مقاله رایگان درمورد رسول خدا (ص)، مسجد الحرام

دانلود پایان نامه ارشد

دعوت مردم به دين جديد، دست بردارد يا تخفيفي در اين امربدهد، و آنان نيز در مقابل، هر چه مي‌خواهند به او بدهند. ليكن، پيغمبر (ص) كه در دعوتش ثابت قدم و استوار بود، در جواب آنان و خطاب به عموي ارجمندش فرمود: اي عم بزرگوار، اگر يك كلمه را بر زبان آوريد، سروري و فرمانروايي عرب و عجم را به دست خواهيد آورد. قريشيان با خرسندي گردنهاي خود را به سمت پيامبر (ص) فراز كردند تا بدانند آن يك كلمه چيست، و يكي از آنان گفت: بسيار خوب، به جان پدرت ده كلمه مي گوييم، حال به ما بگو كه چه بايد بگوييم، پيامبر فرمود: بگوييد ” لا اله الا الله” و آنچه جز خداي مي‌پرستيد، رها سازيد. مشركان قريش با شنيدن اين سخن، از نزد ابوطالب بازگشتند و همانندي دنياي استكباري معاصر ما، غرور ناشي از احساس قدرت آنان را به بدكاري و عدم پذيرش حق وادار كرد، زيرا اگر به بندگي خدا اقرار مي‌آوردند، ديگر نمي‌توانستند به دزديها و استثمارشان ادامه دهند و ناچار مي‌شدند از مقام و منصبهايي كه با ستمگري و شرك ورزي به خدا تحصيل كرده بودند، دست بردارند، و از منافعي كه از مسافرت اعراب به مكه و زيارت بتهاي درون كعبه عايدشان مي‌شد چشم بپوشند. با تامل در اين حادثه، براي ما روشن مي‌شود كه رسول خدا (ص) در آن هنگام به آماده ساختن زمينه براي بر پايي دولت اسلامي وجهاني بر اساس توحيد اهتمام مي ورزيد و اين امر يكي از اصول مهم مديريت آن حضرت بود.144
بعد از هجرت مسلمانان به حبشه، قريش تصميم گرفت قبيله بني هاشم را به عنوان تنها حامي پيامبر (ص) تحت فشار بيشتري قرار دهد و از اين روي، تصميم گرفت آنان را تحت محاصره اقتصادي و اجتماعي قرار دهد. در مدت محاصره كه در طي آن خاندان بني هاشم در شعب ابوطالب جمع شده بودند، اختلاف نظر است. هدف قريش از اين محاصره اقتصادي تحت فشار گذاشتن بني هاشم براي تسليم رسول خدا (ص) به آنان بوده است. ولي بني هاشم براي دفاع از جان پيامبر (ص) ترجيح دادند مكه را ترك و در شعب قرار گيرند. دوران شعب ابوطالب دوران سختي براي بني هاشم و مقاومت آنان بود كه بنا به تعبير حضرت علي عليه السلام برخي به خاطر دين و برخي هم به خاطر تبار اين سختي را تحمل كردند.145
پيامبر اسلام (ص) با مقاومت خود در مقابل تهديدات قريش روز به روز ابهت سران قريش و مشركين را مي‌شكست و دين نو پاي اسلام در ميان اين سختيها با مديريت حضرت رسول اكرم (ص)، محكم و استوار مي‌شد.
رسول الله (ص) در هنگام محاصره اقتصادي، سالي دوبار يكي در موسم عمره در ماه رجب و ديگري در موسم حج در ماه ذي الحجه از شعب خارج مي شد و نزد قبايل عرب مي رفت و به آنها مي‌گفت: مرا حمايت كنيدتا مقداري از كتاب خدا را براي شما بخوانم و در عوض خداوند به شما بهشت را عطا مي‌كند، اما ابولهب در پشت سر وي حركت مي‌كرد و مي‌گفت: حرفهاي او را قبول نكنيد، برادر زاده‌ام شخصي جادوگر و دروغگو است.146
اين اقدام حضرت رسول اكرم (ص) نشانگر اين است كه آن حضرت در هر فرصتي به دنبال پيدا كردن نيرو و حامي بودند تا با كمك آن نيروها به تشكيل حكومت همت گماشته و مشركين را سركوب نمايند، زيرا كه مشركين مانع اساسي در راه پيشرفت دين و اجراي دستورات آن بودند. به همين خاطر زماني كه دو يار فداكار آن حضرت يعني حضرت ابوطالب عليه السلام و حضرت خديجه سلام الله عليها از دنيا رفتند، آن حضرت بسيار حس تنهايي و غربت كردند و از اين زمان فشار فيزيكي قريش نيز نسبت به آن حضرت افزايش پيدا كرد. ” قريش فرصت را براي انتقام جويي و كينه كشي و فرو ريختن جام خشم خويش بر سر پيامبر (ص) كه او را باعث مشكلات و گرفتاريهاي خود مي‌دانست، مناسب ديد. پيامبر اكرم (ص) دريافت كه دعوت اسلامي با فشارهاي قوي مواجه است. اين فشار ها كه از سوي قريش اعمال مي‌شد، مانع عمده بر سر راه گسترش اسلام و ورود ديگران به حوزه مسلماني بود. چه تازه مسلمانان جز عذاب و شكنجه، و اهانت و تحقير چيزي نمي ديدند. بنابراين انگيزه‌ كافي براي گرايش به اسلام فراهم نبود. بالاتر اين كه امكان داشت،‌آنچه پيامبر (ص) با سختي و مجاهدت فراوان به دست آورده، با خطرهايي مواجه شود كه چه بسا توان مقابله با آن را نداشته ، عبور موفقيت آميز از آن ممكن نباشد. از اين رو تحرك جديدي لازم بود تا جنب و جوش تازه‌ايي در رگ‌هاي دعوت اسلامي دميده آن را براي مقابله و مواجهه با خطرهاي احتمالي توانمند تر سازد و بيش از پيش فعال نمايد.
حال كه ماندن پيامبر (ص) در مكه اگر خطري براي دعوت اسلامي نداشته باشد لااقل به معني جمود و ايستايي نهضت خواهد بود؛ طبيعي است كه آن حضرت به دنبال جايگاه ديگري برآيدتا در آن جا به دور از آزار و اذيت و مكر و توطئه قريش آزادي جنبش و دعوت اسلامي فراهم باشد و مسلمانان پيش از آنكه مايوس و نوميد شوند، و در مقابل فشارهاي مداوم مشركان مكه از پاي درآيند؛ در پايگاه جديد، به دور از آزار و اذيت‌هاي گوناگون قريش نفس راحتي بكشند.”147
بنابراين پيامبر اسلام (ص) بايد استراتژي را بر مي‌گزيد كه علاوه بر نجات مومنان و فراهم آوردن تشكيل دولت اسلامي، موجب شكست قريش مي‌شد، به همين خاطر رسول خدا (ص)، تصميم گرفت كه به طائف هجرت كند.
طائف، در‌آن روز مركزيت خوبي داشت، حضرت رسول اكرم (ص)، يكه و تنها به طائف سفر كرد. و با سران قبيله “ثقيف” تماس گرفت تا شايد از اين طريق موفقيتي براي خود به دست آورد. پيامبر گرامي (ص) پس از ورود به خاك طائف با اشراف و سران قبيله مزبور ملاقات نمود،‌و آيين توحيد را تشريح كرد‌،و آنها را به آيين خود دعوت فرمود. ولي سخنان پيامبر (ص) كوچكترين تاثيري در آنها ننمود. به او گفتند: هر گاه تو برگزيده خدا باشي رد گفتار تو وسيله عذاب است و اگر در اين ادعا دروغگو باشي، شايسته سخن گفتن نيستي. پيامبر (ص) از اين منطق پوشالي و كودكانه فهميد كه مقصود آنان، شانه خالي كردن از پذيرش اسلام است. از جاي خود بلند شد و از آنها قول گرفت كه سخنان وي را با افراد ديگر در ميان نگذارند، زيرا ممكن بود كه افراد پست و رذل قبيله ثقيف، بهانه‌ايي به دست آورند و از غربت و تنهايي او سوء استفاده نمايند. ولي اشراف قبيله به اين تذكر احترامي نگذاردند، ولگردان و ساده لوحان را تحريك كردند كه بر ضد پيامبر (ص) بشورند. ناگهان پيامبر (ص) خود را در ميان انبوهي از دشمنان مشاهده كرد؛ چاره‌اي نديد جز اينكه به باغي كه متعلق به “عتبه”و “شيبه” بود، پناه ببرد. پيامبر (ص) به زحمت خود را به داخل باغ رسانيد و گروه مزبور از تعقيب، وي، منصرف شدند. 148
پيامبر (ص) پس از آنكه اهالي طائف او را ياري ندادند، تصميم گرفت كه به مكه باز گردد. اما اين بازگشت خالي از خطر نبود، زيرا رسول اكرم (ص) از دست فشار قريش به طائف رفته بود كه محل امني براي خود و يارانش در مقابل قريش بيابد و اميد را در دل مسلمانان زنده نگه دارد، حال كه از طائف هم خيري نديده بود، بايستي به مكه بر گردد، اما چگونه؟ ‌اينجاست كه پيامبر (ص) استراتژي ديگري بر مي‌گزيند كه مثل يك فرد پيروز و در كمال اقتدار و جلوي چشم مكيان وارد مكه شود، نه مخفيانه و مثل فردي شكست خورده. به همين خاطر “تصميم گرفت چند روزي در نخله ( محلي بين طائف و مكه) به سر ببرد. او مي خواست كسي را از آنجا پيش يكي از سران قريش بفرستد، تا براي او اماني بگيرد و در پناه يكي از شخصيتها وارد زادگاه خود شود. اما چنين شخصي در آنجا پيدا نشد. سپس ” نخله‌” را به عزم ” حراء” ترك گفت و در آنجا با يك عرب خزاعي تماس گرفت، و از او خواهش كرد كه وارد مكه شود و از ” مطعم بن عدي” كه از شخصيتهاي بزرگ محيط مكه بود، براي او اماني درخواست كند. آن مرد خزاعي وارد مكه گرديد،
تقاضاي پيامبر (ص) را به مطعم گفت. او در عين اينكه يك مرد بت پرست بود، سفارش پيامبر (ص) را پذيرفت و گفت: محمد (ص) يكسره وارد خانه من شود، من و فرزندانم جان او را حفظ مي كنيم. پيامبر (ص) شبانه وارد مكه شد، يكسره راه منزل مطعم را پيش گرفت، و شب را در آنجا به سر برد. آفتاب كمي بالا آمد؛ مطعم عرض كرد اكنون كه شما در پناه ما هستيد، بايد اين مطلب را قريش بفهمند. براي اعلام آن، لازم است تا مسجد الحرام همراه ما باشيد. پيامبر اسلام (ص) رأي او را پسنديد و آماده حركت شد. مطعم دستور داد كه فرزندانش مسلح شوند و همراه پيامبر (ص) وارد مسجد گردند. ورود آن حضرت به مسجد الحرام بسيار جالب توجه بود، ابوسفيان كه مدتها در كمين رسول خدا (ص) بود از دين اين منظره سخت ناراحت شد؛ و از تعرّض پيامبر (ص) منصرف گشت. مطعم و فرزندان وي نشستند و رسول خدا (ص) شروع به طواف كرد، و پس از پايان طواف، به منزل خود رفت”.149
4-2- راهبرد سياسي پيامبر(ص)
پيامبر اسلام (ص) در دوره مكه به ملت سازي پرداخت و همانگونه كه در بخش قبل گفتيم به تربيت انسانهاي مؤمن و مسلمان به عنوان پايه مهم حكومت اسلامي پرداخت، اما شرايط در دوره مكه براي تشكيل حكومت مهيّا نشد و در اواخر دوره مكه بعد از فوت حضرت ابوطالب عليه اسلام و حضرت خديجه سلام الله عليها، قريش عرصه را براي رسول الله (ص) كاملاً تنگ كردند، به طوري كه ديگر مكه جاي امني براي پيامبر (ص) و ساير مسلمانان نبود، به همين علت بعد از اينكه اهالي طائف نيز حضرت رسول (ص) را ياري نكردند، ايشان به فكر جاي ديگري براي هجرت بودند، كه با اهالي يثرب آشنا شدند.
در اين جا به مهمترين اقدامات پيامبر(ص) كه به تشكيل و تثبيت حكومت آن حضرت منجر شد، اشاره مي‌شود. يك سري از اقدامات درتشكيل حكومت ايشان نقش اساسي داشت. مثل: انتخاب مركز حكومت، بيعت، ايجاد نظام برادري، تدوين قانون اساسي انتخاب مسجد به عنوان پايگاه حكومت و يك سري ديگر در تثبيت حكومت پيامبر (ص) موثر بود. مثل تشكيل نيروي نظامي و … كه به هر دو اقدامات اشاره مي‌كنيم.
1-4-2- انتخاب مركز حكومت
ميان مورّخان درباره نخستين مسلمان، زمان و چگونگي گرايش مردم مدينه اختلاف نظر است، اما مي‌توان ادعا كرد كه آيين مسلماني در چند مرحله وارد يثرب شد. در ابتدا اسعد بن زراره و ذكوان بن عبدالقيس در دوره محاصره مسلمانان در شعب ابوطالب مسلمان شدند. سپس پنج يا شش يا هشت نفر ديگر ايمان آوردند. آنگاه بيعت نخست عقبه و سپس بيعت دوّم عقبه انجام شد.150 درباره علت گسترش اسلام در مدينه گفته شده است كه:
“اهالي يثرب نتوانستند به كمك آيين دو گانه پرستي، مشكلات گوناگون داخلي خود را حل و لااقل از شدت آن بكاهند. همچنان كه اين آيين هيچ گونه امتيازي در زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و… براي آنان نداشت. از اين جهت رو به ضعف و سستي گذاشت. علاوه بر اين، مخالفت با فطرت و عقل سليم، و نيز پيشگوييهاي يهوديان درباره ظهور عنقريب پيامبر آخر الزمان تا حدود زيادي به سستي و ضعف بت پرستي اوس و خزوج افزود.
درست بر عكس، مشركان مكّه از نظر اجتماعي و اقتصادي از بت پرستي خود بهره مي‌بردند و خويشتن را محور اصلي همه طوايف و قبايل منطقه ساخته و امتيازات ظالمانه گسترده‌اي براي خود جعل كرده بودند. از اين رو به هيچ قيمتي حاضر نبودند براي خدمت به حقيقت و انسانيت، از اين امتيازات دست بردارند، بلكه آماده بودند تا حق و انسان را در راه همين امتيازات، انحرافات و مصالح خويش قرباني كنند.
علاوه بر آنچه گذشت، شخصيت عظيم، اخلاق كريمانه، خانواده بلند مرتبه، و رابطه خويشاوندي رسول اكرم (ص) كه او را از طريق مادرش آمنه، به بني نجّار (يكي از تيره‌هاي خزرج) پيوند مي‌داد؛ از جمله عواملي است كه در گرايش مردم يثرب به اسلام و فداكاري و جانبازي صادقانه آنان در راه دين نقش داشت.”151
چرا پيامبر اكرم (ص) شهر يثرب را براي هجرت برگزيد؟ انتخاب اين شهر كاملاً حساب شده بوده است. علامه مرتضي عاملي راز انتخاب مدينه را چند عامل مي‌داند:
1ـ مكه داراي جايگاه خاصّي در دل مردم بود و بدون سيطره بر آن و برچيدن بت پرستي و جايگزيني آيين اسلامي، دعوت توحيدي پيامبر (ص) شكست خورده به حساب مي‌آمد. دعوت اسلامي همان اندازه به مكّه محتاج بود كه مكّه به دعوت اسلامي، بنابراين ضرورت داشت جايي به عنوان پايگاه اين دعوت انتخاب شود كه علاوه بر نزديكي، بتوان از آن جا

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد کرامت انسان، مقام استدلال Next Entries مقاله رایگان درمورد رسول خدا (ص)، زنان مسلمان