مقاله رایگان درمورد امام خمینی، تعلیم و تربیت، امام خمینی (ره)، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

صادق(ع) فرمودند: «كونوا دعاة الناس بأعمالكم و لا تكونوا دعاة بألسنتكم». با اعمال خود مردم را به سوي خوبيها بخوانيد و دعوت‏گر زباني مباشيد (امام خمینی1361، ج15، :152 ـ 151).
امام خميني: كوشش كنيد كه همدوش با درس خواندن و تعليم، تربيت باشد. كه آن مقدم است به حسب رتبه، بر تعليم و تلاوت آيات و تعليم كتاب و حكمت.
5 ـ تقويت فهم و رشد عقلانی:
باز از اصول مهم در امر تعليم و تربيت كمال دادن به فهم و نيروي تعقل دانش‏آموز و تربيت‏جو است. نظام آموزشي نبايد به صورتي عمل كند كه فقط انبوهي از اطلاعات را در زمينه‏هاي مختلف به دانش‏آموز منتقل كند و يا مربي تنها به ياد دادن موضوعات و مطالب تربيتي و اخلاقي اكتفا كند، بي‏آن كه به متعلّم و يا متربّي فرصت تفكر و تعمق در آن مسايل علمي و يا تطبيق آن آموزه‏هاي اخلاقي با حالات روحي و صفات دروني خود بدهد.
در عرصه تعليم و تربيت، آن نظامي موفق و كام رواست كه حاصل آن توليد انديشه و فرآورده‏هاي تازه و جديد در صحنه‏هاي مختلف فكر و عملي بشر گردد، و راه رشد و حركت به پيش نيز همين است و رسيدن به اين هدف نيز، تنها از اين مسير قابل دستيابي است وگرنه داشتن انبوهي از اطلاعات در سينه، بدون قدرت تجزيه و تحليل و كشف مجهولات از راه معلومات انباشته، گرچه مفيد است ولي كافي نيست.
امام صادق (ع): با اعمال خود مردم را به سوي خوبيها بخوانيد و دعوت‏گر زباني مباشيد.
بسيارند عالماني كه در زمينه‏هاي گوناگون، آگاهيهاي زيادي دارند، ولي دانش آنها منحصر است به آنچه خوانده و تعليم ديده‏اند، در حالي كه از درك بسياري از مسايل حياتي و لازم در سلوك اجتماعي و غير آن عاجزند و خيلي ابتدايي و بسيط به نظر مي‏رسند. سرّ اين امر در روايات ما بيان شده است و آن اين است كه اينان علم را با فهم همراه نكرده‏اند و تعلم را با تعمق و تفكر درنيافته‏اند.
در حديثي امير مؤمنان فرمودند: «… ألا لا خير في علم ليس فيه تفهّم»
توجه داشته باشيد دانشي كه از بينش بي‏بهره باشد، خيري در آن نيست (سوره‏هاي اعراف، آيه 176؛ يونس، آيه 24؛ ص، آيه 29؛ بقره، آيه 73 و غير آن.).
قرآن كريم در بسياري از آيات خود، مردم را دعوت به تدبّر، تفكّر و تعقّل كرده (امام خمینی 1361، ج3، : 3). و چنين چيزي غير از تعلّم و فراگيري است.
1-9-2- اصول تربیت از دیدگاه حضرت امام (ره):
نظرات تربیتی امام خمینی (ره) براصول و قواعد استوار است، که مهمترین آنها عبارت است از:
1.تکیه بر اصلاح خود؛
امام راحل میفرمود: کسانی که میخواهند در این عالم تربیت کنند دیگران را، قبلاً خودشان تزکیه شده باشند، تربیت شده باشند (امام خمینی، 1361، ج 14 : 391).
2.تقدم تزکیه بر تعلیم؛
امام خمینی (ره) تقدم تزکیه بر تعلیم را به عنوان یک اصل راهبردی بارها یادآور شده است: کوشش کنید که تربیت بشوید و تزکیه بشوید، قبل از اینکه تعلیم و تعلّم باشد. کوشش کنید که هم دوش با درس خواندن و تعلیم، تربیت باشد، که او مقدم است به حسب رتبه بر تعلیم و بر تلاوت آیات و بر تعلیم کتاب و حکمت (همان، ج 13: 507).
این اصل اتخاذ شده از سوی حضرت امام (ره) مستفاد از آیات قرآنی است که در سه مورد تزکیه و تربیت را بر تعلیم مقدم داشته است (البقره (2): 151 و آل عمران (3): 164 و جمعه (62): 2). امام خمینی (ره) علم بدون تزکیه و تربیت را منشأ و سرآغاز بسیاری از خطرها و انحرافات میداند و میفرماید: …مهم تربیت است. علم تنها فایده ندارد، علم تنها مضر است. گاهی این باران که رحمت الهی است وقتی به گلها میخورد، بوی عطر بلند میشود؛ وقتی که به جای کثیف میخورد، بوی کثافت بلند میشود؛ علم هم همینطور است که اگر در یک قلب تربیت شده علم وارد بشود، عطرش عالَم را میگیرد. و اگر در یک قلب تربیت نشده یا فاسد بریزد…، این، فاسد میکند عالَم را…. (همان، ج 14 : 40).
3.تداوم تربیت؛
امام بزرگوار همه انسانها را از بدو تولد تا آخرین روز زندگی نیازمند تعلیم و تربیت میداند و میفرماید:
همه جمعیت دنیا احتیاج به تعلیم و تربیت دارند. هیچ کس نمیتواند ادعا کند که من دیگر احتیاج ندارم به این که تعلیم بشوم و تربیت بشوم. رسول خدا هم تا آخر احتیاج داشت، منتها احتیاج او را خدا رفع میکرد. ما همه احتیاج داریم (همان، ج 17 : 237).
4.اصل تکرار و تلقین؛
توجه به این اصل را میتوان از نوآوریهای تربیتی حضرت امام (ره) دانست. ایشان در اینباره میفرماید: اگر بخواهید یک بچهای را تربیت بکنید، باید یک مسئله را چندین دفعه با چند زبان، با چند وضع، به او بخوانید. مطلب یکی باشد، لکن طرز بیان اینها؛ به طوری که در قلب او نقش ببندد (همان، ج 10: 34).
5.جهتدار بودن تربیت؛
آیاتی که محور تعلیم و تربیت انبیا را اخلاص و توجه تامّ به مبدأ هستی معرفی میکند، منشأ و محور تأکید فراوان امام خمینی (ره) نسبت به جهتدار بودن امر تعلیم و تربیت است: و از همینجا میتوان گفت: تفاوت اسلام با دیگر مکاتب تربیتی آن است که آنها خود را محدود به هر یک از اهداف مورد نظر در مبانی تربیتی خویش میدانند، ولی اسلام حرکت تربیت را به سوی خدا و توجه به او معرفی میکند؛ از این رو در سازندگی فرد یا سازندگی و بالندگی اجتماع خود را محصور و محدود نمیکند.
… تمام انبیا، معلمها هستند و تمام بشر، دانشجو. انبیا مکتبی دارند که در آن مکتب میخواهند این موجود دوپایی که بدترین موجودات است و اگر رها بشود خطرناکترینِ موجودات عالم است، این را به راه مستقیم، به صراط مستقیم هدایت کنند… عالَم یک دانشگاهی است و انبیا و اولیا و تربیت شدههای آنها، معلم هستند و سایر بشر دانشجو … وظیفۀ معلم، هدایت جامعه است به سوی الله و وظیفه دانشجو، تعلّم (همان، ج 13: 172).
در اين بخش به چند اصل تربيتي امام خميني(ره) اشاره ميشود.
1. اصل جهت خدا محوري تربيت بايد آموزش و پرورش مردم توأم باشد. پرورش انساني، پرورشي كه به درد انسان برسد، آموزشي كه براي انسان باشد، جهتدار باشد، اسم رب در آن باشد. توجه به خدا باشد (امام خمینی، 1361، ج13: 230).
برنامه اين است كه قرائت كه اول رشد انساني است تنها نباشد … در آيه ميفرمايد: «اقرء باسم ربك» (علق/1) قرائت كن به اسم رب، قرائت كن با اسم رب شروع كن به قرائت، … بايد به اسم رب باشد و با توجه به خدا باشد (همان، ج6: 11).
2. اصل ضرورت و نياز تربيت انسان: همه جمعيت دنيا احتياج به تعليم و تربيت دارند هيچ كس نميتواند ادعا كند كه من ديگر احتياج ندارم به اين كه تعليم و تربيت بشوم. رسول خدا تا آخر هم احتياج داشت، منتهي احتياج او را خدا رفع ميكرد ما همه احتياج داريم (همان، ج 17: 152).
3. اصل كمالِ مطلق طلبي: در تمام فطرتها بلا استثنا ـ تمام فطرتها بياستثنا ـ عشق به كمال مطلق است (همان ،ج 14: 137).
4. اصل آزادي: خداوند با داشتن قدرت و حكمت خاص و مطلق خود حتي پذيرش در دين خودش را براي بشر آزاد دانسته «لا اكراه في الدين» (بقره/256). و اختيار و آزادي او را سلب نكرده است. پس در امر تربيت كه جزئي از برنامه زندگي انسان است رعايت آزادي او اصلي اساسي به حساب ميآيد. خداوند پس از مطرح كردن الهام فجور و تقوي به نفس انساني ميفرمايد: «قد افلح من زکها و قد خاب من دسها» (شمس/9-10) هر كه در پاكي نفس كوشيد به فلاح رسيد هر كه در پليدياش فرو پوشيده تباه و نوميد شد. در اين آيات كوشش و جوشش فرد اساس رشد و كمال يا سقوط ضلال معرفي شده است. اصولاً معني تربيت جز اين نيست كه تمام زمينهها فراهم شود تا فرد خود را شكوفا سازد (سنگري، 1385: 16).
آزادي يكي از اموري است كه اول حقي است كه بشر دارد، حق ابتدايي است كه بشر دارد كه بايد آزاد باشد و در آرائش آزاد باشد در اعمالش آزاد باشد.« (جعفری، ج1: 595)» خدا آزادي داده به مردم اسلام آزادي داده به مردم (جعفری، ج 1: 395).
همه بايد آزاد باشند در محلشان، در سكني آزاد باشند، در شغلشان آزاد باشند، در مشيشان بايد آزاد باشند (جعفری، ج 1: 374). انسان به حسب فطرت، عاشق حريت و آزادي است كه هر چه بخواهد يكند حتي ارادۀ او نيز نافذ باشد؛ به طوري كه در مقابل سلطنت و قدرت او مدافع و مزاحمي نباشد (زمان پور به نقل از امام خميني، 1380: 88).
5. اصل انطباق فطرت انساني بايد بر پايه و اساس فطرت انساني استوار باشد اگر چنين نباشد فطرت انساني آن را بر نمیتابد و تربيت بيحاصل خواهد شد و لذا بيتوجهي به فطرت بيتوجهي به اصل تربيت است.
فطرت انساني اين طور است كه مطلبي را همين طوري قبول نمیكند تا هرچه گفته فوراً قبول كند. اينطور نيست بلكه اگر مطلبي به او تبليغ كردند يا مطلبي را گفتند اين دليل ميخواهد كه به چه دليل شما يك همچو مطلبي را مثلاً ميگوييد (جعفری، ج 2: 143).
6. اصل تقدم اصلاح خود بر اصلاح ديگران: انسان اگر ميخواهد كلامش تأثيرگذار و حرفش خريدار داشته باشد اول خودش بايد عامل به عملش باشد معروف است كه هر سخن كز دل برآيد لاجرم بر دل نشيند لذا مربي باید اول خودش را اصلاح كند تا قادر باشد به اصلاح ديگران بپردازد. انسان اول از خودش شروع كند ببيند خودش چه اعوجاجاتي دارد هر انساني لا محاله در خودش نقصهايي ميبيند، كم است كسي كه نقص نبيند در خودش و اگر كسي نقص در خودش نميبيند اين خودش يك نقصي است كه دارد. انسان بايد تربيت بشود بايد به تزكيه تربيت بشود و انسان از خودش بايد شروع كند از خانوادۀ خودش بايد شروع كند. و شما از خودتان، خانوادههايتان، خودتان همه شروع كنيد تا به خارج برسد (امام خمینی، 1361، ج13: 264).« بايد كساني كه ميخواهند در اين عالم تربيت كنند ديگران را، بايد قبلاً خودشان تزكيه شده باشند» (همان، ج 14: 254).
7. اصل تقدم تزكيه بر تعليم: اگر تزكيه و تعليم را به مثابه ظرف و مظروف در نظر بگيريم، لازم است تزكيه به عنوان ظرف، پاك و پاكيزه باشد تا مظروف آن يعني تعليم نيز امكان پاك و پاكيزه بودن را داشته باشد پس از پاكيزگي ظرف، مقدم و لازمۀ پاكيزگي مظروف است.
«مسئلۀ تربيت بالاتر از تعليم است. در آن آيه شريفه هم تلاوت آيات قرآن را يعني رساندن آن تعليماتي كه در راه تربيت و تعليم است بعد از اين كه اين را ميفرمايد بعد «ويزكيهم» را ميفرمايد. از اين ممكن است استفاده بشود كه مسئلۀ تزكيه و تزكيۀ نفس اهميتش بيشتر از مسئلۀ تعليم كتاب و حكمت است، مقدمه از براي اين است كه كتاب و حكمت در نفس انسان واقع بشود، اگر تزكيه بشود انسان تربيت بشود به تربيتهايي كه انبيا (ع) براي بشر هديه آوردند، بعد از تزكيه، كتاب و حكمت هم در او به معني حقيقي خودش در نفس انسان نقش ميبندند و انسان به كمال مطلوب ميرسد» (امام خمینی، 1361، ج13: 266).
«مهم تربيت است. علم تنها فايده ندارد، علم تنها مضر است، گاهي اين باران كه رحمت الهي است وقتي به گلها ميخورد بوي عطر بلند ميشود، وقتي به جاهاي كثيف ميخورد بوي كثافت بلند ميشود . علم هم همين طور است كه اگر در يك قلب تربيت شده علم وارد ميشود عطرش عالم را ميگيرد و اگر در يك قلب تربيت نشده يا فاسد بريزد، عالم را فاسد ميكند» (همان، ج14: 32). «اگر تمام انبيا عظام جمع بشوند در يك شهري و در يك كشوري، هيچگاه با هم اختلاف نميكنند براي اينكه آنها تزكيه شدهاند، علم و حكمت را بعد از تزكيه در نفس دارند. گرفتاري همه ما براي اين است كه ما تزكيه نشدهايم، تربيت نشديم. عالم شدند، تربيت نشدند، دانشمند شدهاند، تربيت نشدهاند، تفكراتشان عميق است، لكن تربيت نشدهاند و آن خطري كه عالم از عالمي كه تربيت نشده است و تزكيه نشده است و بر بشر وارد ميشود آن خطر از خطر مغول بالاتر است. غايت بعثت اين تزكيه است، غايت آمدن انبيا اين تزكيه است و دنبالش آن تعليم. اگر نفوسي تزكيه نشده و تربيت نشده وارد بشوند در هر صحنه، در صحنه توحيد، در صحنه معارف الهي، در صحنه فلسفه، در صحنه فقه و فقاهت، در صحنه سياست، در هر صحنهاي كه وارد بشود اشخاصي كه تزكيه نشدند و تصفيه نشدند و از اين شيطان باطل رها نشدند، خط اينها بر بشر خطرهاي بزرگ است» (همان: 245).
8. اصل گزينش علوم نافعتر براي تربيت عمر كوتاه و علوم

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد تفکر انتقادی، تربیت دینی، فعالیت ذهنی، فکر و اندیشه Next Entries مقاله رایگان درمورد تعلیم و تربیت، شهید مطهری، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان