مقاله رایگان درمورد خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، پردازش شناختی، مقایسه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

فعالیتهایی صورت میگیرد که بیشترین شباهت را با موقعیت اصلی داشته باشند (ویلیامز،1988 و 1985).
عملکرد مستقیم از چند طریق انتظارات خودکارآمدی را ارتقا میبخشد: 1) از طریق رویارویی بیشتر با تهدیدات پیشین فرد میآموزد که این موقعیتها دیگر ترسناک نیستند و بنابراین برانگیختگی هیجانی کاهش یافته و توانایی مقابله افزایش مییابد، 2) از طریق چیرگی و تسلط خود راهبری شده برای ارتقاء مهارتهای مقابلهای، فرصتهای فراهم میگردد که آسیبپذیری نسبت به استرس کاهش مییابد، 3) عملکرد مستقیم و بلاواسطه اگر به خوبی اجرا گردد، تجارب موفقیت را فراهم نموده و خودکارآمدی را تقویت میکند(ویلیامز و زین115،1997؛بندورا،1997).
تجربه جانشینی116: مشاهده الگوی موفق در یک فعالیت، به مراجع کمک میکند تا باور نماید او نیز میتواند موفق شود. همچنین مشاهده این موضوع که پرداختن به فعالیتهای تهدیدآمیز، پیامدهای ناگوار به دنبال ندارد میتواند در مشاهدهگرها موجب انتظاراتی مبنی بر این شود که اگر دیگران میتوانند، آنها نیز قادرند عملکرده خود را بهبود بخشند. البته تجربه جانشینی، که بر اساس استنتاج مقایسه اجتماعی صورت میگیرد، منبع ضعیفتری برای اطلاعات توانمندی فردی، در مقایسه با شواهد مستقیم عملکرد است. بنابراین کارآمدی ایجاد شده در سرمشقگیری، به تنهایی ضعیفتر و آسیبپذیرتر است (مدوکس،1991).
معلوم شده است که برخی از متغیرهای سرمشقگیری بر انتظار چیرگی فرد اثر میگذارند. مثلاً فوبیکها از سرمشقهایی که به تدریج و با تلاشی معین بر مشکلاتشان غلبه میکنند بیشتر از مشاهده افراد ماهری که به آسانی فعالیتشان را انجام میدهند، سود میبرند. فرد در اینجا در مییابد که حتی در حالت اضطراب نیز بالاخره با استقامت و پشتکار میتوان موفق گشت (ویلیامز و فالبو117،1996).
شباهت برخی خصوصیات فرد با خصوصیات سرمشق نیز تأثیر سرمشقگیری را افزایش میدهد. مشاهده سرمشق درحال پرداختن به رفتارهایی که نتایج و پیامدهای مثبت و مشخص دارد در مقایسه با مشاهده رفتارهایی که نتایجی مبهم و نامشخص دارند، تأثیر بیشتری بر خودکارآمدی فردی میگذارند. همچنین مشاهده فعالیتهایی که موفقیت به دنبال دارند، در مقایسه با مشاهده همان فعالیتها بدون آنکه نتایج و موفقیت آن نشان داده شود بهبود رفتاری بیشتری ایجاد میکنند. (بندورا 1997).
سرمشقگیری از طریق سرمشقهای متفاوت، مؤثرتر از زمانی است که سرمشقگیری فقط از سوی یک سرمشق صورت گیرد، زیرا مشاهدهگر در مییابد اگر افراد با خصوصیات متفاوت میتوانند موفق باشند، پس منطقی است که خود نیز موفق شود. بنابراین موفقیت از طریق تلاش جانشینی میتواند درک مشاهدهگر را در مورد توانمندیهایش ارتقاء دهد. (بندورا 1982).
ترغیب کلامی118: ترغیب کلامی به دلیل سهولت و قابل دسترس بودن، به فراوانی مورد استفاده قرار میگیرد. بازگو کردن این که فرد میتواند موفق شود معمولترین منبع خودکارآمدی است. افراد از طریق ترغیب و القاء کلامی میتوانند معتقد شوند که میتوانند بر آنچه که قبلاً مغلوب آن بودند فایق آیند.
البته انتظار خودکارآمدی که از طریق ترغیب کلامی به وجود میآید ضعیفتر از خودکارآمدی است که در عملکرد مستقیم ایجاد میشود. زیرا برای ترغیب کلامی پایه تجربی معتبری وجود ندارد. این نوع خودکارآمدی در مقابل ناکامیها به آسانی میتواند خاموش گردد. فرد در مواجهه با تهدید و شکستها، هرگونه انتظار موفقیت در خود را که با ترغیب و القا کلامی ایجاد شده باشد، به سرعت از دست میدهد (بندورا 1997).
افزایش توانمندی و کفایت شخصی از طریق ترغیب کلامی بدون فراهم آوردن شرایطی برای تسهیل عملکرد مؤثر، فرد را به سوی شکست سوق داده، و باعث کاهش اعتبار ترغیب کننده و خودکارآمدی فرد میشود (ویلیامز،1997).
هرچند ترغیب اجتماعی به تنهایی برای افزایش حس خودکارآمدی فردی، دارای محدودیتهایی است، اما میتواند در موفقیتهای به دست آمده از طریق عملکرد مستقیم همکاری نماید. اجزاء و عناصر مهمی که در ترغیب کلامی میتوانند تغییرات معنیدار در خودکارآمدی فرد ایجاد کنند شامل اعتبار ترغیب کننده، پرستیژ و مقام اجتماعی، قابل اعتماد بودن و مهارت وی میباشد. هر چقدر منبع اطلاعات قابل قبولتر باشد بیشتر احتمال دارد که انتظار کارآمدی تغییر یابد (بندورا 1997).
برانگیختگی هیجانی:سطح برانگیختگی هیجانی (طپش قلب، تنفس، تعریق و….)، عاملی است که افراد معمولاً به وسیله آن در مورد کارآمدی خود قضاوت میکنند. موقعیتهای فشارزا موجب برانگیختگی هیجانی میگردند که این برانگیختگی ارزش اطلاعاتی در جهت توانمندی فرد دارد، و بنابراین این منبع دیگری است که میتواند کارآمدی شخصی فرد را متأثر سازد. افراد برای قضاوت در مورد اضطراب و آسیبپذیریشان نسبت به استرس، متکی بر حالات برانگیختگی خود هستند. برانگیختگی بالا عملکرد را ضعیف میکند و در نتیجه خودکارآمدی فرد کاهش مییابد. برانگیختگی پایین با احساس آرامش و اطمینان همراه است و بنابراین خودکارآمدی را ارتقاء میبخشد. افراد، زمانی که آشفته و برانگیخته نیستند در مقایسه با زمانی که برانگیختهاند انتظار موفقیت بیشتری را دارند (مدوکس،1991 و 1995).
درمانهای حساسیتزدایی و غرقه سازی با هدف خاموشی برانگیختگی هیجانی، رفتارهای اجتنابی را کاهش میدهند. همچنین درمان آرامسازی که برای کاهش سطح برانگیختگی صورت میگیرد میتواند خودکارآمدی فرد را افزایش دهد.
شایان ذکر است در حالی که افراد بر اساس سطح برانگیختگی فیزیولوژی در مورد خود قضاوت میکند، اما این برانگیختگی، منطبق با شرایط قضاوت میشود. مثلاً در شرایط تهدید آمیز به عنوان خطر، در شرایط ناکامی به عنوان خشم و غیره (بندورا 1999).
2-34-3.سیستم چند بعدی خودکارآمدی
انتظارات کارآمدی از لحاظ ابعاد متعددی که هریک تأثیرات عملکردی ویژه و مهمی دارند، متفاوت هستند. نمیتوان به طور کلی اظهار داشت که فردی دارای خودکارآمدی است یا خیر ویا خودکارآمدی وی قوی است یا ضعیف، بلکه خودکارآمدی فرد را باید بر اساس ابعاد آن در نظر گرفت. ابعاد انتظار کارآمدی شمل موارد زیر میباشند:
سطح119 یا مقدار120:انتظارات کارآمدی از لحاظ سطح یا مقدار با هم متفاوتند و به معنای دیگر در یک سلسله مراتب دشواری قرار میگیرند. ممکن است خودکارآمدی ادراک شده فرد به فعالیتهای ساده محدود باشد یا در فعالیتهایی با دشواری متوسط و یا فعالیتهای بسیار دشوار و پیچیده نمایان شود. بنابراین با توجه به سطح دشواری تکالیفی که فرد به توانایی انجام آن باور دارد، میتوان سطح یا مقدار خودکارآمدی فرد را سنجید (بندورا،1997 و مدوکس،1991). برای مثال ممکن است یک فرد سیگاری به این اعتماد داشته باشد که میتواند در شرایط آرام و بدون تنش از کشیدن سیگار پرهیز نماید اما در مورد سیگار نکشیدن در شرایط پر استرس شک کند.
قدرت121:این بعد از خودکارآمدی به ثبات و قدرت اطمینان فرد به توانایی انجام یک رفتار اطلاق میگردد. باور ضعیف در مورد خودکارآمدی به آسانی به وسیله تجارب منفی یا عدم موفقیت نفی و خاموش میگردد. در صورتی که افرادی که عقیده قوی در توانایی خود دارند، در رویارویی با شکست تلاش خود را بیشتر نموده و برای کنار آمدن با تجارب ناخوشایند، استقامت میکنند. هر چه خودکارآمدی فرد قویتر باشد، استقامت و پشتکار وی نیز بیشتر است (بندورا،1977 و بندورا،1999). مثلاً در مثال قبلی ممکن است دو فرد احساس کنند که توانایی پرهیز از کشیدن سیگار در یک مهمانی را داشته باشند ولی یکی از آنها اطمینان و اعتماد بیشتر و قویتری نسبت به این موضوع داشته باشد.
نتایج مطالعات مختلف (ویلیامز و همکاران 1997،1996، 1990 و 1988) نشان دادهاند که درمانهای استوار بر دستاوردهای عملکرد مستقیم مراجع، نسبت به درمانهای استوار بر ترغیب کلامی و تجارب جانشینی، انتظارات کارآمدی قویتری را موجب میگردند. درمانی که از طریق ترغیب کلامی یا سرمشقگیری صورت گرفته است در برخورد با ناکامی و شکست، احتمال بیشتری برای خاموشی انتظار خودکارآمدی دارد.
عمومیت122: این موضوع که وسعت اثرگذاری تجارب موفقیت یا شکست بر روی خودکارآمدی به یک رفتار خاص محدود میشود و یا در رفتارها و زمینههای مشابه دیگر تعمیم مییابد به بعد عمومیت خودکارآمدی اطلاق میگردد (مدوکس،1991). فرد ممکن است خود را در دامنه وسیعی از فعالیتها و یا فقط در حیطه خاص و محدودی خود را توانمند بداند. درواقع میتوان این چنین توضیح داد که انتظارات خودکارآمدی وابسته به موقعیت است. این که فرد در مورد ترک سیگار دارای خودکارآمدی است و خود را قادر به ترک سیگار میداند بدین معنا نیست که این فرد در ادامه دادن رژیم خود جهت کاهش وزن نیز حتماً به همان مقدار باور خودکارآمدی خواهد داشت (بندورا،1997).
برخی تجارب تنها موجب انتظارات چیرگی محدودی که مختص به همان موقعیت است میگردند در حالی که بعضی دیگر از تجارب، حس کلیتری از کارآمدی را ایجاد میکنند که به میدانی فراتر از موقعیت خاص درمانی بسط مییابد (بندورا،1372).
عمومیت خودکارآمدی به درجه شباهت فعالیتها، ماهیتی که در آن توانایی ابراز میگردد (رفتاری، شناختی، عاطفی)، کیفیت موقعیتها و عوامل دیگر بستگی دارد.
2-34-4.تأثیر باورهای خودکارآمدی
آثار خودکارآمدی از طریق چهار فرآیند اصلی اعمال میشوند:فرآیندهای شناختی، انگیزشی، عاطفی و انتخابی (بندورا،1993؛به نقل از برک،2005). باورهای کارآمدی شخصی بر الگوهای فکری که ممکن است خود کمک کننده یا خود تأخیر ساز باشند، اثر میگذارد. یکی از راههای اثر گذاری شناختی، تنظیم رفتار به وسیلهی اهداف از پیش تعیین شده و آگاهانه میباشد و این تعیین هدف شخصی تحت نفوذ خود ارزیابیهای فردی قرار دارد. باورهای کارآمدی نیرومند به افزایش سطح اهدافی که افراد برای خود برمیگزینند و تحکیم تعهدشان به آن اهداف منجر میشود. در چنین مواردی برای غلبه بر پیچیدگیهای فرآیند پردازش شناختی اطلاعات چند بعدی که حاصل ابهامات و تردیدها میباشد و فرآیند حل مسئله، افراد باید از حس خودکارآمدی بالایی برخوردار باشند تا در موقعیتهای تصمیمگیری پیچیده در تفکر تحلیلی کارآمد باشند. هر چه کارآمدی ادراک شده آنها بالاتر باشد، کوشش بیشتری برای پردازش شناختی تکالیف و تفکر تحلیلی اختصاص میدهند. (پاجارس،1999 به نقل از معتمدی،1383).
خودکارآمدی افراد، سطح انگیزش آنها را از طریق کنترل میزان کوشش و مدت زمان پافشاری در مقابل موانع تعیین میکند. به هنگام مواجهه با دشواریها، افرادی که به تواناییهای خود شک دارند، کوششهای خود را کاهش میدهند و به سرعت به راه حلهای پایین روی میآورند. بر عکس افراد دارای خودباوری قوی، در مورد تواناییهای خویش، برای غلبه بر چالش، کوشش بیشتری را اعمال میکنند. هر چه خودکارآمدی فردی بیشتر باشد، سریعتر از تردیدهای به خود ناشی از شکستها بهبود مییابد و میزان کوشش خود را افزایش میدهد. (پاجارس،1999؛به نقل از معتمدی،1383).
باورهای افراد در مورد تواناییهایشان بر میزان فشار روانی و افسردگی که در موقعیتهای تهدیدزا یا استرسزا تجربه میکنند، اثر میگذارد؛افرادی که معتقدند میتوانند تهدیدها یا فشارهای بالقوه را کنترل کنند، شناختهای آشفتهساز را به خود راه نمیدهند و به وسیله آنها آشفته نمیشوند. در مقابل فقدان باورهای خودکارآمدی برای کنترل تهدیدهای بالقوه به تجربهی فشار و برانگیختگی اضطرابی منجر میشود (بندورا،1993؛به نقل از معتمدی،1383).
افراد میتوانند از طریق انتخاب و ساخت محیط زندگی خود تا حدی بر جریان زندگی خود اثر بگذارند. آنها تمایل دارند تا از فعالیت در موقعیتهایی که باور دارند، بیش از حد توانایی آنهاست، اجتناب کنند و فعالیتهای چالش برانگیز در محیطهای اجتماعی را انتخاب کنند که اعتقاد دارند میتوانند از عهدهی آنها برآیند، بخصوص اینکه انتخاب یک موقعیت یا فعالیت میتواند تا مدتها پس از درمان انتخاب بر جریان زندگی فرد اثر گذار باشد(بندورا،1993؛به نقل از معتمدی).
2-34-5.تفاوت باورهای خودکارآمدی با دیگر باورهای خود
برای فهم بهتر خودکارآمدی و جلوگیری از

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد کانون کنترل درونی، کانون کنترل بیرونی، نقش برجسته، عوامل شخصی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع تحلیل عامل، تحلیل عاملی، آزمون فرضیه، قابلیت اطمینان