مقاله رایگان درمورد امام حسین، امام سجاد، کمالات ذات

دانلود پایان نامه ارشد

انوار و اشراقات و از اولیا به افراد ناقص را یاد آوری می‌کند» و آن را دلیل توجه به استاد و مرشد کامل در حال حیات و ممات به شمار می‌آورد، می‌گوید:«و توسل به ارواح اولیا و علمای متورع نیز مفید است البته».116
بنابراین، از نظر عقلی نیز توسل امر لغوی نبوده و دارای ثمرات بسیاری مادی و معنوی است، واین بدان جهت است که ارواح چه قبل از مرگ و چه پس از آنان توجه به اطرافیان دارند، لذا توسل هر متوسلی را پاسخ می‌دهند و عقل قدرت درک این را دارد و با تجربه نیز در زندگی انسان‌ها ثابت شده است.
کافی است به سیر تاریخی علمای شیعه که به این امر معتقد بوده و مشکلات خود را از این طریق حل می‌کرده‌اند، نگریسته شود که چقدر آنان از بزرگان بعد از مرگشان بهره‌ها گرفته‌اند و چه مشکلات علمی و معنوی را از طریق آنان حل کرده‌اند. در این زمنیه می‌توان به زندگی نامه این بزرگان مراجعه کرد و سیره آنان را ملاحظه نمود.
بوعلی در اشارات بحثی را تحت عنوان این که نفس بعد از مفارقت از بدن بر کمالات ذاتی خویش باقی است،117 این مسئله را بیان می‌کند؛ لذا دلیلی ندارد این نفسی که در حال حیات که گرفتار بدن مادی است، توجه به نیاز مسائل دارد و آن را بر آورده می‌کند، بعد از مرگ بدن مادی که از این موانع و مشکلات جدا می‌شود و با بقای تجردی خویش توجه بیشتری دارد و لذا بهتر می‌تواند به مسائل خویش توجه کند، بگوییم این کارها جایز نیست.
پس اگر نبی و ولی در حال حیات می‌توانند توسل مسائل را پاسخ دهند و این امر شرک نبود و مشکلی نداشت، بعد از مرگ نیز با بقای نفس و توجه بهتر آن به طریق اولی باید پاسخ دهند و هیچ سخن مخالف توحید ابراز نشده و عمل متوسل، شرک آلود نیست.

فصل سوم: دلایل مشروعیت استمداد از اولیای الهی از منظر روایات و صحابه

گفتار اول: دلایل مشروعیت استمداد از اولیای الهی از منظر روایات
الف) روایات خاصه
1. روایت رسول اکرم
هیثمی به سندش از پیامبر نقل کرده که فرمود: «قَاَلَ دَاوُودُ: أَسْأَلُکَ بِحَقِّ آبَائِی إبْرَاهِیمَ وَإسْحَاقَ وَیعْقُوبَ»118 (داوود گفت: از تو می‌خواهم به حق پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب).
2. روایت امام علی
از امام علی نقل شده که فرمود:
أنَا مِنْ رَسُولِ اللهِ کَالعَضُدِ مِنَ المَنْکَبِ وَکَالذِّراعِ مِنَ العَضُدِ، وَکَالْکَفِّ مِنَ الذِّراعِ، رَبَّانِی صَغِیراً وَآخَانِی کَبِیراً. وَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّی کَانَ لِی مِنْهُ مَجْلِسُ سِرٍّ لا یطَّلِعُ عَلَیهِ غَیرِی، وَأَنَّهُ أولَی إلَی دُونَ أَصْحَابِهِ وَأَهْلُ بَیتِهِ. وَلأقُولَنَّ مَا لَمْ أَقُلْهُ لأحَدٍ قَبْلَ هَذا الیومِ؛ سَأَلْتُهُ مَرَّةٌ أَن یدْعُوَ لِی بِالمَغْفِرَةِ فَقَالَ: أَفْعَلُ، ثُمَّ قَامَ فَصَلَّی، فَلَمَّا رَفَعَ یدَهُ لِلدُّعَاءِ اسْتَمَعْتُ إلَیهِ فَاِذَا هُوَ قَائِلٌ: (أَللَّهُمَّ بِحَقِّ عَلِی عَبْدُکَ إغْفِرْ لِعَلِی). فَقُلْتُ: یا رَسُولَ اللهِ! مَا هَذا؟ فَقَالَ: أَوَ أَحَدٌ أَکْرَمُ مِنْکَ عَلَیهِ، فَاَسْتَشْفِعَ بِهِ إلَیهِ؟119
من نسبت به رسول خدا همانند بازو نسبت به شانه و ذراع نسبت به بازو و کف دست نسبت به ذراع بودم. او مرا در کودکی تربیت کرد و در بزرگی مرا برادر خود قرار داد. و شما می‌دانید که من با او وقت ملاقات خصوصی داشتم که بر آن کسی غیر از من مطّلع نبود، و اینکه پیامبر از همه بیش‌تر به من سزاوار بود. چیزی را به شما می‌گویم که به احدی قبل از امروز نگفته‌ام؛وقتی از او خواستم تا برای من دعا کرده و طلب مغفرت نماید. حضرت فرمود: انجام می‌دهم. آن‌گاه برخاست و نماز به جای آورد و چون دستان خود را به دعا بلند نمود به سخنانش گوش فرادادم که می‌گفت: بارخدایا! به حق بنده تو علی، علی را بیامرز. عرض کردم: ای رسول خدا! این چگونه دعایی است؟ حضرت فرمود: آیا کسی با کرامت‌تر از تو نزد خداست تا او را شفیع به سوی خدا قرار دهم؟
3. توسّل امام حسین 
امام حسین  در دعای معروف عرفه، چنین با خداوند مناجات می‌کند: «اللهم انّا نتوجّه الیک فی هذه العشیة التی شرفتها و عظّمتها بمحمد نبیک و رسولک…» (بار خدایا! ما در این شامگاه که به آن شرف و عظمت بخشیده ای، به وسیله محمد  پیامبرت و رسول و برگزیده ات، رو به درگاه تو می آوریم.)
4. روایت امام سجاد
از امام سجاد نقل شده که فرمود:
«إلهی استشفعت بک الیک، و استجرت بک منک، اتیتک طامعاً فی احسانک، راغباً فی امتنانک، مستسقیاً وابل طولک، مستمطراً غمام فضلک، طالباً مرضاتک، قاصداً جنابک، وارداً شریعة رفدک، ملتمساً سنی الخیرات من عندک.»120 (بارالها! درخواست شفاعت می‌کنم به وسیله تو به سوی تو، و پناه می‌برم از تو به تو، نزد تو آمده‌ام در حالی که طمع در احسان تو دارم، و رغبت در منت تو ‌دارم، و درخواست سیراب شدن از چشمه جود تو دارم، و درخواست باران از ابرهای رحمت تو دارم، و خشنودی تو را می‌خواهم، و تو را قصد نموده‌ام، و در طریق عطای تو وارد شده‌ام، و بهترین خیرات را از تو می‌خواهم.)
و نیز می‌فرماید: «یا من لاینقص ملکوته عصیان المتمردین، ولا یزید جبروته ایمان الموحدین، إلیک استشفع بقدیم کرمک ان لا تسلبنی ما منحتنی من جسیم نعمک.»121 (ای کسی که نافرمانی متمردان نقصی به سلطنتش وارد نمی‌کند، و ایمان موحدان به بزرگی‌اش نمی‌افزاید، تنها از تو شفاعت می‌خواهم به کرم سابقت اینکه آنچه از نعمت‌های بزرگ به من عطا کرده از من سلب نکنی.)
و در توسل به اسمای الهی باید اسمی را در نظر آورد که با حاجت انسان تناسب داشته باشد.
از پیامبر نقل شده که به ابوبکر فرمود: در نمازت بگو: «أللّهم إنّی ظلمت نفسی ظلماً کبیراً، ولا یغفر الذنوب إلاّ أنت، فاغفرلی مغفرة من عندک و ارحمنی، إنّک أنت الغفور الرحیم.»122 (بارخدایا! من به خودم ظلم بزرگی کرده‌ام، و گناهان را جز تو کسی نمی‌آمرزد، پس مرا به مغفرت از جانب خودت برسان و به من رحم نما؛ چرا که تو بخشنده رحم‌کننده‌ای.)
ابوداود به سندش نقل کرده:
انّ النبی سمع رجلا یقول فی تشهده: أللّهم إنّی أسألک یا الله الأحد الصمد، الذی لم یلد و لم یولد، و لم یکن له کفواً أحد، أن تغفر لی ذنوبی، إنک أنت الغفور الرحیم. فقال: (قد غفر له، قد غفر له) ثلاثاً.123
(پیامبر از مردی شنید که در تشهدش می‌گوید: بارخدایا! من از تو می‌خواهم ای خدای یگانه‌ای که همه محتاجان به سوی تو توجه دارند، (ای خدایی) که نه زاده و نه زاییده شده‌ای و برای تو همتایی نیست، اینکه گناهانم را بیامرزی؛ چرا که تو بخشندة رحیمی. پیامبر سه بار فرمود: او آمرزیده شد.)
نقل شده که از جمله ادعیه پیامبر این بوده است: «یا حی یا قیوم، برحمتک استغیث»124 (ای زنده پابرجا! به رحمتت استغاثه می‌کنم).
ناصرالدین البانی می‌گوید: «فهذه الأحادیث و ماشابهما تبین مشروعیة التوسل إلی الله تعالی باسم من اسمائه أو صفة من صفاته، و انّ ذلک ممّا یحبّه الله و یرضاه….»125 (پس این احادیث و شبیه آن دو، مشروعیت توسل به سوی خداوند متعال با اسمی از اسما و صفاتی از صفاتش را روشن می‌سازد، و اینکه این عمل از کارهایی است که مورد محبت خدا و رضایت او می‌باشد….)
در حدیثی چنین آمده است: «أعوذ بعزة الله و قدرته من شرّ ما اجد و أحاذر.»126 (پناه می‌برم به عزت خدا و قدرتش از شر آنچه می‌یابم و حذر می‌کنم.)
ترمذی به سندش از «بُرَیده اسلمی» نقل کرده که گفت:
سمع النبی رجلا یدعو و هو یقول: أللّهم إنّی أسألک بانّی أشهد أنّک أنت الله لا إله إلاّ أنت الأحد الصمد الذی لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفواً أحد. قال: فقال: والذی نفسی بیده لقد سأل الله باسمه الأعظم الذی إذا دُعِی به أجاب و إذا سئل به اعطی.127
پیامبر از مردی شنید که دعا می‌کند و در دعایش می‌گوید: (بارخدایا! از تو می‌خواهم به اینکه گواهی می‌دهم تو همان خدایی هستی که جز تو خدایی نیست، یکتایی که نیازمندان قصد تو را می‌کنند، تو که نه زاده و نه زاییده شده‌ای و برای تو هیچ همتایی نیست. راوی می‌گوید: حضرت فرمود: قسم به کسی که جانم به دست اوست او خدا را به اسم اعظمش خوانده است، اسم اعظمی که هرگاه خدا به آن خوانده شود اجابت کرده و هرگاه به آن خواسته شود عطا کند.
و نیز از انس نقل شده که این‌گونه عرضه داشت: «أللّهم بعلمک الغیب و قدرتک علی الخلق: احینی ما علمت الحیاة خیراً لی، و توفّنی إذا علمت الوفاة خیراً لی.»128 (بارخدایا! به علم غیبت و قدرتت بر خلق، مرا زنده بدار تا جایی که زندگی برای من بهتر است و مرا بمیران هنگامی که مرگ برای من بهتر می‌باشد.)
5. روایت امام باقر
از امام باقر نقل شده که فرمود: «إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یقُولُ: مَا تَوَجَّهَ إلَی أَحَدٌ مِنْ خَلْقِی أَحَبُّ إلَی مِنْ دَاعٍ دَعَانِی یسْأَلُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلَ بَیتِهِ…»129 (همانا خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: هیچ کس از مخلوقاتم به من رو نمی‌کند محبوب‌تر نزد من از دعاکننده‌ای که مرا می‌خواند و می‌خواهد به حق محمّد و اهل بیتش…)
6. روایت امام موسی کاظم 
امام موسی کاظم  می فرماید: «هرگاه حاجتی به درگاه خداوند داشتی، چنین بگو: «اللهم انی اسألک بحق محمد و علی…» (خدایا! به حق محمد و علی تو را می خوانم، به درستی که نزد تو شأن و منزلت والایی دارند. پس به حق این منزلت و رتبه از تو می خواهم بر محمد و آل محمد درود فرستی و حاجت مرا برآورده سازی.)
ب) روایات عامه
1. توسل به ذات پیامبر، قبل از آمدن به دنیا
الف:: حاکم نیشابوری نقل می‌کند: «حضرت آدم بعد از آن که خطایی از او سرزد عرض کرد: بار خدایا تو را به حق محمد سوگند می‌دهم از من بگذری! خداوند فرمود: ای آدم چه کسی به تو این کلمات را یاد داد؟! عرض کرد: بار خدایا: برساق عرش دیدم چنین نوشته شده است: (لا اله الا الله محمّد رسول الله) از این فهمیدم که رسول تو کریم ترین انسان‌ها نزد توست؛ زیرا اسم او را با اسم خودت مقرون ساختی. خداوند فرمود: آری تو را بخشیدم او آخرین پیامبران و از ذریه تو است و اگر او نبود تو را خلق نمی کردم.»130
ب: سمهودی از علمای اهل سنّت، در فصلی از کتاب خود تحت عنوان «توسّل زائر به رسول خدا و شفیع قرار دادن وی به پیشگاه خدا» می نویسد: «بدان که استغاثه از پیامبر اکرم و جاه و منزلت او را به درگاه خداوند شفیع قرار دادن، کار انبیا و مرسلین و سیره صالحان پیشین بوده است؛ قبل از خلقت آن حضرت و بعد از آن، چه در حال حیات و چه بعد از رحلت، چه در عالم برزخ و چه در عرصه قیامت…»131
ج: «طبرانی» در «المعجم الصغیر» و«حاکم نیشابوری» در«مستدرک صحاح» و «ابونعیم اصفهانی» و «بیهقی» درکتاب «دلائل النبوه» و«ابن عسا کرشامی» درتاریخ خود و«سیوطی» در «الدر المنثور» و«آلوسی» و «روح المعانی» با ستدی از عمربن الخطاب نقل کرده اند، که پیامبرگرامی  فرمودند132:
«لما اذنب آدم الذی اذنبه رفع راسه الی السماء فقال اسئلک بحق محمد الا غفرت لی فاوحی الله الیه ومن محمد ؟ فقال تبارک اسمک، لما خلقک رفعت راسی الی عرشک فاذا فیه مکتوب لا الا اله الله ومحمد رسول الله فقلت انه لیس احد اعظم عندک فدراً: ممن جعلت اسمه مع اسمک فاوحی الیه انه آخر النبیین من ذریتک ولولا هولما خلقتک»
وقتی آدم مرتکب گناهی شد، سربه سرآسمان بلند کردو گفت: خدایا ترابه حق محمد سوال می کنم که مرا ببخشی، خدا به اووحی نمود که محمد کیست؟ آدم پاسخ داد ؟وقتی مرا آفریدی، سربه عرش بلند نمودم در این هنگام دیدم درآن نوشته است «معبودی خدا نیست ومحمد پیامبر خدا است» با خود گفتم که محمد بزرگترین مخلوق اوست که خدا نام اورا کنار خود آورده است، دراین موقع به او وحی شد که او آخرین پیامبراز ذریه تواست، واگر او نبود، ترا خلق نمی کردم.
د: ابن ماجه از محمد بن سعید بن یزید بن ابراهیم تستری، از فضل بن موفق ابوالجهم، از فضیل بن مرزوق، از عطیه، از ابوسعید خدری نقل کرده که رسول خدا فرمود:
مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیتِهِ إِلَی الصَّلاةِ

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد آیات و روایات، زمان پیامبر، عالم برزخ Next Entries مقاله رایگان درمورد زمان پیامبر، دوران کودکی