مقاله رایگان درمورد استان لرستان، کاهش استرس

دانلود پایان نامه ارشد

حدود يک سوم جلسات آموزشي را در بر مي گيرد.به نظر مايکنبام(1986)اهداف اين مرحله عبارتند از:
1- ايجاد يک رابطه همکارانه با مراجع و در مواقع مورد نياز با افراد مهم ديگر مانند همسر.
2- بحث در باره علايم و مسائل مربوط به استرس مراجع و تمرکز روي تجزيه و تحليل موقعيتي.
3- گرد آوري اطلاعات از طريق مصاحبه،پرسشنامه روشهاي خود باز نگري،تکنيکهاي برپايه تصوير سازي ذهني و ارزشيابي فردي.
4- ارزيابي انتظارات مراجعين با توجه به تاثير برنامه آموزش وتنظيم برنامه هاي درماني،تعيين اهداف کوتاه مدت،ميان مدت و دراز مدت.
5- آموزش به مراجع در باره ماهيت تعاملي استرس و مقابله با آن و توجه به نقش شناختها و هيجانها در پيدايش و تداوم استرس.
6- ارائه يک مدل مفهومي يا مفهوم سازي مجدداز واکنش هاي استرسي مراجع.
7- پيش بيني مقاومت احتمالي مراجع و دلايل او براي عدم علاقمندي به درمان(مايکنبام،1996).
آنچه که در اين مرحله فوق العاده مهم است عوامل مربوط به رابطه درمانگر و مراجع است که نقشي مهم در درمان مشکلات مراجع داشته و چهار چوبي براي پرورش مهارتهاي مقابله اي مراجع محسوب ميشود که اين نيز به نوبه خود موجب ايجاد سهولت در تغيير رفتار مي گردد.بنا براين ميتوان گفت که ماهيت رابطه درمانگر و مراجع متغير پيش بيني کننده مهمي براي ارزيابي نتايج درمان ميباشد(مايکنبام،1996).در طول مرحله مفهوم سازي ،درمانگر به مراجع در باره نشانه هاي شناختي،فيزيولوژيکي و رفتاري همراه استرس،آموزش مي دهد.هدف آموزش ايمن سازي در مقابل استرس حذف استرس از زندگي مراجع نيست بلکه درمانگر در طي آموزش مراجعين را تشويق ميکند که موقعيت هاي پراسترس زندگي را به عنوان مسائل قابل حل در نظر بگيرند نه اينکه آنها را به عنوان موقعيتهاي تهديد کننده تلقي کنند(مايکنبام،1996).
از ويژگيهاي مهم آموزش در اين مرحله کمک به مراجع ميباشد تا بتواند استرس خود را با اصطلاحات و عبارتهاي مثبتي مجددا تبيين کند. و به استرس خود به گونه اي بنگرد که بتواند در آن تغيير و اصلاحي بوجود آورد.(مايکنبام،1996 ).
مرحله دوم: اکتساب و تمرين مهارتها
هدف از اين مرحله اطمينان يافتن از اين موضوع است که مراجع توانايي اجراي موثر پاسخهاي مقابله اي را پيدا مي کند.همچنين پاسخگويي به اين سوال است که کداميک از اعمالي که مراجع در گذشته جهت مقابله و کنترل استرس انجام داده با موفقيت همراه بوده و کداميک با شکست مواجه شده است؟به عبارت ديگر درمانگر در اين مرحله مکررا گفتگوي دروني مراجع را در باره هر گونه روش آموزشي مورد ارزشيابي قرار مي دهد(مايکنبام،1996).
در اين مرحله بيش از هر چيز بر کمک به مراجعين به منظور گسترش و وحدت بخشيدن به تنوعي از مهارتهاي مقابله بين فردي و درون فردي تاکيد مي شود.برخي از فنون خاص اين مرحله شامل آموزش تن آرامي،باز سازي شناختي،حل مسئله،کسب مهارتهاي اجتماعي،مديريت زمان،خود آموزش دهي و تغييراتي در سبک زندگي همانند ارزشيابي مجدد اولويتها،گسترش نظامهاي حمايتي و کنش مستقيم به منظور تغيير موقعيتهاي پر استرس مي باشد که به منظور کاهش برانگيختگي ناشي از استرس بکار مي روند.بخش اساسي ديگري از مرحله دوم آموزش ايمن سازي در مقابل استرس،آموختن تعدادي از راهبردهاي شناختي به مراجعين است که شامل بازسازي شناختي،راهبرهاي حل مسئله و خودگويي هدايت شده مي باشد.(مايکنبام107،1996).
فنون شناختي مورد استفاده در آموزش ايمن سازي در مقابل استرس عبارتند از :
1) استخراج افکار و احساسات مراجعين از حوادث و رويدادها2)گردآوري شواهد با کمک مراجع به منظور تاييد يا رد کردن اين تفسيرهاو3)طراحي تکاليف خانگي به منظور آزمون اعتبار تفسيرها و تعبيرها و گردآوري داده ها ي بيشتر به منظور بحث کردن.مراجعين از طريق فنون شناختي مي آموزند که افکار منفي و استرس زا را کشف کنند،با افکار خودآيند منفي مبارزه کنند و فنون خودگويي هدايت شده را جايگزين خودگوييهاي منفي کنند.همچنين از طريق آموزش مراجعين مجموعه جديدي از خود گوييهاي مقابله اي را که مي توانند در مواقع استرس زا بکار برند،گسترش مي دهند.(کوري،1995).
در اينجا ذکر اين نکته مهم است که هدف از آموزش ايمن سازي در مقابل استرس ايجاد خزانه اي از رفتارهاي يکپارچه و انعطاف پذير است که بر حسب موقعيت به تمام تعاملهاي استرس زا حساس باشد. اغلب مراجعين ،چنين مهارتهاي مقابله اي را در خزانه رفتاري خود داراهستند.و بايد بر تحکيم چنين مهارتهايي تاکيد شود.هدف اين مرحله از آموزش،بهره برداري سازنده از استرس است،يعني استرس به عنوان يک چالش ،فرصت يا مسئله اي بايدحل شود،در نظر گرفته مي شود(مايکنبام،1376).
مرحله سوم: کاربرد و پيگيري مستمر
اهداف اين مرحله،تشويق مراجعين بري بکار بستن پاسخهاي مقابله اي در موقعيتهاي عملي روزمره و به حداکثر رساندن احتمال تعميم نتايج مي باشد.در اين مرحله درمانگر از شيوه تسلط گام به گام استفاده مي کندکه در اين روش درمانگر از تسلط پيدا کردن مراجعين بر استرسهاي کوجک قابل کنترل در آزمايشگاه استفاده کرده و بعد بتدريج انها را در واقعيت مورد آزمون قرار مي دهد.در اين زمينه لازم است که انتظارات و عادات قبلي مراجعين کنار گذاشته شودتا انواع تکنيکهاي تصوير سازي ذهني و تمرين رفتاري، ايفاي نقش، الگو گيري و تمرين تدريجي درواقعيت بهره گيرد.در اين مرحله از مراجعين در مورد نوشتن تکاليف خانگي و يا تجربيات شخصي سوال ميشود.نتايج اين تکاليف در ملاقاتهاي بعدي به طور دقيق مورد بررسي قرار مي گيرد و در صورت عدم انجام تکليف توسط مراجع ،مراجع و درمانگر با همکاري يکديگر دلايل آن را مورد بررسي قرار مي دهند.(کوري108،1995).
هدف اين مرحله از آموزش، يادگيري پاسخهاي سازش يافته در موقعيتهاي پر استرس و بالا بردن قدرت بهبودي سريع علي رقم تجربه شکست است.مراجع و درمانگر نبايد با اتمام دوره آموزش ،کار را خاتمه يافته تلقي کنند زيرا تنها در صورت کاربرد مستمر تکنيکهاي فرا گرفته شده در مراحل قبل است که افراد مي توانند از فوايد آن در کاهش استرسهاي روزمره زندگي و احساس آرامش نسبي ناشي از آن بهره مند شوند.نهايتا براي احساس خود کفايي و شايستگي در مراجعين بهتر است درمانگر با همکاري آنها به مرور آموخته هاي آنان از جلسات آموزش و تغييراتي که اين آموخته ها در آنها بوجود آورده بپردازد (مايکنبام،1996).
6-2- يائسگي
زنان از مهمترين ارکان جامعه و خانواده بوده و سلامت اجتماع در گرو تامين نيازهاي مختلف آنان است . در حالي که يکي از بحراني ترين مراحل زندگي زنان ، يائسگي مي باشد . تعيين سن يائسگي تا حدودي دشوار بوده و بر اساس تخمين حاصل از مطالعات مقطعي ، متوسط آن حدود 50 تا 52 سالگي است . با وجود افزايش اميد به زندگي ، سن شروع يائسگي يا قطع قاعدگي تغيير نکرده و زنان حدود 30 سال يا بيشتر ( بيش از يک سوم ) عمر خود را در يائسگي و يا حوالي يائسگي مي گذرانند. . از نظر ساختار جمعيتي ، بيشتر از 50 0/0 جمعيت کشور ايران زير 23 سال و حدود 6/6 0/0 جمعيت ، سالمند بوده و تعداد افراد اين قشر در حال فزوني است ؛ بنابراين هم مشکل کشورهاي جهان سوم ( از نظر جوان بودن جمعيت ) و هم مشکلات ناشي از رشد جمعيت سالمندان وجود دارد . به نظر مي رسد تعداد علائم يائسگي بي شمار است اما خوشبختانه هيچ کس همه آن ها را تجربه نکرده ، بعضي از زنان اصلاَ علائم آشکاري ندارند. با وجود اين تخمين زده مي شود حدود 75 0/0 زنان پس از يائسگي علائم حادي را تجربه مي کنند. مهم ترين چيزي که يک پزشک مي تواند حول و حوش يائسگي ارائه کند ، آموزشي است که زنان به آن نيازمندند و ميل دارند از انتخاب هاي درماني آگاه شوند. هدف کلي ، طولاني کردن دوره اي است که فرد حداکثر انرژي جسمي و فعاليت بهينه مغزي و اجتماعي را دارد.
سايت شبكه بهداشت استان لرستان در خصوص يائسگي درزنان مي نويسد:‌نوزادان دختر در بدو تولد بين 300 تا 400 هزار تخمک در درون بدنشان قرار مي گيرد که پس از سن بلوغ در هر بار 1000 تا از آنها از بدن خارج مي شود. از نيمه هاي ماه بدن زنان آماده براي پرورش يک تخمک است که با اسپرم ترکيب شده است، هربار که اين اتفاق نمي افتد خونريزي رخ مي دهد. بر اين اساس مي توان زمان يائسگي را حدس زد ، نامرتب شدن عادت ماهانه هشدار مي دهد که به نزديک شدن به زمان يائسگي توجه کنيم. هر چند ممکن است که اين دوران “پيش يائسگي” 1 تا 3 سال طول بکشد. در اين دوران طبق نظر پزشک مي توان هورمون درماني را آغاز کرد که به طور معمول داروي “پرمارين” در 2 دوز و معمولا بين 7 تا 10 سال تجويز مي شود.
طبق آمار جهاني بين 30درصد از خانم ها قبل از 45 سالگي، 60 درصد تا 50 سالگي و 98 درصد تا 55 سالگي يائسه مي شوند. البته افرادي هم هستند که به صورت زود هنگام يائسه مي شوند يعني اگر کسي قبل از 40 سالگي اين اتفاق برايش بيفتد اين به بدن و ژنتيک و مسايل روحي ارتباط دارد .
1-6-2- مسئله روحي
بسياري از زنان با رسيدن به اين مرحله که مانند مراحل ديگر زندگي است بر مسئله پيري تاکيد دارند، درحالي که با يک حساب سرانگشتي زن تازه به نيمه راه زندگي رسيده است و حداقل 30 سال تا پايان عمر دارد. پس بايد از زنانگي اش استفاده کند اما بايد در نظر داشت که از نظر جسمي اين يائسگي نيست که سبب افسردگي مي شود بلکه اين تغييرات هورمون ها هستند که سبب بسياري از اتفاقات مي شوند که با هورمون درماني مي توان آنها را تامين و کنترل کرد.( سايت شبكه بهداشت استان لرستان)
‌2-6-2- پوکي استخوان
مهم ترين عارضه اي که در دوران يائسگي پديد مي آيد پوکي استخوان است، يعني عدم جذب کلسيم در بدن. 95 درصد کلسيم در استخوان ها قرار دارد. براي جذب ويتامين D که واسطه اين اتفاق پرژسترون است که در ايام يائسگي کاهش پيدا مي کند روزانه يک ساعت در معرض آفتاب قرار گرفتن کافي است. البته خوردن قرص براي ويتامين هايي نظير E، A و D فقط با تجويز دکتر ممکن است. پوکي استخوان در 3 نقطه ستون فقرات، لگن و مچ دست و پاها بيشتر خود را نشان مي دهد. در اين نقاط بيشترين تراکم استخواني وجود دارد و هر سال پس از يائسگي بين 1 تا 2 درصد از اين تراکم کم مي شود. به همين دليل قوز، خميدگي،شکستگي ها و ترک هاي خود به خود به وجود مي آيد. که خيلي بايد مراقب بود. با خوردن بين 1 تا 2 ليوان شير روزانه مي توان از اين موضوع پيش گيري کرد و يا باعث کاهش سرعت کم شدن تراکم استخواني شد (سايت شبكه بهداشت استان لرستان).
3-6-2- زندگي جنسي
ميل جنسي خود به خود کاهش پيدا مي کند. نزديکي دردناک و خشکي واژن پديد مي آيد. که مي توان با استروژن هاي موضعي و يا ژل ها و پمادهاي موضعي اين دردها را کم کرد و سبب طراوت شد. حتي مي تواند ارتباط جنسي بهتر از قبل باشد و يک زنانگي پايدار داشت. بدن مي تواند بهتر از قبل باشد اگر شخص به دنبال بهانه نگردد.( سايت شبكه بهداشت استان لرستان)‌
4-6-2- گر گرفتگي
در حدود 1 تا 2 سال اول يائسگي گر گرفتگي بسيار رخ مي دهد. در مواقعي از شب يا روز عروق باز مي شوند و خون جريان شديدي پيدا مي کند. هجوم خون در نقطه هايي مانند سر و گردن سبب اين اتفاق ميشودکه بين 30 ثانيه تا 5 دقيقه طول ميکشد. حالت هاي روحي در اين اتفاق خيلي مهم هستند. اما در عين حال تمام ترکيباتي که سويا دارند مي توانند به کم شدن اين اتفاق کمک کنند. به خصوص اکنون که حتي شيرهاي سويا دار هم آمده است. از هر چيز خوشايندي که سبب آرامش مي شود مي توان استقبال کرد. اما اين حالت پس از 5 سال برطرف خواهد شد .(سايت شبكه بهداشت استان لرستان)

5-6-2- تغيير سوخت و ساز
توزيع چربي تحت تاثير هورمون ها قرار دارد که با کم شدن برخي هورمون ها نظير استروژن و پروژسترون اين چربي ها ديگر مانند قبل نمي سوزند و در يک جا قرار مي گيرند. مثلا در شکم يا سينه ها جمع مي شوند به همين خاطر بزرگي اين نقطه ها پديد مي آيد.
البته نبود اين دو هورمون اشکالات قلبي و عروقي هم ايجاد مي کند وHDL – چربي مفيد -خون را پايين مي آورد. مواد در خون رسوب مي کنند و تصلب شرايين و به دنبال آن سکته هاي قلبي پديد مي آيد که در

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد مقابله با استرس، عوامل بازدارنده، کاهش استرس Next Entries مقاله رایگان درمورد استان لرستان، اوقات فراغت