مقاله رایگان درمورد ابراز وجود، استقلال عمل

دانلود پایان نامه ارشد

فرضيه هايي که درباره آن مطرح مي شود داراي اهميت بوده و دربر گيرنده دلالت هاي نظري و عملي است. براي مثال از هوش هيجاني رگه انتظار نمي رود با اندازه هاي توانايي شناختي عمومي (g ) يا زمينه هاي وابسته به آن همبستگي قدرتمندي داشته باشددر حالي که هوش هيجاني توانايي بايد به روشني با چنين اندازه هاي مرتبط باشد. اندازه گيري هوش هيجاني يه عنوان توانايي به سبب دشواري ساخت ملاکي که به صورت عيني بتوان درستي يا نادرستي آن را تميز داد تکليفي چالش برانگيز است (ماتئوس94، زيدنر و رابرتز ، 2002) به عکس ، اندازه گيري هوش هيجاني به عنوان رگه کاري به مراتب آسانتر است. از پيش نيز چند ابزار براي سنجش آن تدارک ديده شده است. (بار-اُن ،2002 )

2-21-2-2- الگوهاي آميخته
الگوي بهره هيجاني بار-اُن95 (2002 ) مشابه الگوي گلمن آميزه اي از قابليت هاي مرتبط با هيجان ، رگه هاي شخصيت و ساير زمينه هاي وابسته است، از اين روست که آن را ” الگوي آميخته ” ناميده اند.
مؤلفاني مانند ماتئوس ، زيدنر و رابرتز (2002 ) روي آورد بار-اُن را به اين سازه به جاي ژورناليستي بودن روي آوردي علمي مي دانند. وي در پايان نامه دکتري خود براي نخستين بار اصطلاح بهره هيجاني (EQ را در مقايسه با بهره هوشي (IQ ) به کار برد . زمان انتشار پايان نامه وي در اواخر دهه 1980 مقارن با زماني بود که توجهي روز افزون به نقش هيجان در کنش وري اجتماعي و سلامت معطوف بود( گلمن ، 2001).
بار- اُن (2002 ) در الگوي خود با ارائه تعريف گسترده اي از هوش هيجاني پرداخت که بر وجود هيجاني ، شخصيتي ، اجتماعي و حياتي هوش تمرکز داشت، وجوهي که براي کنش وري روزمره مهمتر از جنبه هاي شناختي سنتي هوش به شمار مي آيند. بار- اُن عقيده دارد که الگوي وي در مقايسه با آنچه هوش هيجاني و اجتماعي ناميده مي شود بر حوزه مطالعاتي گسترده تري مبتني است و استفاده از مقياس او يعني پرسشنامه بهره – هيجاني بار- اُن(EQ-1 )در محيط هاي مختلف در خصوص رفتارهايي که مستلزم صلاحيت هيجاني و اجتماعي و همچنين سازه بنيادين هوش هيجاني و اجتماعي هستند، اطلاعات بيشتري بدست مي دهد. بار- اُن96 (2000) تاکيد مي کند که (EQ-1 ) براي اندازه گيري هوش هيجاني و اجتماعي طراحي شده است نه سنجش رگه هاي شخصيت يا قابليت شناختي ،اين مؤلف الگوي خود را چند وجهي ، مرتبط با پتانسيل عمل به جاي عملکرد و معطوف برفرآيندبه جاي نتيجه در نظر مي گيرد و در تعريف عملياتي هوش هيجاني آن را مجموعه اي از قابليت هاي غير شناختي ، صلاحيت ها و مهارتهايي که توانايي فرد را براي مقابله موفقيت آميز با خواسته ها و فشارهاي محيطي تحت تاثير قرار مي دهند مي داند .
بار- اُن الگوي غير شناختي خود از هوش هيجاني را مرکب از پنج حوزه وسيع مهارتها يا قابليت ها مي داند که در درون هر يک ، مهارتهاي خاص تري نيز وجود دارد.
* مهارتهاي درون فردي ( خودآگاهي هيجاني ) جرأت ورزي ، احترام به خود ، خودشکوفايي ، استقلال )
* مهارتهاي بين فردي ( همدلي ، مسئوليت پذيري اجتماعي ، روابط بين فردي )
* سازش يافتگي ( حل مسأله ، آزمون واقعيت ، انعطاف پذيري )
* مديريت تنيدگي (مهارت برانگيختگي ، تحمل برانگيختگي )
* خلق عمومي ( خوش بيني ، شادکامي )
22-2-2- هوش هيجاني :انطباق با رويدادهاي استرس زا
در قرن حاضر که عصر استرس ، اضطراب و مواجهه (کنار آمدن ) ناميده مي شود توانايي کنترل هيجانات ناگوار ، در سلامت هيجاني ، اهميت خاصي دارد ( گلمن ،2001 ) . مواجهه به تلاش هاي شخص درمهار و اداره يک موقعيت فشارزا و چالش برانگيز اتلاق مي شود. رابطه ميان فرآيندهاي مواجهه و پيامدهاي انطباق ، نظير سلامت هاي جسماني و روان شناختي ، در ميان محققان شخصيت ، مورد توجه مي باشد ( زيدنر و ماتيوس97 ، 2002 ) . مدل هاي تبادلي استرس را به عنوان يک فرآيند چند متغيري ، بررسي مي کنند که شامل درونداد (متغيرهاي شخصيتي موقعيتي ) ، برونداد (اثرات لحظه اي وبلند مدت ) و فعاليت هاي ميانجي ( فرآيندهاي برپايي و مواجه) مي باشد .
بيشترين توصيف آشکار از مواجهه ، عقيده کارآيي ( ثمر بخشي ) است . اهميت اصلي فرآيندهاي برپايي و مواجهه اين است که آنها پيامدهاي انطباق را تحت تاثير قرار مي دهند. ( گم98 و همکاران ، 2005 )
علاوه بر اين کنترل هيجانات مختلف ايجاد شده در موقعيت استرس زا براي انجام عمل موفق ضروري است . به نظر مي رسد مواجهه کار آمد نقش محوري در هوش هيجاني داشته باشد. ( گم و همکاران ، 2005 ) بيان کردند که اکثر افراد با هوش هيجاني ، مواجهه موفق تري دارند چرا که آنها با دقت ، حالات هيجانشان را درک و ابراز مي کنند ، مي دانند چگونه و چه وقت احساساتشان را بيان کنند و مي توانند به گونه کارآمد، حالات خلقي شان را تنظيم کنند.
بر همين قياس بار-اُن99 (2002 ) نيز پيشنهاد داد که کنترل استرس و توانايي انطباق ، دو عنصر اصلي هوش هيجاني به شمار مي آيند . به عبارت ديگر ، مواجهه انطباقي ، ممکن است همانند هوش هيجاني در عمل ، تسلط بر هيجانات ، رشد هيجاني و تمايز شناختي و هيجاني تصور شود که به فرد اجازه مي دهد تا در يک دنياي پر از چالش رشد کند. تعاريف هوش هيجاني متفاوتند.
هميشه واضح نيست که آيا هوش هيجاني به معني يک ” متغير پيامد ” است ؛ يعني حل موفقيت آميز چالش هاي هيجاني يا يک (نگرش)براي کنترل رويدادهاي چالش برانگيز که بيان آن مطابق با وابستگي هاي محيطي ، تفاوت دارد . به عنوان يک نگرش ، هوش هيجاني از طريق فرآيندهاي خاص يا رفتارهايي که مواجهه با رويدادهاي هيجاني را ، حمايت مي کند، وارد عمل مي شود. براي مثال يکي از توانايي هاي هسته اي مکمل هوش هيجاني ، کنترل هيجان است . (سالوي100 ،هسه و ماير ، 2001 ) به عبارت ديگر ، مفهومي در چندين سطح متفاوت ، استفاده شود .
1. فرآيندهاي زيربنايي که از کنترل هيجان حمايت مي کنند ، نظير بر چسب زدن به حساسيت هاي بدني ، انتخاب توصيف کلامي هيجان و دستيابي به خاطرات و تجربه هاي هيجان شخصي .
2. رفتارهايي که کنترل هيجان را محقق مي سازد ، نظير ابراز کلامي عصبانيت يا اجتناب از يک تهديد ادراک شده و نمونه هايي از پيامد کنترل هيجان ، نظير ميزان زيان شخص از رويداد، احساس رضايت يا عدم رضايت شخص و مشکلات سلامت فيزيکي که ممکن است در طولاني مدت گسترش يابد.
شکل زير : مدل تبادلي استرس لازاروس101 و فولکمن (1984) را از خود تنظيمي و هيجان نشان مي دهد.

طرح کلي جايگاه هوش هيجاني در مدل تبادلي استرس (لازاروس و فولکمن ، 1984)

اين نظريه پردازش يا فرآيندهاي شناختي را در محور پاسخ هيجاني قرار مي دهند.هوش هيجاني ، در اين مدل ، به عنوان يک ويژگي مشخص است ، يعني مجموعه اي از توانش ها يا مهارتها براي کنترل مؤثر رويدادها ، که ممکن است پيامدهاي انطباقي بعدي را پيش بيني نمايد. در مقابل در خواستها يا چالش هاي محيط ، توانش هاي هوش هيجاني ، انتخاب و کنترل راهبردهاي مواجهه هدايت شده به سوي موقعيت را تحت تاثير قرار مي دهد . سازگاري موفق به انسجام عمل توانش هاي هيجان بستگي دارد. نقص در اين توانش ها ، نظير ادراک و ابراز هيجان در رشد و تحقق بيشتر مهارت هاي پيچيده و مواجهه ، نظير تنظيم هيجان ، اختلال ايجاد مي کنند.(سالوي102 و همکاران،1995 )
23-2-2- هوش هيجاني واجتماعي وعوامل تشكيل دهنده آن ها
الف) مولفه هاي درون فردي
1. خودآگاهي عاطفي (هيجاني)
2. جراتمندي
3. حرمت نفس
4. خودشكوفايي
استقلال عمل
ب) مولفه هاي سازگاري
1. آزمون واقعيت
2. انعطاف پذيري
3. حل مساله
پ) مولفه هاي خلق و خوي عمومي(كلي)
1- خوش بيني
2- نشاط
ت) مولفه هاي ميان فردي
1. هم حسي
2. مسئوليت اجتماعي
3. روابط بين فردي
ث) مولفه هاي كنترل تنش ها
1- تحمل تنش ها
2- كنترل تكانه ها
1- خودآگاهي عاطفي (هيجاني)
‌ميزان آگاهي فرد از احساسات خويش و درك و فهم اين احساسات را بررسي مي كند.
2- جراتمندي :
ابراز احساسات، باورها، افكار و دفاع منطقي و مطلوب از حق و حقوق خويشتن را مورد بررسي قرار مي دهد.
فرهنگ لغت انگليسي آكسفورد مي گويد كه اولين استفاده ثبت شده از اين لغت در يك شعر آنگلوساكسون بوده است كه حدود هزار سال بعد از ميلاد مسيح سروده شده است . در آن شعر معني اين لغت ” به سهولت ترسانده شده ” است. ” كمروبودن ” نشانگر صفت فردي است كه ” به خاطر ترسويي ، احتياط كاري و بي اطميناني ، نزديك شدن به او مشكل است . ” فرد كمرو” هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهايي مشخص يا انجام كاري همراه آنان بيزار است. ” در گفتار يا كردار خود ملاحظه كار است ، از ابراز وجود بيزار است و به طور محسوسي ترسو است. ممكن است فرد كمرو ” كناره گير يا بي اعتماد باشد و يا شخصيتي پرسش انگيز ، بي اعتماد و مشكوك داشته باشد.” فرهنگ لغت” و بستر”كمرويي را به عنوان ” ناراحت بودن در حضور ديگران ” تعريف مي كند.
کمرويي به يک معنا ، يک خصيصه جدي در زندگي فردي و خانوادگي و خسران حيات اجتماعي است . هميشه توده اي از ابرهاي تيره کمرويي ، طلوع خورشيد وجود و ظهور استعداد هاي نهفته را پنهان مي کند.
. به کلام ساده ، کمرويي يعني خود توجهي فوق العاده و ترس از مواجهه شدن با ديگران زيرا کمرويي نوعي ترس يا اضطراب اجتماعي است که در آن فرد از مواجهه شدن با افراد نا آ شنا و ارتباطت اجتماعي گريز دارد . اما كمرويي در ميان بخش قابل ملاحظه اي از جمعيت بزرگسالان ادامه مي يابد.
3- حرمت نفس :
توان خود آگاهي و درك و پذيرش خويش و احترام به خود را بررسي مي كند.
خود آ گاهي و خود باوري احتمالا اثر گذار ترين حالت بر تمام رفتار هاي انساني است. با اطمينان مي توان گفت بدون خود باوري و بدون داشتن اعتماد به نفس و شناخت کافي از خود و بدون باور کردن توانايي هايمان براي انجام عملي خاص نمي توانيم آن عمل را چه عملکرد عاطفي باشد و چه شناختي با موفقيت به انجام رسانيم .
مالنوسکي) به نقل از ذکري رازليقي) عقيده داشت که همه انسان ها به ارتباط اجتماعي نيازدارند . ارتباط اجتماعي به اين مفهوم است : توصيف کردن خود و پذيرفته شدن در ابراز وجود اين ٌ خود ٌ از جانب ديگران ارزشمندي که با ما در ارتباط هستند. تحول شخصيتي عمو ما عبارت است از رشد عقيده انسان نسبت به خودپذيرشي خود و بازتاب خودي که در رابطه ميان خود و ديگران نمايانگر مي شود .
4- خود شكوفايي :
توانايي تشخيص استعدادهاي ذاتي و استعداد انجام دادن كارهايي را كه شخص مي تواند و مي خواهد و از انجام دادن آنها لذت مي برد ، بررسي مي كند.
5- استقلال :
توانايي خود رهبري، خويشتن داري فكري و عملي و رهايي از وابستگي هاي هيجاني را بررسي مي كند.
6- هم حسي:
توان آگاهي از احساسات ديگران و درك و تحسين آن احساسات را بررسي مي كند.
7- مسئوليت اجتماعي :
توانايي فرد را در معرفي خود به عنوان عضوي مفيد و سازنده و داراي حس همكاري در گروه اجتماعي خويش را مورد بررسي قرار مي دهد..
8- روابط ميان فردي :
توانايي ايجاد و حفظ روابط رضايت بخش متقابل كه نزديكي عاطفي، صميميت و داد و ستد مهرآميز از ويژگي هاي آن است، بررسي مي كند.
9- آزمون واقعيت:
توانايي ارزيابي رابطه بين تجربه عاطفي و عينيت هاي موجود را بررسي مي كند.
10- انعطاف پذيري:
توانايي كنار آمدن با هيجان ها، افكار و رفتارهاي فرد را در شرايط و موقعيت هاي مختلف بررسي مي كند.
همه ما انسان ها در شخصيت خود تمايلات خاصي را گاهي او قات در جهت انعطاف پذيري و در ساير مواقع در جهت تصميم گيري آ ني نشان ميدهيم . مطالعاتي در زمينه روانشناسي انجام گرفته است تا تعيين کند که در حوضه شناختي شخص پاسخ يک مسئله را تا چه حد به طور حدسي و تصادفي ( تصميم آ ني ) مي دهد ، يا تصميمي سنجيده تر يا حساب شده تر ( انعطاف پذير تراتخاذ مي کند . ديويد اوينگ (به نقل از ذکري رازليقي) به دو سبک اشاره دارد که با بعد انعطاف پذيري – تصميم گيري آ ني ارتباط دارند اين دو عبارتند از سبک نظام دار و سبک شمي . سبک شمي متضمن شيوه ا ي است که در آن شخص بر

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد پردازش اطلاعات Next Entries مقاله رایگان درمورد احساس حقارت، عزت نفس