مقاله رایگان درمورد انسان کامل، ادای شهادت، کمال مطلق

دانلود پایان نامه ارشد

دعا به پیامبر، توسل جسته است.)
او نیز می‌گوید: «و ذکر الإمام احمد بن حنبل الدعاء عند القبر الشریف فقال: و سل الله حاجتک متوسلاً إلیه بنبیه، تقض من الله عزّوجلّ.»178 (امام احمد بن حنبل دعایی را کنار قبر شریف ذکر کرده و می‌گوید: از خدا حاجتت را بخواه در حالی که به پیامبرش برای رسیدن به او توسل جسته‌ای، که در این صورت از جانب خداوند عزّوجلّ برآورده خواهد شد.)
محمّد ناصرالدین البانی در کتاب «التوسل، انواعه و احکامه» می‌نویسد: «نّ من صحّ عنده انّ توسل الأعمی کان بذاته، فلا شیء علیه، و علیه ان یقف عنده ولا یزید علیه، أی لا یزید علی التوسل بالنبی کما نقل عن العز بن عبد السلام و الإمام احمد.»179 (آنکه نزد او به طور صحیح ثابت شده که توسل شخص کور به ذات پیامبر، بوده بر او چیزی نیست. لذا او می‌تواند بر آن توقف کرده و چیزی بر آن نیفزاید، یعنی بر توسل به پیامبر، چیزی زیاد نکند، آن‌گونه که از عز بن عبدالسلام و امام احمد نقل شده است.)
او نیز در شرحش بر کتاب «العقیدة الطحاویة» می‌نویسد: «… فأجاز الإمام احمد التوسل بالرسول، وحده، و اجاز غیره کالإمام الشوکانی التوسل به و بغیره من الأنبیاء، و الصالحین.»180 (… امام احمد تنها توسل به پیامبر، را اجازه کرده و غیر او همچون امام شوکانی توسل به آن حضرت، و به غیر او از انبیا و صالحان را نیز اجازه داده‌اند.)
10. توسل ابوحنیفه
از ابوحنیفه نقل شده که در نصیحت خود به ابویوسف می‌گوید: «و اکثر من زیارة القبور و المشایخ و المواضع المبارکة، و اقبل من العامة ما یقصون علیک من رؤیاهم للنبی، فی المساجد و المقابر.»181 (زیاد به زیارت قبور و بزرگان و جاهای مبارک برو و از عموم مردم آنچه از خواب‌هایی که از پیامبر، در مساجد و مقبره‌ها می‌بینند بپذیر.)
پس نتیجه می‌گیریم که صحابی پیامبر که نزدیک ترین انسان‌ها به پیامبر بوده اند، به وجود مقدس پیغمبر توسل داشته اند و دیگران را هم به این امر ترغیب نموده اند.

فصل چهارم: شبهات و سؤالات وارده در باب توسل و پاسخ به آنها

گفتار اول: برخی از سؤالات وارده در باب توسل
سؤال اول
آیا استمداد از غیر خداوند متعال با توحید سازگار است؟
در اکثر جاها نوشته یا گفته می شود یا الله، یا محمد، یا علی، یا حسین و غیره بعضی ها می گویند که بجز گفتن «یا الله»، استفاده از «یا» برای دیگر اسم ها درست نیست زیرا استمداد از غیر خدا است. آیا این صحیح است؟
پاسخ
مفهوم شرک
شرک این است که انسان کسی را همتای خدا در ذات، خالقیت، مالکیت، ربوبیت و عبادت بداند و برای خدا در یکی از این امور شریک قائل شود پس اگر کمک و استمداد از غیر خدا به گونه ای باشد که لازمه آن شریک قرار دادن برای خدا باشد؛ مثل این که برای غیر خدا در بر آوردن حاجت شأن و قدرتی مستقل از قدرت خدا قائل شویم این شرک و حرام است اما اگر در استمداد از غیر خدا قدرت مستقلی برای غیر خدا قائل نباشیم بلکه در طول قدرت خدا و با اذن خدا بدانیم این نه تنها شرک نیست بلکه شواهدی از قرآن، سنت و نیز عرف متشرعه آن را تأیید می کند.
بنابر این اگر از پیامبر اکرم و دیگر بندگان صالح خدا اموری را درخواست کنیم تا آنها به اذن خدا آن را انجام دهند این شرک نیست زیرا آنان را هم ردیف خداوند و مستقل در تأثیر قرار ندادهایم و در خواست کمک و استمداد از دیگری به معنای عبادت او نیست.182
مفهوم دعا در قرآن
اشتباه در فهم معنای دعا در قرآن باعث شده است که برخی در خواست از غیر خدا و صدا کردن غیر او را شرک و چنین شخصی را کافر و مهدور الدم بدانند. این افراد به بعضی از آیات قرآن استناد می کنند؛ مانند آیه شریفه: «مساجد از آن خداست، دیگری را با خدا نخوانید»183 و حال آن که واژه دعا در قرآن به معانی گوناگونی به کار رفته است:
1. به معنی عبادت؛ مانند آیه شریفه فوق الذکر.184
2. به معنی دعوت کردن و فراخواندن به سوی چیزی؛ مانند سخن نوح که فرمود: «پروردگارا قوم خود را شب و روز فراخواندم ولی دعوت من جز بر فرار (از حق) آنها نیفزود.»185 این دعا همان دعوت آنان به سوی ایمان است و این نوع دعا نه تنها شرک نیست بلکه عین ایمان است و انجام آن بر پیامبران واجب بوده است.
3. به معنی تقاضای حاجت که گاه از طریق عادی و معمولی است مانند «نگامی که از شهود، دعوت برای ادای شهادت شود، نباید امتناع کنند»186 این دعا در امور عادی است که به یقین اگر کسی آن را انجام دهد کافر نمی شود.
و گاه از طرق غیر عادی و معجزات است که این خود بر دو قسم است:
الف. گاه با اعتقاد استقلال غیر خدا در تأثیر است. این قسم نوعی شرک است زیرا تنها خداوند متعال مستقل در تأثیر است و غیر او، حتی اسباب عادی نیز هر چه دارند از خدا دارند و به اذن او اثر می گذارند. قرآن در این باره می فرماید: «بگو کسانی را که غیر از خدا می پندارید بخوانید آنها نمی توانند مشکلی از شما را برطرف سازند و نه در آن تغییری ایجاد کنند»187 هیچ فرد مؤمن آگاه و با ایمانی چنین عقیدهای را درباره هیچ یک از انبیا و بزرگان الاهی ندارد.
ب. گاه از شخصی می خواهیم تا برای ما از خدا چیزی بطلبد. این نوع درخواست، توحید انسان کامل است چنین فردی که بزرگی را واسطه و شفیع به درگاه خدا قرار می دهد و مسبب الاسباب و علت حقیقی و تأثیر گذار واقعی را خدا می داند ولی با توسل به اولیاء الاهی از آنها می خواهد که نزد خدا برای او تقاضای حاجتی کنند این عین توحید و یگانه پرستی است. قرآن می گوید: بنی اسرائیل نزد موسی آمدند و از او تقاضا کردند که از خداوند غذاهای متنوعی برای آنها بخواهد. «ای موسی ما نمی توانیم به یک نوع غذا قناعت کنیم از پروردگارت بخواه که از آن چه زمین می رویاند از سبزیجات و… برای ما فراهم سازد»188 موسی هرگز به آنها ایراد نکرد که چرا مرا با خطاب «یا موسی» فرا خواندید و چرا مستقیماً خودتان از خدا نخواستید و این شرک و کفر است. بلکه موسی تقاضای آنها را از خدا خواست و حاجت آنها بر آورده شد.
اعتقاد به نقش مخلوقات در تأثیر و تأثر و سببیت و مسببیت شرک نیست. لازمه توحید این نیست که نظام سببی و مسببی جهان را انکار کنیم و هر اثری را بلا واسطه از خدا بدانیم و برای اسباب هیچ نقشی حتی به صورت طولی، قائل نباشیم؛ مثلا معتقد باشیم که آتش نقشی در سوزانیدن و آب در سیراب کردن و باران در رویانیدن ندارد خداست که مستقیما می سوزاند، مستقیما سیراب می سازد و مستقیما می رویاند. پس هم چنان که اعتقاد به وجود مخلوق مساوی با شرک ذاتی و اعتقاد به خدای دوم نیست بلکه مکمل و متمم اعتقاد به وجود خدای یگانه است اعتقاد به تاثیر و سببیت و نقش داشتن مخلوقات در نظام جهان نیز با توجه به این که همان طور که موجودات استقلال در ذات ندارند استقلال در تاثیر هم ندارند، شرک نیست. پس مرز توحید و شرک این نیست که برای غیر خداوند نقشی در تأثیرات قائل بشویم یا نشویم بلکه شرک آن است اسباب دیگر را در عرض و کنار خداوند قرار دهیم و برای آنان استقلالی در تاثیر قائل شویم.
به عبارت دیگر، اعتقاد به قدرت و تاثیر ما فوق طبیعی برای یک موجود مانند فرشته یا پیامبر و امام نیز مانند اعتقاد به تاثیر اسباب عادی شرک نیست و داشتن نقش ما فوق حد عوامل معمولیی، مستلزم اعتقاد به قدرتی در مقابل خدا نیست و موجودی که به تمام هویتش وابسته به اراده حق است و هیچ حیثیت مستقل از خود ندارد تاثیر ما فوق طبیعی او پیش از آن که به خودش مستند باشد مستند به حق است و او جز مجرایی برای مرور فیض حق به اشیا نیست همانگونه که واسطه فیض وحی و علم بودنِ جبرئیل و واسطه رزق بودنِ میکائیل و واسطه احیاء بودنِ اسرافیل و واسطه قبض ارواح بودنِ ملک الموت شرک نیست.
برای روشن تر شدن بحث به دو نمونه از آیات قرآن اشاره می کنیم:
1. قرآن از زبان حضرت عیسی می فرماید: «به اذن خدا کور مادر زاد و مبتلایان به برص را بهبودی می بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده می کنم.189
2. فرزندان حضرت یعقوب بعد از این که پشیمان شدند، خدمت پدر رسیدند گفتند پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم گفت به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم که او غفور و رحیم است‏.190
می بینیم که فرزندان یعقوب از عبارت «یا أَبانَا» استفاده کردند و آن حضرت آنها را از این کار نهی نکرد و نفرمود خودتان از خداوند بخواهید پس معلوم می شود این هیج گونه منافاتی با توحید ندارد.191
نتیجه‌گیری
اگر استمداد از غیر خدا با این اعتقاد باشد که این بزرگان و اولیاء الاهی مستقیما حاجت بر آورده می کنند و در بر آوردن حاجت نیازمند خدا نیستند این شرک و ضد توحید است و جایز نیست.
ولی اگر اعتقاد این باشد که این بزرگان حاجت ها را با اذن خدا و با قدرتی که خداوند به آنان عنایت فرموده است، بر آورده می سازند این نه تنها شرک نیست بلکه عین توحید است و هیچ اشکالی ندارد.
سؤال دوم
خداوند متعال خطاب به پیامبر خویش می‌فرماید: «قل لا أملک لنفسى نفعاً و لا ضرّاً إلا ما شاء الله»، آیا طلب شفاعت، حاجات و شفا از پیامبر با آنچه در این آیه آمده منافاتى ندارد؟!
پاسخ
آیه 8 سوره مبارکه انفال192 و نیز آیه 49 سوره مبارکه یونس193 و آیات مشابه این دو، تنها نافى استقلال در وجود و فاعلیت از شخص پیامبر است و وقتى که از شخص اول عالم امکان این استقلال نفى مى‏شود، نفى آن از سایر انسان‏ها و بالتبع از سایر موجودات، اولى خواهد بود.
این کریمه، تفسیرى است براى آیاتى چون 64 و 79 و 80 194سوره مبارکه آل عمران که ادعاى الوهیت و ربوبیت را از جانب پیامبران راستین الهى منتفى و مردم را از این که قایل به این امر شوند، نهى نموده است. در این جا به جاى این که پیامبر، خود را فاعل و مالک و صاحب اختیار مطلق و مستقل از خداوند معرفى نماید و داعیه الوهیت یا ربوبیت بر مردم را بنماید، تمام شؤون وجودى خود را متعلق و وابسته به خداوند مى‏داند و ذکر نفع و ضرر از باب نمونه و به جهت شاخص بودن این دو در فعالیت‏هاى انسان است؛ زیرا هدف اغلب انسان‏ها در کلیه فعالیت هایشان، جلب منفعت و دفع ضرر از خویش است نه چیزى دیگر و إلّا تمامى شؤون وجودى همه موجودات و تمامى فاعلیت و کمالات آنها، از جانب خداوند است نه فقط جلب منافع و دفع ضررها.
اساس و جوهره توحید افعالى و نیز توحید صفاتى (این که کلیه کمالات موجودات، عطیه‏اى الهى هستند و تنها او کمال مطلق و منبع کمال است) همین است که انسان خود و کمالات و قدرت و فاعلیت خویش را از آنِ خدا بداند. و خود محور، یا دگر محور نباشد و اگر خیرى به او رسید:
الف: بسان قارون نباشد که خود را همه کاره دیده و بگوید: «این اموال را از راه علم خود، به دست آورده‏ام»195
ب: مانند قبطیان کوته بین نباشد که دیگرى را همه کاره ببیند و قایل به الوهیت و ربوبیت فرعون شود.196 
ج: بسان فرعون و نمرود خود را صاحب اختیار همه نپندارد و کوس «انا ربکم الاعلى»197 را سر ندهد.
د: آن را از جانب دیگرى و خدا نداند، بدون این که آن دیگرى را واسطه فیض و وسیله خدا بشمارد، و مبادا که بگوید: «اول خدا، بعد فلانى مشکل مرا گشودند!» که در این صورت مشرک مى‏شود نه موّحد! بلکه در کلیه احوال، خدا را شاکر باشد که این توان و نیرو و کمال را به او عطا کرده و یا به واسطه‏اى از وسایط، مشکلش را حل نموده است.
و این همان درسى است که این آیات و امثال آن به ما مى‏دهند و شخص پیامبر الگویى والا براى سایر انسان‏ها مى‏باشد، تا هر چه بیشتر ترقى مى‏کنند، معرفت و تواضعشان نسبت به حق بیشتر شود و بیش از پیش، شاکر نعمت‏هاى الهى باشند.198 بنابر این، این که این آیات مقام ربوبیت و مالکیت استقلالى را از ایشان نفى مى‏کند، با آیاتى که ما را به مراجعه به ایشان و طلب حاجت و رفع گرفتارى، یا طلب شفا یا شفاعت و… امر مى‏کند، یا این مقامات را براى این بزرگواران اثبات مى‏کند و امورى را به آنها نسبت مى‏دهد، هیچگونه منافاتى ندارد، زیرا اینجا نفى استقلال است و آنجا اثبات

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد علی بن الحسین، زین العابدین، عبدالله بن طاهر Next Entries مقاله رایگان درمورد مذهب شیعه، مقام استدلال، پیامبران الهی