مقاله رایگان درمورد تعلیم و تربیت، امام خمینی، شهید مطهری، ولایت فقیه

دانلود پایان نامه ارشد

باشد. منتها در این مثال بُعد میدان حرکت تکاملی، میدان محدودی است … اما در مورد انسان، سقفی وجود ندارد (همان).
پيوند تعلیم و تربیت:
دانشمندان، بسته به جهانبینی و نوع نگرش آنها به روش و هدف از تربیت و ویژگیهای مربی و متربی، تعریفهای بسیاری برای تربیت ارائه کردهاند. شهید مطهری در تعریف تربیت مینویسد:
تربیت عبارت است از پرورش دادن. یعنی استعدادهای درونیای را که بالقوه در یک شیء موجود است به فعلیت درآوردن (مطهری، 1374: 25).
رهبر انقلاب نیز در معنای تربیت میفرماید:
تربیت به معنای رشد و نمو و حرکت هر شیء به سمت هدف و غایتی است که آن شیء کمال خود را بازمییابد و برای مثال تربیت یک نهال یا یک بوته گل، به این معناست که ما این نهال یا این بوته گل را رشد و نمو بدهیم تا برگ و بار پیدا کند و ضمن اینکه خود این نهال یا بوته، از لحاظ ظاهری و جسمی و زیبایی باید شکل کامل خود را پیدا کند، میوهاش هم باید میوه سالم و شیرینی باشد (بانکی پور و قماشچی، 1370 :91).
به این ترتیب، در نظر مقام معظم رهبری، تربیت يعني شكوفايي استعدادها، و این معنای وسیعی را در بر ميگيرد که شامل بروز سلامت جسمی، فکری، علمی و اخلاقی انسانی است که قصد شده تا در مسیر کمال، رشد و نمو داده شود. یعنی اهداف تربیتی دارای گستردگی خاصی است که همه استعدادهای بشری از جمله تربیت اخلاقی و رشد معنوی را شامل میشود. امام خمینی(ره) در مورد نیاز بشر به تربیت اخلاقی میفرماید:
از اول در سرشت انسان است که این انسان از عالم طبیعت سیر کند تا برسد به آنجایی که وهم ماها نمیتواند برسد و همۀ اینها محتاج به تربیت است (امام خمینی، 1361: ج4 : 175).
علاوه بر شمول اهداف تربیت، قلمرو تربیت از حیث افراد نیز گسترده است و پرورش همه جانداران حتی پرورش گل را در بر میگیرد. در حالیکه مقوله تعلیم تنها در مورد موجود دارای شعور یعنی انسان، آن هم تنها در جنبه نظری و رشد فکری و ذهنی و افزایش سطح آگاهی صادق است. به همین سبب، آیتالله خامنهای نسبت بین تربیت و تعلیم را به صورت عموم و خصوص مطلق تبیین میفرماید:
پس تربیت در اصطلاح خاص چیزی غیر از تعلیم است و تعلیم به معنی یاد گرفتن است اما تربیت به معنای شدن و به شکل خاصی درآمدن … است که شامل تربیتهای اخلاقی، تربیتهای دینی و … میشود (بانکی پور، و قماشچی،1370 :91).
البته باید توجه داشت كه رابطه تنگاتنگی بین تعلیم و تربیت وجود دارد، بهگونهای که هیچ یک بدون دیگری به اهداف اساسی خود نخواهند رسید. تأکید رهبر معظم انقلاب از سویی اهتمام به امر آموزش و از سویی دیگر به آمیختگی و همراهی تعلیم با تربیت است. ایشان فرمود:
تعلیم باید با تربیت آمیخته باشد. … . بهترین شکل کار این است که معلم، مربی نیز باشد.
تربیت صحیح جسمی و روحی، فکر و عقل متربی را به شکل مطلوبی پرورش میدهد و ذهنش را برای رسیدن به عمق مطالب و درک حقایق امور آماده میسازد. چنانکه امام خمینی (ره) نیز تعلیم و تربیت را مکمل هم دانسته و میفرماید:
تعليم بايد پهلويش تربيت باشد، تربيت صحيح؛ تربيت اسلامى. اگر تعليم تنها باشد بدون تربيت، فايده ندارد؛ بلكه گاهى مُضرّ است. تربيت بى‏تعليم هم نمى‏شود؛ به نتيجه نمى‏رسد. اين دو تا بايد با هم باشند، توأم باشند؛ تعليم و تربيت. انسان يك موجودى است كه با تعليم و تربيت رشد مى‏كند (امام خمینی، 1361: ج8 : 514).
بیشک، تربیت که سنگ بنای شخصیت فکری هر انسانی را پایهگذاری میکند، به دلیل نتایج ارزشمندی که به دنبال میآورد، بر تعلیم که تنها به تقویت قوای عقلانی انسان میپردازد، تقدم رتبی دارد؛ چنانکه در آیه: «وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَ» (آل عمران/164)، تقدم تزکیه بر تعلیم نشان داده شده است. این کلام آیت الله خامنهای است که فرمود:
تربیت پیش از تعلیم انسان را به حرکت درمیآورد. اگر تربیت نباشد، بصیرت انسان به کمک او نمیآید (بانکی پور فرد، قماشچی، 1370).
برای انجام هر کاری قبل از هر چیز، باید اهداف آن را به طور دقیق مشخّص کرد تا بتوان با ابزار و روشهای مناسب، آنها را محقق نمود. تعیین هدف چنان اهمیتی دارد که آیت الله خامنهای در این مورد فرمود: حقيقتِ هر انسانى، خواسته و فكر و هدف و راه اوست. (همان)
در تعلیم و تربیت نیز، باید هدف را به دقت شناخت تا از خطرات ناشی از عدم آگاهی نسبت به جهت، روش و ابزار برحذر بود. نکته قابل توجه دیگر، دقت در الهی بودن هدف است. رهبر انقلاب تأکید دارد که تنها هدفی ماندگار و باقی است كه الهی باشد. ایشان میفرماید:
هر هدفى كه قايم به نفس و شخص انسان است، متعلق به اوست و با رفتن و مردن انسان، آن هدف هم مى‌ميرد و از بين مى‌رود؛ اما هدفى كه الهى و قايم به غيب و خواست خداست و انسان در راه آن فداكارى مى‌كند، با مردن انسان، آن هدف نمى‌ميرد.
مقام معظم رهبری اهداف تربیت دینی و تعلیم و تربیت را موارد زیر بیان نمودهاند:
پایبندی به اصول اعتقادی و سیاسی دینی و احکام اسلامی، معرفت به اسلام راستین، بنده صالح شدن، اصول گرایی، قدرت تبیین استدلال در مورد ولایت فقیه، تربیت براساس دین، تخلق به اخلاق الله، وصول به حق، رسیدن به قرب الهی، علم دوستی، دانستن مبانی، حاکمیت نظام جمهوری اسلامی و اعتقاد به آن. (بانکی پور، قماشچی، 1370)

علاوه بر موارد یاد شده، تعدادی از اهداف تعلیم و تربیت اسلامی را میتوان به شکل زیر بیان نمود:
1. پایبندی به اصول اعتقادی و مبانی دینی به ویژه اصل توحید:
همه مکتبهای توحیدی از جمله اسلام برای انسانسازی آمدهاند؛ (امام خمینی، 1361: ج7: 531). از این رو، تمامی نمودهای مذهب در حقیقت نوعی اثر تربیتی دارند ولی برای به دست آوردن این آثار باید با شناخت خداوند متعال، به اصل توحید معتقد شد. اعتقاد به توحید، هدف عالی تربیت اسلامی است. آیت الله خامنهای توحید را چنین معنا میکند:
توحید یعنی رهایی انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هر کس به جز خدا، یعنی گسستن بندهای سلطه نظامهای بشری، یعنی …. دل بستن به رحمت خدا و نهراسیدن از احتمال شکست … و خلاصه یعنی خود را مرتبط و متصل به اقیانوس لایزال قدرت و حکمت الهی دیدن و به سمت هدف اعلی با امید و بیتشویش شتافتن (بانکی پور، قماشچی، 1370: 96).
براساس این تفسیر از توحید، توجه نكردن به این اصل بنیادین اسلام در امر تربیت سبب عقب ماندگی، ناتواني، كمجرأتي و بيابتكاري جامعه اسلامی میگردد. راه رهايي كشورهاي اسلامي از وادي عقبافتادگي و وابستگي به غرب در پناه بردن به توحيد واقعي است. آيت الله خامنهاي در اين مورد ميفرمايد:
راه علاج آن است كه مسلمانان به اسلام ناب كه در آن توحيد و نفي عبوديت غير خدا، از هر چيز برجستهتر و درخشندهتر است، برگردند و عزت و قدرت خود را در اسلام بجويند (همان).
به اين ترتيب، در تربيتي كه براساس دين و معيارهاي آن تعريف ميشود، بايد تفكر ناب اسلامي كه ناشي از نگاهي جامع به توحيد است نمود پيدا كند و اصولگرايي هدف آرماني تربيت ديني باشد.
2.عمق بخشیدن به تفکر اسلامی:
گرچه با تحقق جمهوری اسلامی ایران، بسیاری از مفاهیم و اصول اسلامی مانند: توحید عملی، جهاد و ولایت برای مردم تبیین شده است، اما گاه این مباحث، آن چنان در اذهان رسوخ نکردهاند که با تشکیک و وسوسه زایل نشوند. اصول اسلامی باید به گونهای تبیین گردند و تربیت باید به صورتی شایسته انجام پذیرد تا تفکر اسلامی در جامعه عمق یابد.
از جمله این اصول، عبارتند از:
• اصل نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی
• اصل حکومت دینی و ولایت فقیه
• اصل وحدت عمومی با محوریت ولایت فقیه و خط امام (ره)
• اصل ضرورت حفظ استقلال
• اصل استکبارستیزی
3. زنده نگهداشتن یاد خدا و توکل به او:
آفرینش انسان بهگونهای است که انسان جز به وسیله ایمان و یاد خدا آرامش نمییابد. قرآن بیان میدارد که اعراض از یاد خدا، توجه به امور دنیوی و پیروی از هواهای نفساني، زندگی انسان را دشوار و با ناراحتی و اضطراب درونی همراه میسازد. (طه/124) و یاد خدا تنها آرام بخش دلهاست. (رعد/27-28) حضرت علی(ع) نيز، ذکر خدا را نور قلبها میداند و به آن توصیه میکند (تمیمی آمدی،1366: 189) قلبی که به خدا ایمان و سرسپردگی دارد، به منبع و سرچشمه خوبیها پی برده و به آینده خویش امیدوار است و در نتیجه دچار احساس پوچی و یأس نمیشود. يكي از اهدافي كه در مقام تعليم و تربيت ديني اهميت بهسزايي دارد، توجه دادن فرد متربی به یاد خدا و انجام امور عبادی است (تميمي آمدي، 1366: 35).
آیت الله خامنه ای ذکر و یاد خدا را وظیفه همه افراد جامعه اسلامی دانسته و میفرماید:
ياد و ذكر خدا و توجه و اتصال حقيقى به او و مبارزه‌ با نفس و عبادت واقعى را روزبه‌روز در عمل شخصى و فردى خودمان تقويت كنيم. اين، وظيفه‌ يكايك ماست. … . تنها تكيه‌گاه يك ملت بزرگ و مبارز و موحد، ياد خدا و توكل به خدا و اعتماد به خداست.

4.زنده نگهداشتن ارزش های اخلاقی:
علت اصلي بسياري از مشكلات بشري در نظامهاي مختلف، ناشي از غفلت از معنويت و گرايش به ماديگري است. براي رهايي از بحران اخلاقي معاصر و براي احياي ارزش هاي اخلاقي باید قيام جدّي كرد. مقام معظم رهبري در مورد اولويت پرداختن به ارزش هاي اخلاقي ميفرمايد:
ما ارزش هاي اخلاقي و معنوي را براي جوان ضرورتي ميدانيم كه اهميت آن بيشتر از علم است و معتقديم انقلاب ما به خاطر همين ارزش ها بوده است (بانکی پور، قماشچی، 1370: 97).
به سبب اهميت و ضرورت ارزش هاي اخلاقي، اين ارزش ها بايد در نظام تربيتي و آموزشي جاي داده شوند. از اينرو، رهبر معظم در ارائه طرح آموزشي مناسب توصيه ميكند كه:
تواضع، اخلاص، مهرباني در رابطه با بندگان خدا، صلابت در مقابل دشمنان، فداكاري و اصالت ندادن به مال و جاه و مقام و از جان و فرزندان و آسايش و سلامتي خود، خيلي راحت براي رضاي خدا گذشتن، از اساسيترين جوهرها و بالاترين ارزشي است كه براي آن بايد خود را به زحمت بيندازيم و تلاش كنيم و در آموزشهاي خود و در عمل آن را به كار بگيريم (همان).
3-2-2-اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه مطهری:
شهید مطهری، پرورش استعدادها، تسلط بر نفس، ایمان و نیایش عادت به تفکر، محبت به اولیا، توسعه فرهنگ تلاش و کار را از جمله اهداف تعلیم و تربیت اسلامی معرفی کردهاند. (مطهری، 1389: 43).
شهید مطهری در خصوص پرورش استعدادها معتقد است که تربیت عبارت است از پرورش دادن، یعنی استعدادهای درونیای را كه بالقوّه در یك شیء موجود است به فعلیّت درآوردن و پروردن. و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است و اگر این كلمه را در مورد غیرجاندار به كار ببریم مجازا به كار بردهایم، نه اینكه به مفهوم واقعی، آن شیء را پرورش دادهایم؛ یعنی یك سنگ و یا یك فلز را نمیشود پرورش داد آن طور كه یك گیاه یا یك حیوان و یا یك انسان را پرورش میدهند. این پرورش دادنها به معنی شكوفا كردن استعدادهای درونی آن موجودها است كه فقط در مورد موجودهای زنده صادق است. و از همین جا معلوم می شود كه تربیت باید تابع و پیرو فطرت، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شیء باشد. اگر بنا باشد یك شیء شكوفا بشود، باید كوشش كرد همان استعدادهایی كه در آن هست بروز و ظهور بكند. اما اگر استعدادی در یك شیء نیست، بدیهی است آن چیزی كه نیست و وجود ندارد، نمیشود آن را پرورش داد. مثلاً استعداد درس خواندن در یك مرغ وجود ندارد. به همین جهت ما نمیتوانیم یك مرغ را تعلیمات بدهیم كه مثلاً ریاضیات یاد بگیرد و مسائل حساب و هندسه را حل بكند. استعدادی را كه در او وجود ندارد نمیشود بروز داد. و باز از همین جا معلوم میشود كه ترس و ارعاب و تهدید، در انسانها عامل تربیت نیست (تربیت به همان معنی پرورش)؛ یعنی استعدادهای هیچ انسانی را از راه ترساندن، زدن، ارعاب و تهدید نمیشود پرورش داد، همان طور كه یك غنچه گل را نمیشود به زور به صورت گل درآورد، مثلاً غنچه را بكِشیم تا گل بشود یا نهالی را كه به زمین

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد تربیت دینی، امام خمینی، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش Next Entries مقاله رایگان درمورد علامه طباطبایی، عارفان مسلمان، تعلیم و تربیت، امر به معروف