مقاله رایگان درمورد امیرالمومنین، صفات خداوند، آیات و روایات

دانلود پایان نامه ارشد

وسیله قرار دادن یا واسطه قرار دادن چیزی است.
2. توسل در اصطلاح
توسل در اصطلاح از معنای توسل در لغت خارج نیست به این بیان که عبد، بین خود و پروردگار خودش، چیزی را قرار می‌دهد که وسیله‌ی تقرب او به خدا باشد و دعای او به واسطه‌ی آن چیز مستجاب گردد و حاجتش برآورده گردد. مثلاً می‌گوید: «اللهم انی اسئلک بحق محمد و آل محمد أن تغفر لی» و این معنای اصطلاحی توسل، مشروع و جایز می‌باشد11
مقصود از توسل آن است که عبد شیئ را به سوی خداوند مقدم بدارد، تا اینكه وسیله او باشد در نزد خداوند و به واسطه آن دعایش مستجاب شود و به مطلوبش برسد. مانند اینكه خداوند را با اسماء حسنایش و صفاتش یاد کند و سپس دعا كند كه در این صورت اسماء خداوند را وسیله برای استجابت دعا و نیل به مطلوبش قرار داده­است.12
با توجه به آنچه گفته شد توسل در اصطلاح آن است که چیزی یا کسی که نزد خداوند متعال قدر و منزلتی دارد را وسیله‌ای برای اجابت دعا قرار دهیم؛ مثل توسل به اسماء و صفات خداوند، توسل به ایمان به خدا و رسولش و اعمال صالح، توسل به ذات انبیا و اولیا و دعای آنها.
عیسی بن عبدالله بن محمد بن مانع حمیری می‌گوید:
و التوسل فی الشریعة هو تجاهل المتوسل لقبول اعماله المبذولة و التماس رجائها من الله سبحانه بأعمال مقبولة لذوات موصولة. و المعنی انّ المتوسل عمل اعمالاً صالحة جهل حقیقة قبولها عندالله، فالتمس رجاءها من فضل الله فی قبول عمل اوزاد فی التواضع و الانکسار لمولاه، فتلمس رجاءها من اعمال مقبولة لذوات مقربة موصولة أی بالنبیین و المرسلین و عباد الله الصالحین….13
توسل در شریعت عبارت است از تجاهل توسل‌کننده نسبت به قبول اعمالی که انجام داده و درخواست امید از جانب خداوند سبحان، به واسطه اعمالی که از اشخاص واصل به حق، مورد قبول واقع شده را دارد. معنای این جمله آن است که توسل کننده اعمال نیکی را انجام داده ولی حقیقت قبول آنها را نزد خداوند متعال جاهل است. لذا او درخواست امید از فضل خدا دارد تا به عمل یا زاد و توشه مولایش در تواضع و انکسار قلب به او لطف کند. لذا او به دنبال عمل‌های مقبول از افراد متقرب و واصل به خداست یعنی انبیا و رسولان و بندگان صالح خداوند سبحان….
حضرت آیت‌الله یثربی نویسنده‌ی کتاب سیری در آیات ولایت و امامت می‌فرماید: جبروت، جلالت و عظمت خالق متعال اقتضاء ارتباط مستقیم با هر پست، دنی و مفضولی را ندارد. بر اساس برهان «امکان اشرف»14 جریان فیض الهی نمی تواند بدون واسطه به مخلوقات و موجودات برسد. البته این گونه نیست که خداوند همچون پادشاه جبار و ستگری بگوید: هیچ کس حق ندارد بدون واسطه با من سخن بگوید. لزوم وجود واسطه به شدت و قدرت فیض الهی و به ضعف و سستی مخلوقات باز می‌گردد. به عبارت دیگر ضعف از فاعل نیست، بلکه قابل و دریافت کننده فیض، قابلیت دریافت بی واسطه آن را ندارد.15
خداوند متعال فیاض علی الاطلاق است و در اعطاء فیض بخل و امساک نمی ورزد. اما موجودات و مخلوقات توان دریافت و بی واسطه فیض الهی را ندارند و نیازمند وسایطی هستند که این فیض را دریافت و به حسب قابلیت وجودی هر کس به او اعطا نمایند. به همین دلیل است که پیامبر اکرم می‌فرمایند: «أوّل ما خلق الله نوری ابتدعه من نوره واشتقّه من جلال عظمته… ثم خلق العرش و اللوح و الشمس وضوء النهار و نور الأبصار و العقل والمعرفه و أبصار العباد و أسماعهم و قلوبهم من نوری و نوری مشتقّ من نوره»16 (خداوند نخست از نور خود نور مرا ابداع [آفرینش] کرد و آن را از جلال و عظمت خود منشاء داد… سپس از نور من که قسمتی از نور خدا می‌باشد، عرض، لوح، آفتاب، روشنایی روز، نور دیدگان، عقل، معرفت، چشم بندگان، گوش و قلبهای آنان را آفرید.)17
بنابراین خداوند متعال از نور خود، پیامبر را آفرید و همه مخلوقات و موجودات دیگر از نور پیامبر اکرم آفریده شدند. بنا بر این دریافت نور الهی نیازمند به واسطه یا به عبارتی (وسیله) می‌باشد، چنانکه خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»18 (ای کسانی که ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجویی و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.)19
معنا و مفهوم و تفسیر (وسیله) در این آیه شریف بنا به تصریح روایات فراوان، حضرات معصومین هستند، همچنان که امیرالمومنین در ذیل آیه فوق می‌فرمایند: «انا وسیلته»20. (من وسیله خداوند هستم.)
حتی برخی از مفسران اهل سنت در تفسیر این آیه، اسامی اصحاب کساء را ذکر کرده اند21.
و یا اینکه رسول الله می‌فرمایند: «نحن الوسیلة الی الله و الوصلة الی رضوان الله»22 (ما وسیله‌های خداوند در میان مخلوقات هستیم.)23
اما هر چیزی شایستگی آن راندارد که وسیله قرار بگیرد. وسایل و وسایط، توسط خداوند، برگزیده و انتخاب می‌شوند. همان گونه که انتخاب در عالم تشریع یعنی (نبوت و مقام دریافت و ابلاغ وحی) از آنِ خداوند است. افراد بشر هیچ حقی در این انتخاب و جعل ندارند.
به عنوان مثال، سنگهای بسیار زیبا و درخشانی در عالم یافت می‌شود و انسان از دیدن آنها لذت سرشاری می‌برد، اما خداوند هیچ یک از این سنگها را وسیله قرار نداده است و فقط سنگ سیاه کعبه را وسیله تقرب و تعبد قرار داده است. به همین جهت در هنگام تشرف به بیت الله الحرام در صورت امکان، باید حجر الاسود را ببوسیم، و استلام24 نماییم و بگوییم: «اللهم امانتی اذیتها و میثاقی تعاهدته لتشهدلی بالموافاه»25 (بارالها! امانتم را ادا نمودم و به عهد و پیمانم گردن نهادم تا به وفاداری من شهادت دهی [خطاب به حجر الاسود])
خلاصه اینکه تاکنون در رابطه با جایگاه و مقام والا و دست نیافتنی ائمه اطهار مطالبی بیان نمودیم و به این نتیجه رسیدیم که خداوند متعال به دو دلیل حضرات معصومین را مجرای فیض الهی قرار داده است.
1. جلال، عظمت و قدوسیت، ذات اقدس الهی، اباء دارد که با هر پست، دنی و حقیری ارتباط مستقیم برقرار کند.
2. مخلوقات و موجودات، تحمل و قدرت دریافت فیض و جلوه‌های الهی را در همه شئون و جهات ندارند. به همین دلیل خداوند متعال، وسایل و وسایطی برای انتقال فیض از منبع فیاض، به دیگر مخلوقات قرار داده، که آنان در درجه اول حضرات معصومین می‌باشند.
و همچنین به نتایج دیگر دست یافتیم که خلاصه آن چنین است:
1. انتخاب اسباب و وسائط تنها در دست ذات اقدس الهی است و هیچ کس در این گزینش، حق دخالت و اظهار نظر ندارد.
2. واسطه قرار دادن معصومین و توسل به ساحت آن حضرات توصیه و سفارش قرآن است و هیچ اشکالی ندارد.
3. برای دستیابی به نعمات و رحمت و جلوه‌های خداوند متعال باید از وسایل و وسائط استفاده کرد. برترین تجلی این وسائط، ائمه معصومین می‌باشند. امیرالمومنین می‌فرمایند: «انا وسیلته»26 (من وسیله (برای تقرب به) خداوند هستم.)
در برابر این تفکر صحیح که برگرفته از آیات و روایات است، تفکری انحافی وجود دارد، که هر نوع خواستن، خواهش، توسل و شفیع قراردادن به درگاه خداوند را شرک می‌پندارند. این اندیشه از زمانهای نه چندان دور در میان بخشی از مسلمانان به وجود آمد و ریشه آن جهالتی است که به صدر اسلام و بعضی صحابه رسول الله باز می‌گردد.
دلیل عمده و اصلی این انحراف بسیار بزرگ که متاسفانه دامن گیر عدهای از مسلمانان شده جهل و وسوسه شیطان است. چنانکه عمر ابن خطاب (خلیفه دوم) چون توجه به جعل الهی و وسیله قرار گرفتن بعضی ازاشیاء را نداشت به حجر الاسود خطاب کرد و گفت: «انی لأعلم انک حجر لا تضر و لا تنفع»27 (من یقین دارم تو سنگی هستی که نه ضرر می‌رسانی و نه سودی داری.)
در انتخاب امام، وسایط فیض و وسایل الهی اعتقاد صریح و قاطع به جعل الهی داریم و در شفاعت ائمه اطهار و توسل به آنان فقط آنچه را که قرآن و روایات مستند بیان کرده اند می‌پذیریم. به شبهات و وسوسه‌های شیطانی که مخالف دستور خداوند است، اهمیتی نمی دهیم.
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَی وَاسْتَکبَرَ وَکانَ مِنَ الْکافِرِینَ»28 ([ویاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: (برای آدم سجده و خضوع کنید) همگی سجده کردند، جز ابلیس که سرباز زد و تکبر ورزید و (به خاطر نافرمانی و تکبرش) از کافران شد.)
شیطان نافرمانی نمود، سجده نکرد و با خداوند استدلال و محاجه نمود و گفت:
خداوندا! چگونه پست را بر برتر و دنی را بر اعلاء ترجیح می‌دهی؟
«قَالَ أَنَا خَیرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ»29 ([شیطان] گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریده ای و او را از گِل.)
هنگامی که خداوند به استدلال او وقعی ننهاد، از راه معامله وارد شد و گفت:
«انا اعبدک عباده لم یعبدکها ملک مقرب ولا نبی مرسل» (خداوندا! اگر مرا از سجده بر آدم معاف داری تو را به گونه ای عبادت می‌نمایم که تا به حال نه فرشته ای نزدیک به تو و نه پیامبری فرستاده از جانبت، تو را عبادت کرده باشد.)
خداوند در پاسخ به وی فرمود: «لا حاجة لی الی عبادتک، انما ارید ان اعبد من حیث ارید لا من حیث ترید»30 (مرا نیازی به عبادت تو نیست، آن گونه که دوست دام می‌خواهم عبادت شوم نه آن گونه که دوست دارم می‌خواهم عبادت شوم نه آن گونه که تو دوست می‌داری.)
شیطانی که سجده‌های او چهار هزار سال به طور می‌انجامید، گرفتار عجب و تکبر شد. عبودیت، تسلیم محض خداوند بودن است، نه عبادت فراوان.
امام سجاد می‌فرمایند: «عبدنی لک و لا تفسد عبادتی بالعجب»31 (مرا بر بندگی خود رام ساز و عبادتم را به سبب خود پسندی تباه منمای.)
تسلیم در برابر پیشگاه الهی یکی از بالاترین نعمتها بشمار می‌آید، هر چه را قادر مطلق می‌فرماید، باید گردن نهیم تا سرانجامی چون شیطان رجیم نداشته باشیم32.
گفتاری از علامه امینی درباره توسل
علامه امینی در کتاب شریف الغدیر پیرامون توسل می‌گوید: «فلا تعدوا ان تکون بهم إلی…. مع أهله»
از این بیش‌تر نیست که این کارها در حقیقت وسیله قرار دادن آن‌ها به سوی خداوند است به عنوان واسطه برای رسیدن به حاجاتشان. زیرا که اهل بیت مقرب نزد خدا هستند. نه به آن جهت که ذوات قدسیه‌ی آنها در رسیدن به مقاصد در مرحله‌ی اصلی دخیل باشد، بلکه آنها مجرای فیض الهی و واسطه‌ی بین مولا و بندگان او می‌باشند. همه‌ی این‌ها همراه با اعتقاد ثابتی است به اینکه تنها مؤثر در وجود، خداوند سبحان است. و این کار چه ضدیتی با توحید دارد؟33
ج) ضرورت و فلسفه توسل
بدون شک آدمی برای تحصیل کمالات مادی و معنوی به غیر خود یعنی خارج از محدوده وجودی خویش نیازمند است عالم هستی بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسک به سببها و وسائل برای رسیدن به کمالات مادی و معنوی لازمه این نظام است.
بر همین اساس قرآن کریم انسان را در جهت کسب کمالات معنوی و قرب به درگاه الهی امر به توسل کرده است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»34
در روایات پیامبر اکرم و امامان معصوم بر لزوم توسل به اولیای الهی هنگام دعا تاکید شده است چنان که در روایت نبوی مستند نزد شیعه و اهل سنت آمده است: «کل دعا محجوب حتی یصلی علی محمد و آل محمد»35 و هر دعائی محجوب است تا اینکه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود. بنابراین همچنان که اصل دعا از اسباب و وسیله‌های فیض است و می‌توان حاجت را به طور مستقیم از خداوند درخواست کرد استمداد از اولیای الهی در هنگام دعا نیز از اسباب فیض و وسائل قرب به خداوند است.
حکمت اعطای این نقش به بزرگان دین و اولیای الهی جایگاه معنوی آنان است همه موجودات عالم هستی آیات و نشانه‌های حضرت حقند. هر موجودی به اندازه وسعت وجودی اش نشانگر اسما و صفات خداوند سبحان است. عالی ترین و تابناک تری

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد اهل بیت (ع)، فرهنگ اسلامی، ناسازگاری Next Entries مقاله رایگان درمورد انسان کامل، مفهوم شناسی، نهج البلاغه