مقاله رایگان درمورد حقوق بشر، نقض حقوق، جنگ 22 روزه، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

،باعث شد که اين وضع بوجود آيد که اکثر افراد کشورهاي مختلف حتي در کشور هاي غير مسلمان به اين موضوع واکنش نشان دهند و آن را اوج وحشي گري و نقض حقوق بشر توسط صهيونيست ها بدانند.
جمهوري اسلامي ايران در راستاي محکوميت منطقه اي و بين المللي رژيم صهيونيستي در طي جنگ غزه فعاليت هاي بسياري از خود نشان داد و سرانجام توانست علي رغم مخالفت کشورهايي چون مصر و عربستان اجلاس دوحه را برگزار نمايد . در اين اجلاس ?? کشور عربي قطر ،سوريه ، سودان ،الجزاير، کومور، لبنان ، موريتاني در سطح سران و کشورهاي عراق، ليبي ، عمان ،مغرب،جيبوتي و سومالي در سطح پايين تر به همراه ? کشور اسلامي ايران و سنگال در سطح رئيس جمهور ترکيه معاون نخست وزير واندونزي فرستاده ي رئيس جمهور به همراه رهبران گروه هاي مقاومت فلسطيني مستقر در دمشق و در رأس آنها خالد مشعل ،رئيس دفتر سياسي حماس ، رمضان عبدالله دبير کل جنبش جهاد اسلامي و احمد جبريل دبير کل جبهه خلق براي آزادي فلسطين و نماينده اي از سوي ونزوئلا شرکت نمودند.
اين اجلاس مصوباتي داشت که مهمترين آنها عبارت است از :((
1. محکوميت شديد تجاوز وحشيانه ي اسرائيل به غزه
2. درخواست توقف فوري تجاوز به غزه و عقب نشيني فوري و بدون قيد وشرط نيروهاي اشغالگر از غزه
3. اسرائيل مسئول نسل کشي و جنايات بشري است و بايد غرامت آن را بپردازد.اين امر از طريق محاکم قضايي بين المللي و ملي پيگيري مي شود.
4. تأکيد بر تعليق ابتکار صلح عربي
5. تاکيد بر ضرورت رفع محاصره ي غزه از جمله تردد اشخاص و اموال و بازگشايي گذرگاه ها و فرودگاه و بندر غزه
6. دعوت از تمامي کشورها براي اهداف کمک هاي انسان دوستانه به غزه
7. دعوت از کشور هاي عربي و کشورهاي صلح دوست براي راه اندازي خط دريايي براي ارسال کمک هاي انسان دوستانه
8. ايجاد صندوق بازسازي غزه
9. دعوت از گروه هاي فلسطيني براي توافق و تحقق منافع ملي فلسطين
10. دعوت از کشورهاي عربي براي تعليق روابط با اسرائيل و توقف تمامي اقدامات در اين زمينه از جمله روابط سياسي و اقتصادي
11. قدر داني از تمامي کشورهايي که مواضع مثبتي در حمايت از غزه در برابر تجاوز و مسئله ي فلسطين اتخاذ کرده اند که قطر و موريتاني اعلام کردند روابط خود را با اسرائيل قطع کرده اند و همچنين نخست وزير قطر اعلام کرد دفتر تجاري اسرائيل در دوحه را بسته ، روابط اقتصادي با اسرائيل قطع شده و قطع روابط اقدامي بدون بازگشت است.))?208
با توجه به چنين اوضاعي کابينه ي رژيم صهيونيستي پس از ?? روز جنگ به طور يک جانبه اعلام آتش بس کرد. رژيم صهيونيستي اهدف خود را از جنگ توقف راکت پراني از سوي حماس و همچنين آزادي سرباز اسير خود ” گيلعاد شاليت ” اعلام کرده بود اما پس از ?? روز تلاش به هيچکدام از اين اهداف نرسيد و درست در هنگامي ايهود اولمرت در طي سخناني آتش بس يک جانبه را اعلام مي کرد همزمان با سخنان وي گروه هاي مقاومت مبادرت به شليک چندين موشک به شهرک هاي صهيونيست نشين کردند تا شکست اهداف اسرائيل را به همه ي جهانيان اعلا م کنند .
شايان ذکر است که مي توان دلايل مهمتري را براي حمله ي اسرائيل به نوار غزه مي توان برشمرد که عبارتند از :
1. جبران شکست جنگ ?? روزه (احياي بازدارندگي اسرائيل)
2. تأثير گذاري بر افکارعمومي در جامعه ي اسرائيل و ايجاد اميد به آينده در بين آنها
3. تقويت جايگاه محمود عباس و تلاش براي تقويت جبهه ي سازش با اسرائيل در بين کشورهاي عربي
4. نابودي کامل جنبش حماس به عنوان بازوي اجرايي و اهرم فشار جمهوري اسلامي ايران در فلسطين
5. تحقق اهداف خاور ميانه اي ايالات متحده ي آمريکا
از اين موارد مي توان به عنوان سياست هاي منطقه اي اسرائيل ناشي از تحولات اخير منطقه نيز نام برد. لازم به يادآوري است که سياست هاي منطقه اي اسرائيل چه قبل و چه بعد از دولت نهم امري ثابت بوده و در سطح استراتژيکي معمولاً تغيير ناپذير است اما در سطح تاکتيکي متفاوت مي شود . که سياست هاي تهاجمي دولت نهم باعث شد که در عرصه ي تاکتيکي با توجه به راديکال شدن فضاي منطقه اي ، رژيم صهيونيستي دست به اقداماتي چون جنگ ?? روزه و جنگ ?? روزه بزند که نتيجه اي جز تضعيف اين رژيم و انزواي بيشتر در عرصه ي منطقه و در بين ملت ها برايش در بر نداشت .

ب ) تبعات جنگ 22 روزه :
همان گونه که بيان شد تشکيل اجلاس دوحه با تلاش دولت نهم و محکوميت شديد تجاوز وحشيانه اسرائيل به غزه، تاکيد بر تعليق ابتکار صلح عربي و حمايت کشورهاي مختلف از جمله ترکيه از گروه هاي مقاومت باعث شد که موضع اسرائيل در منطقه بسيار تضعيف شود. از سوي ديگر در تاريخ سوم آوريل 2009 رئيس شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد هيئت حقيقت يابي را براي بررسي جنگ غزه تشکيل داد و از آنها خواست به تمام موارد نقض حقوق بشر بين المللي و بشر دوستانه که در حين عمليات هاي نظامي در غزه در طي 27 دسامبر 2008 تا 18 ژانويه 2009 همچنين دوره ي قبل و بعد از اين جنگ روي داده رسيدگي نمايند.
رئيس شوراي حقوق بشر قاضي ريچارد گلدستون ، قاضي سابق دادگاه قانون اساسي آفريقا ي جنوبي و دادستان سابق ديوان کيفر بين المللي براي يوگسلاوي سابق و رواندا را به عنوان رئيس اين گروه حقيقت ياب منصوب کرد.
سه عنصر منصوب ديگر اين گروه عبارت بودند از پرفسور کريستين چنيکين استاد حقوق بين المللي در مدرسه ي علوم سياسي و اقتصاد لندن و عضو بلند پايه هيات حقيقت ياب بيت حانون و خانم هيناجيلاني وکيل ديوان عالي پاکستان و و نماينده ي ويژه ي دبير کل سابق ملل متحد در زمينه ي پيگيري وضعيت مدافعان حقوق بشر و همچنين عضو کميسيون بين المللي تحقيق در امور دارفور ،سرانجام اين گروه گزارش 574 صفحه اي در مورد جنگ غزه منتشر کرد که بر اساس اين گزارش شواهد آشکاري از نقض حقوق بشر دوستانه بين المللي و حقوق بشر بين المللي همچنين وقوع جنايت جنگي و احتمال جنايت عليه بشريت توسط اسرائيل در طي جنگ وجود دارد .
و بالاخره علي رغم تلاش گسترده اسرائيل و آمريکا براي عدم ارسال اين گزارش به مجمع عمومي سازمان ملل، اين مجمع گزارش گلدستون را تصويب کرد .اما بنظر مي رسد مهمترين پيامد جنگ 22روزه را بتوان از مصوبات اجلاس دوحه استخراج کرد و اين نکته را بايد ياد آور شد که نقش دولت نهم در شکل دهي به اجلاس بسيار اساسي بوده و ايران توانسته بود تمامي اهداف خود را در اين باره به تأييد برساند.
1- اول از همه بايد گفت که جنگ 22 روزه باعث تنفر شديد افکار عمومي ملتهاي مسلمان منطقه و حتي ملتهاي جهان از اسرائيل و آمريکا شد
2-ناتواني اسرائيل را در برخورد با يک گروه که حدود دوسال در محاصره بود را آشکار ساخت
3- باتوجه به شرايط ، شاهد افزايش بي اعتمادي در بين شهرک نشينان صهيونيست هستيم که باعث مهاجرت معکوس در اين سرزمين ها شد.
4- باتوجه به حمايت مصر و برخي ديگر از سران کشورهاي عربي از اين جنگ ، باعث شدکه شکاف بين رهبران عربي و مردم آنها زياد شود.
5- عدم آزادي گيلعاد شاليت و عدم توقف راکت پراني حماس و ايجاد روحيه ي مقاومت بيشتر در بين رزمندگان و مردم غزه.
6- تقويت جبهه ي مقاومت و جايگاه ايران در سطح منطقه.
اما مهمترين هدفي که جمهوري اسلامي ايران در اجلاس دوحه به آن دست يافت و مي توان آنرا يک پيروزي استراتژيک خواند تأکيد بر مرگ صلح عربي در اين اجلاس بود که اين موضوع به مقاومت در عرصه ي بين المللي و منطقه اي مشروعيت داد و باعث تقويت جبهه ي مقاومت به رهبري ايران شد.درنتيجه اسرائيل را بيش از پيش در منطقه در انزوا قرار داد و باعث شد که ملتهاي منطقه بيش از گذشته نسبت به خيانت سران خود آگاهي پيدا کنند و بيش از گذشته نسبت به خط مقاومت در منطقه گرايش پيدا کنند و اصولا مشروعيت اسرائيل در منطقه ي خاور ميانه مورد سؤال قرار گيردکه اين مهمترين پيروزي براي جمهوري اسلامي ايران محسوب مي شد و بسياري از فشارها بر ايران را کاهش مي داد.اين جنگ باعث شد که قدرت چانه زني دولت نهم در عرصه ي بين المللي بسيار بالا رود و با توجه به توانايي ايران در بسيج کردن کشورهاي مختلف عليه سياستهاي آمريکا و اسرائيل در منطقه اين نکته به اثبات رسيد که بدون در گرفتن نظر جمهوري اسلامي ايران نمي توان مسائل خاور ميانه را حل کرد. اين حوادث منجر به آن شد که متحدان ايران در منطقه نيز از موضع برتر سخن گويند بعنوان مثال در اجلاس اقتصادي سران عرب در کويت ، بشار اسد ، به انتقاد غير مستقيم از مصر و عربستان پرداخت و به هنگام سخنراني حسني مبارک جلسه را ترک کرد و ضمن تأکيد بر حمايت از گرههاي مقاومت درفلسطين ، عدم کاربرد وژاه تروريست برآنان را خواستار شد. در کل شرايطي درمنطقه به وجود آمده بود که اسراييل بسيار در موضع ضعف قرار گرفته بود و جمهوري اسلامي ايران نيز همچنان به مواضع ضد صهيونيستي با قاطعيت ادامه مي داد اين شرايط بر کنفرانس دهم هرتز يليا سايه افکنده بود ، به طوري که ويرا ميشلين دراين کنفرانس چنين مي گويد: ” امروزه موقعيت بين المللي اسراييل در تنگنا قرار گرفته است . چرا که مشروعيت سياست ها ، ايستارها ، عمليات نظامي و حتي وجود آن به عنوان يک کشور دموکراتيک يهودي همواره جاي بحث و مناقشه است . و برخي ها معتقدند که مشروعيت آن درخارج در حال از بين رفتن است . آن چه اشکار است اين که منافع ملي اسراييل به دليل عدم توانايي آن براي به وجود آوردن ، حفظ و بسيج حمايت هاي بين المللي بسيار محدود شده است . “209
جو غالب اين کنفرانس نشان دهنده آشکار شدن ضعف هاي اسراييل در پي اقداماتش در طي چند سال اخير است که اين اقدامات متاثر از سياست تهاجمي دولت نهم بوده که باعث شد اسراييل در موضع انفعال قرار گيرد. به طوريکه شاموئل باچر و راشل مکينگر در همين کنفرانس با ارائه ي مقاله اي مي گويند : ” طي چند سال گذشته اقدامات و تحرکات نشات گرفته از تنفر عليه اسراييل و يهود شدت گرفته و يهوديان هويت ملي و مشروعيت خود را زير سوال مي بينند . اين اقدامات موتور محرکه “جنگ نرم ” عليه اسراييل است که همچنان در جريان است . اين جنگ يک جنگ راهبردي است و توسط دشمنان اسراييل درسطح جهان هدايت مي شود که از روشهاي مختلف براي ضربه زدن به اسراييل بهره مي گيرد تا وجه بين المللي آن را مخدوش سازند وتوانايي هاي آن را براي کنش هاي آزادانه کاهش دهند”210همچنين شاموئل باچرو راشل مکينگر در مورد تحليل اوضاع منطقه چنين مي گويند : ” شکست يا موفقيت سياست مسالمت آميز دولت اوباما نسبت به ايران هم بر وضعيت موقعيت آمريکا دراين منطقه و هم بر ساير مناطق تاثير خواهند گذاشت و تا زماني که ايران به فعاليت هاي هسته اي خود ادامه دهد ، دولت آمريکا نمي تواند ادعا کند که اين سياست موفق بوده است، عقل سليم در منطقه حکم مي کند که آمريکا تمايلي به مقابله با ايران ندارد ، چرا که به همکاري با آن براي حل مسائل عراق و افغانستان نياز دارد . بنابراين فشار آمريکا به اسراييل براي خودداري از هرگونه اقدام نظامي عليه ايران اين مسئله را تاييد مي کند که آمريکا به طور موقت ادعاي ايران درخصوص هژموني منطقه اي بودن را پذيرفته است.))211 اين سخنان تحليلگران صهيونيست آن هم در کنفرانس معتبر هرتزيليا حاکي از آن است که اولا ً رقيبان اصلي در منطقه آمريکا و ايران مي باشند واسراييل جايگاه چنداني در معادلات ايران ندارد.
اين افراد درحالي درسال 2010 از عقل سليم و حمله نکردن به ايران سخن مي گويند که پس از محور شرارت خوانده شدن ايران و تهديدهاي آمريکا و همچنين در پس فشارهاي هسته اي با توجه به اقدامات دولت نهم ، وسياست تهاجمي ايران وعکس العمل آنها در پي اين موضوعات وبه راه انداختن جنگ 33روزه 22 روزه ،آمريکا و اسراييل نتوانسته بودند جمهوري اسلامي ايران را در موضع ضعف قرار دهند و نتيجه اين اقدامات قدرت گرفتن پيش از پيش ايران بود. با توجه به اين تحولات و قدرت گرفتن ايران عملاً سياست هاي خاورميانه ايالات متحده در منطقه با بن بست روبرو شده بود.
البته اين حرف تحليلگران صهيونيست که گفته اند آمريکا اجازه حمله به ايران را از سوي اسراييل نمي دهد امري مضحک به نظر

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد باراک اوباما، محاصره غزه Next Entries مقاله رایگان درمورد اسراييل، خاورميانه، ، فزاينده