مقاله رایگان درمورد دولت اصلاحات، سازمان ملل، افغانستان، اصل موضوع

دانلود پایان نامه ارشد

نژاد را محکوم کردند اما احمدي نژاد به سخنان خود در مورد رژيم صهيونيستي و هولوکاست ادامه داد وي در اجلاس سران اسلامي در مکه دو سئوال در مورد هولوکاست مطرح کرد:
1- تحقيق و بررسي در خصوص واقعه هولوکاست صورت پذيرد.
2- چرا فلسطينيان بايد تاوان اين واقعه را که هيچ نقشي در آن نداشته اند را بايد پرداخت کنند؟
اين سخنان احمدي نژاد در مکه بازتاب گسترده اي در رسانه ها پيدا کرد و کشورهاي متحد رژيم صهيونيستي شديداً آن را محکوم کردند. اما دولت نهم نه تنها از اين مواضع خود کوتاه نيامد بلکه بر آن اصرار نيز مي ورزيد، در همين زمينه محمود احمدي نژاد رئيس دولت نهم در سخنراني خود در جمع مردم زاهدان چنين به اظهارنظر پرداخت:
“در کنفرانس اسلامي در مصاحبه رسانه اي …. دو سئوال مطرح کردم … سئوال اول مربوط به فلسطين بود. عرض کردم به صحنه فلسطين نگاه کنيد، روزانه مردم کشته مي شوند، کودکان و زنان زير سقفها مدفون مي شوند، خانه بر سر مردم بومي خراب مي شود، مزارع به آتش کشيده مي شوند، مردمي که هزاران سال نسل اندر نسل در آن سرزمين زندگي کرده اند، آواره مي‌شوند. با اعلام قبلي شخصيتها و بزرگان و انسانهاي صالح هدف بمباران و موشکباران قرار مي گيرند و هواپيماها و چرخبال ها هر روز مردم مظلوم را مورد هجوم قرار مي دهند، سئوالات من اين است:
سئوال اول: اين کساني که امروز در سرزمين فلسطين حاکم اند و به خودشان اجازه مي دهند هر کاري که دلشان مي خواهد انجام بدهند، مردم بومي را آواره کنند، بکشند، زنداني و اسير بکنند، اينها از کجا آمده اند؟ اهل کجا هستند؟ پيروانشان اهل کجا هستند؟ پدر پدرانشان اهل کجا هستند؟ تا هزار سال، دو هزار سال اينها اهل کجا بوده اند؟ چرا اينها اجازه اعمال حاکميت و حق تعيين سرنوشت دارند اما ملتي که صدها سال، هزاران سال در آن سرزمين زندگي کرده، حق تعيين سرنوشت ندارد؟ راه حل جمهوري اسلامي خيلي روشن است. ملت ايران مي گويد تنها راه حل ريشه اي مسئله فلسطين اين است که همه فلسطينيها، آن کساني که فلسطيني الاصل هستند در يک همه پرسي شرکت بکنند و نظر خودشان را درباره نوع حاکميت و آينده فلسطين اعلام بکنند.
سئوال دوم بنده اين بود: اگر شما راست مي گوييد که در جنگ دوم جهاني شش ميليون يهودي را کشته اند، اگر راست مي گوييد شش ميليون يهودي را در کوره هاي آدم سوزي سوزانده ايد که علي الظاهر راست مي گوييد و بر اين ادعاي خودتان اصرار داريد و هر کسي مخالفت مي کند، او را دستگير، محکوم و زنداني مي کنيد حتي دانشمنداني را که مخالفت مي کنند، محکوم، محدود، زنداني و مجازات مي کنيد، پس معلوم است که شما در اين ادعاي خودتان جدي هستيد. سئوال ما اين است، اگر شما اين جنايت بزرگ را مرتکب شده ايد، چرا بايد ملت مظلوم فلسطين تاوان اين جنايت را پس بدهد؟ چرا به بهانه آن کشتار‌آمده ايد در قلب دنياي اسلام و در فلسطين عزيز با توپ و تانک و مسلسل و بمباران و جوسازي هاي تبليغاتي و تحريمها و جنگ رواني مي خواهيد يک حکومت جعلي صهيونيستي را بر مردم آن ديار تحميل بکنيد. اگر شما جنايت کرده ايد، بايد خود شما جبران بکنيد.
پيشنهاد ما اين بود و هست اگر شما جنايت کرده ايد، خوب است قطعه هايي از خاک خودتان، اروپا، آمريکا، کانادا،‌آلاسکا را در اختيار اينها قرار بدهيد تا اينها براي خودشان يک کشوري تشکيل بدهند، مطمئن باشيد اگر شما چنين کاري را انجام بدهيد، ملت ايران ديگر هيچ اعتراضي به شما نخواهد کرد. حتي يک تظاهرات هم در روز قدس به راه نخواهد انداخت و هيچ شعاري عليه شما و اين رژيم غاصب صهيونيستي نخواهد داد و ما حتماً از اين تصميم شما حمايت مي کنيم. کساني مدعي آزادي بيان، دموکراسي و حقوق بشر هستند، در مقابل اين منطق بسيار روشن و مستدل به جاي اينکه تواضع کنند و بپذيرند، شروع کردند به استفاده از امکانات و ابزارهايي که در اختيارشان هست اطلاعيه دادند که آقا رئيس جمهوري ايران خيلي حرف هاي زشتي زده است. معلوم است که رئيس جمهور ايران نمي تواند در جهان متمدن امروزي يک انسان متمدن و تراز جامعه مدني باشد. شروع کردند يکي يکي محکوم کردن، بدون اينکه به اصل موضوع بپردازند. امروز افسانه اي درست کرده اند به نام کشتار يهوديان و اين را از اصل خدا، دين و پيامبران هم بالاتر مي گيرند، اگر در کشورشان فردي خدا، پيامبران و دين را انکار کند، با او کاري ندارند، اما اگر کسي اين افسانه کشتار يهوديان را انکار بکند همه بلندگوهاي صهيونيستي و دولتهاي خادم صهيونيست حنجره هاي خودشان را پاره مي کنند و تا آنجايي که توان دارند، عليه آن صدا و ادعا مي کنند و فرياد مي کشند.”168
اين سخنان احمدي نژاد و راهبرد مقابله جويانه دولت نهم در برابر رژيم صهيونيستي باعث ايجاد موجي از اميد در بين گروههاي مقاومت وملت هاي منطقه شد واز سوي ديگر واکنش شديد اسرائيل و کشورهاي غربي را در پي داشت . اصولاً اين کشورها با توجه به شرايط منطقه‌اي و بين المللي، گمان نمي کردند که دولت نهم چنين سياستي را در دستور کار دستگاه ديپلماسي ايران قرار دهد، اما احمدي نژاد با تشکيک در موضوع هولوکاست فلسفه وجودي رژيم صهيونيستي را زير سئوال برد، همين امر باعث شد که سران رژيم صهيونيستي که گمان مي‌کردند با فاصله گرفتن مردم و مسئولان ايران اسلامي از سالهاي اوليه انقلاب، ديگر آرمان هاي اوليه کم رنگ شده است، اما به ناگاه با احيا و تقويت دوباره آن آرمان ها در دولت نهم مواجه شدند و از سوي ديگر انتظار داشتند که با توجه به شرايط منطقه اي چون اشغال عراق و افغانستان، بتوانند در راستاي طرح خاورميانه بزرگ از انزواي سياسي خارج شوند و با پيش بردن مذاکرات صلح هويت منطقه اي پيدا کنند، اما با اقدامات دولت احمدي نژاد عملاً اين موضوعات با چالش مواجه شد و باعث شد تحولات منطقه به سمت راديکاليسم پيش برود و از سوي ديگر روحي تازه در بين گروه هاي مقاومت دميده شد که جنگ 33 روزه و 22 روزه نيز حاصل همين راديکال شدن اوضاع بود که در ادامه به تفضيل در مورد آن سخن خواهيم گفت، اما به چالش کشيدن فلسفه وجودي رژيم صهيونيستي با مطرح شدن موضو هولوکاست در دولت نهم و حوادث بعد در منطقه کار را به جايي رساند که سردمداران رژيم صهيونيستي بعد از گذشت قريب به شش دهه از تشکيل اين رژيم و انتظار اينکه مورد پذيرش قرار گيرند، اما همچنان در اين زمينه با چالش رو به رو هستند. خانم زيپي ليوني معاون نخست وزير و وزير خارجه سابق اسرائيل در طي سخنان در کنفرانس هرتزيليا کاملاً به اين موضوع اعتراف مي کند که موجوديت اسرائيل زير سئوال رفته است.
وي در اين کنفرانس در مورد چالش هاي داخلي و خارجي پيش روي اسرائيل چنين مي گويد: “ما بايد ارزش هاي کشور را در يک قانون اساسي بگنجانيم، اما تا به امروز متأسفانه کنست در انجام آن ناکام بوده است. قانون اساسي بايد شامل اصول آزادي و برابري باشد و در کنار اين موارد، نمادهاي يهودي، قانون بازگشت به اسرائيل (همانطور که اسرائيل ميهن يهوديان محسوب مي شود) و حاکميت قانون نيز لحاظ شود. اين اصول بايد دوباره معرفي شوند و به اجرا درآيند … . هدف نهايي ايجاد کشور اسرائيل به عنوان ميهن يهوديان است. بنابراين ارتباط خود را با يهوديان در غربت تقويت کنيم. به منظور دستيابي به اين اهداف، بايد تلاش خود را براي اجرايي ساختن موارد زير تداوم بخشيم:
1- وجود اسرائيل به عنوان ميهن يهوديان
2- مبارزه با يهود ستيزي
3- مبارزه جهان آزاد عليه افراط گرايان
براي دستيابي به اين اهداف داخلي و خارجي بايد تمام تلاش خود را به کار بريم ما بايد با روند نامشروع سازي کشور اسرائيل به عنوان ملت يهود مقابله کنيم. آنچه در سال 48- 1947 بدون چون و چرا پذيرفته شد، تصميمات سازمان ملل در مورد تأسيس دو کشور بود که مطابق آن يکي از دو کشور به عنوان ميهن ملي يهوديان تعيين شد اما در حال حاضر زير سئوال رفته است.”169

3- مقاومت در زمينه هسته اي:
در شرايطي که آمريکا سعي داشت با محور شرارت خواندن ايران و موضوع حمايت ايران از تروريسم، جامعه جهاني را قانع کند که ايران خطري براي صلح است، موضوع فعاليت هاي هسته اي ايران به دست آويزي تبديل شد که ايالات متحده بتواند از آن به عنوان اهرمي براي فشار وارد کردن در راستاي تضعيف و تغيير رفتار ايران استفاده کند تا از اين طريق بتواند به تحقق استراتژي خاورميانه اي خود چون اجراي طرح خاورميانه بزرگ و به سرانجام رساندن صلح اعراب و اسرائيل، دست يابد.
با توجه به اشغال افغانستان و عراق دو همسايه شرقي و غربي ايران و موج سنگين تبليغات رسانه اي عليه جمهوري اسلامي ايران، بحث فعاليت هاي هسته اي ايران به خبر اول رسانه‌هاي دنيا تبديل شده بود و امريکا و متحدانش در رسانه هاي خود با القاي اين مطلب که ايران درصدد دستيابي به بمب هسته اي است و اين امر باعث به خطر افتادن صلح خواهد شد، هجمه‌اي وسيع را عليه ايران شروع کرده بودند. از ديگر سو افکار عمومي کشور مسلمان نيز ضمن آگاه شدن از توانايي ايران در زمينه هسته اي مايل بودند که نتيجه اين کشمکش بين ايران و کشورهاي اروپايي و آمريکا را ببينند.
در راستاي همين موضوع چندين دور مذاکرات بين جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي اروپايي صورت گرفت که در طي اين مذاکرات طرف اروپايي در ابتدا به هيچ وجه داشتن انرژي هسته اي و غني سازي را به رسميت نمي شناخت و اعلام مي کرد که نبايد ايران به غني سازي اورانيوم بپردازد، در همين راستا فشارهاي سنگيني عليه ايران وارد مي شد کار به جايي رسيد که با توجه به عدم سياست تهاجمي در دولت اصلاحات، ايران فعاليت هاي هسته اي خود را به تعليق درآورد و مراکز هسته اي ايران پلمپ شد.
اين در حالي بود که علي رغم پذيرش پروتکل الحاقي و موارد فراتر از پادمان و بازرسي هاي گسترده حتي از مراکز نظامي،هنوز پرونده هسته اي ايران از دستور کار آژانس خارج نشده بود.
بعد از پايان دولت اصلاحات و روي کار‌آمدن دولت نهم، تغييرات اساسي در سياست خارجي ايران روي داد. مسلماً موضوع پرونده هسته اي از اين امر مستثني نبود، در همين راستا تيم مذاکره کننده هسته اي ايران تغيير کرد. تا پيش از روي کار آمدن دولت نهم، حسن روحاني دبير شوراي عالي امنيت ملي رئيس تيم مذاکره کننده ايران بود ولي بعد در دولت نهم با تغيير او، علي لاريجاني جايگزين وي شد.
نخستين ديدار دولت جديد با مذاکره کنندگان اروپايي در آمريکا صورت گرفت. منوچهر متکي وزير امور خارجه وقت در اين باره چنين مي گويد: “نخستين ديدار ما با سه کشور اروپايي يک ماه بعد از انتخابات دولت نهم مهر 1384 بود. در سازمان ملل که هيأت جمهوري اسلامي ايران به رياست دکتر احمدي نژاد به نيويورک رفت با وزراي خارجه فرانسه، انگليس، آلمان و نماينده اتحاديه که آقاي سولانا بود ما نخستين ديدارمان را انجام داديم، آقاي فيشر وزير امور خارجه وقت آلمان در آن جلسه مطرح کرد که اساساً ما با بحث غني سازي در ايران و داشتن چرخه سوخت مخالفيم.”170
اين نوع نگاه کشورهاي اروپايي به برنامه هسته اي ايران نشانگر اين موضوع بوده آنها انتظار داشتند در دولت جديد هم همان سياست هاي قبلي به طور کامل دنبال شود.
اما سياست دولت نهم در زمينه هسته اي پرهيز از هر گونه انفعال و تسليم شدن در برابر غرب بود. در همين راستا دولت نهم اعلام کرد که غني سازي اورانيوم را دنبال خواهد کرد. به همين دليل دولت نهم زير بار اين موضوع که مذاکره تنها با توقف غني سازي صورت پذيرد نرفت و بالاخره اروپاييان ناچار شدند، پاي ميز مذاکره بيايند.
از سوي ديگر دولت نهم با تبديل موضوع هسته اي به يک موضوع ملي سعي کرد با تکيه بر حمايتهاي مردم از دستاوردهاي اتمي، قدرت چانه زني خود را در مذاکرات اتمي بالا ببرد.
مي توان فشار گسترده ايالات متحده و متحدانش را در زمينه هسته اي را بايد در راستاي استراتژي امنيت ملي و سياست خاورميانه اي آمريکا دنبال کرد اصولاً ايالات متحده با هدف مبارزه با سلاح هاي کشتار جمعي سه محور اصلي را مورد توجه قرار داده است:
1-ضديت با تکثير، با هدف مبارزه با کاربرد سلاح هاي کشتار جمعي
2-تقويت عدم

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد جهان اسلام، استادان دانشگاه، کانون توجه Next Entries مقاله رایگان درمورد خواست قدرت، نفت و گاز