گفت:
«ای بهترین کسی که در این بقعه

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد مفهوم و مصداق، عقاید وهابی Next Entries مقاله رایگان درمورد آیات و روایات، زمان پیامبر، عالم برزخ