مقاله رایگان درمورد تربیت دینی، امام خمینی، تعلیم و تربیت، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

«توانايي انتخاب درست از نادرست» است؛ در اصطلاح نيز به معناي آزادي در انجام افعال، به همراه آگاهي و توانايي بر انجام آن مي‌باشد (حاجي‌ده‌آبادي، 1377: 6). براي انجام يك فعل، اراده انجام دادن آن لازم است و براي اراده كردن بايد ابتدا به تصور فعل، سپس تصديق به نوعي فايده در آن پرداخت و اعتقاد به قدرت بر انجام آن فعل داشت تا شوق و ميل به انجام آن در ما ايجاد شود. ارزش تمام كارهاي اخلاقي انسان به وجود اختيار اوست؛ زيرا هرگز موجودي را بر آنچه استعداد و توانايي انجام آن را ندارد بازخواست نخواهند كرد. معمولاً انسان‌هايي كه تنبل هستند و نمي‌خواهند خود را به زحمت بيندازند و به تزكيه نفس به پردازند، مي‌كوشند رفتارهاي نادرست خود را به عوامل قهري نظير خواست خداوند، جبر محيط يا ارثي بودن صفتي نسبت دهند تا از زير بار سنگين مسئوليت شانه خالي كنند. قرآن براي مبارزه با اين تصوّر غلط، مرتب گوشزد مي‌كند كه انسان موجودي مختار و در قبال كارهاي خود مسئول است: «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعي» «وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُري» «ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفي» (نجم/39-41)؛ و براي انسان بهره‌اي جز سعي و كوشش او نيست، به زودي جزاي كافي سعيش را مي‌بيند.
بر مبناي اختيار، روش‌هاي بشارت و انذار (وعدة بهشت و جهنم)، عفو و صفح از خطا و روش ابتلا براي تربيت اخلاقي اتخاذ مي‌شود.
ه‍ ) معرفت‌پذيري انسان
معرفت‌پذيري يكي از استعدادهاي ويژة انساني و از مباني تربيت اخلاقي به شمار مي‌آيد. يكي از مسائل مهم در تربيت اخلاقي، وجود محرّك اصلي، به منظور حركت براي خودسازي يا ديگرسازي اخلاقي است. آنچه مي‌تواند براي شناسايي شكوفايي استعدادهاي اخلاقي محرك باشد، شناخت نياز انسان و ميل به رفع آن است. بنابراين، انسان نيازمند معرفت به نفس خويش است. متأسفانه انسان در اثر توجه و پرداختن بيش از اندازه به امور مادي، خود را فراموش كرده به سمت هلاكت مي‌رود.
معرفت نفس يعني شناخت ويژگي‌هاي انسان، ضعف‌ها، اهداف و راه تكامل؛ همه اينها انسان را به سوي معرفت خداوند مي‌كشاند؛ زيرا تنها خداوند است كه مي‌تواند همة ميل‌ها، ظرفيت‌ها، و ضعفهاي انسان را با كمالات نامحدود خود ارضاء كند. كسب معرفت مي‌تواند حصولي (با استفاده از برهان و استدلال) يا حضوري و شهودي باشد. بدين شكل كه وقتي انسان با برهان دريافت سراسر نياز است و تنها خداوند رفع كنندة نيازهاي اوست، هر لحظه در عبوديت خويش كامل‌تر شده و شايسته دريافت فيض الهي مي‌گردد؛ به طوري كه راه را به او نشان بدهد: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً» (انفال/29).
قرآن كريم با خطاب‌هايي نظير «يَتَدَبَّرُونَ»، «يَتَفَكَّرُون»، «اولُوا الْأَلْبابِ» و… قوة معرفت‌پذيري و تعقل انسان را به رسميت شناخته است.
5-2-رویکرد های تربیت دینی:
(توماس3، 1994) سه رویکرد را برای تربیت دینی، ذکر میکند:
الف – رویکرد تصریح شده در برابر تلویحی: ممکن است ما در هدفهای تربیت دینی به صورت واضح و تصریح شده و قابل مشاهده ابراز کنیم که بعد از این آموزشهای دینی، چه فردی را انتظار داریم. مثلاً 313 دانشمند مسلمان در گردهمایی جهانی دربارۀ تعلیم و تربیت اسلامی (مکه، 1977) تأیید کردند که: «تعلیم و تربیت باید رشد متعادل کل شخصیت انسان را از طریق تربیت روح، ذهن، خود عقلانی، احساسات و حواس ظاهری انسان هدف قرار دهد. تربیت باید تسهیلات لازم را برای رشد انسان در همۀ زمینههای فردی و اجتماعی، اعم از رشد معنوی، ذهنی، تخیلی، جسمی، علمی و زبانی فراهم آورد. همچنین باید تمام این جنبهها را در جهت خیر و تحصیل کمال ترغیب کند. هدف غایی تربیت اسلامی آن است که افراد در مسائل فردی، اجتماعی و مسائل مربوط به کل انسانیت، کاملاً مطیع خداوند باشند.» (حسین و اشرف، به نقل از محبی، 1390 : 44 ) .
در یکی از مقالات تحقیقاتی انجمن ملی پیروان مسیح (امریکا) آمده است: «هدف تربیت مسیحی آن است که به افراد کمک کند تا به تجلی4 خداوند آگاه باشند و عشقی را که حضرت مسیح داشت جست و جو کنند و در قالب ایمان و محبت به آن، پاسخ دهند. چه بسا بدانند چه کسی هستند، موقعیت انسانی آنان چیست، به عنوان پسر خدا که در جامعۀ مسیحی ریشه دوانیده رشد کنند، در هر رابطهای با روح خداگونه زندگی کنند و …) (کالی5، به نقل از محبی، 1390 : 51)
در برابر این اهداف تصریح شده، اهدافی قرار دارند که صرفاً میتوان مضامین آنها را استنباط کرد زیرا به روشنی بیان نشده است. این استنباط از طبیعت شیوهها و ابزارهای به کار رفته یا از باورها و رفتارهایی به دست میآید که یادگیرنده در پایان ابراز میکند. مثلاً چه بسا مربیان دینی ندانند بعضی از پیامدهای ناخواسته، نتیجه روشها و ابزارهایی است که به کار میبرند. در این مورد ندانسته یا دانسته اهدافی مورد توجه قرار میگیرد. برای مثال آدامو6 (1973) از الحاجی امینو کارو7 نقل میکند که او به برنامۀ درسی در مدارس قرآنی نیجریه شمالی انتقاد دارد: «این مدارس از حیث شکل و ساختار دلخواه، از نظر سبک، ظاهرگرا و در مورد پیشرفت افکار اجتماعی ناامیدکننده و بیفایده است. او میگوید که مدارس قرآنی در جلب توجه کودکان کاملاً شکست خورده است. اما در ایجاد کار پرزحمت و پرکردن مغز کودکان از واقعیات خیالی که هرگز نخواهند فهمید، موفق بوده است. در نتیجه، کودک از نظر ذهنی ناتوان میشود و محصولات چنین مدرسههایی، افرادی بیتحرک خواهد بود که جامعهای بیتحرک به وجود میآورند.»
امینو در رد این اتهامات میگوید: «معلمان در پرورش افراد کودن و تنبل تعهدی ندارند، بلکه آنها ناخواسته و ندانسته به چنین نتایج نامطلوبی میرسند. امروز معلم قرآن افزون بر آنکه معلم یا مربی بیصلاحیتی است، به نظر میرسد تهدیدی برای دنیای کودکان و حوزۀ علم و تربیت باشد: چون نه تنها از مفاهیم امروزی بیاطلاع است، بلکه حاضر به قبول آنها نیز نیست.8 (حسین و اشرف، به نقل از محبی، 1390 : 52 )
ب- رویکرد تلقین9 در مقابل مقایسه: اهداف عمده و تقریباً برنامههای تربیت دینی دوچیز است.
1- متقاعد کردن فراگیران به اینکه دین خاصی یگانه دین صحیح است. 2- تربیت فراگیران در قالب آیین نامهها و شیوههای آن دین. خلاصه هدف این برنامهها، تبلیغ یا تلقین است.
هدف رویکرد دوم، یعنی رویکرد دینی مقایسهای آن است که به پیروان خود کمک کند تا «ایمانی بیابند و با آن زندگی کنند.» آنان باید این ایمان را نه در نتیجۀ تلقین یک دین واحد، بلکه براثر انتخاب روشنگرانۀ خود بیابند، انتخابی که تنها زمانی حاصل میشود که پیروان با کمی جدیت، دربارۀ ماهیت نظامهای اعتقاد دینی و غیردینی و دلیلهایی که برای انسانهای دارای حسن نیت و صداقت قانع کننده است، مطالعه کرده باشند. هدف از چنین مطالعهای دربارۀ دین که غیرمذهبی و مقایسهای است، در برنامۀ درسی مصوب مجلس شورای سوئد (1969) توضیح داده شده است که در تربیت دینی «آموزش باید عینی و بیطرف باشد، به گونهای که اطلاعات واقعی از اعتقادات دینی و فلسفههای مختلف تحصیل شود. بدون آنکه برای پذیرش یک دین خاص به پیروان فشاری وارد گردد. (فاگر لیند10، به نقل از محبی، 1390 : 53)
شیوۀ مربوط به رویکرد دینی مقایسهای به ندرت در یک مذهب یا فرقۀ اصلی مدرسۀ یکشنبه یا مدارس روزانه تحت حمایت کلیسا اجرا میشود. در مقابل برنامههای دینی مقایسهای غالباً در مدارس غیردینی – عمومی یا خصوصی، در کشورهایی مثل انگلستان به استرالیا، آلمان و سوئد دیده میشود.
ج- رویکرد شناختی در مقابل رویکرد عاطفی: واژۀ «شناختی» در اینجا به درک ذهنی – یعنی بخشهایی از تربیت دینی اشاره دارد که میتوان در قالب کلام به دیگری منتقل کرد. بارها از افراد خواسته میشود با حفظ کردن متون مقدس و پاسخ دادن به پرسشهای عقیدتی عمومی (اصول دین) و با توجه به کار کارشناسانه عقاید دینی در موقعیتهای زندگی، به اهداف شناختی نایل شوند.
در برابر جنبه شناختی، بُعد عاطفی قرار دارد که عبارت است از عنصر هیجانی تربیت دینی یعنی آن دسته از احساساتی که در قالب کلمات نمیتوان بیان کرد، مانند احساسی که در سرود مذهبی مسیحیان بدان اشارت رفته است. هرچند اهداف شناختی و عاطفی در تحلیل با هم متفاوتاند، ولی برنامههای تربیت دینی عموماً میکوشد هر دو نوع را به دست آورد. همانگونه که (برینک11، 1977: 409) گفته است: «هدف دین، ایمان آوردن ذهنی نیست و نباید همچنین باشد. دین باید برای ایمان کامل به شدت بکوشد؛ یعنی ایمانی که شامل احساسات، علایق، فعالیت و همچنین افکار شود.» برنامههای مختلف تربیت دینی به نسبتهای گوناگونی، اهداف شناختی و عاطفی دارد. مثلاً در فرقههای یونیتارین و کریستین ساینس در مسیحیت، بسیار بیشتر از آیین گذشته کلیسای کاتولیک بر درک ذهنی و تحلیل شناختی تأکید میشود. همچنین برای تصرف در اسلام، یوگا12 در هندو و گروه زن13 در بودا دستاوردهای عاطفی بسیار مهمتر از دستاوردهای شناختی بوده است (برینک، به نقل از محبی، 1390 : 54)
6-2-زمینههای تربیت دینی
در این بخش به بررسی مواردی که ریشه و زمینه تربیت دینی را فراهم مینمایند، میپردازیم که مهمترین آنها وراثت، محیط، تشویق و تنبیه میباشد.
1.وراثت
یافتههای علمی نشان داده است که استعداد ذوق و هنر تربیت شدن هم مانند استعدادهای عملی و سیاسی به وسیله قانون وراثت منتقل میشوند. از جمله مطالعاتی که در این زمینه انجام شده، تحقیق مشهور «فرانسیس گالتون»14 است. او با بررسی خانواده باخ دریافته است که در این خانواده در بین 57 تن که در فاصله چهار نسل مورد مطالعه قرار گرفتهاند 41 نفر یعنی هفتاد درصد آنان اهل ذوق و هنر بودهاند. این تحقیقات و مطالعات درباره خانوادههایی که دارای افراد نالایق و بیاستعداد هستند نیز انجام شده، و به این نتیجه رسیده است که اغلب این گونه خانوادهها افرادی بیکار و شرور از کار درآمدهاند. (صانعی، 1375: 190).
قرنهای پیش از فرانسیس گالتون قرآن کریم، پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار با نور الهی حقایق را مشاهده و این قانون را به مردم گوشزد کردهاند.از جمله این که: قرآن کریم از زبان نوح (ع) میفرماید: «و قال نوح رب لما تذر علی الارض من الکافرین دیاراً ان تذرهم یضلو عبادک و لما یلدوا الا فاجراً کفارا» (نوح/27-26) و نوح گفت: پروردگارا هیچ کس از کافران را برروی زمین مگذار، زیرا اگر تو آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه میکنند، جز پلیدکار و ناسپاس نزایند.»
پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند: «لاتنکحوا القرابه القریبه فان الولد یخرج ضاویاً.» (شهید اول :174) با خویشاوند نزدیک ازدواج نکنید زیرا فرزند ضعیف به دنیا میآید. حضرت امام خمینی (ره) در زمینه تأثیر وراثت میفرمایند: وراثت عبارتست از نیروی طبیعی در موجود زنده که به وسیله آن صفات از نسل به نسل منتقل میشود. خواه این صفات مخصوص این نسل باشد، خواه میان تمام افراد این نوع یا بخشی از آنها باشد. (امام خمینی، به نقل از فراهانی، 1387: 5) ایشان درجایی دیگر میفرمایند: ماده نورانی که در صلبهاست، شامخ بودن پشت پدران و پاکی رحمهای مادران و منزه بودن پدران و مادران از آلودگیهای جاهلیت یعنی کفر، اخلاق نکوهیده و کردار زشت همه و همه در طهارت و نورانیت فرزند دخالت دارد. شیرخوارگی و زن شیرده و همسرش و دیانت و نجابت و اخلاق و اعمال آن دو چگونه شیردادن و شیوه خوردن، دخالت بسیار مؤثری در کودک دارد (همان: 121).
2.محیط
در کنار وراثت زمینه مهم دیگری که میتوان از آن یاد کرد محیط است. اگر رفتار آدمی از سادهترین حرکات گرفته تا مشکلترین آنها مورد بررسی قرار بگیرد و در جدولی درج شود. ملاحظه میشود، حدفاصل معینی برای حرکات ارثی و حرکاتی که محصول یادگیری و محیط است وجود نخواهد داشت. در هر نوع کار و رفتاری، مثلاً نوشتن یک کلمه با ساختن یک پل یا انجام مراسم مذهبی، «وراثت» و «محیط» هر دو دست به دست هم میدهند این که »وراثت» و «محیط» کدام یک مؤثرترند پرسشی بیهوده است و مانند این است که پرسیده شود برای ادامه زندگی انسان خوردنیها لازمترند یا آشامیدنیها؟ و حتی در این مورد

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد علامه طباطبایی، عارفان مسلمان، تعلیم و تربیت، امر به معروف Next Entries مقاله رایگان درمورد امام صادق، تربیت دینی، امام علی (ع)، امر به معروف