مقاله رایگان درمورد افراد مبتلا، استراتژی ها، کنترل حرکت

دانلود پایان نامه ارشد

و عامل در حفظ تعادل بسیار اهمیت دارند ، یکی راستای بدن است که می تواند اثرات نیروی جاذبه را که مرکز ثقل را به پایین می کشد به حداقل برساند و به فرد اجازه دهد که با کمترین تلاش و صرف کمترین انرژی تعادل خود را حفظ کند . عامل دیگر هم تون عضلانی است . تون عضلانی یعنی نیرویی که عضله در هنگام افزایش طول بصورت مقاومت از خود نشان می دهد که به عبارتی همان سفتی عضلانی است . این تون عضلانی مانع از افتادن بدن در اثر نیروی جاذبه می شود . در برقراری تون عضلانی نقش رفلکس کششی بسیار مهم و حیاتی است که بدلیل همان نوسانات بسیار کوچک فعال می شود ولی نقش آن در حفظ وبرقراری تعادل کاملا روشن نیست . بر اساس یک نظریه ، رفلکس های کششی در حفظ تعادل در حالت ایستاده نقش فیدبک دارند یعنی وقتی ما در حالت ایستاده مقدار کمی به جلو یا عقب حرکت می کنیم عضلات اطراف مچ پا کشیده می شوند و رفلکس کششی فعال می شود که نتیجه آن انقباض عضلانی و در نهایت کنترل حرکت است .در حالیکه تعدادی از محققین نقش بسیار مهمی برای رفلکس کششی در حفظ وضعیت قائل هستند ، تعداد دیگری از آنها با تردید به نقش رفلکس کششی نگاه می کنند . در کل ، مقالاتی که نقشی برای رفلکس کششی در حفظ تعادل قائل شده باشند ، تعدادشان اندک است [41،43].
2-2-19 تون وضعیتی66
درحالت ايستاده عمودي فعاليت زمينه اي در برخي عضلات وضعيتي ضدجاذبه افزايش مي يابد تا با نيروي جاذبه مقابله كند. اين افزايش فعاليت در عضلات ضد جاذبه به عنوان تون وضعيتي خوانده مي شود. مقالات و بررسي هاي باليني تاكيد زيادي بر روي مفهوم تون وضعيتي به عنوان مكانيسم اصلي حفظ وضعيت بدن در مقابل جاذبه دارند و حتي بسياري از محققين تون وضعيتي تنه را به عنوان عامل كليدي در حفظ تعادل در حالت ايستاده مي دانند[41].مهمترين عضلاتي كه درحالت ايستاده به صورت تونيك فعال مي شوند و تون وضعيتي آنها درحفظ تعادل اهميت زيادي دارد عبارتند از:
الف: عضلات نعلی و دوقلو بويژه اينكه خط ثقل به مقداركمي جلوترازمفاصل زانو و مچ پا مي گذرد.
ب: عضله درشت نی قدامی وقتي كه بدن به طرف عقب نوسان مي كند.
ج:عضلات سرینی میانی و کشنده پهن نیام
د: عضله خاصره ای كه از باز شدن بيش از حد مفصل ران جلوگيري مي كند.
ت: عضلات راست کننده ستون فقرات در قسمت سينه اي و كمري ، زيرا خط ثقل در جلو ستون فقرات قرار مي گيرد همچنین فعاليت متناوب عضلات شكمي را داريم [41،44].
برخی از مطالعات هم بيان مي كنند كه تمام عضلات بدن براي حفظ تعادل عمودي و تعادل بدن در هنگام ايستادن در محدوده بسيار كوچك بصورت تونيك فعال هستند [44].
2-2-20 رابطه بین) مقدار (حرکت ، مرکز فشار و کنترل تعادل
يك ديدگاه سنتي درباره مركز فشار اين است كه ميزان توانايي كنترل تعادل به طور مستقيم بستگي به دامنه حركت مركز فشار دارد.بنابراين اگر دامنه حركت مركز فشار كم باشد ، كنترل تعادل خوب خواهد بود و برعكس جابجايي زياد مركز فشار باعث اختلال در كنترل تعادل مي شود.اين موضوع توسط تعدادي از مطالعات كه نشان مي دهند اگر ورودي هاي حسي در اثر بیماری و يا افزايش سن كم شوند ،ميزان حركت مركز فشار زياد مي شود، تاكيد مي گردد. هرچند كه موارد استثنائی زيادي وجود دارد . مثلا در افراد مبتلا به پاركينسون كه مشكلات شناخته شده تعادلي دارند ميزان حركت مركز فشار كم مي شود [41، 45].
2-2-21 محدوده ثبات در حالت ایستاده
ازنظر تئوري محدوده ثبات به طور سنتي به وسعت سطح اتكا اطلاق مي شود كه عبارت است از طول قدامي_خلفي پاها و عرض داخلي_خارجي پاها در حالت ايستاده ، خط ثقل و ارتباط آن با لبه هاي سطح اتكا، ارتفاع مركز ثقل از سطح اتكا كه به قد فرد بستگي دارد و وزني كه بايد كنترل شود.اين متغير ها تغييرات قابل ملاحظه اي نسبت به هم نشان مي دهند‌‌ [44].
مطالعات جديدتر نشان مي دهند كه علاوه بر متغير هاي بالا محدوده ثبات واقعي به رابطه بين موقعيت و سرعت حركت مركز ثقل هم بستگي دارد. بنابراين اگر بردار عمودي مركز ثقل (كه همان مركز فشار است)در شخصي خيلي نزديك به لبه هاي سطح اتكا باشد وسرعت حركت آن هم زياد باشد حفظ تعادل براي او بسيار سخت تر از كسي است كه بردار عمودي مركز ثقل او در مركز سطح اتكا است و با همان سرعت حركت مي كند [45].
شايد تعريف کاربردی تر محدوده ثبات اين باشد : ناحيه اي كه شخص مي تواند بدون از دست دادن تعادل و قدم برداشتن حركت كند . مطالعاتي در افراد بزرگسال سالم براي تعيين اين محدوده ثبات صورت گرفته كه نتيجه آنها هر چند تفاوت هايي را نشان مي دهد ولي در افراد جوان در محدوده قدامي-خلفي بين 54 تا80 درصد طول پاهاست و در محدوده داخلي-خارجي بين 59 تا80 درصد عرض ايستادن را شامل می شود [41].
2-2-22 استراتژی حرکتی به هنگام بر هم خوردن تعادل
استراتژی هاي حرکتی در واقع الگوهاي خاص عضلات يا سينرژي هاي عضلاني هستند كه بصورت از پيش تعيين شده فعاليت مي كنند و در برقراري تعادل وقتي كه ميزان جابجايي مركز ثقل خيلي زياد نباشد دخيل هستند.
ناشنر67 و همكارانش در1979با مطالعه اي كه بر روي افراد سالم و جوان انجام دادند الگوهاي عضلاني دخيل در كنترل تعادل را مشخص نموده اند و بيان كرده اند كه سيستم عصبي ، عضلات مستقل و مجزا را در داخل يك سيستم به نام عملكرد مخالف عضلاني باهم تركيب مي كند تا به صورت يك واحد عمل كنند و كار سيستم عصبي در پاسخ به نيازهاي تعادلي ساده تر شود [46].اين استراتژي ها شامل استراتژي مچ پا، استراتژي لگن و استراتژي قدم برداشتن68 می باشند. عليرغم اهميت زيادي كه اين استراتژي در كنترل تعادل دارند ولي فقط يكي از مكانيسم هاي متعدد حركتي دخيل در كنترل تعادل مي باشند [47،44].
2-2-23 تعادل قدامی – خلفی
استراتژی مچ پا
استراتژي مچ پا در واقع با استفاده از حركاتي كه اصولا بر روي مچ پا متمركز هستند ، مركز ثقل را در وضعيت پايدار نگه مي دارد.وقتي كه بدن به طرف جلو منحرف مي شود فعاليت عضلاني در حدود 90 تا 100 ميلي ثانيه پس از برهم خوردن تعادل در عضلات دوقلو و20 تا30 ميلي ثانيه بعد در عضلات همسترینگ و پس از آن در عضلات جانبی ستون فقرات آغاز مي شود. فعاليت عضلات دوقلو باعث ايجاد گشتاور پلنتار فلکسوری مي شود كه حركت به طرف جلو بدن راابتدا كند و سپس معكوس مي كند. فعاليت عضلات همسترينگ و جانبی ستون فقرات ، مفاصل ران وزانو را در حالت باز شدگی نگه مي دارد. بدون فعاليت عضلات همسترينگ و جانبی ستون فقرات ،اثر غير مستقيم عضلات دوقلو بر روي بخش های بالایی بدن باعث مي شود كه تنه نسبت به اندام هاي تحتاني به طرف جلو خم شود( [44، 41].
اگر بدن به طرف عقب حركت كند فعاليت عضلاني ابتدا در عضلات ديستال يعني درشت نی قدامي و پس از آن در عضلات چهارسر راني و سپس عضلات شكمي شروع مي شود [41].
استراتژي حركتي مچ پا بيشتر در وضعيت هايي كه مقدار حركت و نوسان كوچك و سطح حمایت كننده محكم است مورد استفاده قرار مي گيرد كه البته مستلزم دامنه حركتي كامل و قدرت عضلاني كافي در عضلات مچ پا مي باشد [46].
وقتي مقدار نوسان كمي بيشتر باشد،استراتژي لگن وارد عمل مي شود.
استراتژی لگن
اين استراتژي حركتي با توليد حركات نسبتا بزرگ و سريع در مفاصل ران و چرخش هاي خلاف جهت در مفاصل مچ پا،تعادل راكنترل مي كند [46].
وقتي بدن به طرف جلو منحرف مي شود،ابتدا فعاليت عضلات شكمي حدود90تا100 ميلي ثانيه پس از برهم خوردن تعادل شروع مي شود وسپس با فعاليت عضلات چهارسرراني ادامه مي يابد. در انحراف به طرف عقب،ابتدا عضلات جانبی ستون فقرات و سپس عضلات همسترينگ فعال مي شوند[46،41].
استراتژی قدم برداشتن
وقتي كه مقدار نوسان بازهم بيشتر شود و استراتژي هاي لگن و مچ پا براي برقراري مجدد تعادل كافي نباشند ، يك قدم برداشته مي شود تا سطح اتكا بزرگتر شده و خط ثقل كاملا در داخل سطح اتكا قرار گيرد.البته تحقيقات اخير نشان مي دهند كه حتي وقتي كه مركز ثقل كاملا در داخل سطح اتكا قرار دارد ،استراتژي قدم برداشتن تا حدودي فعال است [46،44].
2-2-24 تعادل جانبی
هر چند كه بيشتر مطالعات در زمينه تعادل بر روي تعادل قدامي –خلفي متمركز بوده است،تحقيقات مشخص كرده است كه استراتژي هاي مشابه و جايگزين درجهت داخلي-خارجي هم وجود دارد.اين موضوع نشان مي دهد كه راستاي بدن و قسمت هاي مختلف آن نيازمند توليد نيروهاي متعادل كننده در مفاصل مختلف و همينطور در جهات مختلف براي برقراري مجدد تعادل است. دراندام تحتاني فقط مقدار بسيار كمي حركت جانبي در مفاصل مچ پا و زانو اتفاق مي افتد و بنابراين در اندام تحتاني ،مفصل لگن به دليل دامنه حركتي بيشتر ،مفصل اصلي در برقراري تعادل جانبي است [46،44]. بنابراين برخلاف تعادل قدامي-خلفي ، كنترل تعادل جانبي اصولا بیش از مچ پا برعهده مفاصل لگن و تنه است .
حركت جانبي لگن كه اصلي ترين حركت جانبي بدن در حفظ تعادل است نيازمند دور کردن در يك پا و نزدیک کردن در پاي ديگر است . وقتي كه سطح اتكا باريك باشد ، حركاتي هم در مفصل پا وجود دارد ولي به هر حال وقتي پهناي سطح اتكا بيش از 8 سانتيمتر باشد مقداراين حركات در مچ پا بسيار كم و نا چيز است [41،44].
برخلاف كنترل قدامي-خلفي كه الگوهاي عضلاني آن از پایین به بالا فعال مي شوند،ترتيب فعاليت عضلات در كنترل تعادل جانبي از بالا به پایین است ، يعني عضلات لگن قبل از عضلات مچ پا فعال ميشوند [41].
2-2-25 مکانیسم های حسی درگیر در کنترل تعادل
حس بینایی
حس بینایی اطلاعاتي درباره وضعيت سر و حركت آن نسبت به محيط و اشياء ديگر حاصل مي كنند و در واقع معياري براي حالت عمودي به وجود مي آورد ، زيرا بسياري از چيزهايي كه در اطراف ما هستند ،مثل در و پنجره و غیره ،عمودي قرار گرفته اند.اين اطلاعات عليرغم اينكه منبع مهمي براي كنترل تعادل مي باشند،ولي صد در صد ضروري نيستند ،مثلا ما با چشمان كاملا بسته و يا در يك اتاق كاملا تاريك بازهم مي توانيم تعادل خود را حفظ كنيم. بعلاوه ورودي هاي بينايي هميشه منبع صحيحي از اطلاعات درباره موقعيت يابي نيستند و اين بدليل نسبي بودن حركت است [45،41].
حس های پیکري
حس های پیکري ،اطلاعات مربوط به موقعيت و حركت بدن را نسبت به سطح اتكاء براي سيستم عصبي مركزي فراهم مي كنند.اطلاعات مربوط به موقعيت قسمت هاي مختلف بدن نسبت به يكديگر هم حاصل كار همين سيستم است.گيرنده هاي حس هاي پيكري عبارتند از:
1-دوك هاي عضلاني و ارگان هاي گلژي كه به طول و تنش عضلات حساس هستند.
2-گيرنده هاي مفصلي كه به حركت و فشار حساس هستند.
3- گيرنده هاي پوستي كه خود شامل:
الف:كورپوسل هاي پاچيني69 حساس به ارتعاش
ب:كورپوسل هاي مايسنر70حساس به لمس سطحي و لغزشي
ج:صفحات مركل71 حساس به فشارموضعي
د: پايانه هاي رافيني72 حساس به كشش پوستي مي باشند [47،41،44].
حس عمقي در واقع بخشي ازحس هاي پيكري است.
سیستم دهلیزی
اطلاعاتي كه ازسيستم دهلیزی حاصل مي شوند، منبع قدرتمندي براي تعادل هستند.اين اطلاعات درباره موقعيت وحركت سر نسبت به جاذبه ونيروهاي اينرسي هستند وچهارچوبي عمودي–جاذبه اي73 براي كنترل تعادل ايجاد مي كنند. سيستم دهلیزی مكمل سيستم بينايي درتشخيص حرکات درونی 74وحركات نسبي است [41].
تاخير پاسخ هاي عضلاني به تحريكات و ايمپالس هاي بينايي ناشي از برهم خوردن تعادل معمولا زياد است و به حدود200 ميلي ثانيه مي رسد كه در مقابل تاخير پاسخ ها به سيستم حسی پيكري كه حدود 80 تا 100 ميلي ثانيه مي باشد بسيار بيشتر است.به همين دليل محققين عقيده دارند كه سيستم عصبي مركزي ابتدا به ورودي هاي پيكري در اثر حركت سطح اتكا پاسخ مي دهد [45].
ميزان تاثير سيستم دهلیزی هم كمتر از سيستم پيكري است كه يكي از دلايل آن علاوه بر تاخير بيشتر، كمتر بودن دامنه پاسخ هاي عضلاني ايجاد شده به ورودي هاي دهلیزی است كه حدود1/0پاسخ هاي عضلاني ايجاد شده توسط سيستم پيكري است [41].
البته در كودكان دارای سن كمتر از يك سال، اهميت ورودي هاي بينايي بيش از دو سيستم ديگر است.سيستم عصبي مركزي، هم بر فعاليت هاي حركتي وهم بر پيام هاي حسي

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد عقب ماندگی، کنترل وضعیت، سندرم داون Next Entries مقاله رایگان درمورد آمادگی جسمانی، کم توان ذهنی، سندرم داون