مقاله رایگان درمورد حقوق بشر، سوره حجرات، هتک حرمت

دانلود پایان نامه ارشد

وگريزي از اين وابستگي هاي متقابل نيست‌. بنابراين، افزون بر مباني حقوق بشري حق هاي متهم‌، الزامات بين المللي و ضرورت هاي عيني زندگي اجتماعي و هم زيستي مسالمت آميز نيز رعايت حقوق دفاعي متهم را الزام آور مي سازد.77
مبحث دوم: مباني حقوقي و فقهي
پس از بيان نظري حقوق آزادي هاي فردي ناطر به اماکن و ارتباط مي بايست مباني فقهي و حقوقي آن نيز بررسي شود. بر اين اساس اين مبحث را به مباني فقهي و حقوقي اختصاص داديم که در گفتار نخست به مباني فقهي و گفتار دوم را به مباني حقوق آن مي پردازيم.
گفتار اول: مباني فقهي
حمايت از حريم خصوصي در حقوق اسلامي از قدمت بسيار برخوردار است. حريم خصوصي پيش از آنکه در اسناد بين المللي حقوق بشر پيش بيني شود در منابع اسلامي مورد توجه بوده و در آيات متعددي از قرآن مجيد به لزوم رعايت حريم منازل و ارتباطات خصوصي اشخاص تعريف شده است.
سنت پيامبر اکرم و سيره مسلمين نيز سرشار از توصيه هايي در پرهيز از نقض مصاديق مختلف حريم خصوصي است با وجود اين متأسفانه چه در تدوين قوانين و مقررات مربوط به منازل و ارتباطات خصوصي و چه در رويه هاي عملي اهميت اين حق و آثار ناشي از آن در روابط افراد با يکديگر و با حکومت چنان که بايد درک نشده و حمايتهاي لازم از آن صورت نگرفته است.78
علي رغم آنکه در منابع اسلامي نظير قرآن‌، احکام متعددي درباره مقوله حوزه هاي مختلف حريم خصوصي وجود دارد لکن اصطلاح حريم خصوصي نه در قرآن و نه در روايات اسلامي استعمال نشده است و منبع فقه اسلامي در مواجهه با حوزه هاي حريم خصوصي موضع به اصطلاح تحويل گرايانه است يعني حريم خصوصي در قالب احاله به حقوق و آزادي هاي ديگر‌، نظير حق مالکيت‌، منع تجسس‌، اصل برائت‌، منع سوء ظن و اشاعه فحشا و سب و هجو و قذف و نميمه و غيب و خيانت در امانت حمايت شده است.
بند اول: قرآن
قرآن مهمترين سند کتبي ما مسلمانان در تمامي امور مذهبي و اجتماعي است و به خصوص حرمت منزل و مسکن بطور صريح و ضمني به آن اشاره کرده است. همانطور که مي دانيم قرآن به زبان عربي مي‌باشد و در عربي معني خانه و منزل واژه “‌البيت” مي باشد. اين کلمه به کرّات در قرآن قيد شده است و اين نشانگر اهميتي است که خداوند به خانه و منزل داده است و معمولاً براي مکانهاي مقدس‌، خداوند کلمه بيت را اطلاق کرده است زيرا در اين مکان است که انسان وظايف الهي من جمله پرورش فرزندان صالح، راز و نياز با خدا‌، حفظ آبرو و ناموس و… مي پردازد بنابراين بديهي است که اين مکان را خداوند مقدس مي شمارد. خداوند در سوره مائده آيه 97 از خانه حرمت و احترام براي نگهباني ايمان، حفظ مصالح امور ديني و دنيوي صحبت مي کند.79 و اين بيانگر انجام وظايف الهي در خانه مي باشد. هر چند که منظور خداوند ازبيت الحرام خانه و منزل شخصي نبوده ولي به هر حال آن خانه يا هر خانه ديگر که براي عبادت خداوند باشد محترم شمرده شده است.
البته انسانها براي انجام بعضي فرايض من جمله جهاد‌، تعليم‌، کار و… مجبور به خروج از خانه هستند و هرکسي با اين نيت از خانه خارج شده و در اين سفر مرگ وي فرا رسد شهيد محسوب مي شود.80
پس از ذکر اين مقدمه به مهمترين آياتي که خداوند در مورد حرمت مسکن و آداب ورود به آن ذکر کرده مي پردازيم. خداوند در سوره نور بيش از همه سوره هاي ديگر به اين احکام پرداخته است و در آيات 27 و 28 همين سوره مي فرمايند: “‌يا ايها الذين امنو لاتدخلو بيوتاً غير بيوتکم حتي تستانسوا و تسلموا علي اهلها ذلکم خيرلکم لعلکم تذکرون فان لم تجدوا فيها احدا فلا تدخلواها حتي يوذن لکم و ان قيل لکم ارجعو فارجعوا هوازکي لکم والله بما تعملون عليهم‌”. يعني اي اهل ايمان هرگز به هيچ خانه مگر خانه هاي خودتان تا با صاحبش انس (‌و اجازه) نداريد وارد نشويد و چون رخصت يافته وارد شديد بر اهل خانه نخست سلام کنيد و اين براي شما بهتر است شايد متذکر شويد. اگر کسي را در خانه نيافتيد داخل آن مشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد باز گرديد، که براي شما پاکيزه تر است و خدا به آنچه انجام مي دهيد آگاه است. در شأن نزول آيات فوق بايد گفت‌؛ که اکثر مفسران به نقل از بن ثابت مي گويند؛ زني از انصار به حضور پيامبر رسيد و گفت: اي رسول خدا در بسياري از اوقات در خانه ام در حالي هستم که نمي خواهم هيچ کس حتي پدر و فرزندم مرا در آن اوقات و حالات ببينند ولي ناگاه يکي از اينان به خانه من مي آيند و من را به وجهي که شايسته نيست مي بينند بنابراين چکار مي توانم بکنم. در اين حالت بود که آيه 27 نازل شد.81
اعراب در آن زمان از حداقل آداب ورود به منزل غير بي بهره بودند بطوريکه بدون هيچ اذني وارد خانه ديگران مي شدند و موجب سلب آرامش همنوعان خود مي شدند.
با دقت در آيه 27 سوره نور مشخص مي شود که طرف خطاب خداوند ايمان آورندگان است زيرا مومنين وظيفه دارند فرايض الهي را به جاي آورند.
کلمه “بيوت” در متن آيه جمع بيت است معني بيت مأوا و خانه است و در اصطلاح به منزل و مسکن آدمي بدون اعتبار شب نيز بيت گويند.
خداوند با عبارت “‌غير بيوتکم” در آيه فوق شمول آيه را به منزل غير محدود نموده و افراد براي ورود به خانه خودشان نياز به رعايت استيناس نيستند.
همچنين در ادامه آيه فوق مي فرمايند‌: “… حتي تستانسوا علي اهلها‌…” مفسران در باره معني و مفهوم عبارت “‌تستانسوا‌” بحثهاي فراواني کرده اند تستانسوا برگرفته شده از ريشه انس مي باشد و استاد علامه طباطبايي در اين مورد چنين مي نويسد‌: “‌کلمه انس به هر چيز به معناي الفت گرفتن با آن و آرامش يافتن قلب به آن است و کلمه استيناس عملي است که به اين منظور انجام شود.”82
خداوند در اين آيه از جمله “‌تستاذنوا‌” استفاده نکرده و حتماً حکمتي در آن بوده است به طوريکه با دقت در فلسفه آيات و کلام مفسران اينطور برداشت مي شود که استيذان اعم از استيناس است. استيذان اذن و اجازه ورود به منزل است ولي استيناس علاوه بر اذن ورود بايد رضايت باطني صاحبخانه را هم داشته باشد. اين تمايل در بسياري از موارد اطلاع قبلي و آماده شدن صاحب منزل است بنابراين استيناس رضايت معنوي و انس و الفت صاحبخانه براي ورود به منزل است.
نحوه گرفتن اذن و استيناس طريقت دارد و زمان پيامبر چون درب منزل بصورت امروزي نبوده اين اذن از طريق گفتن تکبير يا صدا کردن صاحبخانه با حرکتي براي توجه صاحبخانه انجام مي گرفت البته اذن گرفتن را بايد به طريقي گفت که داخل خانه فرد ديده نشود در غير اين صورت نگاه غير مجاز به داخل خانه ديگري همراه با گرفتن اذن خود نوعي هتک حرمت منزل غير محسوب مي شود و در حکم ورود غير مجاز به منزل غير است. چنانچه از عبدا… بن بشير روايت شده است که “‌پيامبر هرگاه به خانه فردي نزديک مي شد هرگز در مقابل در نمي ايستاد بلکه طرف چپ يا راست مي ايستادند و اذن مي‌گفتند؛ چرا که در آن زمان داخل خانه ها از بيرون رويت مي شد.” و نيز روايت شده است. “‌مردي به ديدار رسول خدا آمد در حاليکه مقابل درب ايستاده بود و اجازه ورود مي خواست پيامبر به او فرمودند که کسب اجازه و استيناس‌، نگاه کردن را هم شامل مي شود.”83
همچنين صدا کردن صاحبخانه نبايد با صداي بلند باشد چنانچه خداوند در آيه 4 سوره حجرات کساني را که براي ديدن پيامبر از پشت خانه ها وي را با صداي بلند مي خوانند مردم بي عقل و بي شعوري معرفي کرده است.84
ايستادن در نزديک درب و اصرار بر ورود بطوريکه صاحبخانه مجبور به پاسخگويي و اذن شود اين هم خلاف استيناس است زيرا هر چند در ظاهر از صاحبخانه اجازه گرفته ولي اين اجازه و اذن همراه با رضايت باطني نبوده است.
بند دوم: سنت معصومين
دليل ديگر مصونيت منازل و اماکن افراد من جمله متهم از تعرض‌، بيان رفتار معصومين در خصوص ورود به منازل افراد است. حضرت رسول اکرم در بعضي موارد با گفتار و در بعضي موارد با رفتار خودش حرمت مسکن و آداب ورود به منزل غير را بيان مي داشت. در سنت پيامبر مي خوانيم که اگر کسي اجازه گرفتن بلد نبود حضرت خودشان يا توسط ديگر نحوه اجازه گرفتن را به او ياد مي دادند.85
در روايت آمده است که پيامبر مي خواست وارد خانه دخترش (‌حضرت فاطمه) بشود، نخست بر در خانه آمد، دست بر روي در گذاشت و در را کمي عقب راند و سپس فرمودند: السلام عليک‌، حضرت فاطمه جواب سلام را دادند بعد پيامبر فرمودند: اجازه دارم وارد شوم؟ حضرت فاطمه فرمودند‌: وارد شويد. سپس رسول خدا فرمودند: کسي که همراه من است نيز اجازه ورود دارد ؟ حضرت فاطمه فرمودند: اجازه دهيد مقنعه بر سر من نيست و هنگامي که مقنعه سر کردند پيامبر مجدداً اجازه گرفت و به همراه جابر بن عبدالله وارد خانه شدند.86
و در روايت ديگري آمده است که شخصي از شکاف در به داخل خانه پيامبر بي اذن آن حضرت نگاه کرد و آن حضرت براي اينکه زشتي عمل او را نشان دهد فرمودند: اگر نزديک بودم به وسيله ميله آهني چشمت را کور مي کردم.
گفتار و رفتار پيامبر در برخورد با سمره بن جندب بهترين نمونه عملي زندگي آن حضرت درباره حرمت مسکن و رعايت شرايط ورود به آن است‌. مشهور است که سمره بن جندب درخت خرمايي در منزل يکي از اصحاب پيامبر داشت و ايشان هر وقت مي خواست به منزل آن صحابه وارد شود‌، بايد طبق قاعده اجازه ميگرفت ولي سمره اين کار را نمي کرد و هر موقع مي خواست سر زده داخل خانه او مي‌شد، صحابه چند بار تذکر داد ولي سمره گوش نمي کرد تا اينکه شکايت نزد رسول خدا برد و پيامبر سمره را خواستند و مطلب را به او گفتند و ايشان جواب داد به خاطر درختم من حق عبور و مرور دارم. پيامبر فرمودند: اين درخت را به من بفروش و من درختي ديگر در جاي ديگر به تو بدهم‌. سمره قبول نکرد، پيامبر فرمودند: دو تا درخت مي دهم باز هم قبول نکرد، پيامبر فرمودند: سه تا درخت مي‌دهم ولي سمره قبول نکرد، پيامبر بعد از اينکه با بي منطقي و لجاجت او روبرو شد به صحابه دستور داد که درخت او را ببرد و جلويش بيندازد و سپس فرمودند: و لاضرار علي مومن” آن مرد مضاري است و در اسلام ضرر و ضرار وجود ندارد.87
رفتاري از پيامبر روايت شده که بيانگر آن است که ايشان بدون استيناس وارد منزل ديگري نمي شد. سعد بن عباده روايت مي کند، روزي رسول خدا به ديدار ما آمد و فرمودند: اسلام عليک و رحمه ا… سعد جواب آهسته داد، قيس خطاب به سعد گفت آيا به پيامبر اذن ورود نمي دهي ؟ سعد گفت بگذار پيامبر بيشتر بر ما سلام کند و رسول خدا پس از چند مرتبه سلام دادن و جواب نشنيدن بر مي گردند، در اين هنگام سعد در پي پيامبر رفته و به ايشان مي گويد که من سلام و استيناس شما را شنيدم ولي آهسته جواب مي دادم تا اينکه بيشتر بر ما سلام دهيد و آنگاه رسول خدا مطابق استيناس روانه منزل سعد شدند.88
و يا روايت ديگري است بر اين مضمون که خليفه دوم شبي از کوچه هاي مدينه عبور مي کرد و صداي لهو و لعب از خانه اي مي شنيد، متغير شد و خواست وارد خانه شود هر چه در زد نشنيدند‌، خليفه از بام بالا رفت و شروع به تشدد صاحبخانه نمود که چرا مرتکب فعل حرام و لهو و لعب شده اي‌. صاحبخانه در جواب خليفه گفت اگر من مرتکب يک گناه شده ام شما مرتکب چند گناه شده اي زيرا اولاً چرا تجسس نموده اي خداوند مي فرمايد: “لا تجسس‌، در سوره حجرات آمده‌، ثانياً چرا از درخانه وارد نشدي و از پشت بام وارد شدي چرا که خداوند مي فرمايد: “‌اتو البيوت من ظهورها و لکن البر من اتقي و اتو البيوت من ابوابها….) چرا بدون اجازه وارد شده و سلام نيز نکردي چرا که خداوند مي فرمايد: “‌لاتدخلي البيوت بيوتاً غير بيوتکم حتي تستانسوا و تسلموا علي اهلهما‌” سوره نور آيه 27، خليفه خجل شد و برگشت.89
بند سوم: اجماع (‌فتاوي فقها)
همه فقها اماميه ورود به منزل و اماکن افراد بدون اذن و مجوز قانوني را خلاف شرع و ممنوع اعلام نمودند. دفاع از آن را در برابر محارب‌، مهاجم‌، دزد و مانند آنها حائز اهميت دانستند.90
براي مثال‌: يکي از فقها در اين خصوص مي نوسيد:

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد اسناد حقوق بشر، حقوق بشر، قرار بازداشت موقت Next Entries مقاله رایگان درمورد قاعده لاضرر، محل سکونت، حقوق متهم