مقاله رایگان درمورد تربیت دینی، امام خمینی، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

د شناختی، عاطفی و عملی متربی از لحاظ التزام به دینی معین است. و به عبارت دیگر رشد و تقویت عقاید دینی، حالات و عواطف مذهبی و تقلید به مناسک و آداب دینی را برای تحقق شخصیتی متدین مدنظر دارد.» (کیومرثی، 1389: 23 به نقل از محبی 1390) در یک جمله میتوان گفت: «تربیت دینی» یعنی؛ پرورش انسان موافق تفسیری که دین (یعنی خدا و رسول و امام) از «آفرینش»، «انسان»، «زندگی» و «سرنوشت» دارد. (همان)
داوودی (1388) معتقد است «تربیت دینی» در سه معنا به کار میرود:
* آموزش آموزههای دین.
* آموزش آموزههای یک دین خاص که معادل تربیت مسیحی یا اسلامی و… خواهد بود.
* آموزش بخش خاصی از آموزههای دینی.
در تعریف تربیت دو گرایش عمده وجود دارد: گرایش به تعریفی عام و وسیع و گرایش به ارائه تعریفی خاص. تعریف عام و جامع تربیت؛ هم شامل تربیت رسمی می شود و هم شامل تربیت غیر رسمی.
تربیت رسمی؛ فعالیتهای برنامهریزی شده و نظاماند جامعه برای تربیت نسل جدید است. این فعالیتها در مؤسسات خاصی که به همین منظور تأسیس شدهاند، مانند دانشگاه علوم انتظامی، انجام میشود. تربیت غیر رسمی؛ فعالیتهایی است که به منظور تربیت نسل جدید انجام میشود، خواه برنامهریزی شده و نظاممند باشد یا نباشد، مثل فعالیتهای پدر و مادر برای تربیت فرزندان یا فعالیتهای که توسط رسانههای جمعی صورت میگیرد (محبی، 1390 : 68).
به نظر میرسد «تربیت دینی» با هر دو نوع تلقی از تربیت میتواند تعریف شود؛ زیرا تربیت دینی نیز مانند تربیت عمومی در هر دو شکل آن یعنی رسمی و غیررسمی وجود دارد.
عامل دوم که در تعریف «تربیت دینی» مؤثر است، نوع تلقی از دین است. با توجه به انواع تلقی از دین اگر تلقی عام از دین را که شامل مکتبهای بشری میشود، تلقی درست ندانیم، تربیت دینی به سه صورت تعریف میشود: 1- تعریف عام: تعریفی که شامل تربیت دینی همۀ ادیان آسمانی میشود، 2- تعریفی که شامل تربیت دینی همه ادیان آسمانی میشود و قلمرو آن را شامل امور فردی و اجتماعی هر دو میداند، 3- تعریف اخص که شامل تربیت دینی همه ادیان آسمانی میشود ولی قلمرو آن را تنها امور فردی میداند.
از میان این سه تعریف، تعریف اول با تعریف دیگر تعارض خاصی ندارد و قابل جمع است ولی دو تعریف آخر با یکدیگر قابل جمع نیستند و یک فرد نمیتواند در آن واحد هر دو تعریف آخر را با هم بپذیرد.
عامل سوم در تعریف «تربیت دینی» معنای (تربیت دینی) به عنوان یک ترکیب است. این ترکیب میتواند دو معنا را افاده کند: تربیتی که محتوای آن دینی است؛ تربیتی که محتوای آن لزوماً دینی نیست؛ ولی هدف آن انتقال باورها و آموزههای دینی و درونی کردن آن در یادگیرندگان است. به نظر میرسد که تربیت دینی را میتوان در هر دو معنا به کار برد، چنانکه اصطلاح تربیت اسلامی بیشتر در معنای اول به کار میبرد. بنابراین تربیت دینی هم میتواند تربیت برگرفته از دین باشد و هم میتواند به معنای تربیت در خدمت دین باشد که این دو معنا با یکدیگر قابل جمع هستند.
عامل چهارم مؤثر در تربیت دینی نوع دین منتخب است؛ اگر دین مقبول اسلام باشد «تربیت دینی» معادل «تربیت اسلامی» است یا به عبارت دقیقتر «تربیت دینی» اسلامی خواهد بود و اگر دین مقبول مسیحیت باشد، «تربیت دینی» معادل «تربیت دینی مسیحی» یا «تربیت مسیحی» خواهد بود.
عامل پنجم، ملاک و معیاری است که بر اساس آن تربیت دینی به گونهای تعریف میشود که تنها به بخشی از تربیت دینی اختصاص پیدا میکند که برخی به صورت قراردادی دو ملاک را مطرح میکنند، برخی ملاک «ایمان و عبادات» و برخی هم «جنبۀ صریح دینی داشتن». اگر ملاک تعریف اخص از تربیت دینی ایمان باشد، ایمان دو بعد درونی و بیرونی دارد و بعد بیرونی ایمان همان رفتارهای سرچشمه گرفته از ایمان است. ولی باید توجه داشت که رفتارهای سرچشمه گرفته از ایمان یا تجلی بیرونی ایمان اختصاص به اعمال عبادی ندارد و شامل همه رفتارهای انسان میشود. پس اختصاص دادن تجلی بیرونی ایمان به رفتار عبادی پذیرفتنی نیست. البته ممکن است ملاک دیگری هم باشد و آن «جنبه بنیانی و ماهوی داشتن» است. مراد این است که در میان بخشهای مختلف دین برخی بخشها با ماهیت و حقیقت دین چنان گره خوردهاند که هرگاه واژه دین به کار گرفته شود آن بخشها به ذهن متبادر شود. بخش اعتقادات و عبادات از چنین موقعیتی برخوردارند (داوودی، 1388: 44).
6-1-2- سه تلقي از تعليم و تربيت اسلامي:
از آنچه گذشت، مي‏توان به اين نتيجه راه يافت كه «تعليم و تربيت اسلامي» به عنوان نظام فكري ناظر بر قلمرو عملي تعليم و تربيت، دست كم مي‏تواند سه تلقي داشته باشد كه لزوماً باهم قابل جمع نيستند و آن به شرح زير است:
1. تعليم و تربيت اسلامي به منزله نظامي توصيفي: در اين حالت نظام تعليم و تربيت اسلامي از طريق بررسي آثار دانشمندان مسلمان به دست مي‏آيد. از آن جا كه اين گونه آثار به طور عموم، توسط خود مؤلفان، نظم و نسق يافته و به صورتي سازمان‏ يافته به نگارش درآمده است، كم و بيش با توصيف ساده‏اي از آثار مورد نظر و گاه با تحليل و طبقه بندي‏هاي جزئي، مي‏توان به مقصود نايل شد.
2. تعليم و تربيت اسلامي به منزله نظامي استنباطي: در اين ديدگاه، نظر برآن است كه مي‏توان براي همه مسائل تعليم و تربيت پاسخي در متون ديني اسلامي يافت. چنانكه گذشت، نوعي دين‏شناسي جامعنگر، پيش فرض اين تلقي است. براين اساس، با در نظر گرفتن مسائل تعليم و تربيت مي‏توان پاسخ آنها را بهطور مستقيم از متون اسلامي استنباط كرد. در شكل قوي اين تلقي، تصور بر آن است كه پاسخ همه مسائلِ ريز و درشت تربيتي، عيناً در متون اسلامي موجود است و بايد آنها را با وارسي اين متون به دست آورد و در صورتي كه برخي پاسخها عيناً در متون ديني موجود نباشد مي‏توان با مشخص كردن اين كه مسئله يا رفتار مورد نظر، جزء فروع كدام يك از اصول مطرح شده در متون ديني است، حكم آن را معين كرد. در شكل ضعيف اين تلقي، نظر برآن است كه برخي موارد كه در وهله نخست در دين مباح شمرده شده، ممكن است توسط فقيه و با نظر به مصالح، حكم وجوب يا حرمت بيابد.
3. تعليم و تربيت اسلامي به منزله نظامي استنباطي ـ تأسيسي: در اين ديدگاه نظر برآن است كه چون برخي از مسائل و مباحث مربوط به تعليم و تربيت، در متون اسلامي آمده است استخراج و استنباط اين مطالب، نشانگر جنبه استنباطي اين ديدگاه است اما پاره‏اي از مسايل در متون اسلامي مورد توجه قرار نگرفته و پاسخ آنها را نيز نمي‏توان به دست آورد، زيرا اين مسائل از نوع اكتشافي‏اند. به عبارت ديگر، پرده برداشتن از واقعيتي در خارج مورد نظر است، نه ذكر حكم فقهي يك مورد يا رفتار معين. به طور مثال، مي‏توان اين مسائل را در نظر گرفت كه يادگيري و اختلال‏هاي يادگيري در آدمي طي چه سازوكاري رخ مي‏دهد؟ و پاسخ به اين گونه مسائل نيازمند پايهگذاري و تأسيس دانشي درباره پديده‏هاي مورد نظر است. در اين جا با علمي تجربي سروكار خواهيم داشت اما پيش فرض‏هاي اين مطالعه تجربي را مي‏توان از متون اسلامي گرفت. اين پيش فرضها كه شامل ويژگي‏هاي موضوع مورد مطالعه (انسان) و روش مطالعه اين موضوع است، از جمله همان امور استنباطي است. اما تكيه براين پيش فرضها و پيشنهاد كردن فرضيه‏ها و آزمون آنها و به دست آوردن يافته‏هاي جديد، ناظر به جنبه تأسيسي اين تلقي است (باقري، 1379: 59).
2-2- اهداف تعلیم و تربیت
1-2-2- اهداف تعلیم و تربیت از منظر امام خمینی (ره):
اهداف تربيت از نظرگاه امام خميني(ره):
از تأمل در معاني لغوي واژههايي نظير «هدف»، «قصد» و «غايت» بر ميآيد كه جملگي در بردارندۀ مفهوم «نهايت و سرانجام» كار هستند.
هدفهاي ايماني و اخلاقي (آموزش و پرورش) شامل، شناخت خدا و كليۀ تكاليفي كه در اين رابطه به عهدۀ انسان است. هدفهاي اخلاقي شامل، شناخت بُعد الهي و كرامت انسان، تزكيه و رشد معنوي و كسب فضايل است (شكاري، 1383: 31).
به نظر ميرسد اهداف، چراغهاي راهنمايي هستند كه آنچه كه هست را به آنچه كه بايد باشد نزديك كرده يا ميرسانند. بر اين اساس اهداف در تربيت پل ارتباط بالقوهها به بالفعلها است. در نظام تربيتي امام خميني (ره) بشر عادي با تعيين اهداف تربيتي به طرف انساني الهي هدايت ميشود. برخي از اين اصول را در ذيل مورد اشاره قرار ميدهیم.
1. ساختن انسان الهي: همه زحمتهاي انبيا و همه كتب آسماني و همه دعوتهاي اوليا و انبيا براي اين بوده است كه اين موجودي كه اگر به خودش واگذار بشود از تمام حيوانات بدتر است و از تمام شياطين شيطانتر است، اين را هدايت و به صراط مستقيم دعوت كنند و الهي كنند. انسان الهي كنند. (امام خمینی 1361، ج 13: 132).
2. تربيت معنوي انسان: انبيا آمدهاند كه ما را از اين عالم طبيعت كم كم تربيت كنند و آن مقداري كه مربوط به تربيتهاي معنوي است به ما بفرمايند: آيه وحي «من الله تعالي» اگر انبيا نباشند يك حيواني هستيم كه هر چه هست، همين طبيعت بيشتر از اين ادراك نداريم، ما را ببرند به آن عالم و تقويت كنند كه ما وقتي از اين عالم منتقل به يك عالم ديگر شديم، زندگي آن عالم هم يك زندگي سعادتمند باشد (جعفری، 1392: ج 2 : 11).
3. شكوفايي فطرت انسان: از جملۀ خصوصيات انسان برخوردار بودن از فطرتي پاك و الهي است. همۀ انسانها بر فطرت پاك و الهي خلق ميشوند و هيچ انساني در بدو خلقت فاسد نيست و هدف تربيت بايد شكوفا ساختن اين فطرت پاك و الهي باشد.
4. اصلاح و تهذيب انسان: خودتان را اصلاح كنيد، دنبال اين باشيد كه تهذيب كنيد خودتان را (امام خمینی، 1361، ج13: 135).
5. وصل انسان به كمال مطلق: کمال مطلق آرزوي انسان است … تا آنجا نرسيده ميخواهيد، دنبال چيزي شما هستيد (امام خمینی، 1361: ج 14: 28).
اين تربيتهاست كه همين فطرت را شكوفا ميكنند و يا جلوي شكوفايي فطرت را ميگيرند (همان: 28).
غايت تربيت از نظر امام خميني(ره)
… غايت تربيت، حركت در صراط مستقيم است، و منتهي اليه اين صراط مستقيم، كمال مطلق است، الله است. دعوت شده است كه ما تحت تربيت انبيا برويم و تحت تربيت اوليا واقع بشويم تا آنها ما را هدايت كنند به راه مستقيم (همان: 103).
2-2-2- اهداف تعلیم و تربیت از منظر آیت الله خامنهای:
تعليم و تربيت از سياستهاي بنيادين اسلام و از اهداف زيربنايي بعثت رسول خدا (ص) است. پيامبراسلام (ص) تربيت را از خويش و خويشاوندانش آغاز كرد و به تعليم و آموزش نيز از اولين روزهاي هجرت همت گمارد. اين، خود نشانگر اهميت آن دو مقوله ديني و قرآني است.
يكي از مسائل ارزشمند و کارساز در زندگی بشر، علم و آگاهی است. علم، افزون بر اینکه وسیلهای است برای بهتر زیستن و برای خوب از عهده مسئولیت برآمدن، به خودی خود نیز مطلوب بشر است. رهبر انقلاب در اهمیت و ضرورت علمآموزی فرمود:
انسان بايد علم را از هر كسي كه آن را در اختيار دارد، فرا بگيرد. (بانکی پور و قماشچی، 1370: 91)
آینده مملکت بدون ساختن نسل رو به رشد علمی، امکانپذیر نیست (همان : 75).
دشمنان از درس خواندن و دانشمند شدن فرزندان ما که مردان و گردانندگان آینده این انقلاباند، به شدت میترسند (همان).
اهتمام به تربیت نیز، در کنار توجه به تعلیم بسیار ضروری است. تربیت و پرورش صحیح قوای جسمی و روحی، عامل شکوفایی استعدادهای ذاتی بشر برای رسیدن به رشد و کمال حقیقی است. رهبر انقلاب در این مورد فرمود: هیچ آباد کردنی به قدر آباد کردن روان انسان و فکر انسان، که در حقیقت راه آیندۀ او را ترسیم میکند، نمیرسد (همان).
اين بيان براساس بيان نوراني قرآن کریم است كه تنها راه سعادت بشر را تربیت صحیح و تزکیه درون از رذائل اخلاقی معرفی میکند و نتیجه بیتوجهی به این امر مهم را هلاکت و بدبختی حتمی میداند. نتیجه آن که ، نقش اساسی و تعیین کننده تربیت در تأمین آینده سعادت آمیز بشر و رسیدن او به کمال، قطعی است. رهبر انقلاب در این مورد میفرماید:
در مبنای تفکر اسلامی، هدف از حیات انسان رسیدن به رستگاری و سعادت در دنیا و آخرت است.
انسان همان بذری است که باید رشد کند تا … قوام بیابد و میوه بدهد و ثمربخش

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، تربیت دینی، تعلیم و تربیت اسلامی Next Entries مقاله رایگان درمورد تعلیم و تربیت، امام خمینی، شهید مطهری، ولایت فقیه