مقاله رایگان درمورد دوران جاهلیت

دانلود پایان نامه ارشد

است. اگر کسی این ویژگی ها را نداشته باشد باید شخصی چون خودش را برای دادو ستد شیر انتخاب کند. در قدیم که تعداد گوسفندان خانواده ها کم بود ، تعداد هم واره ها به 10 نفر هم می رسید ولی در سال های اخیر بین 3 تا 6 نفر را کافی می دانند. لازم به ذکر است که جمعیت منطقه در سال های اخیر دستخوش تغییر بوده و رو به افزایش است.
این تغییرات بر همه شئون زندگی مردم تغییر گذاشته است.
2.تعیین نوبت: اولین اقدام بعد از انتخاب اعضاء ، جمع کردن آنها و تعیین نوبت است که یکی از پیش کسوتان سفید موی این کار را انجام می دهد. در این گردهمایی با ملاک قرار دادن تعداد بز و میش شیر ده « دوئی» نفر اول « شه» و نفر دوم « دم شه» و سایرین را انتخاب می کنند. و در صورت یکسان بودن شرایط با قرعه « پسک» نوبت را مشخص می کنند و مردان سالخورده و با تجربه درباره درستکاری، صداقت، وقت شناسی، مدیونی و هر چه خود شنیده و دیده صحبت می کنند تا هر کس متوجه وظیفه خود باشد.

3.اعتقادات هم واره ها: حضور به موقع، رعایت نظافت ، عدم دخالت در کار دیگران و پرهیز از غیبت از مسائلی است که بانوان قدیمی کاکاوندی خیلی به آن اهمیت می دهند و اگر کسی سهل انگاری کند، ابتدا سرزنش و بعد اخراج می شود. عضو خاصی را که اخراج می شد تا 2 سال در هیچ واره ای نمی پذیرفتند.

4.مراسم اول واره: کسی که به عنوان شه النتخاب شده از بعد از ظهر بایستی به تهیه مقدمات
می پرداخت. خانه را آب و جارو، سماور را روشن و قلیان را آماده می کرده در گوشه ایوان کرسی
می گذارد. یک قالیچه روی آن می اندازد ، قدری گلاب هم به ایوان و تخت می پاشد تا فضای حکومتش عطرآگین شود. غروب آفتاب بر تخت می نشست و هم واره ها یکی پس از دیگری با در دست داشتن
«لوچه» شیر وارد می شدند و تبریک می گفتند و صاحب واره معمولا دختر ، عروس یا کس دیگری را برای کمک در دسترس داشت. ضمن خوشامدگویی و پاسخ تبریک ها با چای و قلیان، بر حسب فصل و امکانات موجود از هم واره ها پذیرایی می کرد.
بعد از اینکه شیر خود را معلوم کردند« دییار» و پذیرایی شدند و رفتند، صاحب واره شیر را می پالاید . برای این پالایش از کرباس استفاده می کنند. شیر پالیده شده را در یک ظرف نیمه استوانه و سفالی با درون لعاب می ریزند. این ظرف ها در اندازه های متفاوت ساخته می شود. بعد از ریختن شیر در ظرف مخصوص، سبدی را روی آن دمر می کنند و یک وزنه سنگین روی آن قرار می دهند.

5.مراسم بردن چیده: «چیده» بر وزن« میوه» مایه ماستی که برای شگون و نشان دادن هعمبستگی برای صاحب واره می برد.
مایه ماست به سه طریق تهیه می شود: یکی از ماده گاو یعنی گاوی که در طول آبستنی شیر می دهد و شیر کهنه اش به شیر نو می پیوندد. صاحب این نوع گاو همیشه ماست دارد. دیگر از ماست خشک، بعضی از بانوان ایل کاکاوند که به دست سبک و سنگین، آمد و نیامد، اعتقاد دارند برای اینکه مایه ماست شان قطع نشود یک کاسه از ماست آخرین واره خود را در کیسه ای می ریزند تا آب آن گرفته و خشک شود سپس آنرا برای مایه سال بعد نگه می دارند. نوع سوم مایه ماستی است که از کشک تهیه می شود. خیلی از
قدیمی ها ، کشک سفید و تمیز را می کوبند و قدری شیر به آرد بدست آمده از کشک اضافه کرده و به عنوان مایه ماست استفاده می کنند. بردن چیده به ویژه در نسل گذشته تشریفاتی داشت. یک کاسه ماست با چهار تکه کره، چند برگ سبز شبدر و چند برگ گل محمدی خشک یا تازه تزئین می کردند و در یک «مژمه» یا سینی بزرگ کنگره دار می گذاشتند و در کنار آن یک استکان آب که چند دادنه گندم در آن ریخته بودند، آینه، میل و سرمه دان، سرمه و سرخاب می گذاشتند که هر کدام دارای معنی نمادین بود. کره به این نیت که بار مشک زیاد شود، برگه سبز نشان خرمی، همچنین خوراک دام ها و گل محمدی به لحاظ عطر شادیو دانهی گندم به امید آنکه گیرنده چیده، به نان و نوایی برسد و آب هم مایه حیات و روشنایی و پاکی است. سرمه و سرخاب هم برای آرایش . چون زنان ایل فقط در شادی ها آرایش می کنند بدین وسیله برای صاحب واره، شادمانی آرزو می کنند.
گیرنده چیده نیز خانه را آب و جارو ، سماور را روشن و چند نفر از هم سن و سالهای خود را دعوت
می کرد تا جمعی گرم و صمیمی داشته باشند و در پذیرایی هم کمک او باشند.
پس از ورود ” چیده ” به آستانه حیات همگی به استقبال می روند و آورنده را با شادی وارد می کنند و همگی دور هم می نشینند از همه چیز و همه جا محبت به میان می آید.
با چای، شیر برنج، پنیر و سرشیر از همه پذیرایی می شود سپس سرمه در چشم می کشیدند، آرایش
می کردند و سپس می زنند و می رقصند و از ترانه های شاد محلی می خوانند و شادی می کنند.
در این مراسم معمولا یکی دو نفر از بانوان با تجربه و دنیادیده فامیل دعوت می شوند و لطیف گویی و گرم کردن مجلس با آنهاست. در تمام مدت اجرای این مراسم زن ها دست می زنند، کیل می کشند و شادی
می کنند که فراموش ناشدنی است. در نسل جدید متاسفانه این مراسم شادی آفرین سنتی فراموش شده است و فقط بردن مایه ماست آن هم بدون تشریفات انجام می شود.

7-3. زایمان

به واسطه هر بار، بارداری زن و زاییدن او یکی از گناهش را خداوند تبارک و تعالی خواهد بخشید و هر قدر زن زائو درد زایمانش بیشتر باشد به همان اندازه از طرف خداوند از بار گناهان وی کاسته می شود.
هنگامی که علائم وضع حمل در هر زنی ظاهر شود بستگانش یک نفر را به دنبال مامای محلی می فرستند و او را می آورند. در ابتدا ماما دستور می دهد تا آب گرم بیاورند. زائو را روی یک صندلی می نشانند و به کمک عده ای از اطرافیان کمک به عمل زایمان می کنند. در این هنگام عده ای از بستگان از جمله همسر زائو حق ورود به اتاق را نداشته و در پشت در اتاق ایستاده و منتظر تولد نوزاد می شود. اگر نوزاد متولد شده پسر باشد هر یک از افرادی که در اتاق زایمان حضور دارند برای گرفتن مژدگانی از پدر نوزاد سبقت می جویند. ماما پس از آنکه ناف نوزاد را می برد او را شستشو داده و سپس در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه می خواند تا به اعتقادشان نوزاد مسلمان شود. سپس لباسی را که قبلا مادر زائو تهیه کرده است را به تن نوزاد پوشیده و او را در قنداق می پیچند. در مقابل مادر زائو یا مادر شوهرش مبلغی را تحت عنوان ناف بری به ماما می دهند.
رسم ناف بریدن در ایل کاکاوند بدین صورت بوده است (در گذشته) با به دنیا آمدن نوزاد دختر ناف او را برای یک پسر از فامیل می بریدند. یعنی همه بدانند که آنها در بزرگی با هم ازدواج خواهند کرد. این رسم شبیه عقد و ازدواج سنتی در ایالت راجیستان هند است که راهب با افروختن آتش مقدس در اولین و دومین شب قرص کامل ماه مراسم عقد را برای دخترهای دو ساله و پسرهای چهار ساله انجام می دهند (همان: 88).
– دوران بارداری
در سال های گذشته زنی که حامله می شد برای احترام به والدین خود سعی می کردند این موضوع را از آنها پنهان کنند. تغییرات فرهنگی میان مردم باعث شد که این فرهنگ قدیمی تقریبا به حیطه فراموشی سپرده شود. امروزه زن و مرد برخلاف گذشته به محض نمایان شدن و مشخص شدن علائم حاملگی آن را در میان خانواده در میان گذاشته و به همین خاطر جشنی برپا می نمایند.
دوران بارداری در میان مردم ایران به خصوص کاکاوندی ها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. مادر در این زمان سعی می کند از هر گونه عملی که برای فرزند مضر باشد و دارای تاثیر منفی است امتناع ورزد. دیگران نیز سعی می کنند مراقبت های ویژه ای از زن باردار کنند. مادر سعی می کند همیشه پاک و منزه باشد و از گفتن و شنیدن جمله های زشت و رکیک خودداری کند چرا که آن را باعث آلودگی روح و روان کودک و آینده اش می دانند.

– نخستین روزهای کودک
از نکات مهمی که در دوران بارداری از اهمیت ویژه ای برخوردار است علاقه به جنس پسر و تنفر از دختر می باشد. این علاقه از دوران جاهلیت اعراب تا کنون در خانواده ها رواج دارد. مردم ایل کاکاوند مانند سایر مردم ایران علاقه خاصی به جنس نوزاد پسر دارند و اکثرا جنس پسر را به دختر ترجیح می دهند. از دلایل علاقه آنها به جنس پسر اعتقاد به اجاق روشنی است که پسر می تواند پشتوانه خانواده آنها در تولد و بقای نسل خانواده شود. در عین حال آنها معتقدند نوزاد متولد پسر می تواند در دوران پیری و درماندگی آنها را حمایت کند. چنانچه در خانواده ای پسر به دنیا بیاید بر حسب آنچه که مرسوم است اگر کسی مژده آن را به پدر خانواده دهد پدر از سر شوق هر چه در توان دارد به مژده دهنده هدیه ای ارزنده می دهد.
معمولا در هر زایمان زن از طرف خانواده خود( مادر) حمایت می شود و چند روز قبل از زایمان، مادر به خانه دختر رفته یا اینکه دختر را خانه پدرش می برند تا در دوره زایمان مراقب او باشند. در طی این مدت مادر برای اینکه طبع دخترش گرم بماند سعی می کند او را با غذاهای گرم «قماخ» « شلکینه»« گل گاو زبان» پذیرایی می کنند تا به اعتقادشان زائو« پرز» بماند. خوردن گوشت قرمز ، سبزیجات ، پنیر نیز موجب عقیم شدن زائو می دانند. همچنین معتقدند که در اتاق زائو هر حاجتی که از خداوند طلب کنند مستجاب می شود. به همین خاطر آنهایی که آرزو دارند در اتاق زائو دعا می کنند. عده ای نیز معتقدند اگر زائو را تا چله اش به پایان نرسیده در جنگل یا مکان های وحشتناک تنها رها کنند ، جن زده یا اینکه آل او را با خود می برد و برای اینکه جن زده نشود زیر تشک یا بالشت او کارد، سوزن، قیچی یا یک قطعه نان و حتی در بسیاری از موارد قرآن می گذارند.

– مراسم ده چله و نامگذاری کودک
غروب روز نهم (هنگامی که نوزاد متولد شده پسر باشد) خانواده زائو کلیه بستگان را جهت شرکت در مراسم ده چله به صرف ناهار در روز دهم دعوت می کنند. بدین صورت که صبح همان روز( دهم) ماما، زائو و نوزادش را به حمام برده و طی مراسم خاصی آنها را شستشو می دهد و مادر زائو هنگام خروج از حمام مبلغی تحت عنوان « شیرینی» به حمام چی می دهد. در خانه نیز مادر شوهر زائو با اسپند و شاباش از آنها استقبال می کند. بعد از حمام مادر زائو با صبحانه ای تحت عنوان« ساعت دهی» شامل کاچی و تخم مرغ محلی از آنها پذیرایی می کنند . همچنین در بعد از ظهر آن روز خانواده نوزاد پس از پذیرایی مهمانان، نام نوزاد را اعلام می نمایند. در پایان مراسم نیز مهمانان هدایای خود را تقدیم می کنند. ظاهرا این رسم در میان مردم ایل از میان رفته است.

– چله
روز چهلم زایمان ، ماما زائو را به حمام برده و او را چهل غسل می دهد که به اعتقادشان با این کار زائو پاک شده و پس از آن در هر مراسمی می توانند شرکت کنند.

– چله افتادن
در فرهنگ عوام هر گاه زنی عقیم نبوده اما بنا به هر دلیلی آبستن نشود، چله افتاده است و اغتقاد بر این است که موارد ذیل باعث چله افتادن زنان می شود:
*هر گاه دو زائو با هم زایمان بکنند و هر دو برای حمام روز دهم بروند، زائویی که دیرتر از دیگری وارد حمام شده باشد چله اش را روی زائویی که داخل حمام بوده می ریزد و اولی چله می افتد.
*عروسی که داخل اتاق عقدش زن بیوه یا مطلقه باشد، چله می افتد
*هنگامی که دو دختر فامیل با هم عروسی داشته باشند یکی از آنها چله می افتد
*عروسی که هنگام عقد و عروسی خبر مرگ کسی را بشنود، چله می افتد.
*عروسی که در اتاق عقدش زن زائو( که چله اش نگذشته باشد) باشد، چله می افتد.
*عده ای معتقدند اگر چله گربه یا موشی روی چله ی زنی بیافتد آن شخص چله افتاده و آبستن نمی شود.

– چله بری
*هرگاه زنی چله بیافتد و آبستن نشود از طریق روش های ذیل چله اش را بریده و باعث آبستن شدنش
می شوند.
*عده ای معتقدند اگر زنی به هر عنوان چله افتاده باشد با چند بار گام زدن روی قبر سادات و تکریم جمله « نیتم به نیت چله» چله اش ریخته و آبستن می شود.
*اگر چله ی موشی به زنی افتاد و آبستن نشد بایستی موشی را گرفته و در دهان آن ادرار کنند تا چله بریده شود.
*اگر چله ی گربه ای به زائو افتاد و دیگر آبستن نشد، منتظر زایمان گربه ای می ماند تا اینکه جفت گربه را گرفته روی سرذ زن نگه داشته و آب می

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد گیاه شناسی، تعاونی ها، زنان روستایی، مواد شوینده Next Entries مقاله رایگان درمورد قصه پردازی