مقاله رایگان درمورد جهان اسلام، سرچشمه ها، دولت مدرن

دانلود پایان نامه ارشد

با توجه به ماجراي نفت، با کشورهاي غربي به تيرگي گراييده بود. پس از کودتاي 28 مرداد و برکناري مصدق و به دست گرفتن کامل زمام امور توسط محمد رضا شاه، روابط ايران و اسرائيل بسيار گسترش يافت. چراکه هر دو کشور متحد آمريکا به شمار مي آمدند و همچنين گسترش گرايش هاي ناسيوناليستي و مارکسيستي در بين برخي از کشورهاي عربي زمينه را فراهم ساخت که ايران و اسرائيل بيش از پيش به يکديگر نزديک شوند و روابط خود را در زمينه هاي اقتصادي، فرهنگي، نظامي و اطلاعاتي گسترش دهند و به سوي اتحادي استراتژيک قدم بردارند. سرانجام با وقوع پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 اوضاع کاملا دگرگون شد و دوست و متحد ديرين به دشمن درجه اول رژيم صهيونيستي تبديل شد. در پي آن جمهوري اسلامي ايران ضمن تحويل سفارت اسرائيل در تهران به مبارزان فلسطيني خواهان محو اسرائيل از صفحه ي روزگار شد.
اتخاذ اين سياست مختص به اسرائيل نبود چراکه در دهه اول انقلاب اسلامي شاهد هستيم که با توجه به انديشه هاي امام خميني ايران به مقابله با استکبار جهاني برخاست و نظم حاکم بر نظام بين الملل را به چالش کشيد اما بيشترين هجمه ي ايران به سمت اسرائيل و انتقاد از رژيم صهيونيستي بود زيرا ايران بر اساس نظر فقهي امام خميني اين رژيم را اشغالگر و نامشروع مي دانست. و لذا به سمت حمايت گسترده از گروه هاي مقاوت در لبنان و فلسطين رفت و با توجه به اين که گروه هاي مبارز لبنان و فلسطين با الهام از انقلاب اسلامي ايران ايدئولوژي مبارزاتي خود را تغير داده بودند و به سمت اسلام گرايي سوق پيدا کرده بودند ايران بيش از پيش به حمايت همه جانبه از اين گروه ها پرداخت. هدف از اين حمايت ها تضعيف اسرائيل و تشويق به مبارزه با اين رژيم و به بن بست کشاندن مذاکرات سازش بود.
اين سياست در دهه ي اول انقلاب اسلامي با شدت پيگيري مي شد ولي بعد از پايان جنگ تحميلي و اتخاذ استراتژي تنش زدايي و توسعه ي اقتصادي و سياسي از سوي دولت هاي سازندگي و اصلاحات شاهد تعديل سياست هاي اول انقلاب هستيم و در اين دوران دولت مردان ايراني از طرح مسائل و شعارهاي هجومي و تحريک کننده عليه اسرائيل خودداري نمودند.

فصل سوم:

سياست هاي منطقه اي اسرائيل قبل از دولت نهم:

پيشگفتار:
در اين فصل به بررسي سياست هاي منطقه اي اسرائيل تا قبل از روي کار آمدن دولت نهم خواهيم پرداخت. به همين منظور براي فهم بهتر سياست هاي منطقه اي اسرائيل ابتدا سياست هاي منطقه اي اسرائيل در دوران قدرت حکومت پهلوي دوم بررسي مي شود. به عبارت ديگر سياست هاي منطقه اي اسرائيل از ابتداي تاسيس (1948) تا 1979 مورد کنکاش قرار مي گيرد و پس از آن به دليل اين که انقلاب اسلامي ايران تاثيرات مستقيمي بر سياست هاي منطقه اي اسرائيل داشته است به بررسي تاثير آن بر سياست هاي منطقه اي اسرائيل خواهيم پرداخت و بعد از آن سياست هاي منطقه اي اسرائيل در دوره زماني 1979 تا 2005 خواهيم پرداخت. شايان ذکر است که از آن جا که بين اسرائيل و ايالات متحده آمريکا روابط استراتژيکي وجود دارد و طرفين داراي منافع مشترکي در منطقه هستند، لذا سياست هاي اين دو دولت در منطقه داراي نقاط اشتراک منحصر به فردي است. به همين دليل سياست هاي منطقه اي اسرائيل در اين دوره زماني در چارچوب استراتژي خاور ميانه اي آمريکا بررسي خواهد شد و براي تبيين بهتر موضوع چند حادثه مهم را به عنوان شاخص قرار داده و به بررسي سياست هاي منطقه اي اسرائيل در چارچوب استراتژِي خاورميانه اي آمريکا پرداخته مي شود. اين موضوعات بدين صورت مطرح خواهد شد: الف) از پيروزي انقلاب اسلامي تا فروپاشي شوروي، ب) از فروپاشي شوروي تا حوادث يازده سپتامبر، ج) از حوادث يازده سپتامبر تا روي کار آمدن دولت نهم.

الف) : سياست هاي منطقه اي اسرائيل (1979 – 1948) :
سال هاست که اسرائيل در يکي از استراتژيک ترين نقاط جهان خود را به مرزوبوم و مردم اين منطقه تحميل نموده و همواره با برداشتن گام هاي دقيق و اتخاذ شيوه هايي حساب شده مسير رو به رشدي را طي نموده است اين در حالي است که کشورهاي همسايه ي اسرائيل با دگرگوني ها و تحولات بسياري مواجه گرديده اند وقوع کودتا و بحران ايدئولوژي ها همواره اين کشورها را در معرض بي ثباتي و عدم آرامش قرار داده است البته تحولات کشورهاي همسايه ي اسرائيل تاثيرات عميقي بر اين کشور نيز داشته است.
بحث پيرامون استراتژي و سياست هاي منطقه اي اسرائيل از اهميت ويژه اي برخوردار است چراکه شکل گيري رژيم صهيونيستي آن هم در قلب جهان اسلام نه بر حسب تصادف که نتيجه ي طرح هايي از پيش تعيين شده است. بايد گفت سياست هاي منطقه اي اسرائيل بر پايه ي اصولي واضح و قابل انعطاف که در مراحل مختلف زمان در خدمت مقاصد او قرار مي گيرد بنا شده است اين سياست ها از آغاز تاسيس اسرائيل (1948) تا انتهاي دوره ي پهلوي (1979) که دوره ي زماني مورد نظر ما در اين بخش است، فراز و فرودهايي داشته است. رژيم صهيونيستي در اين سال ها با توجه به شرايط مختلف به وجود آمده سياست هاي متفاوتي را به اجرا درآورده که بر حسب شرايط مکاني و زماني متفاوت بوده است.
در ابتداي شکل گيري دولت اسرائيل در منطقه سياست هاي اين رژيم بدين ترتيب بودند:
الف- تاسيس کشور يهودي از نيل تا فرات
ب- تشويق يهوديان دنيا به مهاجرت به اسرائيل
ج- کسب هويت منطقه اي در بين کشورهاي خاورميانه .

الف- تاسيس کشور يهودي از نيل تا فرات:
در ابتداي تشکيل رژيم صهيونيستي يکي از اهداف عمده در ذهن سران صهيونيست اين بود که وسعت سرزميني خود را از نيل تا فرات گسترش دهند. در همين راستا موشه دايان در زماني که وزير جنگ اسرائيل بود طي سخناني گفت: “همچنان که کتاب تورات و ملت تورات در جهان وجود دارد بايستي به وجود زمين تورات نيز اعتراف کرد و چون بخواهيم معناي زمين تورات را به دست آوريم، خواهيم ديد که در پاره اي از کلمات کتاب تورات گفته شده است که : براي نسل تو اي اسرائيل از فرات تا نيل را آماده کرده ايم و آن جا که کف پاي تو به آن برسد از آن ملت توست.”107
يا در جايي ديگر مناخيم بگين در مورد همين آرزوي اسرائيل بزرگ چنين مي گويد: “اسرائيل فقط يک پنجم خاکي است که بايد از سرزمين پدران ما به دست ما باشد و اين وظيفه ي ماست که چهار پنجم ديگر را با فعاليت و پشتکار به دست آوريم.”108
در کل بايد گفت از ابتداي تشکيل انديشه ي صهيونيستي و در کنفرانس بال سوييس تشکيل اسرائيل بزرگ از اهداف اصلي و اوليه ي سران صهيونيست بوده است.
ب- تشويق يهوديان به مهاجرت به اسرائيل:
يکي ديگر از سياست هاي اسرائيل اين بود که يهوديان پراکنده در نقاط مختلف دنيا را ترغيب کند تا به ارض موعود مهاجرت و در اين سرزمين سکني گزينند. اين موضوع که کشوري يهودي تشکيل شود براي سران صهيونيسم بسيار حائز اهميت بود در همين رابطه بن گوريون در هفتم دسامبر 1938 ميلادي در برابر رهبران حزب کار صهيونيسم چنين مي گويد:” اگر من بدانم که تمام کودکان يهودي آلماني را را از راه بردن آن ها به انگليس مي توانم نجات دهم و يا اين که تنها نيمي از آن را مي توانم به سرزمين اسرائيل منتقل کنم، به يقين راه دوم را برمي گزينم، زيرا ما نبايد تنها به فکر جان اين کودکان باشيم، بلکه بايد در انديشه ي تاريخ ملت يهود باشيم.”109
يا در جايي ديگر در هشتم دسامبر 1942 ميلادي بن گوريون مي گويد: وظيفه ي صهيونيسم نجات يهوديان اروپا نيست، بلکه آزادسازي سرزمين اسرائيل براي ملت يهود است.
اصولا در سال هاي ابتدايي تشکيل رژيم صهيونيستي بيشتر نگاهي ايدئولوژيک بر سياست هاي اين رژيم حاکم بوده يا به بيان ديگر بعد ايدئولوژيک در بين سران صهيونيست بر ديگر ابعاد برتري داشت و همين امر نقشي اساسي در سياست هاي منطقه اي اين رژيم ايفا مي کرد.
ج- کسب هويت منطقه اي در بين کشورهاي خاورميانه:
از ديگر سياست هاي منطقه اي رژيم صهيونيستي در سال هاي ابتدايي شکل گيري آن کسب هويت منطقه اي در بين کشورهاي خاورميانه بود. البته در آن سال ها رژيم صهيونيستي در صدد تحميل خود بر منطقه بود و چندان به دنبال صلح حتي در مقام بيان و گفتار هم نبود. اين رژيم در نظر داشت با کسب قدرت سياسي، اقتصادي و نظامي خود را بر کشورهاي منطقه تحميل و هويت خاورميانه اي پيدا کند. در همين راستا گلداماير چنين مي گويد: ” اسرائيل خود را جزء لاينفک آسيا مي داند و خصومت ملل آفريقا و آسيا با ما پايه و اساسي ندارد. تنها گناه ما اين است که سفيد پوست هستيم”110به طور کلي سياست اسرائيل در منطقه در ابتداي شکل گيري يک استراتژي مداوم تجاوزگرانه و توسعه طلبانه بود. مثلا صهيونيست ها قبل از تشکيل اسرائيل در صدد بودند اردن را به اشغال خود درآورند و در همين راستا سازمان صهيونيسم بين الملل در سوم فوريه 1919 يادداشتي خطاب به مجلس اعلاي کنفرانس صلح پاريس ارسال داشت که در آن مورد مرزهاي شرق فلسطين چنين اظهار شده بود: ” در شرق خطي به موازات راه آهن حجاز و در غرب آن به خليج عقبه منتهي مي شود… و دشت هاي حاصلخيز واقع در شرق اردن از ديرينه ترين دوران هاي تورات از لحاظ اقتصادي و سياسي به اراضي واقع در غرب رودخانه مرتبط است. اين سرزمين که در حال حاضر جمعيت کمي در آن سکونت دارند، در دوران رومي ها معيشت زيادي را تامين مي کرد و اينک به طور شگفت انگيزي مستعد اسکان افراد زيادي است.”111
در ادامه ي اين يادداشت مرزهاي مورد نظر سران صهيونيست چنين ترسيم شده است: ” در شمال مرز از نقطه اي در ساحل مديترانه در کنار صيدا آغاز مي شود و تا مجاري آب هاي کوه هاي لبنان تا پل الفرعون ادامه مي يابد و از آن جا تا البيره پيش مي رود تا به خط جداکننده ي درياچه ي دره القرن از درياچه ي دره التيم برسد. سپس به طرف جنوب خط جداکننده ي دامنه هاي شرقي از دامنه هاي غربي جبل الشيخ را پي مي گيرد تا به کنار بيت جن برسد و از آن جا به سمت شرق در ساحل شمالي رودخانه مغينه پيش مي رود، تا اين که در غرب به موازات خط آهن حجاز قرار گيرد. در شرق، خط موازي راه آهن حجاز در غرب آن به خليج عقبه منتهي مي شود و در جنوب خطي که پيرامون آن با دولت مصر توافق مي شود. جزييات مرزها به هر شکل و هرگونه تغيير و تعديل هايي در آن بايد توسط کميته ي ويژه اي انجام شود که يهوديان در آن نماينده داشته باشند. مرزهايي که در بالا مشخص شد، در رابطه با پايه هاي اقتصادي لازم براي يک کشور مستقل امري حياتي مي دانيم. فلسطين بايد راه هاي خروج طبيعي به درياها (وتسلط بر رودخانه ها و منابع آن) را داشته باشد. اين مرزها بر اساس رعايت نيازهاي عمومي اقتصادي و سنت هاي تاريخي کشور ترسيم شده و اين ها عواملي است که کميته ي ويژه به هنگام ترسيم مرزها، الزاما بايد در نظر داشته باشند. اين کميته بايد توجه کند که بنا به مصلحت مديريت اقتصادي بسيار مناسب است که مساحت فلسطين تا جايي که ممکن است وسيع باشد، تا کشور به مرور زمان بتواند گنجايش گروه هاي بيشتري از ساکنان مرفه را داشته باشد. ساکناني که مي توانند هزينه هاي يک دولت مدرن را آسان تر از کشوري کوچک و الزاما با جمعيتي کم به عهده بگيرند.”112
بر طبق چنين مرزهايي عملا لبنان بايد در اشغال رژيم صهيونيستي قرار گيرد و ضميمه ي خاک اين کشور شود. بلندي هاي جولان سوريه نيز در سياست منطقه اي اسرائيل جايگاه ويژه اي داشت به طوري که هوارس مئير کالين در کتاب خود با عنوان “صهيونيسم و سياست جهاني” چنين بيان مي دارد: آينده ي تمامي فلسطين در چنگ کشوري است که سلطه ي خود را بر رودخانه هاي ليطاني، يرموک، و سرچشمه هاي رودخانه ي اردن، گسترش داده

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد دولت اصلاحات، جهان اسلام، سازمان ملل متحد، وحدت جهان اسلام Next Entries مقاله رایگان درمورد وزارت خارجه، سازمان ملل