مقاله رایگان درمورد امام خمینی، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

آن فرد را براي حضوري فعال و مسئولانه در زندگي آماده ميسازد ايجاد نگرش منتقدانۀ زمينهساز برخورد صحيح با مسايلي است كه انسان با آنها برخورد ميكند. امروزه كساني كه به دوره پست مدرنيزم اعتقاد دارند بر اين باورند كه شهروند خوب در اين دوره كسي است كه داراي نگرشي انتقادي باشد. در اينجا فقط با اين انگيزه و هدف كه روشن سازيم نكات كشف ناشدۀ فراواني در انديشه و افکار امام خميني (ره) وجود دارد كه امروز و فردا و در همۀ زمانها ميتوان از آن بهره برد، اين روش در مباحث كلاس درس امام خميني (ره) كه در زماني نسبتاً دور برگزار شده است، اشاره ميشود:
… يك بار امام در درس فرمودند كه اينجا مجلس روضهخواني نيست كه همه سكوت كردهايد و گوش ميدهيد، اينجا درس است خاصيت درس اين است كه يكي اشكال كند ايراد بگيرد اظهار نظر بكند و بارها و بارها امام از اينكه درس حالت يكنواختي داشته باشد يك جانبه باشد و فقط استاد حرف بزند اظهار نگراني ميكردند (همان: 139).
2. تكريم شخصيت:
باورداشت توانائيها و استعدادها زمينهساز رشد و تعالي است و تكريم شخصيت باورساز این مجموعه است تكريم شخصيت ايجاد بالندگي ميكند و از جملۀ روشهاي تربيتی است. شما جوانان تحصيلكرده مردان آتيه فردا و رجال و شخصيتهاي آيندۀ اجتماعي، بايد به هوش و بيدار باشيد. در اينجا با ذكر خاطرهاي به سيرۀ عملي امام خميني (ره) دراين خصوص اشاره ميكنيم:
از آنجا كه درس و روش تدريس استاد تحقيقي بود، شاگرد پس از يكي دو سال در جريان تحقيق قرار ميگرفت و با سؤالهاي خصوصي قبل يا بعد از درس خيلي زود مسير اجتهاد را تشخيص ميداد و راه را آغاز ميكرد. نزديك به ده سال كه سعادت شركت در درس معظمله براي بنده پيش آمده بود هيچگاه به خاطر نميآورم كسي را پيش شاگردان كوچك شمرده باشد و به اصطلاح تحقيرش نموده باشد بلكه هرچه بود شخصيت دادن بود. گاهي از شاگردان خود تعبير به الافاضل مينمود شاگردي نظر جديدي برخلاف نظر استاد ارائه داده بود ولي حضرت استاد آن نظر را قبول نداشت ميفرمود» بعضي الافاضل (بعضي از دانشمندان) ديروز چنين فرمودند و مطلب را رد ميكرد (وجداني، 1372: 85).
3. تذكر و تكرار آگاهانه:
تذكر به معناي يادآوردن است و تكرار چند بارهگويي يك مطلب. تذكر در زمينههاي فراوان كاربرد تربيتي داشته و بهعنوان يك روش ميتوان از آن نام برد و استفاده نمود. همچنين تكرار آگاهانۀ مطلب به عنوان يك روش تعليمي و تربيتي ميتواند كاربرد داشته باشد. نگاه الهي امام خميني (ره) به استفاده از اين روش بدينگونه است: شما ميدانيد كه قرآن كتاب معجزه است و در عين حال در قرآن راجع به مسائل، تكرار زياد است، البته در هر تكراري مسائلي مطرح شده است اما براي اينكه براي رشد مردم قرآن آمده است و براي انسانسازي، مسائلي كه براي ساختمان انسان است نميشود يك دفعه بگويند و از آن رد بشوند، بايد هي بخوانند، توي گوشش مكرر كنند. تلقين است، تلقين با يك دفعه درست نميشود. بايد اگر بخواهيد يك بچهاي را شما تربيت بكنيد بايد يك مسئله را چندين دفعه با چند زبان، با چند وضع به او بخوانيد. مطلب يكي باشد ليكن طرز بيانش اينها به طوري كه در قلب او نقش ببندد (امام خمینی، 1361، ج 9: 153).
4.عبرت آموزي:
حوادثي كه در طول تاريخ اتفاق ميافتد با تأمل و تفكر در نتايجي كه ببار ميآورد ميتواند ابزار و وسيلهاي براي تنبه، تذكر و تربيت باشد. امام خميني (ره) اينگونه به اين روش اشاره ميفرمايد:
عبرت بگيريد، عبرت بگيريد از اين حوادث تاريخ. تاريخ معلم انسان است. تعليم بگيريد از اين حوادثي كه در دنيا واقع ميشود …. از اينها يك قدري تعليم و تعلم پيدا كنيد (امام خمینی، 1361، 15: 32). در اين قسمت به نمونهاي از استفادۀ امام خميني (ره) از اين روش در جلسات درس اشاره ميشود:
در عين اينكه حضرت استاد به هنگام نقل مطالب از راويان گاهي اشاره به سرگذشت آنان نتيجه ميگرفت. و قبل از تعطيل شدن درس هم به شاگردان خود نصيحت مینمودند (وجداني، 1372: 89).
5. روش بصيرت آفرينى:
اهل لغت در تعريف بصيرت مىگويند كه آن درك دل مىباشد و حجت و دليل را يكى از معانى بصيرت شمردهاند و اين ظاهراً بدان جهت است كه حجت و دليل، كسب بصيرت و بينانى دل است (قريشى، 1352: ص 195).
در حقيقت، بصيرت يا بينش به طرز تلقى آدمى از امور و حوادث نيز اطلاق مىشود و به تعبيرى ديگر، بينش، نوعى آگاهى عميق و گسترده است .
اگر استادان، معلمان، مربيان و والدين بتوانند در دانشجويان دانشآموزان و فرزندان بصيرت بيافرينند، اين امر منجر به آثار و تحولاتى خواهد شد كه به طور خلاصه در زیر بدانها اشاره مىشود:
بصيرت، نگاه فرد را از و سطح و پوسته رويدادها مىگذراند و به عمق و باطن آنها نفوذ مىدهد.
بصيرت (شناخت عميق) به عالم انفسى (جهاد درون) و عالم آفاقى (جهان برون) موجب ارتباط كامل و جامع انسان با آنها مىشود.
بصيرت به عالم هستى (دنيا) موجب مىشود كه فرد تعادل خود را در حوادثى كه منجر به فقدانها و خسرانها مىشود، از دست ندهد و محزون نشود و متقابلاً در رويدادهايى كه منجر به داراييها و اقبالها مىشود لكيلا تاسوا على مافاتكم ولا تفرحوا بمااتيكم (حدید/23) (اين را بدانيد) هرگز بر آنچه از دست شما رود، دلتنگ نشويد و بدانچه به شما رسد، دلشاد نشويد.
لكيلا تحزنوا على مافاتكم ولا مااصابكم (آل عمران/153) تا از اين پس براى از دست دادن يا آنچه به شما مىرسد، اندوهناك نشويد.
بصيرت به دنيا موجب مىشود كه آدمى نگاه تمايلى و مستقل به متاع (قليل) دنيا ندوزد. قرآن، اين معنا را به صورت زيبايى در آيه زیر بيان فرموده است:
لاتمدن عينيك الى ما متعنا به ازواجنا منهم و لاتحزن عليهم و احفض جناحك للمؤمنين (حجر/88) و مگشاى (باز مكن) ديدگان خود را بدانچه كاميابى داديم، بدان مردان و زنانى را از ايشان و بر ايشان اندوه مخور و اهل ايمان را زير بال علم وحكمت خودگير و به كمال حسن خلق بپروران.
6.روش اسوهپردازى:
امام خمينى، حضرت زهرا (س) را بهعنوان اسوه بزرگ بشريت معرفى مىكنند:
اين خانه كوچك فاطمه – سلام الله عليها – و اين افرادى كه در آن خانه تربيت شدند كه به حسب عدد، چهار پنج نفر بودند و به حسب واقع تمام قدرت حق تعالى را تجلى دادند، خدمتهايى كردند كه ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب درآورده است.
حضرت امام پس از اشاراتى به ذوات مقدس معصومان – عليهم السلام – در زمينه اسوهپردازى و تبيين الگو از برخى بزرگان و دست پروردگان مكتب نيز نمونههايى را ارائه مىكنند كه در زير به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
نورانيت يك نفر مثل فيلسوف بزرگ اسلام خواجه نصير الملة و الدين – رضوان الله تعالى عليه – و علامه بزرگوار حلى – قدس الله نفسه – يك مملكت و ملت را نورانى كرده و تا ابد آن نورانيت باقى است از فضل بن شاذان منقول است كه وارد عراق شدم ديدم مردى به رفيق خود تعرض مىكند كه تو مردى هستى داراى عيال و محتاج هستى كه براى آنها كسب كنى و من ايمن نيستم از اين كه چشمهاى تو كور شود از طول دادن سجده. آن شخص گفت: واى به تو! اگر چشم كسى از طول سجده باطل مىشد، چشم ابن ابى عمير باطل مىشد. چه گمان مىبرى به مردى كه سجده شكر كرد بعد از نماز صبح و سرش را از سجده برنداشت مگر وقت زوال شمس (وجداني، 1372: 90).
7. روش پرواپيشگى(تهذيب):
امام خمينى جهت تهذيب نفس مىفرمايند:
جناب عارف بزرگوار و شيخ عالى مقدار (حضرت آيت الله محمد على شاه آبادى) به ما مىفرمودند كه مواظبت به آيات شريفه آخر سوره حشر از آيه شريفه يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغد تا آخر سوره مباركه با تدبر در معنى آنها در تعقيب نمازها و خصوصاً در اواخر شب كه قلب فارغالبال است، خيلى مؤثر در اصلاح نفس است تقوا را هم مىتوان در جايگاه يك هدف تربيتى در نظر گرفت و هم بهعنوان يك روش آن را تلقى كرد. در حالت اول، تقوا مقصود و مطلوب متربى محسوب مىشود، زمانى كه قرآن كريم، صريحاً دعوت به پرواپيشگى مىكند، نظير اين آيه شريفه يا ايها الذين آمنوا اتقواالله يعنى: اى ايمان آورندگان، تقوا پيشه كنيد در اينجا، وصول به تقوا براى اهل ايمان، يك هدف محسوب مىشود.
در حالت دوم تقوا، به مثابه شرط وصول به هدفى عاليتر تلقى مىشود و در حقيقت شيوه دستيابى به غايتى متعالى است نظير آيه شريفه ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا، يعنى اگر پروا پيشه باشيد، خداوند براى شما نيروى تشخيص (حق از باطل) قرار خواهد داد. در اينجا اگر چه تقوا، خود، آرمانى مطلوب به شمار مىآيد، ولى در راه رسيدن به فرمان (بينش تميز دهنده) يك شيوه تلقى مىشود (همان).
8 . روش بهرهگيرى از عواطف:
در حديثى قدسى آمده است كه:
اى داوود، هر بندهاى كه مرا دوست بدارد و من از قلب او اين محبت را ببينم چنان او را دوست مىدارم كه كسى بر وى سبقت نگرفته باشد امام صادق (ع) در معنى و حقيقت دين چنين گفتهاند:
هل الدين الاالحب آيا دين جز محبت چيز ديگرى است .
چنانچه شخصيت آدمى را متشكل از لايههاى متحدالمركزى بدانيم، عواطف، لايه زيرين و بنيادى وجود او را تشكيل ميدهد. بى مناسبت نيست كه برخى از اهل لغت، واژه انسان را برگرفته از ماده انس و به معناى موجودى كه نياز دارد با ديگران الفت گيرد، مىدانند.
قرآن كريم به منظور تجلى آثار عطوفت در جوامع بشرى، پيامبر اسلام (ص) را نمونه مىآورد و مىفرمايد:
لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم، حريص عليكم بالمؤمنين رؤوف رحيم همانا پيامبرى به جانب شما آمد كه از شماست و از فرط محبت و نوع پرورى، فقر و پريشانى و جهل و فلاكت شما، او را سخت مىآيد و بر آسايش و نجات شما حريص و به ايمان آورندگان رؤوف و مهربان است .
مطلب قابل توجه آن است كه كه از صفات آن رسول گرامى، غصه خوردن ايشان براى نجات امت، يعنى يك ويژگى تربيت عاطفى ذكر مىشود.
امام خمينى (ره) در بحث از تلاش بىوقفه انبيا مىفرمايند:
رسول اكرم (ص) براى اين غصه مىخورد كه چرا بايد اين بشرى كه فطرتا بايد فطرت سالم داشته باشد، چرا بايد اين طور باشد (همان).
9. روش تكريم
از ويژگيهاى امام در تمام مراحل زندگى پرفراز و نشيب ايشان، كرامت و منزلت براى ديگران قايل شدن و ملزم بودن به آن در همه حالات است. ايشان در رويكرد انسانشناختى خود، انسان را بزرگترين آيات و مظاهر اسما و صفات حق و مثل و آيت حق تعالى مىدانند و انسان را موجودى مىدانند كه فقط با وصول به كمال مطلق، احساس رضايت مىكند.
ايشان در تبيين منزلت انسان ميفرمايند:
ديگر آنكه چون تربيت نظام عالم ملك از فلكيات و عنصريات و جوهريات و عرضيات آن، مقدمه وجود انسان كامل است و در حقيقت اين وليده، عصاره عالم تحقق و غاية القصواى عالميان است و از اين جهت آخر وليده است و در ادامه همين مبحث مىافزايند:
انسان آخرين وليده است كه پس از حركات ذاتيه جوهريه عالم به وجود آمده و منتهى به او شده، پس دست تربيت حق تعالى در تمام دار تحقق به تربيت انسان پرداخته است بنابراين ملاحظه مىشود كه در رويكرد انسان شناختى امام، انسان موجودى است مظهر صفات حق، تشنه وصول به كمال مطلق و عصاره موجودات كه خداون عالم به تربيت او پرداخته است .
10.روش اظهار تواضع
يكى از نيازهاى درونى آدمى، گرايش به تعالى و پيشرفت (كمال جويى) است. در اين راستا، هر پديده و رفتارى كه پيشرفت وى را مورد تأييد قرار دهد يا در موقعيت تهديد كنندهاى نسبت به او نباشد، در حقيقت به مانند آن است كه نياز درونى را ارضا كرده است. مثبتگرايى، شيوهاى است كه بر پيشرفت فرد صح مىگذارد و ابراز تواضع نسبت به فرد او را از هرگونه موقعيت تهديد كننده رها مىكند و احساس ايمنى بدو مىبخشد.
امام خمينى (ره) در تفاوت بين تواضع و تملق گفتهاند:
يك وقت رذيله حب دنيا و جذبه طلب شرف و جاه انسان را به تواضع واميدارد. اين خلق تواضع نيست، اين تملق و چاپلوسى است و از رذايل نفسانيه است، صاحب اين خلق از فقرا تواضع نكند، مگر آنكه در آنها طمعى داشته باشد، يا طعمه سراغ كند (همان: 92).
11. روش ساده زيستى
يكى از شيوههاى تربيتى كه هم

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد تعلیم و تربیت، امام خمینی، امر به معروف، تعلیم و تربیت اسلامی Next Entries مقاله رایگان درمورد تعلیم و تربیت، امام خمینی (ره)، امام سجاد (ع)، امام خمینی